مهدی قادری در ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۸:
درود، در نسخۀ دکتر فروغی بعد از این روباعی، روباعی زیر آمده است
" من با تو نیامدم که صحرا بینم یا بر لب جویی به هوس بنشینم
مقصود من آنست که تو لاله و گل میچینی و من درد تو برمیچینم(من گل ز رخت میچینم)"
که در سایت وارد نکردید لطفا این روباعی را نیز وارد سایت بفرمایید
باسپاس فراوان
بهرام چگینی در ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۰۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:
میشه لطفا کسی توضیح بده ؟
معنی این رباعی چیه؟
برمک در ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸۳ - در مدح سعدالدوله:
واژه «باذ/باز» به پهلوی پرواز و پرنده نیز هست(از باد امده) گمانم باز در این سرود سوزنی نیز بدین معنیست همانگونه که گرفتن به چم آموختن امده تا دوستان چه گویند؟ تا بگیرد باز بازان کش خرامیدن ز کبک تا بیاموزد خرامان کبک بازیدن ز باز به رویارویی خرامان کبک و بازان باز بنگرید
گو اینکه میگوید خرامان کبک و بازان باز یک از دیگر اموزد شگرد تیز پروازی و راه کش خرامیدن
رسول لطف الهی در ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۳۷ در پاسخ به پویا حمیدی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:
دوستان منظور حافظ حضرت شاه داعی الله میباشد نه نعمت الله ولی
بهنام در ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۵۹ در پاسخ به مهاجرانی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۱۳ - گواهی دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم هم در دنیا:
سپاسگزارم
علی سراج در ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۸:
در بیت دوم ذوع اشتباه است. ذوق باید بشود. لطفا تصحیح بفرمایید
عارف سماعی در ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۲۷ در پاسخ به برمک دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۵۴ - بر رخش «زلف» عاشق است چو من:
پس خاک، زمین و ماک، اهل زمین را (از قبیل ماکیان و بهایم) گویند.
Nima در ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۱۱ دربارهٔ حکیم سبزواری » دیوان اشعار » ساقی نامه » شمارهٔ ۵ - حکایت:
وزن شعر اشتباه درج شده
فاعلاتن مفاعلن فعلن درستش هست
لولی وش مغموم در ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۷:
در این دوره زمانه ای که به سر میبریم چه بسیارن کسانی که بدون آنکه رشته ای در پیش بگیرند و در آن سرآمد روزگارشوند و نامی در تاریخ این مرز و بوم ثبت کنند،در روزمرگی بی ثمر، روزها،ماه ها و سالها را میشمارند و به سوی مرگ پیش می روند. نه به سده های پیش که به همین سده ی گذشته بنگریم.جستجو کنید نام آوران این دیار برقرار و مقایسه کنید با اکنون.
خالی نبود خاک تو از لعل و گوهر ای وطن من
زیرا که تو را گنج نهان هست فراوان، وطن من
گرگان بیابان دریدن صدبار بدنت را
با پیکر خونین بماندی و سر افراز وطن من
عشقی که درون من خسته ز وطن است
در هیچ نهادی نگذاردم وطن من
این سروده رو فی بداهه به عشق وطن سرودم....
پایدار باشید و برقرار
پیروز در ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۰۶ در پاسخ به حبیب شاکر دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۵:
یک چیز که نظر من رو در مورد این رباعی جلب کرد پستوی عدم بود که زیبا به تصویر کشیده شده خب اگر به معنی پستو مراجعه کنیم میبینم که یعنی اتاق کوچکی که در یک اتاق دیگر بسازید
و این یعنی مرگ و نیستی تنها بخش کوچکی از اتاق بزرگتر یا همان جهان هستی است
و استفاده این واژه در این مکان واقعاً برام جالب بود
احمد خرمآبادیزاد در ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۵۴ دربارهٔ جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۸۷:
در مصرع دوم بیت شماره 6، «دلت دهد» مفهومی است که امروز میگوییم «دلت میآید، دلت راضی میشود». بررسی در متون سخنوران نشان میدهد که چنین مفهومی حتی در سده ششم قمری نیز به کار برده میشده است.
1- جهان ملک خاتون در بیت دوم غزل 1286 میگوید:
«چون دلت میدهد ای سنگدل عهد شکن/بی خطایی که ازین غمزده دل برداری»
2-حکیم نزاری (سدۀ 8-7) در غزل 772 اشاره میکند:
«سرِ پیوند ندارد صنمِ مهر گسل/خود دلش داد که بَرکند چنین از ما دل»
3-ملا احمد نراقی (سدۀ 13-12) در معراجالسعاده، باب چهارم آورده است:
«ابراهیم فرمود ای ملعون، شیطان تویی. [شیطان] گفت آخر دلت میدهد که فرزند خود را به دست خود بکشی؟»
4-نظامی گنجوی (سده ششم) در بخش 82 خسرو شیرین میگوید:
«به ترک بیدلی گفتن، دلت داد؟/زهی رحمت که رحمت بر دلت باد»
کوروش در ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۳۱ - معاتبهٔ مصطفی علیهالسلام با صدیق رضی الله عنه کی ترا وصیت کردم کی به شرکت من بخر تو چرا بهر خود تنها خریدی و عذر او:
زان بلاها بر عزیزان بیش بود
کان تجمش یار با خوبان فزود
یعنی چه
سوره صادقی در ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۴۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۹ - مجلس بزم خسرو و باز آمدن شاپور:
چه آغاز تلخی برای شروع یک قطعه عاشقانه! تیپیکال ایرانی. استقبال از غم عشق ولو در چنان بزم شاهانهای...
سوره صادقی در ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۳۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۹ - مجلس بزم خسرو و باز آمدن شاپور:
چرا صدا کمانچه (=آه آن) باید به موسی تشبیه شود؟ چه داستانی از موسی مرتبط با آه کشیدن هست؟ موسیوار در ارتباط با نواختن ساز میتوانست معجزه دست را تداعی کند. ولی اینجا به صراحت به زدن آه یعنی صدای ساز اشاره دارد یعنی مهارت دست نوازنده مد نظر نیست بلکه صدای تاثیرگذار ساز مد نظر است. ولی نمیفهمم چه دخلی به موسی دارد.
سازهایی که در بزمشان می زدند: چنگ، کمانچه، موسیقار (فلوت پان گویا) و رود. ترکیب سازها هم برای ما امروز بسیار خاص و عجیب هست. (مثلاً اثری از تار، سهتار، تنبور، تنبک و دف نیست) چنگ ایرانی هم که در تمام توصیفها و شعرهای عاشقانه ایرانی مصرانه حاضر هست و اینجا هم چند بار برش تاکید شده، کاش میشد فهمید چه جور صدایی میداده و چه نغمههایی مینواختند که اینطور محبوب بوده. پایینتر میگوید شست در شست صدایش میآمده یعنی به نظر بلاانقطاع. و البته نوازنده رود آواز را هم میخوانده. یا اینکه میشود گفت رود مورد اشاره در بیت بعد همان مطلق آواز و سرود بوده. ولی بنظرم سه ساز برای بزم شاهی کم بوده پس شاید همان ساز رود منظور است.
Heydar Barsam در ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:
سلام بسم از هوا گرفتن در طریقت یک بحث بسیار مهمی وجود دارد بنام تجاذب و چهار نوع تجازب بر مبنای حرکت اجزا عالم هستی تعریف می کنند اول حرکت قوه به فعل مثل نان که انسان میخورد دوم جذب جنس به جنس مثل سیگاری به سیگاری و..سوم جز به کل مثل عقل جزوی به عقل کل و اخرین جذب دروغ یا جذب تقلبی یا مصنوعی هست و شناخت این جذب ها از وظیفه سالک هست که جذب مصنوعی نشود و سعدی در اینجا نظرش در خصوص جذب جز به کل هست میگه اسم ما را از هوا گرفتن و در اخر تنها چیزی از ما می ماند اسمی که از خود باقی می گزاریم سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز مرده آن هست که نامش به نیکی نبرند و تا منیت داری نمی توانی به کل بپیوندی باید از منیت ها عبور کنی یعنی مرگ بر هوای نفس داشته باشی تا به من کل برسی و زنده شوی
سوره صادقی در ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۲۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۹ - مجلس بزم خسرو و باز آمدن شاپور:
انار را تا نوروز میتوانستند نگه دارند جالب است.
بالاتر به ترنج اشاره کرده که شاید همان نارنگی باشد.
میوههای پذیرایی به این ترتیب: نارنگی، سیب، نارنج و انار. ترکیب جالب و تا حدی ناآشنایی برای سلیقه امروز هست. و اینکه نارنج هم بطور جداگانه داخل در میوهها بوده و توصیف میشده و مثلا نه مثل امروز کنار دیس کباب.
سوره صادقی در ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۲۲ در پاسخ به فرهود دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۹ - مجلس بزم خسرو و باز آمدن شاپور:
خیلی ممنون! این البته دقیقتر هست.
یاسر رفیعی در ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹:
درود بر خداوندگار آواز ایران ،خسرو بی بدیل آواز ایرانی ، استاد محمد رضا شجریان
یار در ۴ ماه قبل، شنبه ۸ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:
خیلی زیبا بود. خیلییی
مهدی قادری در ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۹: