گنجور

شمارهٔ ۸۴ - داستان تبه روزی و گرفتاری

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید
 

بیچاره تن من که ز غم جانش برآمد

از دست بشد کارش و از پای درآمد

هرگز به جهان دید کسی غم چو غم من

کز سر شودم تازه چو گویم به سر آمد

آن داد مرا گردش گردون که ز سختی

من زهر بخوردم به دهانم شکر آمد

وان آتش سوزنده مرا گشت که دوزخ

در خواب بدیدم به دو چشمم شرر آمد

جز بر تن من نیست گذر راه بلا را

گویی که بلا را تن من رهگذر آمد

با لشکر تیمار حشر خواستم از تن

از آب دو چشمم به دو رخ بر حشر آمد

جانم بشدی گر نبدی دل که دل من

از تیر بلا پیش من اندر سپر آمد

هر تیر که گردون به سوی جان من انداخت

دل گشت سپر بر دل بیچاره برآمد

چون پاره شد از تیر بلا این دل مسکین

هر تیر که آمد پس از آن بر جگر آمد

بس زود برآمد ز فلک کوکب سعدم

چه سود که در وقت فرو شد چو برآمد

آن شب که دگر روز مرا عزم سفر بود

ناگاه ز اطراف نسیم سحر آمد

بوی تبتی مشک و گل زرد همی زد

وان ترک من از حجره چو خورشید برآمد

زان دیده چون نرگس چون دیده نرگس

در دیده تاریک پر آبم سهر آمد

یک حلقه کوتاه ز زلفش بکشیدم

زان حلقه مر او را به میان بر کمر آمد

زان زلفک پرتاب و از آن دیده پر خواب

یک آستی و دامن مشک و گهر آمد

گفتم که مرا توشه ده از دو لب نوشین

کاهنگ سفر کردم و وقت سفر آمد

از خط وفا سرمکش و دل مبر از من

کاین عشق همه رنج و درد سر آمد

گفتا چه کنم من که ازین عشق جهانسوز

دل در سر اندوه شد و جان در خطر آمد

یک هجر به سر نامده هجری دگر افتاد

یک غم سپری ناشده غمی دگر آمد

چون ابر ز غم دیده من باران بارید

تا شاخ فراق امروز دیگر به بر آمد

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

Nemol در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۳ نوشته:

سلام و درود
توی یکی دوتا از بیت های آخر، به نظرم وزن مشکل داره، احتمالا اشتباه تایپی باشه(باز هم به نظرم!، شایدم بنده دارم اشتبا میکنم)، چون برای شعری چنین خفن، چنین ایرادی بعید است

 

محسن ، ۲ در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۰۱ نوشته:

سه بیت از ابیات آخر موزون نیست , متاسفانه به هر سایتی رجوع کردم ، چون از هم کپی برداری می کنند ، همه همان اشتباه در وزن را داشتند ، گویا اشعار را نخوانده می آورند . بانظر خودم اصلاح کردم ولی مستند نیست :
از خط وفا سرمکش و دل مبر از من
کاین عشق همه رنج و درد سر آمد
اینگونه : {کاین عشق همه رنج و همه دردسر آمد}
گفتا چه کنم من که ازین عشق جهانسوز
دل در سر اندوه شد و جان در خطر آمد
اینگونه : {دل در سر اندوه شد و در خطر آمد}
چون ابر ز غم دیده من باران بارید
تا شاخ فراق امروز دیگر به بر آمد
اینگونه: {چون ابر ز غم دیده من باز ببارید
تا شاخ فراق دگر امروز بر آمد}
با پوزش از مسعود خان سعد سلمان

 

افسانه چراغی در ‫۸ ماه قبل، سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۳ نوشته:

چهار بیت آخر:
از خطِّ وفا سر مکش و دل مبر از من
کاین عشق همه رنجِ دل و دردِ سر آمد
گفتا چه کنم من؟ که از این عشق چهانسوز
دل در سرِ اندُه شد و جان در خطر آمد
یک هجر به سر نامَده، هجری دگر افتاد
یک غم سپری ناشُده، غمّی دگر آمد
چون ابر، ز غم، دیدۀ من باران بارید
تا شاخِ فِراق امروز، دیگر به برآمد

 

افسانه چراغی در ‫۸ ماه قبل، سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۶ نوشته:

اصلاح غلط تایپی حاشیه قبل:
خطِّ - جهانسوز

 

افسانه چراغی در ‫۸ ماه قبل، سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۴ نوشته:

بیت 4 گشت غلط است لطفا تصحیح بفرمایید کُشت
وآن آتش سوزنده مرا کُشت که دوزخ
در خواب بدیدم، به دو چشمم شرر آمد
غم همچون آتش سوزنده مرا کشت. آتش دوزخ در مقابل آن، جرقه آتش است.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.