گنجور

حاشیه‌ها

Bijan G بیژن در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۳۲ در پاسخ به یه بی سواد دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۸:

من هم پس از خواندن حاشیه‌ها که برخی از خوانندگان در مورد یک مصرع ایراد می‌گیرند، بر این باورم که ابتدا باید مفهوم داستان را درک کرد. اما برخی کاربران ترجیح می‌دهند به جای نوشتن درباره درک بهتر مفاهیم شعرها، حاشیه پردازی کنند که ممکن است برای دیگران مفید نباشد.

ALI MUSAVY در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مجنون و لیلی » بخش ۲ - مناجات در حضرت واهب منی و نجات:

بیت 4 مصرع اول "بردار" صحیح ست.

سما سمایی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۳ در پاسخ به علی فروردین دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۴:

شاعر در خوابی شیرین، لبِ یار را می‌بوسد ولی حاصلِ خوابِ خوش، چیزی جز حسرت کشیدن (انگشت گزیدن) در بیداری نیست.

سما سمایی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۹ در پاسخ به سهراب دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۴:

"از خواب نباشد به جز انگشت گزیده"

از خوابِ خوش به جز حسرت (انگشت گزیدن) چیزی حاصل نمی شه.

سما سمایی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۵ در پاسخ به ادوین دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۴:

دلِ صاحب نظران را که مانند پرنده است جز با تیرِ ابروی مانندِ کمانت (اشاره به تیر و کمان دارد) بدست نیاوردی. 

Soute del در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۱۵ در پاسخ به حمید دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۹۲:

مهله یعنی مگذارد

غمت مهله که مو تنها نشینوم،، یعنی غمت نزاره تنها بشینم

Mehrdad در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۱۳ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۲۶:

بیت ششم مصرع دوم دهان درست است اشتباه تایپ شده

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۳ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق » شمارهٔ ۴۹:

بر: کنار

بوک: بوکه، بود که، باشد که، امید است که

تا بوک: بدان امید که

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۷ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق » شمارهٔ ۳۱:

فروخت مخفف افروخت

سرجمله کنایه از خلاصه و گزیده

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۳ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب پنجاهم: در ختم كتاب » شمارهٔ ۲۹:

بنیوشد: بشنود

از مصدر نیوشیدن به معنی شنیدن

نیوشا از همین مصدر است یعنی شنوا

علی ... در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۱۳ در پاسخ به اهورا دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳:

یعنی دلاوری،مرام،مردانگی 

رضا س در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۸:

سه چهار بیت از ابیات این غزل به سبک خواجو گفته شده‌اند که معانی دیریاب دارند و با نگاه اول و آسان معنی نمی‌شوند. در مورد ابیات ۵ و ۶ این غزل چند نکته داشتم:

نقطه خال تو بر لوح بصر نتوان زد

مگر از مردمک دیده مدادی طلبیم

مداد در قدیم بیشتر به معنای جوهرِسیاه و مرکب و سیاهی به کار برده میشده. این بیت از خواجو رو ببینید:

«گهی که شرح فرافت کنم بدیده سواد/

شود سیاهی چشمم روان به جای مداد»

معنی بیت حافظ هم به نظر من اینه:

دیدن خال تو(یا رسیدن به وصال تو) به آسانی و راحت به چشم (یا دست) نمی‌آید، مگر اینکه انقدر اشک بریزیم که سیاهی چشم تغییر رنگ دهد. کلمه‌ی لوح در مصرع اول رو اگه به جای سفیدی چشم بگیریم، مداد هم سیاهی چشم رو تداعی می‌کنه. ضمن اینکه لوح(در اینجا سفیدی چشم)، بصر، مردمک، دیده، مداد(در اینجا سیاهی چشم) همه به دیدن و چشم اشاره دارند.

****

عشوه‌ای از لب شیرین تو دل خواست به جان

به شکرخنده لبت گفت مزادی طلبیم

مزادی به معنی بیشتر و زیادتر و همینطور مزایده و حراج هم هست.  دو جور میشه برداشت کرد:

۱- دل من عشوه یا بوسه‌ای از لب معشوق خواست و در ازایش حاضر بود جان خود را تقدیم کند که معشوق خنده‌ای کرد و گفت باید بیشتر پرداخت کنی و جان تو ارزش چندانی در ازای لب من ندارد.

۲- دل من با تمام وجود و جان خود خواهان لب معشوق شد که به شوخی جواب شنید که هرچقدر هم که از دل و جان خواهان باشی ولی افراد دیگری هم در نوبت هستند و حاضرند بیشتر هزینه کنند و باید در حراج و مزایده شرکت کنی!

محسن برازنسکی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۰۳ در پاسخ به سعید محمودی دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:

چی میزنی هفته خودتی خدایی به سمت بالا میره پس به آسمان میزنه؟

میگه به آسمان بورو و به ری مشتی بکوب در ادامه هم ری رو تکرار می‌کنه ضمن اینکه برای خطاب قرار دادن آسمان از کلمه وی استفاده نمیشه 

 

 

 

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۵۲ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۷:

متاسفانه در حاشیه‌ها استفاده از "مانا" به جای "معنی" زیاد شده و این درست نیست. 

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۴۰ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود » شمارهٔ ۳۵:

دَیّار به معنی شخص، کس، فرد

سعید محمودی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۸ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:

کلمه وی صحیح است و دماوند بعنوان خشم زمین در حال رویارویی با آسمان است که نماد فلک و گردون هست که به زمین و زمینی ها ستم کرده.

البته ری در ابیات بعدی آمده که نشان سفلگی اهل آن دیار و در آنزمان است. که ظاهرا کنون هم برخی از آنها، با آسمان ریسمان بافتن سعی در تغییر معنی شعر برای نهادن واژه ری، بجای وی که درست است دارند.

سعید محمودی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۱ در پاسخ به سعدی جان دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:

اتفاقا وی صحیح است. اصلا دماوند به ری ربطی ندارد. اتفاقا پایتخت نشین ها با تحریف در حال حذف واقعیتها هستند.‌از جمله نامگزاری شهری بنام دماوند در استان تهران که اصلا ربطی به قله دماوند ندارد. یا تحریف کتاب دوم دبستان که امکنه شهرها را با نام منطقه جغرافیایی آورده ولی به دماوند که رسیده خالی گذاشته تا بعدا کارش را تکمیل کرده و از آن تهران بنامد

یعنی عکس بیستون هست نوشته بیستون کرمانشاه

عکس سی و سه پل گذاشته و نوشته سی و سه پل اصفهان

عکس دماوند گذاشته و هیچی ننوشته. باید مینوشته دماوند آمل یا دماوند تهران

همچنین در اخبار شبکه تهران، عکس دماوند را نشان میدهد که ربطی به این شهر ندارد.

یا با پول ملت، در تهران پوسترهای دماوند و مناطق زیبایش میزند و مینویسد تهران!

سعید محمودی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۱۴ در پاسخ به ناشناس دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:

ری که بدون مشت هم و با یک فوت هم خراب میشود. دماوند که نماد پهلوانی مازندران و آمل و دیار پهلوان خیز شمال است در قصیده چون پهلوانی به مبارزه با آسمان و گردون و فلک فرا خوانده شده.

سعید محمودی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۱۲ در پاسخ به کوکب دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:

ری اشتباه هست و استدلال شما نابجاست. اگر رشته مشت زنی را بدانید مشت را میشود از زیر یا از پهلو هم زد. ولی چون گردون به زمین ستم کرده، دماوند چون مشتی خواهان انتقام از فلک هست و وی درست است

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹:

واشوقاه واژه‌ای است برای بیان آرزومندی و اشتیاق. 

شوق و آرزوی دیدن یوسف در کنعان.

۱
۱۵۹۴
۱۵۹۵
۱۵۹۶
۱۵۹۷
۱۵۹۸
۵۷۲۹