گنجور

حاشیه‌ها

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ ابوالفرج رونی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۴ - در مدح منصور سعید:

برج ثور است مگر شاخ سمن که گلشن را شبه پروین است

که گلش را شبه پروین است

مسعود هوشمندی حقوقدان در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

تاب صحیح است اما نه به معنای تا...به!!!کجا

 

دوستان حافط میفرماید صلاح کار کجا؟من خراب کجا؟

 

این خرابی دلالت وضعی دارد بر حال واحوال یک انسان بی نای و رمق و اینجا حافظ خودش را و اوضاع و احوال خودش را تعریف میکند

 

ما از طریق دلالت عقل باید قافیه و یا منظور حافظ را درک کنیم

فطعا میفرمایید چگونه؟

 

انسان خراب یعنی فردی که حالت مستی دارد و بی تاب و توان است

مگر جز این میتواند باشد؟

 

این رندی و زیرکی و نکته و دقیقا نکته ظریفیست در شعر حافظ که میخواهد بگوید. تاب و توان من خراب کجاست؟

 

لذا اگر بخواهید دنبال معنا باشیم باید به ارتباط معنوی لغات هم توجه کنیم

 

بنظر حقیر وآنگونه که از تحلیل و رابطه بین الفاظ می فهمم حافظ نیامده است تفاوت دورراه را به ما نشان دهد او در مقام سنجش حال خود یعنی حال خراب با یک حال نرمال است که صلاحش در نرمال بودن است لذا میپرسد تاب توان من کجاست که بتوانم به آن نقطه صلاح کار برسم این است که تاب را در مقابل خراب یا بی تاب آورده است

اگر بخواهیم به زبان شعر آنرا بگوییم

اینگونه است

 

صلاح کار کجا و من بی تاب کجا؟

ببین تفاوت ره کجاست؟ تاب کجا؟

 

یعنی تفاوت ادم سرحال و شاد و ادم بی تاب یا خراب راذببینید از کجاست تا بکجا

 

این موضوع را من قبلا هم در نطرات ارسال کردم و دوست داشتم دوستان پیرامون این برداشت چیزی بنویسند 

 

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۴۶ - باقی قصه ورقه و گلشاه:

پس از بیست سال ار بمیرم رواست ...

که آخر تن آدمی مرگ راست

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۳۱ دربارهٔ عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۴۶ - باقی قصه ورقه و گلشاه:

همی گفت ای داور راستی خداوند افزونی و کاستی

خداوند افزونی و کاستی

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۴۶ - باقی قصه ورقه و گلشاه:

برآمد برین کار یک سال راست ...

نگر حکم ایزد که چون بود راست

 

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۴۶ - باقی قصه ورقه و گلشاه:

به روزی دوره خلق نزدیک گور ...

دو ره یعنی دو بار

مردم روزی دو بار به سر گور می‌رفتند

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۲۵ دربارهٔ عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۴۶ - باقی قصه ورقه و گلشاه:

کشید از بر گور شاه جهان یکی گنبد سر سوی آسمان

یکی گنبدی سر سوی آسمان

امین مهدی جدیدی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷:

استاد محمودی خوانساری نیز در قالب برنامه نوایی از موسیقی ایرانی 104 در دستگاه سه گاه این غزل رو به شیوه بسیار ماهرانه که سبک خاص خوانش خود ایشان می باشد (ولاغیر) خوانده اند.

رسول در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۸ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

باعث مردن بلای عشق جانان شد ...

باعث مردن بلای عشق جانان شد مرا

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۱ در پاسخ به محسن برازنسکی دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:

دوست گرامی استفاده میشه و میدونیم که اگر غیر انسان مخاطب قرار داده بشه تشخیص هست جز این بود آرایه ای با نام تشخیص یا جان بخشی یا استعاره را نداشتیم البته انواع و اقسام استعاره داریم ؛

دیگر آن که در متون و نثر ها٫ وی٫ بیشتر برای انسان کاربرد دارد اما در اشعار میتوان خلاف این را دید 

رسول در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴:

خنده کن که زخم دل خونین مرا ...

خنده کن خنده

رسول در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۱۷ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴:

تو همان طایر فرخندهٔ اوج شرفی ...

شرفی

حامد در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:

گویند برو تا برود صحبتت از دل ...

در نسخ دیگر دیوان، این بیت اینگونه نوشته شده:

گویند به دوری بکن از یار صبوری
در مهر تفاوت نکند بعد مسافت

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۵ دربارهٔ عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۳ - آغاز قصه:

چنان شد دل آن دو نخل ببر که نشکیفتند ایچ از یکدگر

نشکیفتند: شکیبایی نداشتند

طاقت دوری یکدگر را نداشتند

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۱ دربارهٔ عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۳ - آغاز قصه:

همه حی‌های عرب سر به سر سوی داد و دین آوریدند سر

حَی به معنی قبیله، طایفه، ایل

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۳ - آغاز قصه:

چو از مکه پیغمبر ابطحی به یثرب شد و کار دین شد قوی

به یثرب شد

یثرب نام قدیم شهر مدینه است که بعد از هجرت رسول به آنجا، نامش را به مدینه‌الرسول یعنی شهر پیامبر تغییر دادند.

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۲۵ دربارهٔ عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۳ - آغاز قصه:

سخن بی شک از نظم رنگین شود ...

سخن را به عروس تشبیه کرده که به دست آرایشگر مرتب و بسامان و زیباتر می‌شود.

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۳ - آغاز قصه:

سخن بر تو نیکو کند کار زشت ...

سخن ره نُماید به سوی بهشت

اسما محدث در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۳۵ - و له ایضاً:

برحسب کتاب حسین بحرالعلومی بعضی ابیات خطا نوشته شده. لطفا تصحیح شود.

بیت اول:    زهی بلند جنابی که سایه جاهت/// همیشه بر سر خورشید آسمان گردست

بیت چهارم:    براند دیده من سیل بر جهان وهنوز/// میان شادی و طبعم همان چنان گردست

بیت نهم:     ز گلسِتان عطایت چو قسم من خار است/// مرا در آن چه که در دست دیگران وردست؟

بیت آخر:    حکایت من و این کارنامه ها اکنون/// همان کلیدِ در جامه دان و آن مردست

 

محمد اردستانی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

ای شاه! عشق، پرور! مانند شیر مادر

ای شیر! جوش، در رو. جان پدر! به رقص آ

۱
۱۵۹۳
۱۵۹۴
۱۵۹۵
۱۵۹۶
۱۵۹۷
۵۷۲۹