مهیار در ۴ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۷:
وقتی دختر گژدهم (گردآفرید)، با خبر شد که فرمانده دژ سپید (هجیر) اسیر شده است،
مهیار در ۴ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۷:
او زنی بود که مثل پهلوانی سوارکار، همیشه در جنگها نامآور و مشهور بود.
alex mader در ۴ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۱۶ در پاسخ به کامران ایازی دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۲۴:
به نظرم جواب شما را خود صائب گفته است:
یک شعله شوخ است که در سیر مقامات
گاه از شجر طور و گه از دار بلندست
امید صادقی در ۴ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۳۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۳۳:
گو مباش به چه معنی هست؟
امید صادقی در ۴ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۳۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۳۳:
منظور از عالمان و زاهدان چه افرادی هستند؟ فردی که حکایت در مورد اوست جزو کدام دسته است؟
سید علی فدایی در ۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۲:
به گمان من بس در مصراع اخر ایهام دارد و در دو معنی «کافی» و «بسیار» به کار میرود
جهن یزداد در ۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲۷:
همی پشت زین خواهم و تیغ و خود
درع بسیار نچسپ است اینجا
جهن یزداد در ۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۴:
تو تخم کیانی و کی گوهری
منظر اینجا هی چ پیوندی ندارد
مگر نمیبینید که در دنباله ان میگوید بجا اوریدن نٓژاد و گهر
میم الف در ۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۷۶ - تفسیر رجعنا من الجهاد الاصغر الیالجهاد الاکبر:
در خوانش آقای حامدی دو جا اشتباه خواندند:
این قدم حق را بود کو را کُشد
یعنی آتش را بکُشد و خاموش کند.
و
به سوزن برکَنم. نه برکُنم. یعنی حتی با کمک سوزنی کوه را بکَنم
سید علی فدایی در ۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۳ دربارهٔ اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۱:
در مصرع چهارم با توجه به ارتباط معنایی با مصرع های قبل واژه دوم مُلک خوانده میشود
سید علی فدایی در ۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۰:
حصه به معنای نصیب و بهره
دکتر صحافیان در ۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۳:
نوازنده عشق چه آهنگ خوشی دارد، هر آوا و نوایش راه به جایی فراتر دارد.( راه، زخم، نقش، عشاق و ناله اصطلاحات موسیقی)
عالم از ناله عشاق مبادا خالی
که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی( خانلری:صدایی) دارد
هستی از بانگ عاشقان(اثر مطرب عشق) هرگز خالی نباد، که این نوا موزون و شادی افزاست(مطرب عشق، ناله عشاق،مذهب عشق، قند پرست، باده پرست و روح دیگر ابیات بر محور عشق است)
۳- پیر دردنوش و باده پرست ما اگرچه ثروت و قدرت ندارد، اما خدایی خطاپوش و گشاده دست دارد( که عشق را به او ارزانی کرده)
۴- دل عاشقم را بزرگ شمار، که این مگس شیفته قند( لبت)، آنگاه که عاشقت شد، شکوه و جایگاه همایی پیدا کرد.
۵- اگر پادشاه عشق، جویای حال گدای همسایه اش شود دور از عدالت نیست!
۶- اشک خونینم را به پزشکان عرضه کردم، گفتند درد عشق است و دوایش هم جگرسوز است.
۷-(با این حال زار و عدالت متوقع از تو) از کرشمه های چشمت ستمگری نیاموز، که هر کاری( توجهت به معشوق) اجر و ثوابی دارد.
۸- چه زیبا گفت آن شاهد ترسای باده پرست(معنای عرفانی: واردات قلبی)، به سلامتی یاری بنوش که صفای درون دارد.
۹- پادشاها، حافظ که ملازم درگاه توست، نخستین سوره را خواند و از تو آرزوی دعا( آخر سخن) دارد.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
سیامک یوسفی در ۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۲۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۱ - سرآغاز:
بند نخست این سروده همیشه سرچشمه گفتگو و بگو مگو بوده. این شاید از این رو باشد که واژه زبان هم میتواند نشان از پاره ای از پیکر جانداران باشد که ماهیچه ای در دهان است و هم آنچه که برای گفتار به کار میرود. در یکی از سروده های حافظ هم بسیاری از پژوهشگران بر سر این واژه هم آوا نیستند تا جایی که در بسیاری از چاپ ها آنرا جایگزین کرده اند.
- اگر زبان را ماهیچه ای در دهان پنداریم بند اول این سروده میگوید که هر چند بسیاری از جانداران زبان در دهان دارند تنها آدمیان آنرا برای سخن گفتن به کار می گیرند و این خواسته یزدان است.
- اگر بگوییم واژه زبان اینجا همان گفتار است سعدی مانند حافظ "سخن" و سخنوری را بر تر از "زبان" کوچه و بازار می داند.
حافظ میگوید
به بستان رو که از بلبل "زبان" عشق گیری یاد - به مجلس آی کز حافظ "سخن" گفتن بیاموزی
بسیاری گفته اند "طریق عشق گیری یاد" که درست نیست زیرا آوازه بلبل به بلبل زبانی است نه بلبل طریقی. و "طریق" هم در نیم بند نخست با "سخن" در نیم بند پسین سازگاری ندارد.
زنده باشید
مجید majidrazzazi@gmail.com در ۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۲۵ در پاسخ به رحمت الله ضیایی دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸:
غیر از پاسخ دوست عزیزم این نکته هم قابل تامل است که لب با نقل از نظر شیرینی تناسب دارد.
کاش دوستان موارد واضح ادبی را مورد خدشه قرار ندهند.
مجید majidrazzazi@gmail.com در ۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۱۹ در پاسخ به سید احمد مجاب دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸:
"از در" به معنای شایسته بوده و هیچ چیز هم جا نیفتاده است.
عالی در ۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:
درودها بر شما جناب عباسی؛ بنده به نوبهی خود، از شما، بابت توضیحات کاملی که برای واژههای عربی فرمودید، بسیار سپاسگزارم. خرم باشید و پدرام.
مجید majidrazzazi@gmail.com در ۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۰۳ در پاسخ به ناشناس دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸:
هیچ نسخه ای از نسخ معتبر دیوان عراقی مصراع "به عالم هر کجا درد دلی بود" را به این ترتیب که نوشته اید ضبط نکرده است.
در بیت چو خود کردند راز خویشتن فاش/ عراقی را چرا بدنام کردند" اولا تمام ابیات قبل با مولفه" افشای راز" ارتباط معنایی دارد و درثانی پارادوکس مفهومی دو مصراع، آن را تا به شکل اعجاب آوری زیبا کرده است که در مصراع پیشنهادی شما این تضاد معنایی، به فنا میرود!
دوستدار ادبیات پارسی در ۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۰۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۷ - مناظرهٔ خسرو با فرهاد:
بگفت او ان من شد زو مکن یاد
بگفت این کی کند بیچاره فرهاد...
درود بر نظامی بخاطر سرودن همچین شعری
دوستدار ادبیات پارسی در ۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۰ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۰۰ در پاسخ به کیهان دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۴ - بر تخت نشستن خسرو به مدائن برای بار دوم:
نکته بسیار خوبی بود. درود بر شما.
مهیار در ۴ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۲۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۷: