جهن یزداد در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۳۵ در پاسخ به 7 دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۵ - گفتار اندر آفرینشِ آفتاب:
آپاختر و خورتاو شمال و جنوب و خوراسان و خور امان دو سوی جهان است خور اسان را خور ایان و خور بران را خور امان نیز میگفتند همانگونه که خاور از نگاه واژه پیوندی با خوربران و خور امان ندارد باختر نیز پیوندی با خور اسان ندارد باختر را به بلخ بختری = بهتری میگفتند
این سروده درستش اینگونه است
نگیرند مر یکدگر را گذر
نباشد از این یک روش راست تر
و در اینجا راست = راس = راه است
در نگاه پارسی تاریکی و مغرب و غربت و غریب را ایوار و اوار و اویرو خاور گویند - نیم روز نیز خورتاو نیست نیمروز همانست که به عربی انرا جنوب میخوانند و در پارسی نیمروز است
سجاد رشیدی پور در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۱:
دو غزل پشت سر هم به عنوان یک غزل درج شده است. غزل اول با مطلع «ریزد ز بس غبار دل از هر فغان ما/ پر خاک شد چو حلقه ی دام آشیان ما» و غزل دوم با مطلع «خوش آن زمان که سر مهر بود خوبان را/ کرشمه منع نمی کرد آه و افغان را»
امین در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۸۷:
بسیار زیبا بود
حیف برخی شاعران ما که انقد بهشون بی توجهی میشه...
Mohsen moghaddas در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۴۷ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۶۵ - نامهٔ پنجم اندر جفا بردن از دوست:
با عرض احنرام، ادعایی. بس گزاف و به غایت نا درست است که بگوییم پش از فخرالدین گرگانی نامی از آرش برده نشده و قدیمی ترین منبع است. کمی خنده دار است! شما درباره یک شخصیت اسطوره ایی ریشه دار در فرهنگ باستانی صحبت می کنید نه داستانی در ششصد سال پیش!
جهن یزداد در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۹ در پاسخ به دکتر ترابی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک:
نخست انکه گشن هم برای مرد و هم برای زن است و به گشنی خواستن هیچگاه نیامده -
هنگام مستی و می یکی از مردان جنگی را میکشت چرا که دیوانه خوی بود
هر چها بیت اگر از فردوسی باشد جایش اینجا نیست جایش پس از بیت پنجم داستان آزی دهاک و پیش از دو پاکیزه از خانه جمشید است
شده بر بدی دست دیوان دراز
ز نیکی نرفتی سخن جز به راز
پس ایین ضحاک وارونه خوی
چنان بد که چون می بدش ارزوی
ز مردان جنگی یکی خواستی
بکشتی که با دیو برخاستی
کجا نامور دختری خوبروی
به پرده درون پاک و بی گفتگوی
پرستنده بردیش در پیش خویش
نه آیین و کیش و نه دین کییش
دو پاکیزه از خانه جم ِ شید
برون اوریدند لرزان چو بید
ز پوشیده رویان یکی شهرناز
دگر پاکدامن بنام ارنواز
-
در باره پرستنده هم سخن از خوبرویان نیست سخن از نامور دختران ِ خوبروی ِبه پرده درون ِ بی گفتگوی است انان را
به زور پرستنده خویش میکرد پرستنده = داده و داه - است -
نه رسم کیی بود و آیین و کیش - بی گمان واژه رسم از فردوسی نیست - هر جا در شاهنامه امده یا همه بیت از فردوسی نیست یا واژه دگر را برداشته جای ان رسم نهاده اند نخست راه و یا آیین و یا وازه ای پارسی دگر بوده - - این همه سروده های فردوسی که عربی در ان امده جز اندکی از اندک هیچ یک از فردوسی نیست و هرجا در شاهنامه فردوسی عربی دیدم دو نشان داشت یا سست بود و از بیخ و بن از فردوسی نبود و بی ان سخن درست بود و امدنش زیانبار است و نبودنش بهتر و گزیده تر بود یا انکه در ریشه عربی نداشت و واژه ای پارسی انرا برداشته و انرا با واژه ای عربی گفته اند و درست ان از فردوسی بی عربی بود مگر چند بیتی اندک که از خود فردوسی است - انکه جای واژه عربی چیز دگر بوده مانند یکجا دهر را جای واژه شهر گذاشته اند یا منظر را جای گوهر نهاده اند فردوسی جز چند واژه انگشت شمار که بیشتر نامند هیچ واژه عربی نیاورده و به روزگار فردوسی زبان مردم پاک بود و فردوسی شاهنامه را به زبان مردم پاک گفت و نه به زبان دبیران
غمناک ابددوست در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۵۶ در پاسخ به MissSari دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴:
سلام
بالاتر حاشیه نوشته اند
میتونید از طریق وبلاگ خودشون هم باهاشون در ارتباط باشید
جهن یزداد در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۳۲ در پاسخ به دکتر ترابی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک:
این چه سخن بیراهیست بنگر چه میگوید
نگر تا نباشی به ابادشهر
ترا در جهان دشت و کوه است بهر
خورشگر بدیشان بزی چند و میش
سپردی و هامون نهادند پیش
کنون کرد از ان تخمه دارد نژاد
کز اباد ناید به دل برش یاد
بنگر که میگوید در جای اباد( ده و شهر ) نباشی و ترا در جهان دشت و کوه است بهر و برای گذران زندگی بدیشان بزی چند و میش داد و انان راه دشت و کوه پیش گرفتند و هیچ از ابادی یاد نکردند - چه کسانی درامدشان از پروراندن بز و میش است و پیوسته در کوه و دشتند ؟ واژه کرد را تا صد سال پیش به پارسی کوچروان ، پارسی دشتیاران و کوهیاران میگفتند و بلوچ و پشتو و دری زبان و لر و دیلمی و هر ایرانی زبانی همه را کرد میگفتند و هیچ شهری و روستایی را کرد نمیگفتند و هیچ ترک و عرب نیز پارسی نیست تا کردش خوانند تنها دشت یاران و کوهیاران پارسی (پرشیا و نه فارسی زبان ) را کرد میگفتند و در نوشته های کهن پیوسته انان را کردان پارسی مینامیدند و به پنج رم استان پارس ( یک رم گیلویه که رم ایگان - رم ایجان بود و دوم رم بازنگان سوم رم جیوان -گیوان و چهارم رم للگان (دایگان ) و پنجم رم کاریان ) نیز کردان پارس میگفتند و هر چه کرد در نوشته های پارسی و پهلوی و ارمنی و سپس عربی امده برابر با کوهیاران و دشتبانان پارسی است چه بلوچ باشد چه دیلمی و چه پشتو و لر و شول و کلهر وکرمانجی و پامیری و چه دری زبان ( این پارسی دری که تازگی زبان مردم شده )-
به کوچروان استان فارس بزرگ از خوزستان تا کرمان میگفتند کردان پارس انشان
به همه کوچروان ایرانی ، روی هم کردان پارسی میگفتند
در شرفنامه بدلیسی هم کرد را به همینگونه میشناخته و او خود میگوید من تنها کردان این سوی ایران را میشناسم وگرنه کردان در همه جا در سیستان و خراسان و همه جای ایران هستند
جهن یزداد در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۵۱ در پاسخ به شـایان دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک:
شاهنامه میگوید دارد - انکه داد نوشته تایپیست است - واژه داد اهنگ سروده را در هم میریزاند
جهن یزداد در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۴۸ در پاسخ به حمید-م دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک:
ههههه دو مرد جوان را کشان و زنان ( دست و مو کشان و لت زنان ) پیش خوالیگران تاختند و نه زن و زنانه هههه-و بیگمان دمان در اینجا بیخود و بیراه است
رضا از کرمان در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۱۵ در پاسخ به امید صادقی دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱ - سرآغاز:
جناب صادقی عزیز سلام
سعدی علیه الرحمه میفرمایند اول کار باید سر گرگ را برید نه بعد از اینکه گوسفندان خلق رو پاره کرد که دیگه فایده نداره وحکم نوشداروی پس از مرگ سهرابه
رضا از کرمان در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۱۰ در پاسخ به امید صادقی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵:
سلام جناب صادقی عزیز
من به خاک قدم دوست زندهام وبرای من حکم آب حیات رو داره واگر من رو بین شادی وخرمی جهان وغم دوست مخیر کنند قطعا غم دوست رو انتخاب میکنم.
شاد وخرم باشید
رضا از کرمان در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۰۴ در پاسخ به مهرگان دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۹:
مهرگان عزیز سلام
چون دیدم سایر بزرگواران برای شما پاسخی مرقوم نداشتند آنچه از معنی بیت بنظرم آمد برایتان مینویسم:
وقتی عزیزم تو بیایی دیگه لازم نیست که در پیش تو من حدیت عشق وفراق را بگوییم ویا از خودم صحبت کنم و آنگاه که تو در مقابل من ایستادهای شرط ادب حکم میکنه که من به پایت بیفتم.
شاد وخرم باشید
Yaser M در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۵:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶:
در بیت آخر عهد قدیم اشاره به کتاب مقدس هم دارد که حافظ در ابیات قبلی به حضرت عیسی و معجزات او اشاره کرده است
حبیب شاکر در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۵:
سلام بر همدلان گرام
مائیم که با بند علل در بندیم
در بند ندانم که چرا خرسندیم
دیوانه چو دیوانه ببیند خندد
ما نیز چو دیوانه به هم می خندیم
سپاس و تبریک ماه مبارک رمضان
امید صادقی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵:
معنی مصرع دوم بیت 1 (گر دو جهان خرمیست ما و غم روی دوست) را لطفا بفرمایید.
مجتبی میرکاظم پور در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۳۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » تورکون دیلی:
الله روحین شاد ائله سین ....
وحید فرازان در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۱۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸:
سه بیت اول این غزل زیبای سعدی علیهالرحمه را با صوت زیبای سید جواد ذبیحی شنیدهام.
امید صادقی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۵۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱ - سرآغاز:
در بیت 38 (سر گرگ باید هم اول برید) معنی هم چیست؟
امید صادقی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹۱:
آیا بیت 4 درباره شهادت در راه خدا صحبت میکند؟
سئنا در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۰۱ - کرامات آن درویش کی در کشتی متهمش کردند: