گنجور

غزل ۴۵۵

 
سعدی شیرازی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان

کاین شب دراز باشد بر چشم پاسبانان

بر عقل من بخندی گر در غمش بگریم

کاین کارهای مشکل افتد به کاردانان

دلداده را ملامت گفتن چه سود دارد

می‌باید این نصیحت کردن به دلستانان

دامن ز پای برگیر ای خوبروی خوش رو

تا دامنت نگیرد دست خدای خوانان

من ترک مهر اینان در خود نمی‌شناسم

بگذار تا بیاید بر من جفای آنان

روشن روان عاشق از تیره شب ننالد

داند که روز گردد روزی شب شبانان

باور مکن که من دست از دامنت بدارم

شمشیر نگسلاند پیوند مهربانان

چشم از تو برنگیرم ور می‌کشد رقیبم

مشتاق گل بسازد با خوی باغبانان

من اختیار خود را تسلیم عشق کردم

همچون زمام اشتر بر دست ساربانان

شکرفروش مصری حال مگس چه داند

این دست شوق بر سر وان آستین فشانان

شاید که آستینت بر سر زنند سعدی

تا چون مگس نگردی گرد شکردهانان

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » پیوند مهر » ادامه ی ساز و آواز

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 573 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 864 🔹چلیپایی زیبا از استاد عباس اخوین، ۱۳۶۰ خورشیدی. 🔺با تذهیب استاد زهره زمانیان.خفته خبر ندارد سر بر کنار جانانکاین شب دراز باشد بر چشم پاسباناندلداده را ملامت گفتن چه سود داردمی‌باید این نصیحت کردن به دلستانان

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

جدا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۸ نوشته:

سلام.
استاد محمدرضا شجریان و استاد فرهنگ شریف , این غزل زیبا را در اثری به نام پیوند مهر در اوج زیبایی اجرا کرده اند.
پیشنهاد می کنم حتما بشنوید...
بادرود.

 

حسن پور در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۱۱ نوشته:

این شعر سعدی جواب و نصیحتی است به عشق های امروزی وقتی که حضرت می فرمایند:
من ترک مهر اینان در خود نمی‌شناسم
بگذار تا بیاید بر من جفای آنان

 

محمد در ‫۶ سال قبل، سه شنبه ۹ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۰۳ نوشته:

این غزل زیبا اشاره می کنه به عاشق شدن سعدی بر دختر تاجر شکر فروش مصرذی که به علت عدم هماهنگی وضعیت مالی دختر تاجر به کس دیگه ای سپرده میشود

درضمن مصرع دوم بیت یکی مانده به اخر درستش اینه
این استین بر سر وان استین فشانان
که اشاره می کنه در حال که خانواده تاجر به جشن پایکوبی مشغولند سعدی بر سرش میزنه
با توجه به غمی که سعدی داشته
این دست شوق بر سر وان استین فشانان
باید غلط باشه

 

دکتر ترابی در ‫۶ سال قبل، سه شنبه ۹ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۵۵ نوشته:

دلم به حال سعدی شیراز سخت میسوزد
که تاجر شکر مصر، قدر وی نشناخت!

 

مهدی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۶ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۵۱ نوشته:

قابل توجه محمد عزیز
آستین بر سر داشتن به معنای بر سر زدن نیست. اینکه در مصراع دوم از بیت دهم "دست شوق بر سر" دیده می شود به کلمه "مگس" در مصراع اول اشاره دارد. اگر دقت کرده باشید مگس وقتی به چیز شیرین می رسد دائما دست بر سر می کشد.

 

کیان در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۳۲ نوشته:

واقعا که شنیدن این غزل با صدای استاد شجریان و تار فرهنگ شریف در آلبوم " پیوند مهر " دیوانه کننده س...

 

در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۸ دی ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۲۶ نوشته:

خدایا شکرت که سعدی را آفریدی، شجریان را آفریدی000
امثال این بزرگان با آثارشان باعث آرامش انسا ن میشوند0

 

۷ در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۳۵ نوشته:

شکرفروش مصری حال مگس چه داند
این دست شوق بر سر وان آستین فشانان
آستین فشاندن=معادل امروزی آن دست رو حرکت دادن و برو بابا گفتن
از این سو مگس از سر شور و شوق بر سر میزند و از آن سو شکر فروش با دست افشانی او را دور میکند و به او میفهماند که از او بیزار است.
و در بیت بعد:
شاید که آستینت بر سر زنند سعدی
تا چون مگس نگردی گرد شکردهانان
سعدی گرد شکر دهانان که میگردی چه بسا از تو بیزاری جویند

 

داریوش در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۱۰ نوشته:

درک صنایع ادبی واقعا سخته، این شعر پر از صنایع ادبیه و چون در قدیم شکر فروشها اکثرا یا مصری بودن یا از مصر شکر وارد میکردن،شوق خودش رو به شوق مگس برای شکر و معشوق شیرین دهانش را به شکر فروش مصری تشبیه کرده، واقعا تعجب میکنم از حرف برخی دوستان

 

بهرام در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۴۶ نوشته:

با سلام
استاد عزیزم شجریان دریچه ای بر من گشود که کسی نمیتوانست حافظ و سعدی و عطار و عراقی ... رو با آوازهای استاد شناختم
عاشق سعدی شدم با آوازهای استاد حقا که خداوندگار غزلهای عاشقانست سعدی
و خداوندگار آواز ،خسرو آواز ایران شجریان

 

رضا در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۵ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۵۱ نوشته:

دلدادگی مگس به شیرینی و تمثیل شکر فروش مصری در حقیقت همان جمال یوسف مصر است و استعاره از انسان کامل میباشد که شیخ اجل دلدادگی خودش رو نسبت به انسان کامل وقت خودش به این شکل عنوان میکنه و شکر فروش مصری در حقیقت انسان کامل هست و سعدی حال خودش رو حالت مگسی میدونه که نمیتونه از اون دور بشه

 

سجاد در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۱۷ نوشته:

سلام دوستان گنجوری
کسی میدونه مفهوم این بیت چی میشه؟(اگه ممکنه واضح و شامل توضیح بدید)
"دامن ز پای برگیر ای خوبروی خوش رو
تا دامنت نگیرد دست خدای خوانان"

 

۷ در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۹ نوشته:

اینقدر مغرور نباش و بی مهری نکن تا از سر ناچاری برای شکایت تو دست به دامن خدا نشویم
ز دست رفته نه تنها منم در این سودا
چه دستها که ز دست تو بر خداوند است
فراق یار که پیش تو کاه برگی نیست
بیا و بر دل من بین که کوه الوند است

 

سید علی انجو در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۴۶ نوشته:

سلام علیکم
در نسخه ای که بنده در اختیار دارم، که به تصحیح مرحوم محمد علی فروغی است، بیت اول بدینگونه است:
خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان
کاین شب دراز باشد در چشم پاسبانان

 

بیژن رکوعی در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۳۶ نوشته:

نسخه قدیمی بنده نوشته
من ترک مهر اینان بر خود نمی پسندم
در برنامه گلهای رنگارنگ شماره522 هم به همین شکل خوانده می شود.

 

کاظم در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۴۳ نوشته:

این دو بیت :"شکر فروش مصری حال مگس چه داند،
این دست شوق بر سر وان آستین فشانان
شاید که آستینت بر سر زنند سعدی
تا چون مگس نگردی گرد شکر دهانان"
نهایت درد فراق و همچنین نهایت تواضع عاشق را در مقابل معشوق بیان میکند. همان طور که شکر فروش، حال مگسی را که از شدت اشتیاق به خاطر رسیدن به شهد شیرین چون شکر، دست بر سر میزند، درک نمیکند و با سر آستینش او را از شکر دور میکند، معشوق هم اشتیاق عاشق را درک نمیکند و او را از خود دور میاکند. شایسته است و سزاوار است که سعدی، معشوق تو را ار خود دور کند، چرا که در مقابل معشوق، همانند مگس در مقابل شکر هستی! (تواضع)

 

محسن رفیعی در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۵۵ نوشته:

بنظر من در 2 بیت آخر این غزل زیبا اشاره ای هم باید به سماجت مگس بکنیم، زیرا مگس با دیدن شیرینی ، با شوق به سمت آن می رود و ممکن است بارها مورد اذیت هم قرار بگیرد اما باز در کار خود سماجت می‌کند.
شیخ اجل در بیت آخر متذکر میشود که «شاید که آستینت بر سر زنند سعدی» یعنی ممکن است در راه رسیدن به کمال بارها اذیت شوی و سختی ببینی، اما باید مانند مگس سماجت از خود نشان دهی.

 

آریا در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۷ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۴۰ نوشته:

آواز جناب ادیب خوانساری به همراه مرتضی محجوبی شاهکار بزرگ‌موسیقی ما در آواز دشتی بر روی این شعر سعدی است

 

بی من در ‫۳ سال قبل، چهار شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۱ نوشته:

سلام بر دوست داران ادبیات پارسی
واژه "شاید" در بیت آخر به احتمال زیاد به معنای "شایسته است" می‌باشد و نه به آن معنای رایجش

 

احسان در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۱ نوشته:

شکرفروش مصری حال مگس چه داند
این دست شوق بر سر وان آستین فشانان

عزیزان بنظرم در خصوص این بیت میتوان گفت:
فرد شکر فروش از درک شدت علاقه و اشتیاق مگس به شکر(اشاره دارد به میل و اشتیاق وافر عاشق برای وصال معشوق) آگاه نیست،و او صرفاً در پی حفظ مال خود از دست دیگران است از اینروست که حال مگس(عاشق)را درک نمیکند و پیوسته با سرآستین خود مانع نزدیکی اش به شکر(معشوق) میشود.


شاید که آستینت بر سر زنند سعدی
تا چون مگس نگردی گرد شکردهانان

 

پوریا در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۷ نوشته:

من ترک مهر اینان در خود نمی شناسم بگذار تا بیاید بر من جفای آنان
منظور سعدی عشق بین زن و مرد نبوده ، منظورش پذیرش بی قید و شرط و خاموش بودن حتی وقتی جفا میبینی از مردم تو حالت پذیرش و سکون که به آرامش و تعادل و هماهنگی با جهان هستی میشیم پس این پیوند مهر که تیغ شمشیر (استعاره از تیزی و برندگی داره) هم نمیتونه پیوند اونای که عقل رو در کنار عشق با تعادل و هماهنگی پیش میبرند جدا کنه ، سعدی عزیز از بس که شیرین و خوش سخن هست ما به جنس مخالف اشاره میکنیم البته که بعد از تعادل قطعا همسر ، یار و معشوق خود به خود پیش میاد

 

کاظم در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۳ نوشته:

در پاسخ به آقای سجاد عزیز
به نظر بنده سراپا تقصیر بیت "دامن ز پای برگیر ..." اشاره دارد به این مطلب که در راه رسیدن به معشوق که همان خداوند است دامن از تعلقات دنیا برگیر، چرا که اگر مشغول دنیا و متعلقات آن شدی خواه ناخواه حق کسی را تضییع خواهی کرد و آنگاه مظوم از ظلم تو به خدا پناه خواهد برد و آه او دامنت را خواهد گرفت و مطرود درگاه الهی خواهی شد. درود

 

داریوش در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۲ نوشته:

به عقیده من عبارت خدای خوانان ترکیب تحقیر امیزیست برای کسانی که ادعای مذهبی بودن دارند و دامن زپای برگرفتن هم به معنی جدا کردن حساب از دیگرانه و منظور سعدی در بیت دامن زپای برگیر.... اینه که ای خوبروی خوشرو حساب کار خودتو جداکن تا شر افراد کوته فکر مذهبی دامنت رو نگیره، مسلمه که سعدی خیلی هوشمندانه خدای خوانان رو نقطه مقابل خوبرویان خوشرو گذاشته، با هماوایی زیبایی از حرف خ

 

سینا در ‫۱ سال قبل، سه شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۰ نوشته:

کلام بزرگانی چون حافظ، سعدی، عطار، عراقی و ... با عبور از حنجره خسروی آواز ایران ترکیبی از عرفان و فرهنگ را برای پارسی زبانان به ارمغان آورده است.
درود بر تمامی آمیختگان عرفان و فرهنگ

 

مجید۲۸ در ‫۱ سال قبل، یک شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۰ نوشته:

نمیدانم این ت آستینت چه نقشی دارد اگر قرار است شکر فروش آستین تکانی بکند آیا این ت منظور آستین سعدی است؟یا نه این ت به معنی با آستین ترا بر سر میزنند معنی میدهد؟

 

محمدصادق نائبی در ‫۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۱ نوشته:

در بیت چهارم: "دامن ز پای برگیر ای خوبروی خوش رو" احساس می کنم باید "دامن ز پای برگیر ای خوبروی خوشخو" باشد چون "خوبرو" و "خوشرو" یک مفهوم دارند و بعید است شیخ اجل چنین ترکیب مشابهی را در کنار هم بیآورند. اگر "خوش رو" درست باشد، پس خوشرو به معنای خوش چهره نیست بلکه خوش رونده و خوش خرامان است.

 

محمد در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۱۷ نوشته:

دامن ز پای برگیر ای خوبروی خوش رو
تا دامنت نگیرد دست خدای خوانان
معنی: ای زیبا روی خرامان (خوش رونده)، هنگام خرامیدن دامنت را کمی (با دست) بالا نگهدار. اگر نه، همین که از کنار خداپرستان رد می‌شوی، در حالیکه به ظاهر به خدا سجده کرده اند از شدت زیبایی تو، با دست دامن تو را خواهند گرفت.
در این بیت در مصرع دوم از دست و دامن استفاده شده که این دو کلمه در کنار هم بمعنی التماس کردن است، که به این مصرع دو معنی موازی می‌بخشد. یکی معنی ظاهری و دیگری معنی استعاری ملتمس شدن. کلمه دامن در مصرع اول تکرار شده، این بار صرفاً با یک معنی ظاهری. همینطور دو مصرع با دو کلمه دست و پا به هم پیوند خورده اند.

 

مهدی رحمانی در ‫۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۵ نوشته:

سلام
معنی بیت دوم چیست؟

 

هوشنگ همدانی در ‫۳ ماه قبل، یک شنبه ۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۰۰ نوشته:

منظور از بیت دامن زپای برگیر ای خوب روی خوش رو /تا دامنت نگیرد دست خدای خوانان این است که ای زیبا روی خوش خرام بنشین (دامن ز پای گرفتن کنایه از درآوردن لباس بیرون رفتن است) و در انظار مخرام(منظور ازخوش رو خوش رونده است نه خوش چهره) تا آه کسانی که با دیدن تو دل از کف میدهند و شکایت تو را نزد خدا میبرند دامنت را نگیرد

 

امیر مستلزم در ‫۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۴۲ نوشته:

درود خدمت دوستان .لازم دونستم معانی چند بیت از غزل را بنویسم تا قضیه روشن شود.
بیت 2_ اگر در اندوه عشق یارم ،بگریم و زاری کنم ، عقل من را به سخره می گیرد و می فرماید کار های مشکل (عشق و عاشقی) باید به کاردان و افراد باهوش سپرد.(تقابل عشق و عقل که من زیاد به این قضیه معتقد نیستم)
بیت 10_ شکر فروش مصری استعاره از معشوق شیرین سخن ، مگس استعاره از عاشق و اینکه در دنیای واقعی پشه و مگس مجذوب شکر می شوند که همان شیفتگی و دلدادگی عاشق است . استین فشاندن کنایه از دوری و رد کردن و بی اعتنایی کردن
معنی:شکر فروش مصری از حال و هوای مگس چیزی نمی داند
مگس شوق و اشتیاق دیدار با یارش را دارد و ان (شکر فروش) بی اعتنا است و از عاشق خود دوری می کند.
بیت11_ شاید به معنای شایسته است
آستین مجاز از دست است.
شکر دهانان استعاره از خوبرویان شیرین
معنی: ای سعدی که همچون مگسی شیفته معشوقان شکر دهنی شایسته است که آستین بر سرت زنند(با تکان دادن دست ،تو را از شکر دور کنند (معشوق)).
موفق باشید!

 

امیر مستلزم در ‫۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۵۳ نوشته:

جناب مجید 28
ت بر می گردد به واژه ( سر ) که همان سر مگس تلقی می شود
دوستانی که می گویند واژه ی (شاید) به معنی شایسته و سزاوار ،نیست به بیراهه رفتید ، به زبان سعدی نزدیک نیست این سخنتان سعدی همیشه در برابر معشوق و خواسته هایش تواضع و رضا داشته نه اینکه چو مگسی باشد که از عشق و عاشقی غرضی داشته باشید (سماجت در رسیدن به شکر و معشوق) هر چه معشوق حکم دهد برای سعدی رواست و حکم او دوری بود که ان را پذیرفت!

 

ع م در ‫۲۴ روز قبل، پنج شنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۴۶ نوشته:

درود بر عاشقان ادبیات غنی و زیبای فارسی 

همیشه شنیدن غزل ها با

صدای استاد شجریان درک بهتری از آن غزل به من می دهد .

درود بر روان پاک استاد سخن و استاد آواز ایران

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.