گنجور

حاشیه‌ها

محسن جهان در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۵:

پیر بلخ در این رباعی نغز خطاب به بشر بیان می‌کند:

بدنبال آن علمی باش که بتواند گره‌گشایی از مشکلات تو کند، قبل از آنکه جان به جان آفرین تسلیم کنی.

 معرفت به اقلامی که در واقع نیست شدنی است و به ظاهر عیان می‌نماید را رها کن ( اقلام مادی) و در پی معرفتی که حقیقت محض بوده ولی از دید آدمیان پنهان است باش.

اشاره به آیات مبارکه ۲۶ و ۲۷ سوره الرحمن، "کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ وَ یَبْقی‌ وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ" (هرکه روی زمین است، فنا پذیرد و فقط ذات پروردگارت که دارای شکوه و اکرام است، باقی می‌ماند).

 

اشکبوس اشک در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷:

دوستان سلام ، لطفأ به این تقسیر عنایت فرمائید

دلا بسوز که سوزِ تو کارها بِکُنَد

نیازِ نیمْ شبی دفعِ صد بلا بِکُنَد

دل: ذهن ، در اینجا منظور به پندارها و باورهای تقلیدی و دروغ و باطلی که در ذهن قفل شده باشه ، خانه ابلیس

اگر خانه ای که ابلیس در ذهن تو ساخته بسوزد و از بین برود آنگاه خواهی دید که چگونه از هلاکت و نیستی نجات پیدا می کنی

.

عِتابِ یارِ پری چهره عاشقانه بکش

که یک کرشمه تلافیِّ صد جفا بکند

یارِ پری چهره: در اینجا منظور به روح القدس است که امر و فعل خداست

گرچه کسی که نگهبان پندارها و باورهای تقلیدی و دروغ و باطل قفل شده در ذهنش میباشد ، سخنان روح القدس برایش زجر آور است اما همان سخنان او را از بدبختی نجات میدهد

.

ز مُلک تا ملکوتش حجاب بردارند

هر آن که خدمتِ جامِ جهان نما بکند

اگر بخواهیم وارد ملکوت خدا بشویم ، باید حجابی که جلوی بصیرت ما رو گرفته کنار بزنیم  یعنی باید از باورهای باطل ذهنی و حتی عشق های کورکورانه و تقلیدی که نسل به نسل به ما رسیده دست برداریم ، نه اینکه به آنها اصرار داشته باشیم و از آنها دفاع کنیم

.

 

طبیبِ عشق مسیحا دَم است و مُشفِق، لیک

چو دَرد در تو نبیند که را دوا بکند؟

.

طبیبِ عشق: روح القدس است و هدایتگریست که در مذهب عشق ما را از غم و درد نجات داده و وارد ملکوت خدا در جهان دیگر که موازی با این دنیاست میکند

مسیحا دَم: روح القدس ، آنکه مسیح مژده آمدنش را داد و مانند مسیح ، دلسوز ماست و ما مردگان را زنده میکنه و با عطای روح ، ما را به حیات  خداگونه و زندگی جاودانه میرساند

اما چنانچه ما در پیروی از باورهای قفل شده ذهنی خودمون ، مرگ و نیستی را حق بدانیم ،همچنانکه حیوانات می میرند و به عدم میروند و دلخوش به زندگی این دنیا باشیم ، بدیهیه روح القدس کاری با ما نخواهد داشت

.

تو با خدایِ خود انداز کار و دل خوش دار

که رحم اگر نکند مُدَّعی ، خدا بکند!؟..

رحم : روح ، جسمی لطیف و ابدی از جنس نور

مدعی : کسی که ادعا میکنه اطاعت از او همان اطاعت از خداست

تو به یک مدعی که هیچ کاری از عهده اش ساخته نیست دلخوش کردی و از اون اطاعت میکنی ولی کارت رو به خدا میسپاری و انتظار داری خدا از تو اطاعت کنه و به تو روح عطا کنه

همیرضا در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۸:

این غزل نیز به نظر می‌رسد دشواریهای وزنی مشابه این یکی داشته باشد:

خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۶

 

در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۲۴ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی » بخش ۳۹ - فی سلوک طریق الآخرة:

بشنو این رمز از حکیم غزنوی 

سر هم آنجا نه که باده خورده ای

مثنوی معنوی

(سر هم آنجا بنه که خوردی می)

اشکبوس اشک در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۰۴ در پاسخ به همیشه بیدار دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:

قرآن بمعنی قرائت کننده و تلاوت کننده سخن نظم است و منظور به روح القدس است

اشکبوس اشک در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۵:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:

دوستان محترم سلام ، توجه فرمایید:

من این دَلقِ مُرَقَّع را بخواهم سوختن روزی

که پیرِ مِی فروشانش به جامی بر نمی‌گیرد

دَلقِ مُرَقَّع : در اینجا منظور به جسم خاکی است

من این جسم خاکی و فانی را رها میکنم ؟.. چون ارزشی ندارد

.

خدا را رحمی ده ای مُنْعِم که درویشِ سرِ کویت

دری دیگر نمی‌داند رهی دیگر نمی‌گیرد

رحم: روح ، جسمی است لطیف و ابدی از جنس نور

منعم : نعمت‌داده‌شده و در اینجا منظور به رحیم یعنی روح دهنده یا همان روح القدس است

ای امر و فعل خدا ، روح القدس به من نیازمند «روح» عطا کن که غیر از تو راه و در دیگری را قبول ندارم

.

بدین شعرِ ترِ شیرین ز شاهنشَه عجب دارم

که سر تا پایِ حافظ را چرا در زر نمی‌گیرد

شاهنشَه : روح القدس

زر : در اینجا منظور به روح است

Abbasrapper در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۰۹ در پاسخ به رها دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲:

درود، بنظر من معنیش اینه کسی که چهره ی زیبای تو رو دید و باز برای خود نفس میکشید اهل نظر نیست 

Abbasrapper در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲:

درود، دوستمون حمیدرضا خیلی قشنگ بیت رو تفسیر کرد ولی بنظر من چون غزل عاشقانس بهش نمیخوره و این معنی بهش میخوره هرکی که روی زیباهه تو رو دید و باز برای خود نفس میکشید اصلا اهل نظر و هیچ درکی از زیبایی نبرده

علی نصراللهی در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۲۳ در پاسخ به بهزاد فرهانیه دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۳:

سلام . بساید مرگ را یعنی مرگ را خورد کند از بین ببرد . چون عشق باعث زنده شدن می شود و هر کس عاشق نشد یقینا قلب مرده ایی دارد . منظور اینست که عشق قلب مرده را زنده می کند و قلب مرده را می ساید صیقل می دهد و زنده می گرداند.چون مرگی که اینجا عنوان شده مربوط به موت قلب می باشد از لفظ ساییدن برای زنده کردن آن استفاده شده است چون عشق اکسیری است که موت قلب را با ساییدن و صیقل زدن زنده میکند .

قلب تان زنده به عشق حضرت معشوق ان شاءالله

حبیب شاکر در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۳:

سلام بر یاران خوب 

تا خاک تنم به روح او گشت عجین 

به زعمر و ادب گنج نجستیم قرین 

از دست مده تو این دو گنج و هشدار 

که بهتر ازین دو گنج ،گنج نیست،همین

سیدمهدی صاحب الزمانی فرد در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۰۲ - ذکرخیال بد اندیشیدن قاصر فهمان:

ذکر آدم گندم و ابلیس و مار ، ذکر هود و باد و ابراهیم و نار،ذکر نوح و کشتی و طوفان تن ،ذکر کنعان و سر از خط تافتن،ذکر بلقیس و سلیمان و صبا،ذکر داوود و زبور و اوریا،ذکر حمل مریم و نهل مخاض ،ذکر یحیی و ذکریا و ریاض،ذکر صالح ناقه و تقسیم آب،ذکر ادریس و ناجات و جواب،ذکر الیاس و عذیر و موت او،ذکر قارون و زمین رفتن فرو،ذکر موسی و عروجش بر سما،ذکر اسرائلیان در تیه لا،ذکر موسی و شجر طور و عصا، خلع نعلین و خطابات و عصا،ذکر فضل احمد خلق عظیم،که قمر از معجزاتش شد دونیم،ساده است و هرکسی پی میبرد ،کو گمان که گم شود در وی خرد،گفت اگر آسان نماید این به تو،اینچنین آسان یکی سوره بگو

 

 

 

امین در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:

درود بر همگی

و درود بی کران بر استاد سخن شیخ سعدی

در مورد شعر که هرچی بگم باز هم در حد و اندازه ش نیست و زائد الوصفه.

ولی مصرع اول یه چیزی به ذهنم خطور کرد که گفتم به اشتراک شما عزیزان بگذارم. میفرماید که سلسله موی دوست حلقه دام بلاست. به نظرم یه اشاره ریزی به زندان داره. با توجه به اینکه مو معمولا سیاه هست و فضای زندان هم یک فضای تاریک و سیاه. و استفاده از واژگانی چون حلقه و دام و بلا این رو میتونه برسونه که حضرت در عشق معشوق خود زندانی شده. ( نظر بنده به هیچ وجه این نیست که عشق زمینی است یا غیر زمینی و صرفا یک تمثیل هست. )
در پناه حق

سیاوش جلالی در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۵۳ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:

جناب رضا پاینده و سبز باشید، از نوشتارتان لذت میبرم

سیاوش جلالی در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۱۰ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:

سپاس از استاد رضای گرامی

همیرضا در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۴۷ در پاسخ به S J دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴:

حجت یکی از تخلصهای شعری ناصر خسرو است (او حجت اسماعیلیه در خراسان بوده).

S J در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۵۹ در پاسخ به هومن موسویان دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴:

سلام در صورتی که بیت آخر هم متصل به این شعر باشه مشخصا شاعرش فرد "حجت" نامی باید بوده باشه. یا متخلص به حجت.

حمیدرضا نفر در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۹ - رنجانیدن امیری خفته‌ای را کی مار در دهانش رفته بود:

حکمت کارهای خدا دراین حکایت مد نظر است. انسان در برابر او تسلیم محض باید باشد و چون وچرا نکند. به موقع ، به حکمت امور پی خواهد برد

Parviz Jafari در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۱۴۴ - مجذوب تبریزی:

سلام علیکم و رحمه الله

جناب احسان الف

یک ادعائی برای نی شدن روزانه؛ تلاش برای از بین رفتن منیت
زانکه می‌گفتی نی‌ام با صد نمود      همچنان دربند خود بودی که بود

مدعی نی بودن می‌شوی ولیکن در عمل همچنان در بند منیت هستی

با چنین دعوی چرا ای کم عیار       برگ خود می‌ساختی هر نوبهار

حال با این که  می‌دانی در سایه منیّت راه به جائی نخواهی برد از آن جا که عیار حقیقی وجود خودت را بالا نبرده‌ای، روزانه(نوبهار) نو شدن هر روز؛ باز هم روی خودت حساب می‌کنی! می‌خواهی خودت اسباب و علل را فراهم آوری! خودت داری سر و سامان می‌دهی زندگیت را؛ خودت خواهان حل مسائلت هستی

چوب سفیدیان در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۵۵ در پاسخ به رسته دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۲ - در رثای ابوالحسن مرادی:

درود!

ابیات شماره 4 تا 12 این شعر با  ابیات شماره 2 تا 10  از غزل شماره 996  مولانا در گنجور مطابقت دارد.

گرشا در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۱۹ در پاسخ به فضل الله شهیدی دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲:

فرمایش شما کاملاً متین و قابل تحسین است

۱
۱۴۱۴
۱۴۱۵
۱۴۱۶
۱۴۱۷
۱۴۱۸
۵۷۲۹