احمد نیکو در ۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۲۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۰:
زان پیش که بر سرت شبیخون آرند
فرمای که تا باده گلگون آرند
تو زر نئی ای غافل نادان که تو را
در خاک نهند و باز بیرون آرند
آرتین دهقانی در ۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۱۷ در پاسخ به ali دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیقباد » بخش ۱:
متن درست است.
آرتین دهقانی در ۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۱۵ در پاسخ به ali دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیقباد » بخش ۱:
بیامد دمان تا «برِ» او رسید. «برِ» دو هجاست.
مظفر محمدی الموتی خشکچالی در ۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵۲:
درِ چشم بامدادان به بهشت برگشودن / نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی
درودها بر دوست تازهیافتهام جناب «رضا کرمان» عزیز
به عرض حضرتعالی میرسانم که آن مفهوم «خوبی به دیگران، در حقیقت خوبی به خود» و عکس آن، بسیار در قرآن کریم، آمده است.
به عنوان نمونه: آیهی 15 سورهی جاثیه: مَنْ عَمِلَ صَالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ اَسَاءَ فَعَلَیْهَا
در هر صورتکمتر به تو گُل گفتن، الحق که جفا باشد / جز گُل به تو گل گفتن، بیعشق و صفا باشد: مسلم خزایی «ژاکاو».
موفق باشید.
آرتین دهقانی در ۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۵۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیقباد » بخش ۱:
در نسخه چاپ کلکته (منبع دبیر سیاقی) و در آغاز «پادشاهی کیقباد» ده بیت آمده که در گنجور پنج بیت آن نوشته نشده است.
۴. از آن پس بگفتند کای شهریار **** سوی رزم ترکان برآرای کار
۶. بفرمود تا نامور مهتران **** بپوشند از آهن سلاح گران
۷. منادی برآمد ز درگاه شاه **** که ای پهلوانان ایران سپاه
۸. کنون گاه رزم است کین آورید **** به ترکان سرکش کمین آورید
۹. هر آن کس که مردی کند آشکار **** ز ما خلعت و بخشش از کردگار
میلاد کونانی در ۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸۰:
هنرمند کسی هستش که هنر رو خلق کنه ترانه سرا باشه نه اینکه بیاری شعرهای مولانارو مو به مو بخونی اگه اینجوریه از فردا منم خواننده ام
احسان چراغی در ۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:
سعدیا پیکر مطبوع برای نظر است
گر نبینی چه بُوَد فایدهی چشمِ بصیر
احسان چراغی در ۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹:
تو هم این مگوی سعدی که نظر گناه باشد
گنه است برگرفتن نظر از چنین جمالی
احسان چراغی در ۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۶:
دردم از یار است و درمان نیز هم
Mohammed Forouzeshfar در ۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۳۲ دربارهٔ عطار » اشترنامه » بخش ۱۴ - حكایت عیسی علیه السلام با جهودان:
مَغاک: گود ، جای گود ، کنایه از قبر گور
Mohammed Forouzeshfar در ۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ عطار » اشترنامه » بخش ۱۴ - حكایت عیسی علیه السلام با جهودان:
بُرعَم : میوه ، غنچه، شکوفه، ثمر
Mohammed Forouzeshfar در ۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ عطار » اشترنامه » بخش ۱۴ - حكایت عیسی علیه السلام با جهودان:
برزدی به معنای گوشمالی
محمدحسین ایراندوست در ۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۲:
بنام جهان بخشِ پاک آفرین
سعدی در این حکایت نغز گفته است : زمانی در کاروانی که به سمت مکه میرفتیم از خستگی و بیخوابی به شتربان گفتم مرا رها کن خسته ام. تا بخوابم شتربان گفت: اینجا بیابان مکه است. حرم در جلوی ماست ولی حرامی یعنی راهزن در پشت سر ماست . خود دانی اگر بخوابی گرفتار حرامی میشوی جانت را از دست میدهی واگر ادامه بدهی به حرم میرسی و نجات پیدا می کنی.
این حکایت از نوع نثر مرسل است. در واقع نثر مرسل، نثری است که ساده و روان است، دارای سجع نیست و کلمات تشکیلدهنده آن آزاد و خالی از هرگونه وزن و الفاظ معنوی است. اما فقط عبارت : « اگر رفتی بردی وگر خفتی مردی» صنعت سجع بکار رفته است. این بخش را می توان گفت «نثر مسجع» است. یکی از انواع نثر است که جملهها و عبارات قرینه درآن دارای سجع باشند، و نوشته یا متن آهنگین میشود.
1- بُختی :
با ضمه باء ، اسم عربی است. و به معنای شتر خراسانی بوده است. در لغتنامه دهخدا آمده که آن نوعی شتر قوی بزرگ سرخ است که از جانب خراسان می آورند و منسوب به «بخت» است که پادشاهی بوده است و آن را بخت نصر نیزمی خوانند. اما چرا منسوب به این پادشاه است ؟ زیرا این پادشاه ماده شتر عرب و نر شتر عجم را با هم جفت ساخته بود، نتیجه ای که از آن حاصل شد آن را شتر بختی گویند. دیگر معانی آن : شتر قویهیکل؛ شتر دوکوهانه؛ نوعی شتر تنومند.
3- پای مسکین پیاده چند رود - کز تحمل ستوه شد، بُختی:
یعنی در راه سخت و مشقت باری که شتر دوکوهانه و قوی نمی تواند تحمل کند و از رفتن باز می ماند، چگونه یک پیاده مسکین می تواند آن راه را به سلامت طی کند؟
4- مغیلان :
مخفف ام غیلان است. و آن نام درختی است خاردار که از آن صمغ بدست می آوردند و به عربی آن را «ام غیلان» می گفتند.
5- حرامی :
دزد، راهزن، سارق، شبرو، عیار، قطاع الطریق
پرهیز از خواب غفلتدر کتاب های اخلاقی معمولا غفلت را به خواب تشبیه کرده اند. آدم غافل مانند کسی است که حوادث خطرناک فراوانی در اطراف او در جریان است، ولی او از همه جا بی خبر، در آرامشی عمیق به زندگی خود ادامه می دهد. تصور کنید خانه ای آتش گرفته و همه جای آن شعله ور شده است، در همین حال فردی در اطاق آن خانه خوابیده و خواب های خوشی می بینید و خبر ندارد چه بلایی سرش آمده و ممکن است در اثر این خواب، همه چیز حتی جان خود را از دست بدهد.
و بقول سعدی : « ولی ترک جان بباید گفت»
در روایت دارد که: الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا؛ نوع مردم عادی خواب اند و چون می میرند، بیدار می شوند. آدمی تا زنده است باید بیدار شود، بیداری بعد از مرگ خسارت بار است، در آن لحظه همه چیز خود را از دست داده ایم، سرمایه خود را باخته ایم و در مقابل آن چیزی عایدمان نشده است و دست خالی به سرای باقی شتافته ایم.
غافل، مانند کسی است که خواب مانده و هنگامی بیدار شده که کاروان و همسفران او رفته اند و در آن بیابان، بدون اینکه راه بلد باشد، تنها مانده است.
حافظ در غزلی گفته:
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی؟
خوابِ غفلت فاصله زیادی با مرگ ندارد، کسی که نه آگاهی دارد و نه حرکت و تلاشی برای نجات و سعادت خود انجام می دهد، فرق چندانی با مردگان ندارد و تنها تفاوت آن ها به لحاظ استعداد است، زیرا آدم خواب امکان بیدار شدن دارد، اما شخص مرده، امکان زنده شدن ندارد. در روایتی آمده: انسان عالم، دانا و بیدار، در میان مردم عادی که در جهل و بی خبری بسر می برند، مانند زنده ای است که در میان مردگان زندگی می کند. رسول خدا (ص) فرمودند: العالِمُ بَینَ الجُهّالِ کَالحَیِّ بَینَ الأمواتِ؛ عالم در میان مردم ناآگاه مانند زنده است در میان مردگان.
آگاهی و بیداری ، حیات بخش روح انسان است، انسان آگاه و بیدار قلب اش زنده و هوشیار است، ولی کسی که ناآگاه و خواب است، حیات قلبی ندارد و فاصله او با مردگان چندان زیاد نیست.
به همین دلیل عالمان اخلاقی تاکید دارند که اولین منزل سلوک، بیدار شدن از خواب غفلت است؛ اگر چه تمام این راه بیدار کننده است، ولی قدم اول بیداری از خواب غفلت است. تا بعد سالک راه خدا با هر قدمی که در این مسیر برمی دارد، بیدار و بیدارتر می شود و وصول به عرفان، نهایت شعور و هشیاری را به سالک می بخشد.
الهی همیشه از خواب غفلت درامان باشید .....
شهاب الدین صدر در ۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۱۲ در پاسخ به عباس دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:
خود شیخ بهایی جزو زاهدان و زاهد پروان بوده... بعیده چنین ابیات رندانه ای گفته باشه!
سعید در ۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱:
دربارهی معشوق غزل های سعدی همیشه در بین محققین و مفسرینِ اشعارش بحث و اختلاف نظر وجود داشته ، عدهای بر این باورند که معشوق شعر سعدی زمینی است و عده ای دیگر معشوق غزلیاتش را فرا زمینی (الهی) میپندارند ،
اما آنچه که مسلم است ارادت عجیب سعدی به این معشوق است ، تا آنجا که با وجود او دیگر مجالی برای دیدن خودش نمییابد ، او در یک بیت این ارادت را چنین به تصویر میکشد:
«من بودم و او ، نی قلم اندر سرِ من کش!!!
با او نتوان گفت ، وجود دگری بود ... »
ابتدا میگوید که من و معشوقم با هم در یک جا بودیم اما بلافاصله گفتهی خود را تکذیب میکند و میگوید: نه ، اشتباه کردم ، من نبودم ، من را با قلم خط بزن ، فقط او بود ، راستش را بخواهی جایی که او باشد دیگر منی وجود نخواهد داشت ، او بود و تنها او....
محسن جهان در ۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۷ - دل نهادن عرب بر التماس دلبر خویش و سوگند خوردن کی درین تسلیم مرا حیلتی و امتحانی نیست:
تفسیر بیت ۲۸:
حکم و فرمان حق سفره رحمت را برای ما آدمیان گسترده و گفته: ای انسانها همواره از طریق انبساط و گشاده رویی با یکدیگر سخن بگویید و هیچگاه بر هم سخت نگیرید.
امیر در ۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۸۸:
سلام
در ۶ بیت اول مدینه فاضله ای را جناب مولانا به تصویر کشیده که آدمی را مدهوش خودش میکنه
رضا از کرمان در ۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۳۵ در پاسخ به مظفر محمدی الموتی خشکچالی دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵۲:
سلام جناب محمدی عزیز
درود بر شما دست روی چه غزل زیبا وپرمغزی گذاشتید
همچنین آیه ۴۸ از سوره مبارکه فصلت:
هرکس کار نیکی انجام دهد به نفع خود،وهرکس کار بدی کند بر ضرر خویش کرده وخدا هیچ بر بندگان ستم نخواهد کرد.
شاد وتندرست باشید
سعید در ۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۳۰ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۷:
در بیت سوم خواجه حافظ از قاضی مجدالدین اسماعیل بن رکن الدین یحیی نام برده که قاضی مشهور شیراز در عصر حافظ بوده است
پدر قاضی مجدالدین یعنی قاضی رکنالدین نیز قاضی بزرگ شیراز در عصر سعدی بوده و از قضا ممدوح سعدی نیز بوده است و هنگامی که سعدی وفات یافته این قاضی مجدالدین حدود سی سال سن داشته پس زمان حیات سعدی را به خوبی درک کرده است و چه بسا به واسطه احترامی که پدرش نزد سعدی داشته ، با شیخ اجل مصاحبت و حشر و نشر نیز داشته است
خود او نیز ممدوح حافظ بوده و حافظ برای او احترام فراوان قائل بوده چرا که در چند جای دیگر نیز او را مدح کرده است
پس با این حساب قاضی مجدالدین را باید یکی از خوشبخت ترین مردان روزگار دانست چرا که هم سعدی را دیده و هم حافظ را و چون با حافظ رابطه خوبی داشته احتمالا درباره سعدی به حافظ چیزها گفته است...
الله اعلم
احمد نیکو در ۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۲۶: