گنجور

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گروه پالت » آقای بنفش » درس علوم

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نگار در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۳ نوشته:

خون قنینه یعنی شراب

 

کیوان ملک در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۸ نوشته:

قنینه یعنی جام شراب

 

علی در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۴۹ نوشته:

در نسخه ای دیگر میگه
از درس و علوم جمله بگریزی به
واندر سر زلف دلبر آویزی به
زان پیش که روزگار خونت ریزد
تو خون قرابه در قدح ریزی به

 

حسین ش در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۵۳ نوشته:

به نظر من این شعر نمیتواند مال خیام باشد برای اینکه خیام یک دانشمند بوده و هیچ موقع یک دانشمند نمیگوید - از درس علوم جمله بگریزی به.

 

سینا در ‫۱ سال قبل، یک شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۰۶ نوشته:

من ظاهر نیستی و هستی دانم
من باطن هر فراز و پستی دانم
با این همه از دانش خود شرمم باد
گر مرتبه ای ورای مستی دانم

 

الهه صادقلو در ‫۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۱۷ نوشته:

 

"درس  و عُلوم"

 

از درس و عُلوم  جُمله  بگریزی  بِه

وَندر سَرِ زلفِ دلبر  آویزی  بِه

 

زان پیش که روزگار  خونت ریزد

تو  خونِ قَرابِه در قَدَح ریزی  بِه

 

- درس و عُلوم: یادگیریِ هرگونه دانشی که با عشق و معرفت همراه نبوده و برخاسته از ذهن باشد نه دل

- جُمله: همگی

- روزگار خونت ریزد: مرگِ تو  فرا رسد

- قَرابِه: صراحی، کوزه یِ مِی

- خونِ قَرابِه: مِی، شراب

- قَدَح: کاسه ی دونفره برایِ نوشیدنِ مِی توسط عاشق و معشوق

 

برداشت آزاد:

شادمان زیستن به مراتب بهتر از آموختن هرگونه دانشی است که برخاسته از عواملِ بیرونی و زائیده یِ منِ ذهنی (نفس) باشد. چرا که محصولِ منِ ذهنی چیزی جز درد و رنج نبوده و ما را از عشق ورزیدن و زندگی کردن که تنها دلیلِ بودنِ ما در این کره یِ خاکی است، دور و دورتر خواهد کرد. بنابراین شتاب کن برای شور و عشق و مستی، پیش از آنکه مرگت فرا رسد و روزگار تو را به خاکِ نیستی بسپارد

 

خوش آمد گُل  وَز آن  خوشتر نباشد

که در دستت  بجز ساغر نباشد

 

غنیمت دان و مِی خور در گلستان

که گُل  تا هفته یِ دیگر  نباشد

 

بشوی اوراق اگر همدرسِ مایی

که علمِ عشق  در دفتر نباشد

 

زِ من بنیوش و دل در شاهدی بند

که حُسنش  بسته یِ زیور نباشد

 

                                 دیوان حافظ » غزل ۱۶۲

 

- خوش آمد گُل  وَز آن  خوشتر نباشد /  که در دستت  بجز ساغر نباشد: آمدنِ بهار و روییدنِ گل و گیاهان و سبز شدنِ درختان بسیار نیکوست و  نیکوتر از آن زمانی است که با وجودِ این همه خوبی و زیبایی بتوانی به شادمانی پرداخته و از این زیبائی ها لذت ببری

 

- غنیمت دان و مِی خور در گلستان /  که گُل  تا هفته یِ دیگر  نباشد: فرصتِ خوشدلی و شادی کردن در این دنیایِ زیبا، بسیار کوتاه و زودگذر می باشد، بنابراین قدردانِ تک تکِ لحظه هایِ زندگی باش

 

- بشوی اوراق اگر همدرسِ مایی/  که علمِ عشق  در دفتر نباشد: اگر تو هم می خواهی به جمع عاشقان بپیوندی باید کتاب و دفتر هایِ خود را کنار بگذاری چرا که عشق واژه ای نیست که با مدرسه و دفتر و قلم  بتوان بدان رسید

 

- زِ من بنیوش و دل در شاهدی بند/  که حُسنش  بسته یِ زیور نباشد:  با جانِ دل از من بشنو که  دل به معشوق و دلبری ببندی که زیبایی و نکوییش خدادای و برخاسته از درونِ او باشد نه عوامل بیرونی مانند ثروت، جایگاه، موقعیت اجتماعی، خانواده، اصل و نسب و...

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.