گنجور

حاشیه‌ها

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۵۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۲:

درختان که کشتن نداریم یاد
به دندان دو نیمه بکردند ساد
ساد  و سید بچم یکراست و بیدرنگ است و انرا  تا کنون بگونه سیده در آبراهستان و بزبان هندی بکار برند  و شاد در این سخن جایی ندارد  -
ابر نیزه ی گیو تیغی چو باد
 بزد کرد ان نیزه بدونیم ساد
براه ار کسی سر بپیچد ز داد
سرش را به خنجر ببرید ساد
شاهنامه را باید خواند و پارسی آموخت شاهنامه را باید خواند تا درستی  اموخت شاهنامه را باید خواند تا فرزانگی  آموخت شاهنامه را باید خواند تا سخنوری آموخت شاهنامه را باید خواند تا راه زندگی آموخت  شاهنامه را باید خواند تا آموخت و آموخت و آموخت
نگر  نغز بازی این روزگار
که داری چو فردوسی آموزگار

دکتر صحافیان در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:

به زلف زیبای دوتا شده‌ات دسترسم نیست! آری بر پیمان تو همانند پیمان باد صبا اعتمادی نیست.
۲-هر گونه تلاش برای دیدارت خواهم کرد، ولی سرنوشت دگرگون نمی‌شود.
۳- هم جواری‌ام با معشوق، حاصل خون دل‌های فراوان است، بی تردید با افسون دشمنان از عشقت جدا نمی‌شوم.
ایهام در ۳ بیت نخست : ۱-وصف فراق 
۲- دیدگاه عرفانی: زلف دوتا: صفات جمال و جلال حلقه: ذات حق  که وصالش ممکن نیست بیت۲: این تقدیر ثابت است بیت۳:فسوس خصم:افسون ابلیس در دوری آدمی از خداوند
۴- گونه‌اش را در زیبایی به ماه نمی‌توان مثل زد، آری معشوق را با هر ناتوانی نسبت نیست( دایره را از آنجا که دست و پا نداشته، ناتوان گویند.)
۵-سرو قامت معشوقم چون به رقص آید، گریبان جان چه قیمتی دارد [که بگویی] نمی‌توان پاره کرد
۶-آری چهره حقیقی معشوق در نگاه پاک تماشایی است، همان گونه که تنها در آیینه جلا یافته، نگاه به زیبایی‌هاممکن است. 
۷- با این همه، عشق فراتر از وسعت ماست و با دانش محدود نمی‌توان راز آن را دریافت‌.
۸- خدایا! آنچنان دلبسته توام که نمی‌توانم بپذیرم تو معشوق همگان باشی، ولی چه کنم که هر لحظه نمی‌توانم با مردمان بر سر عشقت عربده‌کشی کنم!
-مفهوم بیت طنزآمیز است و مفهوم بیت‌های ۲ و ۳ جدی است: از یک سو سعی بسیار و خوردن خون دل سرشار و از سوی دیگر رها کردن غیرت به خاطر عربده کشی نکردن با مردم(-شرح شوق،۱۹۹۸)
۹- از لطافت و نارکی تو چه بگویم؟!آهسته هم نمی‌توانم آه بکشم و دعا کنم!
۱۰-محراب جانم( کانون تمرکزم)ابروان توست،در مذهب عشق جز از تو نمی‌توان پیروی کرد.
دکتر مهدی صحافیان
 آرامش و پرواز روح

 پیوند به وبگاه بیرونی

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۴۶ دربارهٔ قطران تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۷ - در مدح ابوالخلیل جعفر:

همی بفخر بخوانند  جنگ بیژن گیو
 که او میان گرازی بزد بیک خنجر
آذرآپادگان بیش از هرجای دگر داستانهای باستان رواج داشت و این سخن  سخنور آذربایجان نه سرسری است 
داستان دونیم کردن گراز بیک زخم خنجر بدست بیژن بسیار پر آوازه بوده  و در  شاهنامه امده
 بزد خنجری بر میان بیژنش
بدو نیمه شد پیل پیکر تنش

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۳۲ در پاسخ به احمد رحمت بر دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۴:

درود

در مصرع اول بدون فاصله صحیح است چون یک کلمه است

در مصرع اول سرْپنجه

در مصرع دوم سرِ پنجه باید جدا باشد

افسانه چراغی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۲۰ در پاسخ به شاهپور دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۸:

شاهپور گرامی

یعنی ریش سیاه تازه روییده تو مانند زاغ سیاه، صورت سرخ و شاداب تو را فراگرفته و گویی گل لاله را به منقار گرفته است.

محمود حسینی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۱۱ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۱۷۸ - پند باز با بچهٔ خویش:

در بیت سوم مصراع اول "سار" درست است که با "شکار" هم قافیه هست. همانند کبک و تورنگ سار هم یک پرنده است به رنگ سیاه و بزرگ‌تر از گنجشک ولی کوچکتر از کبک. 

مظفر محمدی الموتی خشکچالی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵۹:

مصراع دوم بیت شماره‌ی «6»، «هیچ جوش» به احتمال زیاد «هیچ جوشی» باید صحیح باشد. با وزن هم سازگار نمی‌افتد.
• برنیاید صبر با مژگان خواب‌آلود او / هیچ جوشی، مانع این تیغ لنگردار نیست

حمید رضا صالحی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۲۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۳:

میگه چطور گفتگو کنیم آن طور که شایسته است و خردمندانه از بیت ۲۵ تا آخر  کسی میدنه توضیح بده با دقت ممنون میشم

حمید رضا صالحی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۲۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۳:

سلام معانی بسیار زیبای زیر به نظرم در گفتگو و نیز در مراسم خواستگاری بکار میاد یعنی نحوه صحبت فرخنده رو میگه لطفا اگر کسی معنی اون رو با دقت میدونه به صورت مشروح بگه اواخر ابیات اشعار بالا از بیت ۲۵ 

کنون تان بباید بر او شدن....تا آخر شعر

ممنون میشم

 

مهران عاشوری در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶:

درود خدمت همه عزیزان

در مورد بیت هشتم مطلبی عنوان فرمائید لطفا.

آرمان آرمان خواه در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۰۲ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۸۰ - حکایت آن پیر خارکش که از خار خواریش گل عزت می گشاد و جوان رعناوش که گل عزتش بوی خواری می داد:

رخش پندار یعنی چه؟ (یعنی پنداری مانند رخش؟)

«رخش، پندار» خوانده می شود؟ یا «رخشِ پندار»؟

حسین یوسف زاده در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۵:

شمع نکورویی تشبیه است و  نکورویی اسمی و حاصل مصدر است باید در هنگام خواندن در هر دو موردبه صورت مصدری خوانده شود نه نکره ... ضمنا شعر حالت تصدیر دارد .

کاربر در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۵۲ در پاسخ به احمدرضا دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۵:

پسوند ک در زبان کوردی و لکی امروزی به معنای یک میباشد و <<برزگریک>> میشود <<یک برزگر>>

سمانه آقارضایی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۵۱ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » لیلی و مجنون » بخش ۱۵ - عهد وفا بستن لیلی با مجنون و تأکید کردن آن به سوگندان گوناگون:

سلام و‌درود 

اگر معانی و شرح ابیات هم در همین سایت میگذاشتید خیلی خوب میشد.

 

محسن جهان در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۴۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۴۴ - در موعظه و نصیحت و تخلص به ستایش بهاء الدین سعد بن احمد:

تفسیر ابیات ۴ الی ۶:

جناب خاقانی بزرگوار در وصف هیچ بودن این دنیا چنین بیان می‌کند:

تمام متعلقات این جهان به اندازه برگ کاهی ارزش جستجو و حیرانی ندارد، و نیز به مقدار یک جو برای انسان والا و خداپرست خریدار ندارد.

در بیت بعد این دنیا را تشبیه به باد و گذر سریع آن کرده و خلق را خاک پرست خطاب می‌کند. و لذا تاکید می‌کند که من آن آتشی نیستم که با وزش بادی رخسارم را برافروخته کنی.

ای انسان از برای طعمه چند روزه ارکان دنیا (منظور ارکان اربعه: آب، آتش، هوا و خاک است) طمع و حرص نداشته باش، آنچنان که عقل و جان خدادادی خود را فدای آن بنمایی.

مهرداد در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱:

سلام دوستان ارجمند

به نظر من برافروخته بود در سه بیت مختلف این غزل سه معنی مختلف میدهد و بعید است حافظ هر سع را در یک معنی آورده باشد. در مصرع اول به معنی غضب است. در مصرل سوم به معنی آراستن است و در مصرع پنجم به معنی روشن کردن است. 

مهرداد در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۲۹ در پاسخ به درسا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱:

درسا خانوم سلام. نظر من اینست که برافروخته بود در مصرع اول فعل است و معنی آن این است که معشوق چهره اش را برافروخته بود و معلوم نیست در کجا دل عاشق بی نوایی را سوزانده بود. طرد و دفع و قبول و پذیرش و مهر و کفر همه در ید قدرت معشوق است. 

جهانبخش مهربخش در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۲۴ در پاسخ به فریدون دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۶۶:

درود
در ادبیات کهن پارسی برای جمله های امری منفی بجای حرف ن از حرف م استفاده می شده مثلا:
میازار ، مرو، مکن ،

روشنی خانه تویی خانه بمگذار و مرو

عشرت چون شکر ما را تو نگهدار و مرو

عشوه دهد دشمن من عشوه او را مشنو

جان و دلم را به غم و غصه بمسپار و مرو

دشمن ما را و تو را بهر خدا شاد مکن

حیله دشمن مشنو دوست میازار و مرو

هیچ حسود از پی کس نیک نگوید صنما

آنج سزد از کرم دوست به پیش آر و مرو

همچو خسان هر نفسی خویش به هر باد مده

وسوسه‌ها را بزن آتش تو به یک بار و مرو.

لذا نازار و مازار هردو درست می باشند ولی به حرمت مولف و نگارنده بهتر است از نسخه اصلی بدون تغییر استفاده شود. سپاس

 

الیوت الدرسون در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۵:

به گمانم در قرن هفتم و در زمان سعدی مخنثان از پایین ترین مقام و مرتبه در نزد انسان ها بودند  چون جناب سعدی در بوستان و گلستان به طور حسابی آن ها را کوبیده و هر جا به مصداق بد ذاتی نیاز داشته مخنث را مثال زده 

الیوت الدرسون در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۰۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۴:

به نظرم زیاد جالب نیست شخص پارسایی به تداوم دزدی کمک کرده است 

۱
۱۳۵۸
۱۳۵۹
۱۳۶۰
۱۳۶۱
۱۳۶۲
۵۷۲۹