فرزانه مرادبک در ۳ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵۳:
حامد غفوری در ۳ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۸:
درست این رباعی به این شکل است:
زان می که شراب جاودانی است بخور
سرمایه ی عیش این جهانی است بخورسوزنده چو آتش است لیکن غم را
برنده چو آب زندگانی است بخور
یزدانپناه عسکری در ۳ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۶:۳۲ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش ۷۴ - حکایت سؤال و جواب ذوالنون با آن عاشق مفتون:
حفظ و مراقبت و هیمنه ساحت قرب، امتحانی هولناک است. الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِن / حشر 23 - don Juan Matus می گوید: بدست آوردن یک چیز به معنی داشتن آن چیز [اشراق] برای همیشه نیست زیرا برای حفظ آن به مبارزه ای دائمی نیازمندیم. مرحوم رجبعلی خیاط ، تداومش را در حالت اشراق بارها از دست داد و به گریه افتاد که با (طین) که منعکس کننده قصد درونی اش بود آن حالت را مجدداَ بدست آورد.
سهراب در ۳ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۴۴ در پاسخ به نوید گروهی دربارهٔ سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری » حکایت شمارهٔ ۲:
جناب نوید گروهی با سلام و عرض ادب فکر نمیکنم بیت سوم در بارهی زینت مردان که از کتاب جناب خزایلی آوردید واقعا از سعدی باشد. به احتمال زیاد از جعلیات افزوده شده به شعر اوست، نه فقط به خاطر رکیک بودن، بلکه بیشتر به خاطر سطحی بودن شعر است. خیلی سبک و به لحن لات و لوتهای کوچه بازاری است. مقایسه کنید با آن شعری که جناب سعدی در آن از واژهی عصا استفاده کرده و کوشیده با ایهام زیبایی یک موضوع جنسی را بیان کند. یا آن بیت « ...تیری که در پهلو نشیند...» که به اعتقاد جناب دکتر غلامحسین یوسفی در کتاب کاغذ زر(ص 7) اشاره به اعضای جنسی دارد. با اندیشههای سعدی هم نمیخواند که زینت انسان را به طور کلی فقط اعضای جنسی او بداند و بگوید همین بس.
hamid hajian در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۴۱ دربارهٔ مهستی گنجوی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۷ - مناظره ادبی:
با دروود فراوان
در صورت امکان بقیه شعر بالا را مخواستم
با سپاس
آینهٔ صفا در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳:
Your image, from the tablet of my heart and soul
shall never be gone
Your prancing Evergreen stature, from my memory
shall never be gone
The fantasy of your Lips
from the mind of I, the vagrant
Even by the cruelty of Heavens
and the sorrow of Fate
shall never be gone
At the time before time
my heart made a covenant with your tress
Forever, it shall abide and its pledge
shall never be gone
Whatever weighs on my wretched heart
save for your sorrow’s load
Shall be gone from my heart
for, “That” from my heart
shall never be gone
Your Love resided
on my heart and soul, much so that
If the head is severed
still, "That” from my heart and soul
shall never be gone
If my heart goes after the Beautiful
it should be forgiven
It is in pain, what’s it to do
if not in search of a cure
be forever gone
Whoever wishes not
to become a vagrant like Hafez
Should refrain from falling in Love
with the Beautiful and in pursuit of them
should never be gone
فرهاد در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳۳:
مصرع دوم بیت اول : گویی به حجره من و گویی "گِل بَرُو"
"گِل بَرُو" به ترکی یعنی "بیا اینجا"
فرهاد در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۰۰ در پاسخ به پرهام دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳۳:
"دِک" به معنای مودب و کلمه دور که در بعضی لهجه ها به صورت "تور" تلفظ میشود به معنای به ایست. "دِک تور" به ترکی معنای مودب باش دارد.
پیمان اولادی در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۱۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳:
نمی مصرع چهارم صحیح به نظر می رسد
شقایق میرخواه در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:
سلام. چجوری میشه با اقا رضا ارتباط داشت؟ایا کانال تلگرامی،اینستاگرامی،سایتی ،صفحه ای چیزی دارند که قابل دسترسی باشه؟؟من تازه کارم و تا معانی نوشته شده توسط ایشون رو نخونم چیزی از شعر متوجه نمیشم🙈
مهدی صالحی در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۰۷ در پاسخ به سید هادی دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
مکان آدمیت هست نه مقام.نشان مکان میان و غیره که همه هم قافیه هستند
حبیب شاکر در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۵۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۷:
سلام بر یاران همدل
مغرور مشو که بخت با تو یارست
احوال تو نیک و حال چون ما زارست
تحقیر مکن تو بی نصیبی، شاید
همچون تو عزیز بوده ،حالا خوارست
سپاس از همراهان
فریدون قربانی در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۳۴ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:
چنین آثاری که بسیار زیبا و دلنشین و روح افزا هستند و شاهدی شگفت بر تکرار تاریخ و مکرر به زبان بیزبانی، یادآوری میکند که تاریخ نخوانده ها ناگزیر از تکرار تاریخند.
حیف و صد حیف که این آثار و ابیات از کتب درسی ما پر کشیده اند و نسل جدید از ادبیات غنی گذشتگان دور افتاده اند.مگر اینکه به همت پژوهندگان و ادیبانی بزرگوار، درختهای این ادبیات، مکرر آبیاری شوند تا در گذر تاریخ، به تاریکخانه فراموشی سپرده نشوند.
اثر دیگری نیز از این بزرگوار خواندم که شاهدی دیگر بود
ای که اندر ملک گفتی می نهم قانون عدل
ظلم کردی ای اشاراتت همه بیرون عدل
این امیرانی که بیماران حرص اند و طمع
همچو صحت از مرض دورند از قانون عدل
دست چون شمشیرشان هر ساعتی در پای ظلم
بر سر میدان بیدادی بریزد خون عدل
.............
حیران در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۱:
سلام بزرگواران.
معنی مصرع دوم بیت ۴ و همچنین معنی بیت۹.
سپاسگزارم.
رضا از کرمان در ۳ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۸۰ - بیان سبب فصاحت و بسیارگویی آن فضول به خدمت رسول علیهالسلام:
سلام جناب باریک بین عزیز
بلی منظور می یا همان مسکرات است مولانا میفرمایند خوردن مسکرات آدم بی نزاکت را بی ادب تر میکند ولی آدم با ادب وتربیت اگر باده بنوشد در حال مستی نیز مبادی آداب میماند. البته ناگفته نماند که آن شخص در حضور حضرت رسول مست باده نبوده وطبق معنی بیت اول چون پرتو یی از انوار باطنی وروحانی پیامبر بر جان او تابید آن سبک مغز مست وشادمان وپر گو شد ودر حضور حضرت بی ادبی کرد.
شاد باشید
رضا از کرمان در ۳ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۸۶ - تدبیر کردن موش به چغز کی من نمیتوانم بر تو آمدن به وقت حاجت در آب میان ما وصلتی باید کی چون من بر لب جو آیم ترا توانم خبر کردن و تو چون بر سر سوراخ موشخانه آیی مرا توانی خبر کردن الی آخره:
اقا کوروش بوتیمار عرض سلام خدمت شما دوست گرامی
جهت رفع شبهه به تفسیر جامع جناب کریم زمانی مراجعه کردم ایشان برداشتی غیرازنظرحضرتعالی دارند که عینا نوشتار ایشان را ذیلا"مینویسم:
پادشاه عقل وهوش یعنی حضرت حق(یا محمد مصطفی)با آن همه رحمتی که داردچرا بیهوده وبدون آنکه لزومی احساس شود بگوید:نفس اماره ات را بمیران؟ یعنی موتو قبل ان تموتوا پس معلوم میشودکه مقهور داشتن نفس اماره از اوجب اوجبات است والا تنها قشر دین را رعایت کردن کسی را عارف ودیندار حقیقی نمی کند
جلد ششم تفسیر جامع صفحه۷۰۶
ناصر مرادی در ۳ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۴۲ در پاسخ به فؤاد دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۹:
احتمالا پسر رستم فرامرز
ناصر مرادی در ۳ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۳۹ در پاسخ به احمد دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۹:
دستمال سفره
صدرالدین باریکبین در ۳ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۸۰ - بیان سبب فصاحت و بسیارگویی آن فضول به خدمت رسول علیهالسلام:
منظور از «می» در مصراع دوم بیت سوم «مِی» هست؟
ناصر مرادی در ۳ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۳۲ در پاسخ به دکتر امین لو دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱۹: