متین میرزائی در ۳ سال قبل، شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸:
درود وقت بخیر
منظور از "دامن نفشاند" در بیت نهم چیست؟
و مصرع دوم بیت دوم ؟
فاطمه یاوری در ۳ سال قبل، شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:
یار مرا؛ غار مرا؛ هند جگرخوار مرا
یار تویی! غار تویی! خواجه نگهدار مرا...!
بزرگمهر در ۳ سال قبل، شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳۲:
به نظر من بیت چهارم ادامه منطقی و تمثیلی از بیت سوم است که میگوید:
فرع سماع آسمان هست سماع این زمین. وانکه سماع تن بود فرع سماع عقل و جان
که دو نوع سماع آسمانی و زمینی را شرح میدهد و رعد و برق را نوع سماع آسمانی در مقابل بارانی که دوست عزبزی به آن اشاره کردند ، که سماع زمینی است.
ف... ز... در ۳ سال قبل، شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۳۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۹ - حکایت اتابک تکله:
با سلام و احترام
این که در این شعر، عبادت، به جز خدمت خلق نباشد یا طریقت، تفاوتی در اصل وظیفه انسانی ما ندارد.
جسارتاً امر به معروف هم جزئی از خدمت به خلق است. خدمت به خلق فقط رساندن غذا و پوشاک به خلق و رفع حوائج مادی و دنیوی نیست. اگر خلق را با اصول و فروع دین اسلام هم آشنا کنیم و راه سعادت و دستیابی به توشه ای برای آخرت را به آنها نشان دهیم می شود خدمت به خلق. اگر عبادت را فقط مختص خودمان ندانستیم و به خلق هم توصیه کردیم که با خدا باشند و عبادت کنند و به دستورات الهی مکتوب در کتاب خدا قرآن و سیره نبوی و اهل بیت علیهم السلام عمل کنند هم به خلق خدمت کردیم. خدمت به خلق، یعنی عبادت را فقط برای خودت نخواه! عبادت گوشه ای و تک نفره، خودخواهی است؛ در جمع باش و دیگران را هم به حسنات و امور معروف دعوت کن. چرا انقدار اصرار داریم که این عبادت است نه طریقت؟!!! عبادت باشد که وظیفه دینی و اخلاقی و وجدانی ما نسبت به خلق سنگین تر می شود. پس اگر این واژه عبادت باشد هم، چیزی از ارزش عبادت کم نمی کند. تفسیر به رأی خود ظلم به خلق است؛ نمی توانیم با اصرار بر عبادت بودن این واژه، عبادت را حذف کنیم و این گونه تفسیر کنیم که ما به جای بندگی خدا، فقط به خلق خدمت می کنیم، کامروا می شویم. (حاسبوا قبل ان تحاسبوا)
ایاک نعبد و ایاک نستعین
محدثه قره حسنلو در ۳ سال قبل، شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۰۴ در پاسخ به حوا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
سلام عزیزم. در قرائت قرآن ۱۴مورد قرائت وجود دارد. در حقیقت ۷نفر بودن که قرآن را قرایت میکردن. و ۲نفر هر کدام از آنهارو تایید کردن. پس میشود ۱۴نفر
این نوع قرآیت به وقف کردن ها برمیگردد. درحقیقت جناب حافظ اشاره میکند که نه فقط قرآن را حفظ هستن بلکه به اون۱۴تا قرائت معدوف هم تسلط و تبحر دارند
علی رئیسی در ۳ سال قبل، شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ صفای اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۳:
وزن شعر اشتباه درج شده
وزن درست مفاعلاتن مفاعلاتن مفاعلاتن مفاعلاتن است
هیچ در ۳ سال قبل، شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۴۹ در پاسخ به شہزاد احمد دربارهٔ عبدالقادر گیلانی » غزلیات » شمارهٔ ۶ - آه مردم:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فَعَل
یک هجا کمه
چند جایی جستجو کردم همشون همین نیمبیت رو نوشته بودن!!
بهروز عسگری در ۳ سال قبل، شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۸:
نوک مژگانت ناوکی آهیخت
یزدانپناه عسکری در ۳ سال قبل، شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۰۹ دربارهٔ جمالالدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۱ - من غرر قصائده فی الحکمه و الموعظه و لله دره:
این کلاه کبر و فخر از سر فرونه زا نکه هست / نص قرآن لایحب کل مختال فخور 25
***
[ تَخْوِیل: بخشیدن نعمتهای (إِصْعَاد بالا رونده) خداوند است. خَال: نقطه سیاه روی حباب فروزان (الصَّعِید)]
[الرحمن : 14 خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ کَالْفَخَّار] [خیلاء : تکبّر از روی خیال، خود اندبشی]
[جَرَز: نیازمند، تراب، پوسته و حباب فروزان بدن، مرکز ادراک در قلب و سینه انسان]
[الجَرَزَة: دسته و بافه ی همسو و نَسوق گردیده - 263:736]
[وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمینَ إِلی جَهَنَّمَ وِرْدا (مریم : 86) ، جرم: تداخل؛ جَهَنَّمَ: مِنْ مَکانٍ بَعید -الفرقان 12]
[وَ إِنْ مِنْکُمْ إِلاَّ وارِدُها کانَ عَلی رَبِّکَ حَتْماً مَقْضِیًّا (مریم 71) بلا استثنا آشکار شدن تجربیات زیسته انسان (جهنم، فاصله و تفکیک نیروی حیات)]
[وَ یَقُولُ الْإِنْسانُ أَ إِذا ما مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَیًّا - مریم 66 ، دور و پراکنده شدن رشته مجموعه آگاهی]
[بَلی مَنْ أَوْفی بِعَهْدِهِ وَ اتَّقی فَإِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقین - آل عمران 76]
[الحَبّ و الحَبَّة، رشد حبه و دانه ؛ حَبَاب- حبابهای روی آب در موقع ریزش باران ، الحِبّ: محبوب و بشدّت دوست داشتنی، عشق، حباب فروزان]
[الصَّعِید، عدم تداخل خاک 264:1320) ؛ الْمُتَّقین: پرهیزکاران]
ابوالفضل خانی در ۳ سال قبل، شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۳۹ دربارهٔ باباطاهر » غزل:
بسیار عالی و زیبا سروده شده
یزدانپناه عسکری در ۳ سال قبل، شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۲ - هم در بیان مکر خرگوش:
هر نفس نو می شود دنیا و ما - بی خبر از نو شدن اندر بقا
[فیضان انوار فیض الهی و ضربان نور دل]
یزدانپناه عسکری در ۳ سال قبل، شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶۴:
این نفس ستیزهجو چون بُزبچه بالا جو / جز ریش ندارد او نامش چه نهم ریشو
[عَدُوٌّ مُبین بر بالای حصة وجودی، غارتگر آگاهی و مانع تکامل بشر]
یزدانپناه عسکری در ۳ سال قبل، شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰:
همچو کتابیست جهان، جامع احکام نهان - جان تو سردفتر آن فهم کن این مسئله را
***
قرآن مبین – النمل/88
وَ تَرَی الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَة
[یزدانپناه عسکری]*
جانشناسی به نظر مولانا سرآغاز هستیشناسی و جهانشناسی هست و
منظور همان بینش و بینندگی و نقطه مقابل دانش و علوم ظاهری است.
[کتاب واقعیت جهان، کیهانی از اسماء الهی است. عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتاب - النمل 40]
یزدانپناه عسکری در ۳ سال قبل، شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۰۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۶ - فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشاندهای بر سر راه بر کن:
این جهان نیست چون هستان شده / و آن جهان هست بس پنهان شده
[باران انوار اثیری فیوضات الهی ، زیر بنای ادراک جهان پیرامون]
یزدانپناه عسکری در ۳ سال قبل، شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳:
اشاره غزل
سلطان ولد به فرمان پدر برای آوردن آن صنم گریزپا ساز سفر کرد تا در دمشق شمس الدین را دریافت و پیغامهای پر سوز و گداز عاشق هجران دیده را به لطف تمام به گوش معشوق بیپروا رسانید. دریای مهر شمس جوشیدن گرفت و گوهرهای حقائق و معارف بر سلطان ولد افشاند و خواهش مولانا را پذیرفت و عازم قونیه گردید (سنه ۶۴۴).[۱] [۲][۳]
↑ بدیع الزمان فروزانفر، زندگانی مولانا جلال الدین محمد (مولوی)، زوار - تهران، چاپ: پنجم، ۱۳۶۶.
↑ مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی)، دیوان کبیر شمس، طلایه - تهران، چاپ: اول، 1384.
↑ عبد الباقی گولپینارلی، توفیق سبحانی، مولانا جلال الدین (گولپینارلی)، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی - تهران، چاپ: سوم، ۱۳۶۳.
یزدانپناه عسکری در ۳ سال قبل، شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۹۱ - بیان آنک هر حس مدرکی را از آدمی نیز مدرکاتی دیگرست کی از مدرکات آن حس دگر بیخبرست چنانک هر پیشهور استاد اعجمی کار آن استاد دگر پیشهورست و بیخبری او از آنک وظیفهٔ او نیست دلیل نکند کی آن مدرکات نیست اگرچه به حکم حال منکر بود آن را اما از منکری او اینجا جز بیخبری نمیخواهیم درین مقام:
چنبرهٔ دید جهان ادراک تست / پردهٔ پاکان حس ناپاک تست
[حجاب حس مانع وضوح ادراک است]
امیرالملک در ۳ سال قبل، شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۱۳ دربارهٔ ظهیر فاریابی » قصاید » شمارهٔ ۴۶:
تو فارغ! پنبه اندر گوش کن. شو!
این مصرع را به شکل سه جمله بخوانیم
شہزاد احمد در ۳ سال قبل، جمعه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۵۶ دربارهٔ عبدالقادر گیلانی » غزلیات » شمارهٔ ۶ - آه مردم:
وزنِ این مصرع چیست؟
پیش یوسف گر رسی روزی بگو ای عزیز
شاید این در بحر نیست
گر تصویر میسر شود معلوم بکنید
جهن یزداد در ۳ سال قبل، جمعه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۳۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۰:
وزین ننگ برگشت و امد براه
که آید بدیدار کاووس شاه
مرتضی چوپانکاره در ۳ سال قبل، شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۱۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۰: