گنجور

حاشیه‌ها

 

بودند درین جهان به یک عهد
خفتند در ان جهان به یک مهد

بسیا ر بسیار زیباست

مصطفی در تاریخ ۱۵ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۲:۰۴ دربارهٔ بخش ۴۵ - وفات مجنون بر روضه لیلی


تا حالا ۳-۴ بار این داستان موش و گربه را مشترکا با دخترم که تازه خواندن را یاد گرفته خوانده و لذت برده ایم. خدایا ریشه مسئولان بی ریشه و فاسد را از این مملکت برکن تا جوانان ما بتوانند ازدواج کنند و ما هم بچه های بیشتری بیاوریم شبهای دراز پاییز و زمستان به یاد سنت قدیمی ایرانیان مسلمان، شعر و داستان و مثنوی و معراج السعاده و موش و گربه بخوانیم!

نجفی در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ موش و گربه


شبها قبل از خواب داستان زندگی پیامبران و امامان (ع) را برای دخترم که کلاس دوم دبستان است می گویم و گاهی شعر مربوط به آن داستان ها مثل همین شعر مرحوم پروین اعتصامی یا شعر موسی و شبان مولوی را از روی سایت گنجور برایش می خوانم و خیلی خوشش می آید. گاهی اوقات هم بیت ها را یک در میان می خوانیم و این دخترک تازه فارسی یادگرفته با این خواندن پرغلطش بارها لبخند بر لب ها می آرد و می کارد. ممنون.

محمدعلی نجفی در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ لطف حق


منظور از ابوالقاسم کیه؟
خود حکیم فردوسی؟

رضیه در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۵۳ دربارهٔ بخش ۱۲ - ستایش سلطان محمود


در توضیح بیت آخر
راجع به بیت آخر باید توجه داشت که خواجه گر چه هیچ گاه ادعای پاکدامنی و بی عیبی ندارد و به اصطلاح امروزی جانماز آب نمی کشد اما به شدت از ریا و زهد ریایی خود را بری دانسته بر دیگران خرده گرفته و می تازد زیرا که به این خصلت به شدت خود معترض است و آن را یک آسیب جدی اجتماعی تلقی می‌کند. بنابراین در این بیت باید به این نکته توجه داشت و منشأ این بوی ریا را در جای دیگر جستجو کرد.
بنابراین در مصرع دوم بیت آخر یعنی: آفرین بر نفست باد که خوش بردی بوی، این بو یعنی بوی ریا از نفس خود مدعی برخاسته و وی به اشتباه آن را از جانب حافظ استشمام کرده است. در واقع حافظ این بو را از نفس خود مدعی می‌داند که این تهمت را بر خواجه وارد نموده است.

موسوی خورشیدی در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۲۰:۴۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۸۵


راجع به بیت آخر باید توجه داشت که خواجه گر چه هیچ گاه ادعای پاکدامنی و بی عیبی ندارد و به اصطلاح امروزی جانماز آب نمی کشد اما به شدت از ریا و زهد ریایی خود را بری دانسته بر دیگران خرده گرفته و می تازد زیرا که به این خصلت به شدت خود معترض است و آن را یک آسیب جدی اجتماعی تلقی می‌کند. بنابراین در این بیت باید به این نکته توجه داشت و منشأ این بوی ریا را در جای دیگر جستجو کرد.
بنابراین در مصرع دوم بیت آخر یعنی: آفرین بر نفست باد که خوش بردی بوی، این بو یعنی بوی ریا از نفس خود مدعی برخاسته و وی به اشتباه آن را از جانب حافظ استشمام کرده است. در واقع حافظ این بو را از نفس خود مدعی می‌داند که این تهمت را بر خواجه وارد نموده است.

موسوی خورشیدی در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۲۰:۴۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۸۵


در بیت خُنُک آن قمار بازی‌ مصرع اول کلمه هر چه بودش درسته به دو دلیل اول این گه در مصرع دوم همین بیت کلمه هیچ استفاده شده و همه میدونیم که هر و هیچ کلمات مخالف و مکمل هم هستند و دوم این که آن یک کلمه محدود هست و اشاره ی مستقیم به چیزی میکنه اما کلمه هر یک کلمه جامع هست که شامله همه چیز و همه کس میشود و چون اشاره ی بیت به کلیت زندگی هست و نه یک چیز ، لحظه ، زمان یا …. مشخص‌ پس باید حضرت مولانا از کلمه ای استفاده کرده باشه که مفهوم کلی درش وجود داشته باشه

میثم در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰۸۵


در کتاب فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی اثر دکتر جعفر سجادی این شعر به این صورت آمده و ذکر شده که متعلق به نشاط اصفهانی است:
هر دل که طواف کرد گرد در عشق
هم خسته شود در آخر از خنجر عشق
این نکته نوشته ایم بر دفتر عشق
سر دوست ندارد آنکه دارد سر عشق

مریم یزدان مهر در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۰۷۰


این آقای سعدی باتوجه به ارتباط واتصالش به دربار ودستگاه پادشاهی اتابک ابوبکرسعدبن زنگی نفسش واقعا”از جای گرم درمی آمده وطبیعی است که شکم پروکیف کک وخلق شنگول مناجاتهای خوبی هم می سراید وگرنه حقیقت این است که:بنده همان به که شکایات خویش=نامه کندپیش خدای آورد/ورنه عبادات ودعاوثنا=بهرچه امیدبه جای آورد!!

حسین معتقدی فرد) در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۴۰ دربارهٔ دیباچه


شعر قطعه قند منی، آلبوم بی_نام(قمار باز ) سلطان بلامعارض، محسن چاوشی

شبیر خانیان در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۱۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۱۰۷


اتفاقا معنا و مفهوم دیدی ، درست تر به نظر میاد … زیرا اگر بودم رو در نظر بگیریم بیشتر به معنای گلایه و شکایت بکار میره و گله و شکایت در وجو بزرگی چون مولانا قطعا معنا دار نخواهد بود … ولی اگر با فعل دیدی ، مصرع سوم ختم شود ، بیشتر بدان معنا خواهد بود که این جایگاه وقار رو برلی حال و روز من مناسب ندیدی و به همین علت از وجه خشک جلال من را با لطلفت های وادی جمال آشنا کردی …

علیرضا سالکی در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۸۹۰


این شعر توی قسمت اوج آهنگ کاسه خون از مهراب خسته صدا به زیباترین شکل خونده شده. حتما گوش بدین

مهراب در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ شعله سرکش


حرکت‌گذاری بیت عربی به صورت متن:
کُفَیتَ اَذیً یا مَن یَعُدُّ مَحاسنی
علانیَتی هذا ولم تدرِ ما بَطَنَ
مطابق گزیدهٔ‌ گلستان سعدی به انتخاب و شرح دکتر حسن انوری از انتشارات قطره می‌باشد.
معنی تقریبا مطابق متنی است که دوست گرامی «علی» به نقل از شرح گلستان مرحوم خزائلی نقل فرمودند با این تفاوت که «کفیت اذی» با این حرکت‌گذاری به صورت «(ای که نیکیهای من را بر می‌شماری) آزار نبینی» ترجمه شده. در شرح بیت عنوان شده که عبارت اول به صورت kafayta azan -یعنی کاف به جای آن که ضمه داشته باشد فتحه داشته باشد- نیز خوانده شده که معنای آن در آن خوانش مطابق نقل علی آقاست.

حمیدرضا محمدی در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۵۰ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۸


اینکه گنجور بعد از آوردن هر شعر از خواننده ها می پرسد که چه کسی این شعر را در کجا خوانده است بسیار سبک و بی مورد است و ناخواسته درجهت خفیف کردن شعر و شاعر. در مقابل عظمت کلام بزرگانی چون حافظ و مولوی امدن نام بیشتر این خواننده ها که حالا صدایی دارند و گناهکارهم نیستند و کاربدی هم نمیکنند که این شعرهار میخوانند اما کار اینها نباید بهانه ای برای آمدن نامشان در کنار نام حافظ و مولوی باشد و گاهی مایه تفریح هم میشود البته همه آوازها که صدیف و شجریان و چند نام انگشت شمار موجه از گذشته و حال موسیقی نیستند. که در اینصورت موضوع شاید قابل تامل و تحمل هم باشد.

مهدی در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۰۴ دربارهٔ بخش ۱۷۳ - آداب المستمعین والمریدین عند فیض الحکمة من لسان الشیخ


به قول هاتف اصفهانی

که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لااله الاهو

باد در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۱۱ دربارهٔ حکایت پیرزنی که کاغذ زری به بوعلی داد


تصویر زیر شامل برش نقل مصرع «بنی‌آدم اعضای …» در نسخه‌های خطی در دسترس از طریق گنجینهٔ گنجور است. تعدادی از نسخه‌ها این قطعه را کلا ندارند و در دو نسخه بعدا در حاشیه کسی آن را اضافه کرده.
اما به طور مشخص در همهٔ آنهایی که قطعه نقل شده متفقا «بنی آدم اعضای یکدیگرند» آمده و نه چیز دیگر:
بنی آدم اعضای یکدیگرند

حمیدرضا محمدی در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۹:۳۵ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۰


سلام
شاید چینش ابیات و غزل کامل اینگونه باشد؛

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند

نه هر کسی که کله کج نهاد و تند نشست
کلاه داری و آیین سروری داند

هزار نکته باریکتر ز مو این جاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که خواجه خود روش بنده پروری داند

غلام همت آن رند عافیت سوزم
که در گداصفتی کیمیاگری داند

وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی
وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند

به قدّ و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد
جهان بگیرد اگر دادگستری داند

درآب دیده ی خود غرقه ام چه چاره کنم
درین محیط نه هرکس شناوری داند

بباختم دل دیوانه و ندانستم
که آدمی بچه‌ای شیوه ی پری داند

مدار نقطه بینش ز خال توست مرا
که قدر گوهر یک دانه گوهری داند

ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه
که لطف نکته و سرّ سخنوری داند

داریوش در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۷:۲۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۷


رضای عزیر
جان سخن از زبان ما می‌گویی
فرمایش جناب جلال و استاد معظم ایشان محترم، کلام شما درد دل دردمند من بود.

نادر در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۵:۵۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۲


در مصرع وگرنمیرد بلبل و مصرع آخر کلمه ی بگرید ، آهنگ شعر بهم میخوره . تلفظشون چجوری میشه؟

Somaye در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۵:۴۳ دربارهٔ غزل ۲۸۱


با درود
در مصرع اول از بیت ششم، به‌اقتضای وزن، «بگزیدی» صحیح می‌نماید. حال‌آنکه «گزیدی» درج شده است.

به‌جای من تو اگر صد هزار دوست بگزیدی…

همچنین در مصرع دوم از بیت هفتم، «در نگریدم» صحیح می‌نماید.

سروش در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۳:۵۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۴۸


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]