گنجور

حاشیه‌ها

 

ای دوست به دوستی قرینیم ترا/هرجا که قدم نهی زمینیم ترا، در مذهب عاشقی روا کی باشد/عالم تو ببینیم و نه بینیم ترا. خدایا در دوستی باما قرینه هستی و میتوان گفت اندیشه و تن ما با جان ما قرینه است و هردو مکمل هم هستند. رسم عاشقی نیست که ماهمه جهان را تو می بینیم ولی ترا نمی بینیم چرا.

۴

مهدی از شیراز در تاریخ ۳۱ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۳:۱۶ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۴


دل گفت که تا شوم همه یکتائی ، آن دلی که بدنبال یاری هست تا به یکتایی برسد یا با عشق او با او یکی شود وبه حقیقت و یکتایی رسیده ایم و اگر عشق واحدی را تمام مردم جهان با عشق پیروی نمایند تمام پیروان یک قانون خود نیز متحد خواهند بود واین یگانگی است

مهدی از شیراز در تاریخ ۳۱ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۲:۴۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۳


البته منظور از دریا دل همان لطف ونور خداوند است که در دل انسان چون بتابد یا بیافتد گنج دل یا همان جان انسان زنده گردد وتن چو صدف دهان گشوده یعنی چون گنج صدف درون دل آن است و تا دهان نگشاید و مروارید درون خود را با دادن جان خود میدهد تن انسان نیز تا از جان نگذرد چون صدف گنج دلش آشکار نمیگردد

مهدی از شیراز در تاریخ ۳۱ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۲:۲۴ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۲


بجای واژه ایوار، اگر دیوار بکار برده شود به لحاظ معنایی شبگیر عاشق به دیوار دوخته میشود
نظر اساتید چیست؟

شیدا در تاریخ ۳۱ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۰:۴۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۲


لطفا اصلاح بشه:

به برگ لاله رنگ آمیزی ای عشق

به جان ما بلا انگیزی ای عشق

اگر این خاکدان را واشگافی

درونش بنگری خونریزی ای عشق

توانای دانا در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۲۲:۵۰ دربارهٔ ببرگ لاله رنگ آمیزی عشق


سلام،
انچه از دل بر آید بر دل نشیند، رودکی روشندل است، و زیبا سروده است، اینکه در شعر تغییراتی انجام دهیم اشتباه محض است، این شعر رودکی بعد از گذشت چندصد سال هنوز دلگرمی می اورد، و وقتی که خودم شخصا میخوانم اهنگ وطن میکنم و دلتنگ وطن میشوم، ایجاد تغییرات در شعر بی لطفی و خیانت است به سراینده،

ابوالفضل در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ شمارهٔ ۱۲۱ - بوی جوی مولیان آید همی


با سلام
در نرم افزار گنجور رومیزی (ویندوز) نوشته شده:
با چشم نمیبیند یا…
در صورتی که یا چشم نمیبیند یا… درست است.
در سایت درست است اما در نرم افزار اشتباه است.
:)

محمد عرفان در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۵۲ دربارهٔ غزل ۵۱۱


زززز
اول آنکه جفت به مانای همسر هم می تواند باشد
دوم ، بله خدا در قرآن مرد است
همیشه لفظ ” هُوَ “ برای خدا بکار برده شده
سوم ، آدم یک کتابی برای خودش می بافد

محسن،۲ در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ شمارهٔ ۲۰۳


آنچه مخاطب مولاناست قطعا خداست، اما خدایی که از خودشناسی و خداشناسی ایشان نشات گرفته است درکی متفاوت با درک عامه مردم است و از آنجا که (هر کسی از ظن خود) خدای خود را خواهد شناخت لذا تعبیری متفاوت بیان خواهد نمود و از حقیقت شعر دور خواهد بود.
چنان که خود می‌فرماید:
هر چه اندیشی پذیرای فناست
آنچ در خاطر نیاید، آن خداست

ایمان آل‌طاها در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۹۸۷


یعنی چی که ” تو زن و جفت نداری، احد بی زن و جفتی ” ؟
اصلا مگر خدا مرد است که زن داشته باشد یا نه؟

زززز در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۲۰:۰۸ دربارهٔ شمارهٔ ۲۰۳


گرگ ز بره دست بدارد
چون شنود او قوی افندی

به نظرم مصرع دوم “چون شنود او بوی افندی” ذرست است

تارا در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۱۹:۵۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۰۳۳


زنده یاد رهی معیری غزلسرای توانای معاصر مضمونی شبیه به بیت دوم دارد :

من از دلبستگیهای تو با آیینه دانستم * که بر دیدار طاقت سوز خود عاشق‌تر از مایی.

ایرانی در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۰۹ دربارهٔ غزل ۴


در پاسخ به مطلب جناب آقای حامد لازم می‌بینم بگوسم که ارتباط ادبیات با عرفان چنان که شما گفته‌اید اینقدر دور و بی‌ربط و راه نیست. همانطور که خود نیز معترفید عرفا برای بیان حقیقت و انتقال و آموزش دریافته‌ها و حقایق عرفانی به دیگران از زبان شعر و ادبیات استفاده کرده‌اند پس بیراه نیست اگر دیگران هم از راه مطالعه و نقد و پژوهش در این آثار ادبی سعی در درک، آموزش و حتی نقد و بررسی چند و چون آثار عرفا داشته باشند. این یک رابطه دوسویه است. از این گذشته در یک جامعه دمکراتیک که شما آرزویش را دارید هر کسی در هر مقامی حق دارد اندیشه و نقد خود را آزادانه بیان کند هر چند مورد قبول و تحمل دیگران نباشد. شاید شما نگاهی مطلق‌نگر و مقدس‌گونه به برخی عرفا داشته باشید که البته در مورد آن آزاد و مختارید اما نمیتوانید انتظار داشته باشید دیگری هم (مثلا کسی که دکترای ادبیات فارسی دارد) همچون شما آثار و آموزه‌های عرفا را بنگرد و برای خود حق اظهار نظر قائل نباشد.

یاسان در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۵۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۶۳


بیت دوم این بیت سعدی را بیاد می آورد : ترا در آینه دیدن ، جمال طلعت خویش * بیان کند که چه بودست ناشکیبا را.

ایرانی در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۵۱ دربارهٔ خیال‌انگیز


بیت اول متضمن اندیشه ای عرفانی میباشد. تلمیح دارد. به داستان آدم و حوا که از بهشت بیرون رانده شدند اشاره میکند.

ایرانی در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۴۰ دربارهٔ زندان خاک


بیت دوم این غزل زیبا یاد آور بیتی از حافظ میباشد : بی زلف سرکشش سر سودایی از ملال * همچون بنفشه بر سر زانو نهاده ایم.

ایرانی در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ حدیث جوانی


به به عجب غزل زیبایی. لذت بردم. یادش گرامی.

ایرانی در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۱۴ دربارهٔ گوهر تابناک


این غزل زیبا نیز مثل غزل سوزد مرا سازد مرا در همه ابیات بجز بیت اول قافیه میانی دارد. نازنین تنگ طه حق دارند اولش فکر کنند که غزل مولانا هست بعد متوجه شوند که از زنده یاد رهی معیری میباشد. چون مولانا در بیشتر غزل هایش از قافیه میانی استفاده کرده که باعث شور انگیزی و آهنگین شدن غزل میشود و این غزل رهی ، هم شاهکاره و هم زیبا و شور انگیز و زیباست. رهی معیری بدون تردید و بحق غزلسرای قدرتمند معاصر میباشد.

ایرانی در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۰۹ دربارهٔ غرق تمنای تو ام


این غزل شور انگیز یاد آور غزلهای مولانا میباشد. به غیر از بیت اول در بقیه بیت ها قافیه میانی ( درونی ) بکار رفته که بر زیبایی غزل می افزاید. مولانا نیز در بیشتر غزل های خویش از قافیه میانی استفاده کرده است.

ایرانی در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۴۷ دربارهٔ سوزد مرا سازد مرا


این شعر رو نیاز نواب خواننده نسل جوان آهنگ سازی و اجرا کرده که واقعا بینظیره

امیر مصطفی در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۲۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۴۸


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]