گنجور

حاشیه‌ها

حسین غلا می نسب در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲:

سلام همان امشب درست است مقدمه . استاد نفیسی چاپ بهار 1363

رضا ببری در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۳۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۳:

«چارپایی» اشتباها «چارپاپیی» نوشته شده.
نه محقق بود نه دانشمند
چارپاپیی برو کتابی چند
حرف پ حذف شود.

سامی در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۹:۳۰ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۳ - فی مرثیه امام حسین علیه‌السلام:

شعر بسیار زیبایی بود ،من رو بدوره دبیرستان برد...

کاف کاف در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:

ما از ظلم یک مدیری به مدیر دیگری شکایت بردیم مدیر دوم از اولی کلی تعریف کرد و به تدین او پافشاری میکرد.بعدا فهمیدیم این دو همکارند و به هم نون قرض میدهند. یاد این بیت عبید افتادم:
این زمان پنج پنج میگیرد
چون شده تائب و مسلمانا
روحش شاد

مازیار معمر در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۱۴:

بعد از بیت سوم یک بیت جا افتاده:
به یک بار از جهان دل در تو بستم/ندانستم که برگردی به زودی
کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۵ - دیدن خسرو شیرین را در چشمه‌سار:

در بیت 17 ، بباید رفت بباید زفت نوشته شده که باید اصلاح شود .
در بیت 20 مشکو ( بمعنای خلوتگاه ) مشگو نوشته شده و در ادامۀ بیت مشک مویان ( یعنی کسانی که موهایشان بوی خوش مشک که از مواد خوشبو هست را دارد ) مشگ مویان نوشته شده که بازهم غلط است و باید اصلاح شود اصولاً در ادبیات پارسی واژه ای بصورت مشگ با گاف وجود ندارد
در بیت 38 کلمۀ من افتاده که باید اصلاح شود به این ترتیب: گر این بت جان من بودی چه بودی ...
در بیت 54 پستانبان بستانبان آمده و ز پستان زبستان نوشته شده که هردو باید درست شود
در بیت 62 ابر مشکین ابر مشگین آمده که باید اصلاح شوددر بیت 64مصرع دوّم اشتباه دارد ، درست آن چنین است :همی لرزیدچون درچشم مهتاب در بیت 109 سرشگش آمده که باید بصورت سرشکش اصلاح کردد در بیت 131 درمصرع دوّم تنور آتشم لختی شود سرد صحیح است

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۰:۰۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۹۷ - گذشتن از جهان:

بنام دانای جهان ، برقرار باشید و پروردگار یارتان برای این کار عظیم بایسته وشایسته ای که به انجامش پیروز آمده اید .و امّا دربارۀ این بخش : نظامی در ابتدای شعر دو صفت غیرهمساز را از دریا و محصول آن درّ صاف می گوید دریا ( یا اقیانوس ) بعنوان موجود عظیم که در درون خودش بیشمار عجایب و غرایب دارد ( دریای عجب کار )و متناقض با آن درّ صاف که در پیش دیدگان بی غل و غش و صاف و یکدست است و او این هردو وصف را نثار کسی که مورد خطاب دارد می نماید سپس با ایهام قشنگی ، خفتن ( مردن ) و خواب دیده شده را باز نگفتن ( از دنیای مردگان برنگشتن و برای مردم دنیا ماوقع را شرح ندادن ) که این را در بیت بعد هم توصیف می کند البته او در صورتی که در زمانه ما در چهل سال اخیر می توانست در دنیای مادی تفحص کند مسئلۀ گزارشهای تجربۀ نزدیک مرگ (NDE) که بواسطه بسط رسانه های توانمند کنونی دیگر جای کتمان برای منکران انحصارگر باقی نمی گذاشت را ببیند و از خود سخنان تازه تری را بگوید .در ابیات بعدی ازقول دانای نهانی می گوید اگر با دیده و ابزار این جهانی بخواهیم در کار آخرت بررسی کنیم مانند این است که در یک دستگاه موسیقی که یک سیستم ( سامانه ) را تشکیل می دهد بخواهیم یک ساز ناساز و ناهماهنگ بزنیم که کل اثر را ضایع می کند یعنی مانند شخص ناواردی که از سامانۀ موسیقی چیزی نمی داند به صرف این که می تواند یک ساز را به صدا در آورد و با این توانستن فکر می کند که می تواند در کار موسیقی وارد شود کار را خراب می کند و در بیت آخر هم این دخالت های ناموجه از سر ناآگاهی به این موضوع تشبیه گردیده که اثر هر مداخله ناآگاه خودش کار خویش را تباه می کند ( وگر آتش در آب آری بمیرد )

احمد در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳ - غنای غم:

این غزل بهترین جواب برای کسانی است که آنهایی را که در دل حزن خدایی دارند استیضاح کرده اند و می کنند اما خبر ندارند که این غم حاصل عشق واقعی به حضرت دوست و فراق یار است که اینگونه در قلبشان تجلی می کند . از آنجاییکه استاد شهریار خود از دل سوختگان و عاشقان اهل بیت بودند غزل دلربای ایشان را انعکاسی از این غم خدایی می دانم و بنده را به یاد این بیت در رسای حضرت مولانا اباعبدالله الحسین می اندازد : ای که به عشقت اسیر خیل بنی آدمند ... سوختگان غمت با غم دل خرمند
یا علی مدد

فرهاد اشتری در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۸:۴۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷:

در پاره ای متون، مصرع نخست بیت دوم بشکل زیر ذکر گردیده است: (هریک به زبان حال می گفتند).

علی در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - توحید:

ان صانع

علی در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۰:۱۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - توحید:

فضل خدای راکه تواند شمار کرد یا کیست انکه شکر یکی از هزارکرد

معارف در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۵ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۱۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷۹:

دل نیز نشد دلیل تحقیق
آیینه‌ به عکس‌ آشنا بود

معارف در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۵ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۱۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۰:

کیست درین انجمن محرم عشق غیور
ما همه بی‌غیرتیم آینه در کربلاست

سحر در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۵ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

خدارا درست تر هستش وموقع خوندن کامل تر جلوه میکنه. خودتون یه مقایسه کنید

فاطمه از دانشگاه آزاد رشت در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۵ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۱:۰۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کی‌کاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱:

سلام بله من شاهنامه چاپ مسکو دارم و اون واژه سست هست

فرهاد اشتری در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۵ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵۸:

حرف (ی) در انتهای کلمه بیامیزی در مصرع دوم بیت سوم اضافه است.

شریفی در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۵ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۹:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳:

به نظر میرسد مصرع اول این باشد:
" خود رابه دخیل افکنم مست آنجا "

عبدالله احمدی در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۵ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۵:۳۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴:

سیستم تفکری حیام بر پایه رد و شک نظریات گذشتگان و رایج پایه ریزی شده است و همه جا این نظر یات را به سخره گرفته است و این شک و رد تا به انجا ادامه مییابد که نفی هر گونه صلاح طلبی است که در پند و اندرز حکما و ادیان مستتر است. خیام فکر میکند با شکستن این حصارها راه را برای تفکر نوین باز خواهد کرد که به نوعی هم باز کرده ولی به دلایلی این تفکر نتوانسته دگرگونی لازم را بوجود آورد. شعر بالا از موارد رد اندیشه گذشتگان است که آنها را از سر "سودا" میداند.

عبدالله احمدی در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۵ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:

بنظر میرسد که اساس فلسفه وجودی خیام بر شک باشد شکی که اساس آن نفی پذیرفتن بی چون و چرای اجکام گذشتگان است این شک در فلسفه علمی به شک مقدس معروف است و اساس رنسانس را در اروپا را تشکیل میدهد. بعد از این شک مقدس است که اساس احکام کلیسا در هم میریزد و علوم جدید شکل میگیرند ولی در شرق و در ایران این شک مقدس که ریشه در زندگی واقعی مردم دارد علی رقم آنکه در آثار متفکرین بعد از خیام هم کم و بیش دیده میشود ولی هرگز به یک جنبش علمی تبدیل نمیگردد که چرای آن یک کار آکادمیک پر حجم میباشد که متاسفانه بعد از داشتن نود سال دانشگاه هنوز صورت مگرفته است.

عابر در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۴ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۲:۵۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۷۳:

مشگبار؟
شاید مشکبار باشه؟

۱
۵۴۸۱
۵۴۸۲
۵۴۸۳
۵۴۸۴
۵۴۸۵
۵۷۲۳