گنجور

 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیه آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلا برای پیدا کردن شعری که مصرع همچو عصا ز چوب تراشند رهنما مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیه آنها ا است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
د
ر
س
ش
ض
ع
غ
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی

شماره ۱: بار بر دل فتاده است مرا - کار مشکل فتاده است مرا

شماره ۲: خانه آباد خود ویرانه می‌سازیم ما - بر سر کوی که یا رب خانه می‌سازیم ما

شماره ۳: شب که به یاد آورم حال دل خراب را - داغ فتد ز گریه‌ام چادر مهتاب را

شماره ۴: هر پریشان نسزد همسری کاکل را - نکنم قافیه‌اش بار دگر سنبل را

شماره ۵: سری نمانده ز دردت به می‌ کشی ما را - ز بزم رفتی و گردن زدیم مینا را

شماره ۶: حرف خنک چه می‌زنی ای بت من خدای را - می‌روم اینک از درت گرم نکرده جای را

شماره ۷: ندانم چیست در سر یا رب آن شوخ جفاجو را - که از مردم چو ابرو تیغ او دزدیده ابرو را

شماره ۸: خبر از گردش دوران ندارد مرد بی‌جوهر - به چرخ اصلا سروکاری نیفتد تیغ چوبین را

شماره ۹: گر شود مجروح سر تا پای از خنجر مرا - بهتر از زخم زبان مرد بی‌جوهر مرا

شماره ۱۰: سیل چون بی تو از درم بگذشت - بشنو این ماجرای رنگین را

شماره ۱۱: به جرم عشق بر دارم کشیدی - جزاک‌الله فی‌الدارین خیرا

شماره ۱۲: عاقبت از چاک جیب غنچه طبعم شگفت - گشت مبارک چو گل جامه در بدن مرا

شماره ۱۳: رنگ می‌بازم اگر دولت به من رو آورد - زرد گردد چهره از اکسیر همچون خس مرا

شماره ۱۴: بود به قدر نگین اعتبار خاتم را - بلند چون نشود از تو قدر خانه ما

شماره ۱۵: بخت افسرده من بس که خنک افتاد است - نگذارد که کنم گرم به بزمت جا را

شماره ۱۶: ای آنکه تو آموخته‌ای جور و جفا را - از یاد مبر سابقه مهر و وفا را

شماره ۱۷: گشتم آواره چو یار از نظر افکند مرا - من چه کردم که چنین در بدر افکند مرا

شماره ۱۸: شد بلند این همه از مهر رخت پایه ما - که هما کسب سعادت کند از سایه ما

شماره ۱۹: دلم خون شد ز بس از عمر دیدم بی‌وفایی را - خضاب ریش می‌سازم کنون اشک حنایی را

شماره ۲۰: روزی که دل به طره جانان شد آشنا - با صدهزار فکر پریشان شد آشنا

شماره ۲۱: کشم به دیده خود از خیال آن خوش‌چشم - چو توتیای قلم خاک پای نرگس را

شماره ۲۲: زوال دولت معشوق نتوان دید ای بلبل - بیفکن تا در قفس پیش از خزان خود را

شماره ۲۳: چون سالکان به راه طریقت نهند پا - همچو عصا ز چوب تراشند رهنما

شماره ۲۴: شور در خلق پدیدار شد از گریه ما - وادی عشق نمکزار شد از گریه ما

شماره ۲۵: به تربتم چو دهم جان ز انتظار بیا - برای تلافی مافات بر مزار بیا

شماره ۲۶: نرگس فتان او بردست هوش فتنه را - پنجه مژگان او مالیده گوش فتنه را

شماره ۲۷: ز لعل او نوید دلنوازی می‌دهم دل را - مگر خامش شود از گریه بازی می‌‌دهم دل را

شماره ۲۸: نیست مردن جان من دشوار ناشاد تو را - جان شیرین باختن سهل است فرهاد تو را

شماره ۲۹: سرشته‌اند حریص جنون دماغ مرا - گرسنه چشم نمک کرده‌اند داغ مرا

شماره ۳۰: تا نیاید جان به لب از درد تنهایی مرا - همچو عمر ای بی‌وفا بر سر نمی‌آیی مرا

شماره ۳۱: از مسی رنگین نمودی تا دهان تنگ را - ساختی تاریک در چشمم جهان تنگ را

شماره ۳۲: شب ز بی‌تابی نیاساید دل بی‌تاب ما - دشمن بیدار ما ای دیده بی‌خواب ما

شماره ۳۳: عشق تو در دل ما تا گرم کرده جا را - جانان ز هر دو عالم دلسرد گشته ما را

شماره ۳۴: روزی که دل به طره جانان شد آشنا - با صدهزار فکر پریشان شد آشنا

شماره ۳۵: اقبال دولت است بلا بهر جان ما - از سایه هما شکند استخوان ما

شماره ۳۶: ترسمت کنی روزی رنجه خاطر گل را - باغبان مکن ویران آشیان بلبل را

شماره ۳۷: عمری است که از درد خرابست دل ما - همبستر چندین تب و تاب است دل ماگ

شماره ۳۸: آن‌چنان کرد عشق داغ مرا - که نه دل ماند و نی دماغ مرا

شماره ۳۹: می‌روم می‌کنم وداع تو را - ندهم بعد ازین صداع تو را

شماره ۴۰: غمت بسیار ویران کرد ما را - دگر آباد نتوان کرد ما را

شماره ۴۱: دردا که صرف شد به عبث روزگار ما - کاری نکرده‌ایم که آید به کار ما

شماره ۴۲: بت من گر ندهد دست وصال تو مرا - ثانی اثنین وصال است خیال تو مرا

شماره ۴۳: گر نهبود گل به گریبان ما - خون کسی نیست به دامان ما

شماره ۴۴: مقدر است به تیغ تو گر شهادت ما - زهی شهادت ما و زهی سعادت ما

شماره ۴۵: چرا در جست‌وجوی وصل سرگردان کنم خود را - صبوری پیش گیرم خوگر هجران کنم خود را

شماره ۴۶: به من رسید خطا گشته تیر او ز نصیب - یقین من شده اکنون که النصیب نصیب

شماره ۴۷: چنان دارم از دوریت اضطراب - که ماهی در آتش سمندر در آب

شماره ۴۸: کرده‌ام کسب معنی از هر باب - می‌توانم روم به جلد کتاب

شماره ۴۹: جواب صاف مده ساقیات سرت گردم - توان شکست خمار مرا به درد شراب

شماره ۵۰: دل را ز سینه یار ستمگر گرفت و رفت - از آشیانه باز کبوتر گرفت و رفت

شماره ۵۱: شمع شب‌ها روز با من کرده است - تا سواد گریه روشن کرده است

شماره ۵۲: دل به چین زلف او گم شد صبا داند کجاست - از پریشانی خطا گفتم خدا داند کجاست

شماره ۵۳: داغ دست بوالهوس پر بی‌دماغم کرده است - گرمی بی‌جای داغ عشق داغم کرده است

شماره ۵۴: چشم تا وا کرده گل خود را پریشان دیده است - ظاهرا در خواب آن لب‌های خندان دیده است

شماره ۵۵: رسید یار و گریبان من درید و گذشت - به داد کوتهی دست من رسید و گذشت

شماره ۵۶: گر نوشتیم که از چشم تو نرگس چه کم است - چشم‌پوشی کن و بگذار که سهوالقلم است

شماره ۵۷: من از تب عشق می کنم زیست - تب نیست حرارت غریزی است

شماره ۵۸: افروخته رویت ز فروغ نظر کیست - روغن به چراغ تو ز خون جگر کیست

شماره ۵۹: این شور که در جهان فکند است - گرد نمک تبسم کیست

شماره ۶۰: رنگ گردید غباری که به روی تو نشست - پوشد آن گرد که بر دامن موی تو نشست

شماره ۶۱: مجنون که شریک غم ما بود کجا رفت - محنت‌زده همدم ما بود کجا رفت

شماره ۶۲: آن شوخ کمر دوش به انداز جفا بست - معلوم نشد هیچ که را کشت و که را بست

شماره ۶۳: پروانگی شمع رخت کار نظر نیست - قمری‌شدن سرو قدت طوق به‌سر نیست

شماره ۶۴: ای سنگدل به حال منت این عتاب چیست - خواهد شکست شیشه جانم شتاب چیست

شماره ۶۵: دل چه گویم این‌قدر یا آن‌قدر می‌خواهدت - روز و شب می‌جویدت شام و سحر می‌خواهدت

شماره ۶۶: رنگ رویم زرد از دل خوردن است - خوردن دل گوییا گل خوردن است

شماره ۶۷: از شیوه گرفتن خوش بی‌خبر فتاده است - دست شکسته منت بر گردنم نهاده است

شماره ۶۸: تو را ز خوردن خون من اجتنابی نیست - گرفتم اینکه حلال است بی‌حسابی نیست

شماره ۶۹: درد هجران توام از بس لب از گفتار بست - در نیام خامشی تیغ زبان زنگار بست

شماره ۷۰: زین خسته فراق دمی چند مانده است - تا منزل فنا قدمی چند مانده است

شماره ۷۱: شمشاد چون قد تو سرافراز برنخاست - برخاست سرو لیک به این ناز برنخاست

شماره ۷۲: در میان هیچ از نشانش نیست - نام دارد ولی نشانش نیست

شماره ۷۳: سوز عشق که سرمایه رعنایی ماست - شمع‌سان شعله سر و برگ خودآرایی ماست

شماره ۷۴: اگر منکر شود کس از قیامت - دلیل از قامت خود کن اقامت

شماره ۷۵: در حریمش گریه‌های زار خواهم کرد و رفت - خیر باد آن در و دیوار خواهم کرد و رفت

شماره ۷۶: بر پای تو گر صبح و گر شام فتادست - زلفت چه بلا نیک سرانجام فتادست

شماره ۷۷: دلم به یاد دهان تو آن‌چنان تنگ است - که همچون غنچه مرا در نظر جهان تنگ است

شماره ۷۸: بوسه‌ای از لعل آن شیرین پسر خواهم گرفت - هرچه باداباد من حق‌النظر خواهم گرفت

شماره ۷۹: نقاب سوز رخ از حسن خود نما این است - اسیر آیینه جز خویش مبتلا این است

شماره ۸۰: نوبهار آمد دگر گل در چمن خواهد شکفت - من درین فکرم که آیا طبح من خواهد شکفت

شماره ۸۱: من عاشقم و شیوه دیرین من این است - ترسم من و آیین من و دین من این است

شماره ۸۲: پیش تو عرض خوبی مه را کجا مجال است - با عارض تو خورشید در معرض زوال است

شماره ۸۳: خطش که صفحه گل از سبزه تو راست - آزاد نامه غیر خط غلامی ماست

شماره ۸۴: پامال تو را کی هوس اوج‌گزینی است - چون نقش قدم هستی‌اش از خاک‌نشینی است

شماره ۸۵: داغم سیاه‌پوش نشسته است در رهت - زخمم به فال گوش نشسته است در رهت

شماره ۸۶: چشم شوخت که فسون سازی او دام دلست - مژه بر هم زدنش آفت آرام دلست

شماره ۸۷: برخاست تا ز گلشن آن شوخ فتنه‌قامت - با سرو گفت قمری قد قامت القیامت

شماره ۸۸: به‌غیر درد انیس دل حزینم نیست - قسم به درد که جز داغ دلنشینم نیست

شماره ۸۹: در قفس بسکه خاطرم شاد است - ورد من ذکر خیر صیاد است

شماره ۹۰: تا یار ز چهره پرده برداشت - آمد خورشید و گرده برداشت

شماره ۹۱: عشق آن گل بر دل من باز زور آورده است - بلبل طبع مرا دیگر به‌شور آورده است

شماره ۹۲: چرا با تیره‌روزانت نگه نیست - نگه را سرمه‌ساکردن گنه نیست

شماره ۹۳: عشق تو رگ زین دل بی‌تاب کشاد است - کز دیده من چشمه سیماب کشاد است

شماره ۹۴: ز خاک دیگران گر لاله‌ها رست - ز خاک ما جگر پرکاله‌ها رست

شماره ۹۵: چون غبار او جواهر سرمه‌ام منظور نیست - می‌شناسم توتیا از خاک چشمم کور نیست

شماره ۹۶: برآر تیغ به حال منت تغافل چیست - به خون خویش رضا داده‌ام تأمل چیست

شماره ۹۷: آن جلوه‌ای که مست و خرابم کند کجاست - آن آتشین رخی که کبابم کند کجاست

شماره ۹۸: نظر به حال منت آن‌چنان که باید نیست - گذار مهر و وفا در دل تو شاید نیست

شماره ۹۹: جای بودن در میان خلق چون تقسیم شد - خانه زنجیر را مجنون به پای خود گرفت

شماره ۱۰۰: تا به کی خواهد به‌جا ماند این طلسم قیرگون - عاقبت خواهد شکستن آسمان هم شیشه است

شماره ۱۰۱: ز چسپان اختلاطی‌های یاران خاطرت شاد است - حذر کن کز برای مرغ روحت قهر صیاد است

شماره ۱۰۲: دوش آن شوخ گذاری به سرم کرد و گذشت - تا خبردار شوم بی‌خبرم کرد و گذشت

شماره ۱۰۳: ز دهان تو بوسه یا دشنام - هرچه باشد لطیف عجبیست

شماره ۱۰۴: نکنی پاره نامه شوقم - که به خون جگر نوشته شده است

شماره ۱۰۵: افشان به کاغذم چو رسید می‌شود شرار - چون من ستاره سوخته‌ای در جهان کجاست

شماره ۱۰۶: حال این دیده مپرس آه که چون نرگس موم - دید تا آتش رخسار تو را آب شده است

شماره ۱۰۷: تا در غمخانه دل گاه گاه - می‌توان آمد که ره مخطور نیست

شماره ۱۰۸: آن دل که ز وصل زنده باشد - تاریخ وفات او جدایی است

شماره ۱۰۹: از صد هزار سوخته جانست یادگار - این دود خط که صبح تو را شام کرده است

شماره ۱۱۰: در دیاری که عشق سکه زند - درم داغ رایج الوقت است

شماره ۱۱۱: فلک دارد دو چشم از ماه و خورشید - یکی شب کور و دیگر روز کور است

شماره ۱۱۲: مکن او را جدا از طره خویش - دلم دیوانه زنجیر زیب است

شماره ۱۱۳: اختر تیره‌ام فتاد از چرخ - خوب شد روی زمین خال نداشت

شماره ۱۱۴: دو بوسه وعده به من کرده بود برگردید - شکرفشان لب او صادق الحلاوت نیست

شماره ۱۱۵: خون در تن من شهد شد از یاد لب تو - صدبار خدنگت به سر انگشت چشید است

شماره ۱۱۶: بر امید لب‌گزیدن‌های تیغش چون انار - قطره‌های خون من گردید دندان زیر پوست

شماره ۱۱۷: ای چرخ بی‌مروت از دولت تو ما را - نقدی که دست داده پول سیاه داغست

شماره ۱۱۸: سایل کم طالعم چون ماه نو در روزگار - نقره گردد از گدایی گر طلا آرم به‌دست

شماره ۱۱۹: سرنوشت خویش روشن شد مرا یعنی چو شمع - شور عشقت هر سر موی مرا خواهد گرفت

شماره ۱۲۰: بر سر داغم که هم با شمع ماند هم به گل - در میان بلبل و پروانه جنگ افتاده است

شماره ۱۲۱: سینه وا کرده آمدی به برم - جان به قربان دوستی‌هایت

شماره ۱۲۲: با من از همرهان درین وادی - سایه‌ام مدظله ماند است

شماره ۱۲۳: اینکه دل می‌کشد به پیکانش - از ره جذب بالمشاکله است

شماره ۱۲۴: خال بر رخسار او دیدم به حسرت سوختم - کاتش سوزان برین هندو گلستان گشته است

شماره ۱۲۵: شکر او را ز دل چه‌سان گویم - حضرت عشق ولی‌نعمت ماست

شماره ۱۲۶: ابلق عمر می‌رود به شتاب - جنبش نبض تازیانه اوست

شماره ۱۲۷: قصه نازک‌دماغی‌های او - بر حریر بوی گل خواهم نوشت

شماره ۱۲۸: شد سیاهی صرف از چشمم غمت ننوشته ماند - آنچه باقی مانده از خون جگر خواهم نوشت

شماره ۱۲۹: گله طالع خود پیش که آریم که صبح - در قفای شب ما تیغ به‌دست افتاد است

شماره ۱۳۰: گر میانت را بگفتم رشته رنجیدن نداشت - این گناه سهل بر انگشت پیچیدن نداشت

شماره ۱۳۱: می‌کشد دل به توی سر سمن بر ما را - ورنه در باغ جهان سرو و سمن بسیار است

شماره ۱۳۲: در عهد خطش عافیت دیده نباشد - این گرد ندانیم برانگیخته کیست

شماره ۱۳۳: آن شوخ کمر دوش به انداز جفا بست - معلوم نگردید که را کشت و که را سوخت

شماره ۱۳۴: کی تو را از بی‌دماغی تاب شور بلبل است - پرده‌های گوش تو نازک‌تر از برگ گل است

شماره ۱۳۵: یک‌جا نصیب من ز جان رنج و راحت است - آن راحتم رسیده که جزو جراحت است

شماره ۱۳۶: در میان هیچ از میانش نیست - نام دارد ولی نشانش نیست

شماره ۱۳۷: زین خسته فراق دمی چند مانده است - تا منزل وفا قدمی چند مانده است

شماره ۱۳۸: به تغافل توجه یار است - که کفایت شعار سرکار است

شماره ۱۳۹: من نگویم که دل ندیم غم است - حاضرالخدمت قدیم غم است

شماره ۱۴۰: در دیاری که بود عزت مرد از سر سودا - پای بی‌سلسله آنجا سر بی‌‌دستار است

شماره ۱۴۱: شد سیاهی ختم از چشمت غمت ننوشته ماند - آنچه باقی ماند از خون جگر خواهم گرفت

شماره ۱۴۲: به‌هوش باش دلا تا فریب او نخوری - اگرچه در نظرات دوست می‌نماید نیست

شماره ۱۴۳: افکنده بود صدمه بی‌دردی‌ام ز پا - خوش باد درد باز که بازوی من گرفت

شماره ۱۴۴: غنچه گفتم دهنت را و بسی دلگیرم - چه توان کرد که میدان عبارت تنگ است

شماره ۱۴۵: ای چرخ بی‌مروت از دولت تو ما را - نقدی که دست داده پول سیاه داغ است

شماره ۱۴۶: من به پای گردباد این دشت را گردیده‌ام - آن‌قدر خاکی که بر سر می‌توان کردن نداشت

شماره ۱۴۷: مژه گیراتر از سرپنجه شهباز می‌آید - شکارم تا کند ظالم به این انداز می‌آید

شماره ۱۴۸: ز روی عالم‌افروزی دلم آتش به جان دارد - که چو خورشید منت بر زمین و آسمان دارد

شماره ۱۴۹: نه عاشق است که از دوست کام دل گیرد - بریده باد زبانی که نام دل گیرد

شماره ۱۵۰: در کوی تو ناکام مرا نام نهادند - محنت‌کش ایام مرا نام نهادند

شماره ۱۵۱: به خنده لب بگشا تا دلم شکفته شود - مپرس حال مگر یک دو حرف گفته شود

شماره ۱۵۲: کی صبا خاطر دلگیر مرا بگشاید - نیست دل غنچه که از کسب هوا بگشاید

شماره ۱۵۳: ماندست ز بیمار فراق تو دمی چند - وقت است اگر رنجه نمایی قدمی چند

شماره ۱۵۴: تا شیون مرا ز قفس گوش کرده‌اند - مرغان باغ نغمه فراموش کرده‌اند

شماره ۱۵۵: در غم هجران او بر لب من جان رسید - یار نیامد به سر عمر به پایان رسید

شماره ۱۵۶: دلم از کوچه زلفش پریشان‌حال می‌آید - هزار آشفتگی همراه بدین منوال می‌آید

شماره ۱۵۷: ازان لیلی نسب هنگامه‌ای در باغ برپا شد - که مجنونی دگر از سایه هر بید پیدا شد

شماره ۱۵۸: عاشقان در عهد ما افسوس ناپیدا شدند - قمری و پروانه و بلبل همه عنقا شدند

شماره ۱۵۹: مصور از پی نقشم چو خامه بردارد - به چشم من چو رسد جا سفید بگذارد

شماره ۱۶۰: دل آزرده از پیغام وصل او کجا خندد - مگر این غنچه افسرده بر سعی صبا خندد

شماره ۱۶۱: از نظر رفتی و شد این دیده گریان سپید - حیرتی دارم که کرد این خانه ویران سپید

شماره ۱۶۲: در دلم پیکان جانان جای خود وا می‌کند - چون رسد در خانه مهمان جای خود وا می‌کند

شماره ۱۶۳: بتان بکشتن من غمزه را اشاره کنید - وگر مضایقه‌ای باشد استخاره کنید

شماره ۱۶۴: هر که ابروی آن صنم بیند - ماه نو را به چشم کم بیند

شماره ۱۶۵: خبر هرچند از حال من آن غافل نمی‌گیرد - مرا از ناله و فریاد هرگز دل نمی‌گیرد

شماره ۱۶۶: بی‌تو امشب دستگاه عیش از بس تنگ بود - باده در مینا چه گویم آتشی در سنگ بود

شماره ۱۶۷: در سراغ تو دل به‌سر گردید - کوبه‌کو رفت دربه‌در گردید

شماره ۱۶۸: در چمن گر بهار نیست چه سود - ور بهار است یار نیست چه سود

شماره ۱۶۹: نگاه از چشم زه‌گیرش به حال ما کجا افتد - مگر سویم گذار تیر آن ترک از خطا افتد

شماره ۱۷۰: تا جلوه کرد قامت او اشک من دوید - یعنی قیامت آمد و طفل از پدر رسید

شماره ۱۷۱: زین سرا رفتم ولیکن نقش ما تا دیر ماند - سایه‌ام از ضعف بر دیوار چون تصویر ماند

شماره ۱۷۲: جامه زیبی آمد و سوز دل من تازه کرد - آتشم افسرده بود از باد دامن تازه کرد

شماره ۱۷۳: ز خاک دیگران گر لاله روید - ز خاکم داغ چندین‌ساله روید

شماره ۱۷۴: خالی از درد دل من به چه تدبیر شود - گریه گر سرکنم آن نیز گلوگیر شود

شماره ۱۷۵: زلف خط سبز جانان را پرستش می‌کند - همچو هندوی که ریحان را پرستش می‌کند

شماره ۱۷۶: مرا گر می‌کشد دستش مگیرید - دریغ از نرگس مستش مگیرید

شماره ۱۷۷: گوهر سر ازل در گره دل بستند - لیک صد حیف که بستند و چه مشکل بستند

شماره ۱۷۸: زیر لب دشنام آن شیرین‌دهن می‌پرورد - زهر در شکر برای جان من می‌پرورد

شماره ۱۷۹: از نگاه تو تغافل تا دید - سرمه پیراهن کاغذ پوشید

شماره ۱۸۰: زمانه شور عزا دارد و به هم دارد - فلک خمی است که هم نیل و هم بقم دارد

شماره ۱۸۱: هم‌نشین دیدی که با من هجر یار من چه کرد - با دل بی‌صبر و جان بی‌قرار من چه کرد

شماره ۱۸۲: هر که‌ را شوق قدم‌بوس تو در سر باشد - شرط راه است که با خاک برابر باشد

شماره ۱۸۳: درین عهد کس از که دارد امید - که دل‌ها سیه گشت و خون‌ها سفید

شماره ۱۸۴: پیری رسید بر سر وین ناتوان دو مو شد - در حیرتم که یارب یک مو چه‌سان دو مو شد

شماره ۱۸۵: نی همین در شرح شوقت خام‌ها فرسوده شد - دست در تحریر حسرت‌نامه‌ها فرسوده شد

شماره ۱۸۶: دست و پای من برای آن جفاجو سوده شد - تا به بازو دست و پایم تا به زانو سوده شد

شماره ۱۸۷: با خدنگی کرد یادم خاطر او شاد باد - آن کمان را خانه یا رب مو به مو بر باد داد

شماره ۱۸۸: از گلستان رفتی و گل رنگ و بو بر باد داد - زلف خود را کنده سنبل مو به مو بر باد داد

شماره ۱۸۹: به من جانان سر پرخاش دارد - محبت شاید این پاداش دارد

شماره ۱۹۰: من ندانم ز کدام آب و گلت ساخته‌اند - که چنین دل‌شکن و سنگ دلت ساخته‌اند

شماره ۱۹۱: ز رفتن تو نه دلی نی دماغ می‌ماند - مرو که خانه من بی‌چراغ می‌ماند

شماره ۱۹۲: اضطراب شب به یاد یار سیم‌اندام بود - لخت دل چون پاره سیماب بی‌آرام بود

شماره ۱۹۳: یاد تو چه گویم به دل تنگ چه‌ها کرد - آن کرد که با غنچه به گلزار صبا کرد

شماره ۱۹۴: دلم در گریه در عشق بتان یاری طمع دارد - زهی نادان که از سیلاب معماری طمع دارد

شماره ۱۹۵: صد دل شده دوش از پیش بود - پروای کسی کجا کیش بود

شماره ۱۹۶: چشمت به روی خلق در فتنه باز کرد - مژگان شوخ دست تطاول دراز کرد

شماره ۱۹۷: جلوه فرما بر سر خاکم خزان گل می‌شود - ریزه‌های استخوان منقار بلبل می‌شود

شماره ۱۹۸: اندرین باغ که هر مرغ نوای دارد - ناله بلبل ما طرز جدای دارد

شماره ۱۹۹: چون تو گر سنگدلی دل‌شکنی ساخته‌اند - جور بردار تو مانند منی ساخته‌اند

شماره ۲۰۰: داغم که همدمان همه گرم سفر شدند - چون ماه رفته‌رفته نهان از نظر شدند

شماره ۲۰۱: یار آمیخت به اغیار خدا خیر کند - خوب ن رفته به اغیار خدا خیر کند

شماره ۲۰۲: چو تنها می‌شوم تاب شکیبایی نمی‌ماند - تو چون از در درآیی درد تنهایی نمی‌ماند

شماره ۲۰۳: دماغش از نراکت نکهت گل برنمی‌تابد - مزاجش از لطافت شور بلبل برنمی‌تابد

شماره ۲۰۴: وصف رخسار تو گفتم سخنم رنگین شد - از لبت حرف نوشتم خط من شیرین شد

شماره ۲۰۵: شب از یاد تو شوری در در و دیوار پیدا شد - چو نی از کوچه ما ناله‌های زار پیدا شد

شماره ۲۰۶: آن روز که در زلف تو نه پیچ و نه خم بود - در گردن دل سلسله درد و الم بود

شماره ۲۰۷: گر نه پیکان یار فرماید - که به‌جا خالی دلم آید

شماره ۲۰۸: رفتی و رفت از پی‌ات دل و جان - این‌چنین رفتن از تو می‌آید

شماره ۲۰۹: خندان نیامد از درم آن شوخ و شب رسید - زخم مرا ز شوق نمک جان به لب رسید

شماره ۲۱۰: دلم تا کی ز کوی او ز جان بیزار برگردد - خدا سازد که از خوی بد خود یار برگردد

شماره ۲۱۱: دماغش از نزاکت نکهت گل برنمی‌تابد - مزاجش از لطافت شور بلبل برنمی‌تابد

شماره ۲۱۲: یار خوش‌کام من ناکام داد - نام پرسیدم ازو دشنام داد

شماره ۲۱۳: همین نه عاشق بیتاب کشته می‌گردد - ز زهر چشم تو سیماب کشته می‌گردد

شماره ۲۱۴: نیست در مکتب وحدت سبقان حرف دویی - یک سخن از دو زبان همچو قلم می‌آید

شماره ۲۱۵: سخت خون‌ریز ابروی داری - با تو شمشیر برنمی‌آید

شماره ۲۱۶: مست عشق تو هر کجا نالد - مرغ و ماهی کباب می‌گردد

شماره ۲۱۷: چین پیشانی شیرازه نیارم دیدن - دفترم را بگذارند پریشان باشد

شماره ۲۱۸: جان به جای نامه دادم قاصد او را ولی - بود چندان بار جان سنگین او جانبر نشد

شماره ۲۱۹: شده نزدیک گرفتاریت ای مرغ چمن - کز پروبال تو بوی قفسی می‌آید

شماره ۲۲۰: کندن جان من چو دید از عشق - تیشه از دست کوهکن افتاد

شماره ۲۲۱: شکوه حسن تو جایی رسیدست که مهر - بر تو همچو کف رعشه‌دار می‌لرزد

شماره ۲۲۲: ای صبر دلم سوختن آغاز نمود است - مگذار که از آتش من دود برآید

شماره ۲۲۳: با من از بس که دل اهل وطن صاف نبود - به سفر رفتم و کس آب بر آینه نزد

شماره ۲۲۴: به باغ غارت ترکانه کردی و رفتی - هنوز گل به سر شاخسار می‌لرزد

شماره ۲۲۵: ره نمی‌یابد سکندر هم به دولت‌خانه‌اش - حیرتی دارم که چون آیینه را رو می‌دهد

شماره ۲۲۶: شود چون ز می آتشین چهره او - سپندانه جانش به جستن درآید

شماره ۲۲۷: دگر مرا به کجا می‌برد نمی‌دانم - جهان بگشتم و پایم هنوز می‌خارد

شماره ۲۲۸: لذتی دارم ز آزارش که گویم صبح و شام - هیچ‌کس یا رب به غیر از من گرفتارش مباد

شماره ۲۲۹: چنان گم‌گشته‌ام از خویش در فکر دهان او - که هیچ از هستی موهو خود یادم نمی‌آید

شماره ۲۳۰: باید که چو داغ برصش عیب شمارد - در دست فقیری که درم داشته باشد

شماره ۲۳۱: ز ربط سوخته‌جانی به عرصه محشر - به صبح دعوی خون چراغ خواهم کرد

شماره ۲۳۲: به‌جز سراغ میان تو کز میان رفت است - چه یافت است دل من که خویش را گم کرد

شماره ۲۳۳: من کیستم که سجده نیازم به پیش تو - در حضرت تو زلف زمین بوس می‌کند

شماره ۲۳۴: تمام نور نظر را به راه یوسف باخت - چراغ دیده یعقوب تا کجا سوزد

شماره ۲۳۵: بیداد خط و خال بتان را ز من مپرس - من زنده دیده‌ام که مرا مور می‌خورد

شماره ۲۳۶: درین زمان ز غلو سگان عجب نبود - که استخوان ز برای هما به‌هم نرسد

شماره ۲۳۷: چاره از خوردن ندارد آدمی - نیست گر روزی غم روزی خورد

شماره ۲۳۸: به محفلی که شود کوک ساز ناله من - خرت به چند به طنبور کس نمی‌گوید

شماره ۲۳۹: آن عندلیب تشنه ذوق اسیریم - کز کوزه قفس دل من آب می‌خورد

شماره ۲۴۰: زود دل برنگردد از کویش - دیر آید کسی که دور رود

شماره ۲۴۱: دل بارها گداخت ولیکن نشد درست - این شیشه را به ساعت سنگین شکسته‌اند

شماره ۲۴۲: بتی بی‌رحم و خونین دست قصابی که من دارم - به قیمت می‌خرد دل را و آخر قیمه می‌سازد

شماره ۲۴۳: کسی مثل تو بر روی زمین نیست - مگر در خانه آیینه باشد

شماره ۲۴۴: در سراغ یوسف گم‌گشته دل - رفت در چاه فراموشان فتاد

شماره ۲۴۵: لعل خوش‌حرف تو از بس که گهر می‌ریزد - هر که در بزم تو ره یافت سخن‌چین گردد

شماره ۲۴۶: مرد یاران رقیب کافر مرد - همه فی‌النار والسقر گویید

شماره ۲۴۷: خوش‌ چشم صورتی پسران ادا فروش - دل‌های مردمان به دو بادام می‌خرند

شماره ۲۴۸: ما خوار شدیم از عزیزان - آن یار را عزیز گویید

شماره ۲۴۹: چشم شوخش به عین بیماری - حکمته‌العین درس می‌گوید

شماره ۲۵۰: کمان عشق کشیدن اگرچه آسان نیست - تو گر اشاره ابرو کنی کشیده شود

شماره ۲۵۱: دل به زلف یار می‌جستم به خود پیچید و گفت - دست بردار از دل اکنون داخل سرکار شد

شماره ۲۵۲: به من از بس که دارد خار صحرای جنون الفت - یکی گر می‌گذارد دامنم را دیگری گیرد

شماره ۲۵۳: قیمت خویشتن شناخته‌ام - خودفروشی نمی‌توانم کرد

شماره ۲۵۴: خوش آن روزی که آن روی جهان‌افروز می‌آید - خدا آن روز بنماید خدا آن رو بنماید

شماره ۲۵۵: کوهکن را به یاد عارض یار - بی‌ستون باغ چهل ستون دارد

شماره ۲۵۶: ای دل از دامن آه سحری دست مدار - کاین کلید است که هر قفل ازو باز شود

شماره ۲۵۷: هوای ملک محبت همیشه یکسان است - درین دیار بهار و خزان نمی‌باشد

شماره ۲۵۸: خانه صیاد می‌بایست نزدیک چمن - تا به من آواز مرغان گلستان می‌رسد

شماره ۲۵۹: غرور حسن کی حکم خمیدن می‌دهد او را - مگر دل را رسایی‌های زلف از خاک بردارد

شماره ۲۶۰: قانون نشاط می‌نوازد - آن کس که زمانه ساز باشد

شماره ۲۶۱: چه بگویم به ما جفا کم کن - یار بسیار خوب می‌گوید

شماره ۲۶۲: کوته نگشت قصه سوز و گداز من - مانند شمع گرچه زبانم دراز بود

شماره ۲۶۳: دلم شکسته رسید از سفر پس از دیری - که گفته است که دیر آید و درست آید

شماره ۲۶۴: یک ره به یار سرکش من ای صبا بگو - گاهی سری به جانب ما می‌توان کشید

شماره ۲۶۵: گر همه سنگ است آرد سجده پیش جلوه‌ات - چون تو در بتخانه آیی بت برهمن می‌شود

شماره ۲۶۶: نتوانم ز یاد او رفتن - ناتوانی به کار من آید

شماره ۲۶۷: معتبر نیست خط خوبی مهر - تا به مهر تو مزین نشود

شماره ۲۶۸: ازان عاشق چه پرسی لذت عشق - که معشوقی دل‌آزاری ندارد

شماره ۲۶۹: سخت خونریز ابروی داری - با تو شمشیر برنمی‌آید

شماره ۲۷۰: سیر گردیده‌ام ز دیدن او - اتفاقا مگر دوچار شود

شماره ۲۷۱: فلک چون دردها می‌کرد تقسیم - جدایی را برای من جدا کرد

شماره ۲۷۲: دل جانان ز عالم دگر است - سنگ و آهن چنین نمی‌باشد

شماره ۲۷۳: گریه من خلعت بیتابی دارد به بر - طفل اشکم جامه سیمابی دارد به بر

شماره ۲۷۴: در چمن رفتی شکست از جلوه‌ات شأن بهار - گل که می‌خندید شد چاک گریبان بهار

شماره ۲۷۵: نظر به خاک در یار سرمه بی‌سنگ است - کشیده‌ام به ترازوی دیده چندین‌بار

شماره ۲۷۶: اسیر کافری گشتم ز تقدیر - چه تدبیر ای مسلمانان چه تدبیر

شماره ۲۷۷: دلبران دارند گر ذوق نگاه از یکدگر - بی‌دلان را هم بود حظی از آه یکدگر

شماره ۲۷۸: نی به سرو این گلستان نی به گل الفت بگیر - بر لب آب روان بنشین دمی عبرت بگیر

شماره ۲۷۹: یار می‌آید شنیدم پیش رفتن شد ضرور - ناتوانم چون کنم از خویشتن رفتن ضرور

شماره ۲۸۰: صبا ز چشم من این خاک پا دریغ مدار - به مردمی ز من این توتیا دریغ مدار

شماره ۲۸۱: قطره‌های گریه مستانه چون بندد قطار - سبحه صددانه را آنجا که آرد درشمار

شماره ۲۸۲: تا دید چشم مستت از پا فتاد نرگس - اوراق خوش نگاهی بر باد داد نرگس

شماره ۲۸۳: فشارد گرچه در میدان خوش چشمی قدم نرگس - ز خجلت پیش چشم یار خواباند علم نرگس

شماره ۲۸۴: از مردن ما نوحه و افغان نکند کس - در ماتم ما موی پریشان نکند کس

شماره ۲۸۵: سرگذشت دل مگو مشنو مپرس - قصه مشکل مگو مشنو مپرس

شماره ۲۸۶: دل خون می‌خوریم در دنیا - هم چو مهمان به خانه مفلس

شماره ۲۸۷: خط پشت لب شیرین شما - آیه فیه شفاء للناس

شماره ۲۸۸: ز بس در فن گیرایی بود استاد مژگانش - برآرد ریشهای جوهر فولاد مژگانش

شماره ۲۸۹: ز خون من سرانگشتان خضاب‌آلوده بینندش - هنوز از ناز بر حالم عتاب‌آلوده بینندش

شماره ۲۹۰: هزار بار گذشتست از دلم تیرش - هنوز در پی من هست چشم زهگیرش

شماره ۲۹۱: مانند شیشه هر که بود سرکشی فنش - باید که دیگری بدهد خم به گردنش

شماره ۲۹۲: ز مشت استخوان من هما رزق تو حرمان شد - برو این قرعه افتادست بر نام سگ کویش

شماره ۲۹۳: ز ابنای جنس کی شود اصلاح کار کس - ناید به کار طره شمشاد شانه‌اش

شماره ۲۹۴: خدا داند ز شست کیست این تیری که من خوردم - گمان بر چشم او دارم که بادامی است پیکانش

شماره ۲۹۵: قطع نظر نمودم از لطف گاه‌گاهش - روزی که شد تغافل داروغه نگاهش

شماره ۲۹۶: از بوی درد مغز تو را کی خبر شود - نا ناله نشنوی چو نی از استخوان خویش

شماره ۲۹۷: به کام دیگران یک عمر کردی ای فلک گردش - به حسب مدعای ما نکردی حیف یک گردش

شماره ۲۹۸: می‌خورم از غم هجران دل خویش - خشم درویش به جان درویش

شماره ۲۹۹: من که باشم تا نشیند نقش من در صحبتش - همچو شمعم بس بود استادگی در خدمتش

شماره ۳۰۰: کار کردم مدتی بر گفته دلدار خویش - بعد ازان چون کوهکن کردم به یک دم کار خویش

شماره ۳۰۱: میانه من و زلف است بر سر دل بحث - کجاست خط که کند زلف بحث را مقراض

شماره ۳۰۲: شب که گرم سوختن شد داغ سودا همچو شمع - تا سحر مغز سرم می‌ریخت در پا همچو شمع

شماره ۳۰۳: تیره‌روزان تو را سرمایه حسن است داغ - قشقه پیشانی هندوی شب باشد چراغ

شماره ۳۰۴: نی همین سررشته گم کرده است آهم زیر اشک - همچو تار اشک پنهان شد نگاهم زیر اشک

شماره ۳۰۵: درین چمن بشکفتن نموده‌ایم درنگ - که از شکفتن ما جای کس نگردد تنگ

شماره ۳۰۶: به عشق ساده رویان زاری دل - عجب داریم از پرکاری دل

شماره ۳۰۷: نه در کنج قفس از دوری گلشن به فریادم - به فریادم ازین غم کز فراموشان صیادم

شماره ۳۰۸: روزی که مبتلای تو ای جان گسل شدم - از بس گداختم همه تن مضمحل شدم

شماره ۳۰۹: من به بزم تو نه بر رغم حسود آمده‌ام - دل من بی‌تو به جان آمده بود آمده‌ام

شماره ۳۱۰: بر سر کوی کسی دوش ز پا افتادم - چشم بد دور که بسیار به جا افتادم

شماره ۳۱۱: ز دامن تو فتاد است تا جدا دستم - به هیچ کار نمی‌گردد آشنا دستم

شماره ۳۱۲: تا کی سر نیاز بر آن آستان نهم - خواهم که از جفای تو سر در جهان نهم

شماره ۳۱۳: از برای خویش هر دم قاتلی خوش می‌کنم - قابل کشتن نیم اما دلی خوش می‌کنم

شماره ۳۱۴: شکایت از مژه شوخ آن پسر دارم - هزار سوزن الماس در جگر دارم

شماره ۳۱۵: چو نیست قوت آن کز زمانه بگریزم - ز پا فتم اگر از جای خویش برخیزم

شماره ۳۱۶: بوی آن گل پیرهن آورده باد صبحدم - خرده جان را به پایش ریختم حق‌القدم

شماره ۳۱۷: نه من به کعبه نه در دیر خانه می‌خواهم - بلا مشارکت الغیر خانه می‌خواهم

شماره ۳۱۸: زین سعی عبث آه به جای نرسیدم - از آبله صد کفش درین راه دریدم

شماره ۳۱۹: حال دل زار چون نویسم - غم‌نامه مگر به خون نویسم

شماره ۳۲۰: ما ز آب دیده خاک کوی او گل کرده‌ایم - رفت و آمد بر خود و بر غیر مشکل کرده‌ایم

شماره ۳۲۱: نه امروزیست ناصح کاین چنین دیوانه عشقم - نمی‌آمد به طفلی خواب بی‌افسانه عشقم

شماره ۳۲۲: ز جا چگونه من دردمند برخیزم - به زور ناله مگر چون سپند برخیزم

شماره ۳۲۳: ز بالین دل امشب ناتوان و زار برگشتم - به تقریب عیادت رفتم و بیمار برگشتم

شماره ۳۲۴: از دوری تو خون جگر تا به کی خورم - آیا بود که با تو نشینیم و می خوریم

شماره ۳۲۵: آن شوخ نمی‌پرسد بیمارم و می‌گریم - چون شمع به بزم او تب دارم و می‌گریم

شماره ۳۲۶: تا نشنوم دگر سخن خون‌چکان زخم - خواهم که مهر داغ زنم بر دهان زخم

شماره ۳۲۷: چه‌سان ز غصه نپیچم به خود که محبوبم - لفافه خط اغیار کرده مکتوبم

شماره ۳۲۸: نه من تسبیح می‌خواهم نه زنار آرزو دارم - تکلف بر طرف زان زلف یک تار آرزو دارم

شماره ۳۲۹: گر تیر زنی بر دل من دست تو بوسم - قربان کمان تو شوم شست تو بوسم

شماره ۳۳۰: از بزم تو شب گریه فرو خوردم و رفتم - در سینه خود آبلها کردم و رفتم

شماره ۳۳۱: من به شهر خوش نگاهان بی‌نصیب افتاده‌ام - چون مسلمان در فرنگستان غریب افتاده‌ام

شماره ۳۳۲: غم را به یاد او طرب‌آمیز کرده‌ام - در عین گریه خنده چو گلریز کرده‌ام

شماره ۳۳۳: به‌حمدالله شب وصل تو را می‌خواستم دیدم - من این روز مبارک از خدا می‌خواستم دیدم

شماره ۳۳۴: پنجه شوق شدم ره به گریبان بردم - تحفه خاک گرفتم سوی دامان بردم

شماره ۳۳۵: یاد کن گاهی خراب درد توام - ای خدا ناترس که ویران توام

شماره ۳۳۶: ما مبتلای حسن و جمال تو گشته‌ایم - افیونی نظاره خال تو گشته‌ایم

شماره ۳۳۷: خواهم حدیث طره جانان خود کنم - تعبیر خواب‌های پریشان خود کنم

شماره ۳۳۸: من آن نیم که سیر گلستان هوس کنم - آزادم ار کنند طواف قفس کنم

شماره ۳۳۹: ستم رفته است زان دست حنایی بس که بر جانم - به رنگ زخم خون می‌اید از چاک گریبانم

شماره ۳۴۰: ز کویش بخت گمره می‌برد با چشم گریانم - زهی قسمت که پیش آمد سفر در عین بارانم

شماره ۳۴۱: کوه غم بر دوش با صد سخت‌جانی می‌برم - می‌روم این‌بار از کویت گرانی می‌برم

شماره ۳۴۲: ز مستی دوش دامان ادب از کف رها کردم - گرفتم دامن آن شوخ و اخذ مدعا کردم

شماره ۳۴۳: هر کجا داغیست سوزد در هوای سینه‌ام - هر کجا دردیست نالد از برای سینه‌ام

شماره ۳۴۴: آمد چو درد عشق به صحرای سینه‌ام - شد خیمه‌گاه گاه داغ سراپای سینه‌ام

شماره ۳۴۵: مگو همدم مگو بیهوده جوشی می‌زند خونم - که جوشی از هوای سرخ‌پوشی می‌زند خونم

شماره ۳۴۶: به ذوقی جگرپارها می‌خورم - که گویی شکرپارها می‌خورم

شماره ۳۴۷: در نامه آنچه هست ز صد یک نوشته‌ام - بسیار دان من به تو اندک نوشته‌ام

شماره ۳۴۸: بر بیت ابرویش چو نظر باز می‌کنم - بر انتخاب خود چقدر ناز می‌کنم

شماره ۳۴۹: برونم کردی از محفل تو را از یاد هم رفتم - مرا غم سوخت خاکستر شدم بر باد هم رفتم

شماره ۳۵۰: نارسایی داردم ناکام زان تنگ شکر - کاش پا چون مور یا پر چون مگس می‌داشتم

شماره ۳۵۱: چو بینم آیینه از شرم چشم می‌پوشم - خجل ز روی خودم زان دوچار خود نشوم

شماره ۳۵۲: خوش‌نشینان چمن را ای صبا از من بگو - کز قفس آزاد گردیدم به خدمت می‌رسم

شماره ۳۵۳: از برت رفتم از درت رفتم - شاد بنشین ز کشورت رفتم

شماره ۳۵۴: بر دلبر و دلنوازی که دارم - زنم زخمه بر تار سازی که دارم

شماره ۳۵۵: دانی چه‌ها ز دست و بی‌باک می‌کنم - تا خاک را بقاست به سر خاک می‌کنم

شماره ۳۵۶: اگر بسوخته‌ای چون شرر دوچار شویم - ز ذوق صحبت گرمش یکی هزار شویم

شماره ۳۵۷: ز بیم مرگ نه امید زیستن دارم - ز دوری تو چه حالست اینکه من دارم

شماره ۳۵۸: ز درد خویش پیش یار بیش‌وکم نمی‌گویم - نمی‌پرسد مرا آن بی‌وفا من هم نمی‌گویم

شماره ۳۵۹: دردی ز تو دارم که به درمان نفروشم - درمان چه بود بلکه به صد جان نفروشم

شماره ۳۶۰: همچو جوش ز بس که زبان و دلم یکی است - تا رفته است دل ز بزم بی‌زبان شدم

شماره ۳۶۱: وارث فرهاد و مجنون مرد عاشق‌پیشه‌ام - هم به‌ پا زنجیر هم در دست باشد تیشه‌ام

شماره ۳۶۲: ای درد چه کرده‌ای اسیرم - بگذار به مرگ خود بمیرم

شماره ۳۶۳: کامی به بی‌خودی سر راهش گرفته‌ام - از خویش رفته‌ام سر راهش گرفته‌ام

شماره ۳۶۴: در لباسی فارغ از کج‌بازی دوران نیم - گر شوم گوی گریبان ایمن از دوران نیم

شماره ۳۶۵: یاد کن گاهی خراب درد نسیان توام - ای خدا ناترس تعمیری که ویران توام

شماره ۳۶۶: من گرفتم که شوم سایه و افتم به قفاش - او که از سایه خود می‌رسد این را چه کنم

شماره ۳۶۷: سر کوی تو به درد آمده از ناله من - سر خود گیرم و درد سر ازینجا ببرم

شماره ۳۶۸: گریه کورم کرد لیکن از برای دیدنت - عینک‌‌آسا دیده را از سنگ پیدا می‌کنم

شماره ۳۶۹: یارم از خیل سگان خود به در کرد ای دریغ - چند روزی پیش ازین من نیز آدم بوده‌ام

شماره ۳۷۰: تشنه رفتم بر لب آب بقا همراه خضر - حسرت تیغ توام گذاشت تا لب تر کنم

شماره ۳۷۱: کس نخواهد مرا به صفحه دهر - حرف مکتوب غیرملفوظم

شماره ۳۷۲: قدم ازخانه زنجیر برون نگذارد - دارد از تنگی این دشت خبر مجنونم

شماره ۳۷۳: ما را رگ گل رشته پا نیست چو بلبل - ما از سر شاخی که پریدیدم پریدیم

شماره ۳۷۴: می‌شدم در کوچه‌ای سرو روانی یافتم - در تلاش پیر می‌گشتم جوانی یافتم

شماره ۳۷۵: به بخت خویش من این روشنی کجا دارم - که همچو شمع به بزمت شبی به یاد آرم

شماره ۳۷۶: جانانه رفت من ز پیش نقش پا شدم - خاکم به سر که از قدم او جدا شدم

شماره ۳۷۷: چراغ عالمی از سایه تو روشن شد - روا مدار که من تیره‌روز بنشینم

شماره ۳۷۸: خواب دیدم که سر زلف تو دارم در دست - پای من بود به زنجیر چو بیدار شدم

شماره ۳۷۹: چنان حریص شهادت شدم که چو شنجرف - به خون نشستم ازان پیشتر که کشته شوم

شماره ۳۸۰: چرا چو نی بنالم من که از بی‌برگی قسمت - ز خلعت‌خانه هستی همین یک آستین دارم

شماره ۳۸۱: چشم بد دور ازین گرم روی‌ها چو سپند - ناله‌ای کردم و در ناله کشیدن رفتم

شماره ۳۸۲: شب هجر در گرستن کمی‌ای نکرده‌ام من - چو نماند در دلم خون مدد از جگر گرفتم

شماره ۳۸۳: من که از نکهت گل نیز سبک‌روح‌ترم - وه چه کردم که بران خاطر عاطر بارم

شماره ۳۸۴: خون‌فشانی‌های مژگان رنگ‌ها را زرد کرد - ارغوان گشتیم و حاصل زعفران برداشتیم

شماره ۳۸۵: چرخ کج رو پی ما افتادست - نگذارد که نفس راست کنم

شماره ۳۸۶: همچو جرس ز بس که زبان و دلم یکی است - تا رفته است دل ز برم بی‌زبان شدم

شماره ۳۸۷: زخمم از خونم سخن پیوسته گوید گرچه من - لقمه‌های خویش از مرهم گذارم در دهن

شماره ۳۸۸: به فکر کشتن عاشق چو بنشینند خوش‌چشمان - بسان دسته نرگس کمر بستند خوش‌چشمان

شماره ۳۸۹: کام بخش که لب همچون عسل خواهد شدن - تلخی عیشم به شیرینی بدل خواهد شدن

شماره ۳۹۰: دانسته از خم می‌ ای محتسب گذر کن - از باطن بزرگان بهر خدا حذر کن

شماره ۳۹۱: به جست‌وجوی تو کردم ز بس که پیشه دویدن - به زیر خاک بود کار من چو ریشه دویدن

شماره ۳۹۲: جفا کن جور کن بیداد کن یا مهربانی کن - گرفتارم اسیرم هرچه خواهی هر چه دانی کن

شماره ۳۹۳: در کوی تو افتادم و خون شد جگر من - ای کاش به کویت نفتادی گذر من

شماره ۳۹۴: هر گل که بعد مرگ بروید ز خاک من - باشد نمونه‌ای ز دل چاک‌چاک من

شماره ۳۹۵: نوبهار آمد دلا شوری ز بلبل قرض کن - در گریبان گر نداری چاک از گل قرض کن

شماره ۳۹۶: با غیر تو را کنایه کردن - ظلم است صریح در حق من

شماره ۳۹۷: غم دل به سوی تو ای مهربان - من ادنک نوشتم تو بسیار دان

شماره ۳۹۸: نگویم ناصح نصیحت مکن - نصیحت کن اما فضیحت مکن

شماره ۳۹۹: نوبهار آمد به مستی عهد و پیمان تازه کن - گل شگفت ای دل تو هم چاک گریبان تازه کن

شماره ۴۰۰: بی‌برگی آنچه کرد با من - برقی نکند به هیچ دشمن

شماره ۴۰۱: مرهم آورده است روغن - ای داغ دلم چراغ روشن

شماره ۴۰۲: چنان شده است به وحشت قرین طبیعت من - که نیست در دو جهان یک نفر به نفرت من

شماره ۴۰۳: به نامم نامه‌ای ننوشت هرگز خوش‌کلام من - زبان خامه‌اش را ننگ می‌آید ز نام من

شماره ۴۰۴: بود گو نکته‌گیری‌ها بجا نتوان پسندیدن - که حال شمع گردد تیره در هنگام گل چیدن

شماره ۴۰۵: استخوام کرسی پیکان او شد عاقبت - حمدلله آنچه دل می‌خواست شد کرسی‌نشین

شماره ۴۰۶: تا بعد مرگ قدر تو روشن شود به خلق - باید به‌سان شمع تو را خوب زیستن

شماره ۴۰۷: بر دل خون‌شده‌ام دست نه از رحم گذاشت - غرضش بود همین دست حنایی کردن

شماره ۴۰۸: مو به منقار ز ابرو مه من کندن چیست - دخل بیجا چه کنی مطلع استاد است این

شماره ۴۰۹: هرگز نکردم پیش کس اظهار درد خویشتن - دارم خجالت گونه‌ای از رنگ زرد خویشتن

شماره ۴۱۰: دل من می‌رود زان دم که گردیدم اسیر او - گربان چاک چون سوفار در دنبال تیر او

شماره ۴۱۱: دور چشم بد چه شوخ افتاده طور چشم تو - پسته بر بادام می‌خندد به دور چشم تو

شماره ۴۱۲: نه اشک کارگر افتد نه آه در دل تو - دگر چگونه توان کرد راه در دل تو

شماره ۴۱۳: شام شد دل برنگشت از کوی او - ماند گویا در خم گیسوی او

شماره ۴۱۴: صبح رسانید مرا بوی او - باد صبا سلمه ربهو

شماره ۴۱۵: بی‌غرور حسن نبود عضوی از اعضای او - می‌زند رنگ حنا را کفش بر سر پای او

شماره ۴۱۶: باور نکردی یار پریشانی مرا - هرچند گفت زلف مکرر به گوش او

شماره ۴۱۷: آزادیم مباد الهی ز بند تو - عمر دراز یافته‌ام در کمند تو

شماره ۴۱۸: ز باغ دهر به خود هیچ بر مدار و برو - گذار بار خود اینجا شکوفه‌وار برو

شماره ۴۱۹: شرمنده مروت بالای توست سرو - آزادکرده قد رعنای توست سرو

شماره ۴۲۰: روزی ما شد ز خوان چرخ نان سوخته - سوخته‌نانی بس است از بهر جان سوخته

شماره ۴۲۱: غفلت از کار جهان خوب است هوشیاری مخواه - تا توانی خواب راحت کرد بیداری مخواه

شماره ۴۲۲: یابیم سراغی مگر از یار رمیده - کشتیم بسی دل به دل و دیده به دیده

شماره ۴۲۳: در باغ جلوه‌گر شو کوتاه کن بهانه - دارد ز شوق زلفت شمشاد درد شانه

شماره ۴۲۴: درین آوارگی با ما رفیقی کی به جا مانده - نمی‌بینم غیر از سایه همراهی به ما مانده

شماره ۴۲۵: گذشته عمر به پایان نمی‌رسد این راه - که گفته است که عمر سفر بود کوتاه

شماره ۴۲۶: در آرزوی زلفت ماییم و آه و ناله - بگذار بی‌مروت این حیله و حواله

شماره ۴۲۷: عمریست که از گرمی هنگامه دردی - در سینه نداریم به غیر از دم سردی

شماره ۴۲۸: ای آیینه چو محرم جانان من شوی - باید وکیل دیده حیران من شوی

شماره ۴۲۹: ای دل از من دو سه روز جدا می‌باشی - پهلویم جای تو خالیست کجا می‌باشی

شماره ۴۳۰: به تیر جفا سینه‌ام ریش داری - کمان ابروی من عجب کیش داری

شماره ۴۳۱: فتادیم مستانه امشب به کوی - شمیدیم بویی کشیدیم هویی

شماره ۴۳۲: به فردا مرا وعده قتل دادی - ولی ترسم امروز میرم ز شادی

شماره ۴۳۳: مرا با تو افتاده کار ضروری - خدا را مکن دیگر از بند دوری

شماره ۴۳۴: چو در مکتب غیرم یاد کردی - مرا هم شاد و هم ناشاد کردی

شماره ۴۳۵: یارب به آب دیده ما نیز رحم کن - محروم از در تو نرفت است سائلی

شماره ۴۳۶: یک نگه آیینه دیدی مبتلای خود شدی - ای بلاگردان نازت من بلای خود شدی

شماره ۴۳۷: نگه لطف به حال دگران می‌داری - ما چه کردیم که ما را نگران می‌داری

شماره ۴۳۸: فتد به دست من ای کاش خنجرش روزی - که گیرم از لب او بوسه گاوسوزی

شماره ۴۳۹: خواهم سپرد جان را زین درد بعد چندی - خاکم کنید یاران پهلوی دردمندی

شماره ۴۴۰: دل از کف داده‌ام ناصح تو از جانم چه می‌خواهی - نمی‌فهمم چه می‌گویی نمی‌دانم چه می‌خواهی

شماره ۴۴۱: سخن با من نمی‌گویی در آزارم چرا داری - لبت را معجز عیسی است بیمارم چرا داری

شماره ۴۴۲: مرا حال از غم عشقت دگرگون شد نپرسیدی - ز دل با چشم من یک دجله خون شد نپرسیدی

شماره ۴۴۳: شب فتاده‌ای می‌گفت سر به پای دیواری - خواب اگر نمی‌آید مرگ را چه شد باری

شماره ۴۴۴: شتابان از برم مانند عمر ای بی‌وفا رفتی - سراغت از که پرسم کس نمی‌داند کجا رفتی

شماره ۴۴۵: ای دل به عشق کار نداری چه‌کاره‌ای - تو دلنه‌ای به خدا سنگ‌پاره‌ای

شماره ۴۴۶: به خون بی‌دلان آهنگ کردی - خدا دل داده بودت سنگ کردی

شماره ۴۴۷: نداری پای کم از شمع بزمت در نظربازی - که سرگرم تماشای توام در عین سربازی

شماره ۴۴۸: قامت سرو و رخ گل داری - یک قشون قمری و بلبل داری

شماره ۴۴۹: چو زخم از خنده خون گریم ز حال من چه می‌پرسی - نشاطم راست این رنگ از ملال من چه می‌پرسی

شماره ۴۵۰: منظور او نگردید یاری و دوستداری - ای اشک در چه فکری ای آه در چه کاری

شماره ۴۵۱: غم نیست کشتیم شد در فقر اگر تباهی - هر تخته پاره آن گردید تخت شاهی

شماره ۴۵۲: دارم از زلف و خطش حال تباهی عجبی - شب تاری عجبی روز سیاهی عجبی

شماره ۴۵۳: در کوی جانان یک دل نیابی - کز تیغ حسرت بسمل نیابی

شماره ۴۵۴: دلی دارم که از بس نامرادی - ز غم میرد چو گیرم نام شادی

شماره ۴۵۵: من مستم و رند و لاابالی - ناصح تو مکن دماغ خالی

شماره ۴۵۶: فتادی بر کنار از خلق نی دیدی نه وادیدی - مبارک باد ای دل همچو تنهای تو را عیدی

شماره ۴۵۷: جامه شیر و شکر پوشیدی - از حلاوت به دلم چسبیدی

شماره ۴۵۸: ای آیینه به ساده‌رخان چهره می‌شوی - خاکستری به چشم عجب بی‌حیا شدی

شماره ۴۵۹: نمی‌ترسد از معصیت تیره طینت - ندارد خطر زنگی از روسیاهی

شماره ۴۶۰: هزارگونه بلا وین دل فگار یکی - هزار حیف ندانی ازین هزار یکی

شماره ۴۶۱: از ریش خود دلا بر آن لب سخن مگو - از زخم شکوه پیش نمکدان چه می‌بری

شماره ۴۶۲: ز درد دوریت هرچند من در آتشم اما - تو نزدیک نیایی جامه کبریتی داری

شماره ۴۶۳: فلک را نیست هرگز بر دل افگار ما رحمی - به چاک سینه‌ام گندم ندارد آسیا رحمی

این آمار از میان ۴۶۴ بیت شعر موجود در گنجور از اشعار این بخش استخراج شده است.

توجه فرمایید که این آمار به دلایلی از قبیل وجود چند نسخه از آثار شعرا در سایت (مثل آثار خیام) و همینطور یک بیت محسوب شدن مصرع‌های بند قالبهای ترکیبی مثل مخمس‌ها تقریبی و حدودی است و افزونگی دارد.

آمار همهٔ شعرهای گنجور را اینجا ببینید.

وزن‌یابی دستی در بیشتر موارد با ملاحظهٔ تنها یک مصرع از شعر صورت گرفته و امکان وجود اشکال در آن (مخصوصاً اشتباه در تشخیص وزنهای قابل تبدیل از قبیل وزن مثنوی مولوی به جای وزن عروضی سریع مطوی مکشوف) وجود دارد. وزن‌یابی ماشینی نیز که جدیداً با استفاده از امکانات تارنمای سرود اضافه شده بعضاً خطا دارد. برخی از بخشها شامل اشعاری با بیش از یک وزن هستند که در این صورت عمدتاً وزن ابیات آغازین و برای بعضی منظومه‌ها وزن غالب منظومه به عنوان وزن آن بخش منظور شده است.

ردیف وزن تعداد ابیات درصد از کل
۱ وزن‌یابی نشده ۳۸۵ ۸۲٫۹۷
۲ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) ۲۳ ۴٫۹۶
۳ مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) ۱۹ ۴٫۰۹
۴ فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) ۱۱ ۲٫۳۷
۵ مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) ۷ ۱٫۵۱
۶ مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) ۵ ۱٫۰۸
۷ مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) ۳ ۰٫۶۵
۸ فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) ۳ ۰٫۶۵
۹ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) ۱ ۰٫۲۲
۱۰ فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع) ۱ ۰٫۲۲
۱۱ مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) ۱ ۰٫۲۲
۱۲ مفعولن مفعولن مفعولن مفعولن ۱ ۰٫۲۲
۱۳ مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) ۱ ۰٫۲۲
۱۴ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون) ۱ ۰٫۲۲
۱۵ مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی) ۱ ۰٫۲۲
۱۶ فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) ۱ ۰٫۲۲

آمار ابیات برچسب‌گذاری شدهٔ این بخش با قالب شعری در گنجور به شرح زیر است:

ردیف قالب شعری تعداد ابیات درصد از کل
۱ قطعه ۴۶۴ ۱۰۰٫۰۰

آمار فراوانی تعداد ابیات اشعار این بخش به شرح زیر است (بلندترین شعر شامل ۲ بیت و کوتاه‌ترین شامل ۱ بیت شعر است):

ردیف تعداد ابیات شعر فراوانی درصد از ۴۶۳ شعر
۱ ۱ ۴۶۲ ۹۹٫۷۸
۲ ۲ ۱ ۰٫۲۲