گنجور

 
واقف لاهوری

نه امروز است جا بیرون شهر از شور سودایم

که از طفلی به دامن پرورش کرد است صحرایم

شدم دیوانه از بس گفت‌وگوی زلف او کردم

زبان افکنده مانند قلم زنجیر در پایم

 
 
نسکبان اندروید