گنجور

 
واقف لاهوری

کسی به بزم تو چون گردد آشنای کسی

که جا نمی‌دهد آنجا کسی برای کسی

به داغ زخم مرا چاره‌ساز شو ورنه

به جز تو کیست که نیکی کند به جای کسی

 
 
نسکبان اندروید
فیض کاشانی

بیک نظر کندم دیده مبتلای کسی

ندیده است چو دیده کسی بلای کسی

خرابی دل من نیست جز زدیدهٔ من

که بسته باد چنین روزن از سرای کسی

ز دست دیده چه سازم مرا بجان آورد

[...]

صابر همدانی

در این زمانه نخواهم شد آشنای کسی

چرا که رنگ ندارد برم حنای کسی

در آن دیار، که کس تب برای کس نکند

دگر چگونه توان مرد از برای کسی؟

کنون که نیست وفا در نهاد نوع بشر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه