گنجور

 
واقف لاهوری

رسیده از قد او طرفه پایمال مرا

بسان ریشه دوانید این خیال مرا

ز آشیانه بریدم به دام افتادم

زهی نصیب که شد بال و پر و بال مرا

 
 
نسکبان اندروید
اهلی شیرازی

چه عقل و دانش و هوشیست بر کمال مرا

که ی برد دگر آن خط برون ز حال مرا

شراب کوثر اگر ساقیش نه دوست بود

حرام باد اگر آن می بود حلال مرا

چو خضر از آب حیات لبت نگردم سیر

[...]

سام میرزا صفوی

نه محرمی که بگوید بیار حال مرا

نه همدمی که زخاطر برد ملال مرا

صائب

کجا به دام کشد سایه نهال مرا

شکوفه خنده شیرست از ملال مرا

فروغ گوهر من از نژاد خورشیدست

به خیرگی نتوان کرد پایمال مرا

چنین که لقمه غم در گلوی من گره است

[...]

واعظ قزوینی

جواب لعل تو، شیرین کند سئوال مرا!

مکیدنش چکند تا لب خیال مرا؟!

فرخی یزدی

شبیه ماه مکن طفل خردسال مرا

چو آفتاب نخواهی اگر زوال مرا

در این قفس چو مرا قدرت پریدن نیست

خوشم که سنگ حوادث شکست بال مرا

نهاد سر به بیابان ز غم دل وحشی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه