گنجور

 
واقف لاهوری

سحر از یاد چشم او به نرگس زار افتادم

ز یاد گل فکندم بستر و بیمار افتادم

گرفتم رخصت برگرد سرگشتن ز یار امشب

چنان گرد سرش گشتم که از پرکار افتادم

 
 
نسکبان اندروید