گنجور

 
واقف لاهوری

شب هجران او می با دماغ من نمی‌سازد

چراغ تیره‌روز عشق را روغن نمی‌سازد

به صحرا رفته‌ام لیکن قرارم نیست در یک‌جا

که پای هرزه‌گرد عشق با دامن نمی‌سازد

 
 
نسکبان اندروید