گنجور

شعرهای امیرخسرو دهلوی با وزن «فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)» - صفحهٔ ۱

 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۷

 

برسرکوی تو فریاد که از راه وفا

خاک ره گشتم و برمن گذری نیست ترا

دارم آن سر که سرم در سر کار توشود

با من دلشده هر چند سری نیست ترا

دیگران گرچه دم از مهر و وفای تو زنند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۱

 

خبرت هست ؟ که از خویش خبر نیست مرا

گذری کن که زغم راه گذر نیست مرا

گر سرم در سر سو دات رود نیست عجب

سرسوای تو دارم غم سرنیست مرا

بی‌رخت اشک همی بارم و گل می‌کارم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۳

 

وقتی اندر سر کویی گذری بود مرا

وندران کوی نهانی نظری بود مرا

جان بجایست ولی زنده نیم من زیرا

مایهٔ عمر به جز جان دگری بود مرا

باری از دیده مریزید گلابی که به عمر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۴

 

گم شدم در سر آن کوی مجویید مرا

او مراکشت شدم زنده مپو یید مرا

بر درش مردم و آن خاک بر اعضای من است

هم بدان خاک درآید و مشویید مرا

عاشق و مستم و رسوایی خویشم هوس است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۹

 

ترسم از بوی دل سوخته ناخوش گردد

مرسانی به وی ای باد صبا بوی مرا


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۷

 

روز عید ست به من ده می نابی چو گلاب

که از آن جام شود تازه‌ام این جان خراب

جان من از هوس آن به لب آمد اکنون

به لب آرم قدح و جان نهم اندر شکر آب

روزه داری که گشادی ز لبش نگهت مشک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۸۳

 

کشتهٔ تیغ جفایت دل درویش من است

خسته تیر بلایت جگر ریش من است

نیک‌خواهی که کند منع ز عشق تو مرا

منکری دان به حقیقت که بد اندیش منست

هر گروهی بگزیدند به عالم دینی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۸۴

 

نه مرا خواب به چشم و نه مرا دل دردست

چشم و دل هر دو به رخسار تو آشفته و مست

تا به گلزار جهان سرو بلندت برخاست

هر نهالی که نشاندند به بستان بنشست


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۹۳

 

در شب هجر که از روز قیامت بتر است

مردم دیدهٔ من غرقه بخون جگر است

به طراوت رخ تو رشک گل سیراب است

به تبسم دهنت غیرت تنگ شکر است

ای صبا گر گذری برسرآن کو برسان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۹۶

 

هر کرا کن مکن و هوش و خرد در کار است

مشنو از وی سخن عشق که او هشیار است


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۰۰

 

عاشق سوخته دل زنده به جان دگر است

زین جهانش چه خبر کو به جهان دگر است

بس که از خون دلم لالهٔ خونین بشگفت

هر کجا می‌نگرم لاله ستان دگر است


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۱۱

 

خبری ده به من ای باد که جانان چون است؟

آن گل تازه و آن غنچهٔ خندان چون است؟

رخ و زلفش را میدانم باری که خوشند

دل دیوانهٔ من پهلوی ایشان چون است؟

هم به جان و سرجانان که گمانیش مگوی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۲۰

 

هر کس آنجا که می و شاهد و گلشن آنجاست

من همانجا که دل گمشدهٔ من آنجاست

هر شب ای غم چه رسی در طلب دل اینجا

آخر آن سوختهٔ سوخته خرمن آنجاست

گفتی ای دوست که بگریز و ببر جان زین کوی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۳۵

 

دل ندارم غم جانان زچه بتوانم خورد

پیش از ین گرچه غمی بود دلی هم بودست


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۵۷

 

سوزش سینهٔ من دید و کنارم نگرفت

دل دیوانه به زنجیر نگه نتوان داشت

نظری کردم و دزدیده مرا جان بخشید

کز رقیبان خنک دزدی من پنهان داشت


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۶۱

 

سرآن قامت چون سرو روان خواهم گشت

خاک آن سلسلهٔ مشکفشان خواهم گشت

بنده عشقم و آنانکه درین غم مردند

تازیم گرد سر تربتشان خواهم گشت


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۶۵

 

مرگ فرهاد نه آن بود و هلاک شیرین

که برایشان زجدایی غم و درد افزون رفت

کشتن این بود که شیرین سوی فرهاد گذشت

مردن آن بود که لیلی به سر مجنون رفت


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۶۶

 

برگ زیرآمد و برگ گل و گلزار برفت

سرخ رویی رخ لاله وگلنار برفت

سرو بشکفت و چمن سبز شد و نرگس خفت

گوبرو از بر من این همه چون یار برفت

نزد من باد خزان دوش غبار آلوده

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۶۷

 

برگ ریز آمد و برگ گل و گلزار برفت

سرخ روئی ز رخ لاله و گلنار برفت

سرو بشکست و سمن زرد شد و نرگس خفت

گو برو این همه چون از بر من یار برفت

نزد من ، باد خزان، دوش ، غبار آلوده

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۷۴

 

ستمی کز تو کشد مرد ستم نتوان گفت

نام بیداد تو جز لطف و کرم نتوان گفت

چون منی باید تا باورش آید غم من

تو که دیوانه و مستی بتو غم نتوان گفت

غازیی از پی دین برهمنی را می‌کشت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]