سیدمحمد جهانشاهی در ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۲۶ در پاسخ به شرح سرخی بر حافظ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:
سلام
از قطب الدین کاکی است که دو سه قرن بعد از حافظ می زیسته است و خواسته است به استقبال خیلی از غزلیات حافظ برود ولی چندان موفق نبوده است نقل از دکتر نذیر احمد
سیدمحمدنوید مهدوی در ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۲۴ در پاسخ به سیدمحمد جهانشاهی دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۸:
جناب جهان شاهی دم شما گرم و برقرار، برای من خیلی مفید کارتون
سپاسگزارم
امیر غلامی در ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۲:
سلام، امکانش هست ترانه آقای نیما چهرازی به عنوان بوی خوش آشنایی رو اضافه کنید؟ من هرکاری کردم متاسفانه نشد.
محسن حیدری در ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۵:
در بیت آخر بجای کشمکش، کشمش تایپ شده است. لطفا اصلاح بفرمایید
توکل در ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹:
بیت اول گوشه و کنایه ای به ایه 18 فصل 7 کتاب ارمیا از کتب یهودیان هم هست معلومه کتاب های مقدس مسیحی و یهود را حافظ آشنایی داشته در این آیه میگوید برای خدایان دیگر و بیگانه شراب می افشانند و میریزند تا مرا به خشم آورند اما حافظ میگه اشکالی ندارد اگرگناه هم باشد به دیگری سود میرساند .دقیقا در آن ایه واژه دیگر و افشاندن و ریختن به عبری آمده است اخریم معنی دیگر ،غیر،بیگانه میدهد حافظ دقیقا واژه غیر را به کار برده و دقیقا واژه نساخیم و هسخ به معنای افشاندن و ریختن مایع و شراب امده است و حافظ هم جرعه فشان را آورده
فاطمه تسلیم در ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۴۵ دربارهٔ رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۷۲ - سعد الدّین حموی جوینی قُدِّسَ سِرُّه:
با سلام و آرزوی تندرستی،
اصل رباعی:
حق، جان جهان است و جهان همچو بدناصناف ملائک چو قوای این تن
افلاک و عناصر و موالید، اعضاتوحید همین است و دگرها همه فن
از شاعری در قرن نهم به نام سعدالدین حموی جوینی است که علامه شعرانی درباره وحدت وجود و رابطه خالق و مخلوق درحاشیه شرح اصول کافی نیز آن را به جامی نست داده و اشتباه است. علامه مطهری نیز در کتاب عدل الهی(ص 179-180) این رباعی را به میرفندرسکی شاعر عصر صفوی منسوب کرده که آن نیز اشتباه است. این رباعی به همین صورت در شرح قصیدۀ طلسمیۀ عطار از حافظ علی جامی، صوفی قرن نهم و دهم آمده است ولی در حاشیۀ یکی از نسخ خطی این شرح آمده که ار افضلالدین کاشانی است و آن نیز اشتباه است.
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۴۴ در پاسخ به محمد عارف شهیدانی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:
اجراهایی در اینجا آمدهاند که یا در سایت خصوصی قرار دارد یا در سایت بیپ تونز
اجرای مورد نظر شما در این دوجا نیست
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:
دوستان عزیزی که ویرایش میفرمایند به این نکته دقت داشته باشند که حرکات و سکون حتی در زبان عربی برای درست خواندن است؛ آن هم برای غیر اهل زبان و وقتی حرکات شلوغ میشود به ضد خودش تبدیل میشود.
این غزل حرف به حرف حرکتگذاری شده بود و خواندن را سخت میکرد.
با اجازه حرکات اضافه را حذف نمودم
چه نیازی است کلماتی مثل جهان، پناه، حواله، مرا، سپر، خرابات، خرمن، بسوز، برگ، هر، کشور، و ... دارای حرکات کامل باشند؟
شعیب حازم در ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۵:۱۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۹۳:
با شناخت اندکی که از زندگی بیدل دارم، این غزل سوگنامهای ست شاید برای فرزند ازدسترفتهاش- اینجا بیشتر با درد شخصی رو به رو هستیم . بیدل در سن ۶۲ سالگی صاحب فرزندی می شود که چهار سال عمر کرد. حرمت
احمد رحمتبر در ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۳۷ در پاسخ به امید طبیبزاده دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲۸:
عالی بود جناب طبیبزاده. استفاده بردیم.
سیاوش در ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۰۲ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:
با توجه به مردسالار بودن جوامع تا حتی الان متاسفانه چنین حرف و حدیثی از مولانا موثق است.
فیه ما فیه با تصحیحات و حواشی استاد بدیع الزمان فروزانفر، انتشارات امیرکبیر، چاپ پنجم، سال ۱۳۶۲، چاپخانه ی سپهر، صفحات ۸۶ تا ۹۰
احد در ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:
ملمعات از صنایع شعری است. زیبایی بسیار به غزل میبخشد.
بهتر است به کلیات سعدی بخش (ملمعات) مراجعه کنید و لذت ببرید
احد در ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:
خدمت جناب «همایون» عزیز عرض کنم که کاربرد عبارت «غزل بی ارزش و عربی آبکی مربوط به دوران جاهلیت جلال الدین است .....» حرفی نابجا و نابخردانه در شأن حضرت مولانا است.
کاربرد ابیات عربی در لابلای ابیات فارسی را «ملمعات» گویند اوج آن در غزلیات سعدی است.
احد در ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:
سلام و عرض ادب خدمت عزیزان
در مورد ترجمه ادبیات عربی برای افرادیکه به عربی تسلط کافی ندارند (مثل بنده) در پایان متن شعر بخشی تحت عنوان «برگردان به زبان ساده» به کمک هوش مصنوعی دارد که از کارهای قشنگ گنجور است میشود کمی به ترجمه و مفاهیم ابیات عربی دست یافت.
حمید رضا پاسوار در ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۰:
به نظر میرسد چون در ابتدا صاف جان آمده باید دومی دُرد جان باشد به معنی جانهایی که ناصافی دارند.
رضا در ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:
ثاقب : جمع درخشان . درخشنده
حسین مویدی در ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۳۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی همای چهرزاد سی و دو سال بود » بخش ۱ - مرگ اردشیر و تاجگذاری همای، زادن نهانی پسر، افکندنش به فرات و یافتن گازر:
پیشنهاد : بیت هایی که در سایر نسخه ها درست است و در گنجور نادرست است با نام بردن نسخه ای که از آن گرفته می شود ویرایش شود تا به تدریج نسخه ای بی نقص از شاهنامه فراهم شود .
برمک در ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱۰ - نالیدن منیژه نزد رستم بازرگان، نهفتن انگشتری در خورش و افروختن آتش بر سر چاه:
چه زیبا نوشته نوشته
یکی مرغ بریان بفرمود گرم
نوشته بدو اندرون نان نرم
سبک دست رستم بسان پری
بدو درنهان کرد انگشتری
بدو داد و گفتش بدان چاه بر
که بیچارگان را توی راهبر
منیژه بیامد بدان چاه سر
دوان و خورشها گرفته ببر
نوشته بدستار چیزی که برد
چنان هم که بستد ببیژن سپرد
برمک در ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ ابوالفضل بیهقی » تاریخ بیهقی » مجلد ششم » بخش ۲۵ - حکایت افشین و بودلف:
شگفتا از بیهقی حتی این مرد بزرگ هم چنین عرب پرست است که افشین را چنین ناسزا میدهد و سخن این مردک احمد ابی داود را باور میداد و میگوید
اینک این سگ ناخویشتن شناس نیم کافر بو الحسن افشین.
فراایستادم و از طرزی دیگر سخن پیوستم ستودن عجم را که این مردک از ایشان بود- و از زمین اسروشنه بود- و عجم را شرف بر عرب نهادم، هرچند که دانستم که اندر آن بزهیی بزرگ است
سپهر نواب زاده در ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۴۲ در پاسخ به حمیدرضا دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۰: