محمد حسین در ۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۱۵ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲:
رأی او خورشید تابان خصم او خاشاک ره
کی شود از مشت خاشاکی مکدر آفتاب
یوسف محمدی در ۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۵۵ در پاسخ به سیدمحمد دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۴:
وقتی سعدی اینگونه از عاجزانه از معشوق میگوید چطور میشود زن ستیزی داشته باشد! بعضی از واژگان بیشتر جهت فهم موضوع بکار میروند مثل نامردی کردن! در اینجا منظور جنس نر نیست!
سفید در ۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۵:
گر رود دیده و عقل و خرد و جان، تو مرو
که مرا دیدن تو بهتر از ایشان تو مرو...
.
تو مرو گر بروی جان مرا با خود بر...
اسماعیل ......... در ۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۴۴ دربارهٔ فرخی یزدی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۰:
عالی
امیر خلیلی در ۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ ابوالفضل بیهقی » تاریخ بیهقی » مجلد نهم » بخش ۲۴ - آزردن بونصر از امیر:
و امیر از این اخبار بخندیدی ...
محسن خانی در ۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۴:
استاد شجریان در یک اجرای خصوصی این شعر را خوانده است.
فاطمه زارعی در ۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۲۲ در پاسخ به علیرضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
دقیقا
حامد رحیمی در ۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب:
سلام. منظور از "میزان" سطر 68 چیست؟ در سوره الرحمن میگه خدا "انسان" را زبان آموخت.
محیا مقدم در ۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۳۶:
من سوز تو را به هیچ لذت ندهم
ذلت ز تو را به فخر عزت ندهم
تاری ز سیاه جعد رسوا سازت
سوگند به جانت که به عالم ندهم
فرانسوا کاظمینیا در ۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۲۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۴۵:
یکی از بهترین غزلهای صائب است، دریغ که کم دیده شده...
Younes Fallah در ۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۳۳ در پاسخ به ملیکا رضایی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱:
برگ تنهایی رو جستجو بفرمایید
Younes Fallah در ۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۳۲ در پاسخ به آرا منتظری دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱:
سلام دوست گرامی
به تازگی اجرای خصوصی از استاد شجریان و استاد موسوی با همین شعر منتشر شده به نام ( برگ تنهایی)
اگر جستجو بفرمایید احتمالا همون باشه که دنبالش میگردین
طلب خیر براتون
محمد حسین در ۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۵۸ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱:
مخزن گنج اله کُنج دل عارفست
در طلب گنج او در دل عارف درآ
یاسر در ۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۱۳ دربارهٔ غبار همدانی » غزلیات » شمارهٔ ۲۶:
به نظر مصراع اول بیت پنجم ایراد دارد
nabavar در ۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:
غزلی از عباس نیای نوری ” نیا “ بر همین وزن و قافیه:
آزاد
عاشقی را ز من آموز که من استادم
که چنین زار در این دام بلا افتادمبسکه من شکوه نمودم ز فلک در غم یار
چرخ شاکی شده و من ز فلک ناشادم
روزگاری به جوانی دل شیدایم بود
پهلوان قَدَر صحنه ی بی بنیادم
تیشه ها میزنم از سوز دلم بر دل کوه
گاه یاد آور سوز جگر فرهادم
اشک از چشم ، نگو ، جوی بگو آب روان
ناله ای نیست ، گلو پاره شد از فریادم
آنچه پر کرده شبم غصه ی تنهایی نیست
خاطراتی ست که هرگز نرود از یادم
چون شهابی که ز آرامش شب بیزار است
تیر مژگان بزند بر دل من صیادم
باده ی خاطره هایی که دمادم نوشم
جام زهری ست که آخر بدهد بر بادم
قصهٔ غصهٔ خود را به ” نیا “ گفتم دوش
خنده زد گفت : که من شکر خدا آزادم
محسن زیدی در ۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۳۷ در پاسخ به رضا آذری دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲:
برادر عزیز توجه شما رو به چند نکته جلب میکنم:
۱- بهتره مطالعات خودتون رو دربارهی اعتقادات اسلامی چه شیعه و چه شنی بیشتر کنید و سپس با این قاطعیت از ریشه نداشتن منجی یا هر اعتقادی در اسلام اظهار نظر کنید. هم شیعه و هم سنی به منجی آخرالزمان معتقد هستند با اختلاف نظرهایی و اینکه اسلام پیامبرش رو خاتمالانبیا میدونه ربطی به این قضیه نداره. و در قرآن هم اشاراتی به این قضیه شده است.
۲- به نظر شما بیشتر اصرار دارید که حافظ رو باورمند به باورهای زرتشتی و ... نشون بدید ولی خود حافظ میگه «هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم» .
۳- آثار ادبی فارسی اکثرا متاثر از فرهنگ عرفان اسلامی هستند و البته که به زبان و عباراتی فارسی و ایرانی اما در اصل پایهی مذهبی و اسلامی آثاری مثل حافظ و مولوی و سعدی و... نباید شک کرد هرچند بعضی معانی دینی رو به وضوح نتوان از این متون دریافت کرد.
۴- اشتراکات ادیان چیز عجیبی نیست و اینکه قریب به اتفاق علمای اسلامی دین زرتشتی رو دین الهی میدونن و نیاز به این همه بحث نیست.
۵- روا نیست برای ترویج نگاه ملی گرایانه، مسلمات تاریخی رو نادیده بگیریم و بخش بزرگ ادبیات فارسی که به واسطه فرهنگ قرآنی و اسلامی به ما ارث رسیده رو با این قاطعیت و به طور مستقیم مرتبط با آیین پیش از اسلام بدونیم.
موفق و پیروز باشید
nahal n در ۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
مسیح در ۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۰۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷:
داشتم به این جهان و اینهمه مرده ها و زنده هاش فکر میکردم، همشون حاکی از این بودند که: در بند خالق و مخلوق و مناسبات انسانی نباش...
خیام اگر ز باده مستی، خوش باش.
با ماه رخی اگر نشستی، خوش باش.
چون عاقبت کار جهان *نیستی* است،
انگار (بپندار)،
که نیستی،
چوهستی،
خوش باش.
مجتبی در ۲ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹:
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
تو خود آفتاب خود باش و صف انتظار بشکن
محمد حسین در ۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۳۶ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳: