گنجور

حاشیه‌ها

اکبر رضوانی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر

آری شود ولیک به خون جگر شود

به گمانم به این معنی اشارت دارد که زمانی برای آنکه سنگ رنگی لعل گونه به خود گیرد ، آن را در جگر جانوری همچون گاو یا گوسپند مینهادند و آنقدر صبر میکردند تا آن جگر خشک شود و رنگ سرخ خود را برسنگ وانهد ...

پس به غیر صبر ، خون جگر نیز لازمه لعل شدن سنگ بوده است و دریافتی دوپهلو نه ، که صدپهلو از شعر خواجه قابل درک و دریافت است.

nabavar در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۸۲:

غزلی از عباس نیای نوری در همین وزن

از دفتر ” عشق و مستی “

گنج 

دلم  به خال و خط مه وشی دگرگون شد                                   

   به یک کرشمه ی او عاشقانه مفتون شد

سهی قدی که به رخساره ماه گردون بود                                 

 بیک اشاره ی او بخت من  همایون  شد

جوانی است سرِ  پُر زِ شور  و دلبر  جو                                 

هر آنکه عشق  ندارد به سینه محزون شد

من  آن  نیم  که غم  عاشقانه   نشناسم                                   

خمیده پشتِ دل از غم چو بید ِمجنون شد

بگو به آنکه  دلش  زنده نیست در غم عشق                                

نمرده جسم و روانش چو مرده مدفون شد 

هر آن دلی که  ز  مهر شکر  لبی خالیست                                  

 به لطف ساقی میخانه چهره  گلگون  شد 

چه حاجتم به خُم  و  ساقی و  پیاله و می                                  

چو بر لبم  به طرب  هر  ترانه موزون  شد

به دام  عشوه  نوشین  لبان   عاشق کُش

 هزار گونه  عرق  بر  جبین  میگون  شد

به یک  کرشمه ی دیگر ببین ز زاری دل                             

 دو چشم عاشق بیدل چو رود جیحون شد

بیا  و  حال ”  نیا “ را  زِ  مهر  جویا  شو                           

ببین که سینه اش از عشق، گنج  قارون شد

 

سفید در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸ - جرس کاروان:

 

پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق

داده نوید زندگی جاودانی‌ام...

 

گوش زمین به نالهٔ من نیست آشنا

من طایر شکسته‌پر آسمانی‌ام...

 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۸۹ - قصهٔ جوحی و آن کودک کی پیش جنازهٔ پدر خویش نوحه می‌کرد:

از علمهای گدایان ترس چیست کان ...

سلام 

در بین ابیات  شعرا بعضی از ابیات جدا از معنا و مقصود شاعر بازتابی از فرهنگ عامه جامعه در زمان زندگانی شاعر است ومانند آیینه ای بازتاب دهنده عادات ورسومات گذشتگان است که شاید بعضی در این دوره منسوخ شده باشند مانند همین بیت ظاهرا متکدیان در آن دوره برای جلب نظر بر بالای سر پرچمی می‌آویخته‌اند در اینجا مولانا میفرماید پرچم گدایان مثل پرچم وبیرق مردان جنگی نیست  ونباید از آن ترسید  وتنها ابزاری برای گدایی وارتزاق ایشان است  وفاقد جوهره است .

مقصود مولانا از این بیت وبخش بعد از ان در داستان مرد مخنث  وترسیدن کودک از او .....  بیان تشخیص مدعیان دروغین  از عارفان واقعی است که مریدان نباید گول صورت ظاهر وسخنان فریبنده ایشان را بخورندو از مقابله با ایشان در هراس نباشند .که پرچم ایشان پرچم گدایی است .

شاد باشید

مصطفی صالحی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۳۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۴:

همیشه این شعر آرومم میکرد

آرامش است عاقبت اضطراب‌ها

تا اینکه مصرع اولش رو پیدا کردم

بیداری حیات شود منتهی به مرگ

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۱۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۹۱ - قصهٔ تیراندازی و ترسیدن او از سواری کی در بیشه می‌رفت:

چون ملایک گو که لا علم لنا یا الهی غیر ما علمتنا

سلام 

آقا کوروش این بیت اشاره به آیه۳۲ سوره بقره دارد معنی فارسی آن چنین است :

فرشتگان گفتند :پاکی تو  ما را دانشی نیست جز انچه تو به ما آموختی وتو دانای کاملی

 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۰۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۹۲ - قصهٔ اعرابی و ریگ در جوال کردن و ملامت کردن آن فیلسوف او را:

زوبعان زیرک آخر زمان بر فزوده خویش بر پیشینیان

سلام 

زوبعان = جمع زوبعه نام یکی از روسای شیاطین وپریان 

  زاهدان ظاهری  که صرفا دارای محفوظات هستند در آخر الزمان خود را از عالمان وصاحبدلان پیش از خود بالاتر میدانند .

 

 

امیر حسین حسینی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۰۳ در پاسخ به امیر دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - این توحید به حضرت غزنین گفته شد:

آقا امیر کاش منبع سخنانت رو مینوشتی.

«تازیانه های سلوک،قصیده اول به تالیف دکتر شفیعی کدکنی»

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۵۷ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۹۶ - بقیهٔ قصهٔ ابراهیم ادهم بر لب آن دریا:

سلام 

  حتما داستان کرامت ابراهیم ادهم وآوردن سوزن ایشان توسط ماهیان را درابیات قبل خوانده‌ای اینجا اشاره به آن قضیه شده است معنی از بیت قبل :

وقتی که آن امیر قدرت نفوذ کلام شیخ را در ماهیان دید که سرشان را از آب بیرون آورده‌اند در او وجدی حاصل شد  وامیر گفت حتی ماهیان دریا از حال عرفانی ،عارفان آگاهند اف بر آن کسانی که لعین ومطرود درگاه الهی هستند 

شه=به معنای اف از اصواتی است که نفرت وبیزاری را با آن اظهار میکنند 

نفاذ=نفوذ کردن

شاد باشی عزیز

فرهاد در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۴۶ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۶ - ماده تاریخ وفات (خلیل عادل = ۷۷۵):

این قطعه اشاره دارد به درگذشت برادر خواجه حافط-به نام خلیل عادل- در ۵۹ سالگی

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۳۳ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰ - جمع آمدن اهل آفت هر صباحی بر در صومعهٔ عیسی علیه السلام جهت طلب شفا به دعای او:

سلام

  این بیت اشاره به ایه ۳۷ سوره هود و بعد از آن دارد .

معنی بیت : من اجداد شما را در در آن طوفان بلا (طوفان نوح) از امواج خروشان نجات داده وحفظ کردم .

 شاد باشی

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۲۴ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۲ - بقیهٔ داستان رفتن خواجه به دعوت روستایی سوی ده:

سلام  آقا کوروش

این بیت اشاره به آیه۱۱ سوره جمعه دارد که در شان نزول آن آمده که در یک روز جمعه کاروانی تجاری ازشام رسید وبا توجه به کمبود مواد غذایی ودر مضیقه بودن مسلمین ، به مجرد شنیدن صدای طبل کاروانیان مومنان مسجد وپیامبر را که در حال ایراد خطبه بودند را تنها گذاشته وبه دادو ستد پرداختند حال از متن عربی آیه میگذرم که خواندن آن را به شما محول کرده ومعنای آن چنین است :وهرگاه داد وستد ویا سرگرمی ولهوی ببینند بدان سوی می‌شتابند وتو را درحالی که ایستاده‌ای تنها میگذارند  بگو آنچه نزد خداست از داد وستد ولهو ولعب بهتر است وخداوند بهترین روزی دهندگان است.

معنی بیت :

براستی که شما با سرگشتگی به دنبال داد وستد گندم رفتید وپیامبر خویش را تنها گذاشتید .

شاد وسرافراز باشید

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۰۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۶۶:

نشئهء پا در رکابِ مِی ندارد اعتبار،

پیک سحری ا در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۰۰ در پاسخ به مسعود شماعی زاده دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰۲:

از مولاناست دوست عزیز منبع موجوده براش

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۴۸ در پاسخ به فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:

سلام وبا آرزوی شفا وبهبودی  برای عزیز دلبندتان

    بنظرم منظور از قلب سیاه  سکه تقلبی ومطلا است که به مرور زمان ودر مقابل سنگ محک گوهر شناس سیاه روی میگردد  وروح نا پاک وآلوده با معنی بیت قرابت معنایی ندارد .

شاد وسلامت باشید  

 

جسین شطی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۳۷ در پاسخ به وصال وفا دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:

سلام

من از بیگانگان دیگر ننالم، که با من هر چه کرد آن آشنا کرد. «حافظ»

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۳۶ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۶:

رُست خارِ کفر در دل از فراقَش ، وصل کو،

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۵۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۴:

 

کجا آن سره خود و زرین زره
ز گوهر فگنده گره بر گره

عبدالرضا فارسی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۲۲:

همه تیز و مکران بیاراستند ز ...

تیز در قدیم شهری بوده است که مرکز مکران بوده 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۱:

اهلِ گِل را روز روز ، از زور و زَر مَعمور دار

۱
۸۲۴
۸۲۵
۸۲۶
۸۲۷
۸۲۸
۵۷۲۹