همایون در ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۵:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۷:
ضد غزل!
فرم غزل با یک حرف قافیه و ردیف اولیتر
که تویه غزل ندارد و بیت ها پراکنده، بی پیوستگی و فراز و فرود. گویی شاعر خواسته به جنگ یک گسستگی برود و با این طبل بی ترتیب و آهنگ غزا اولیتر
Amir arta Habibi در ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۵۴ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۶:
از چه لحاظ می گوید آتش آذر؟
Amir arta Habibi در ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۵ - جشن مهرگان:
مُلحم یعنی چی؟
Amir arta Habibi در ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۴۶ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۲ - در رثای ابوالحسن مرادی:
آب نَبُد او که به سرما فِسُرد.
فاسد شدن منظورش یخ زدن آب است؟ اگر منظور بدبو شدن و قابل شرب نبودن آن با سرما است که معنی ندارد
Amir arta Habibi در ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۳:
بیت دوم مصراع اول با مصراع دوم تضاد معنایی دارند.چرا؟
Amir arta Habibi در ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۳۸ دربارهٔ مرادی » شمارهٔ ۲:
معنی این بیت رو می خواستم؟
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۳۱ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:
محمدرضا شجریان ، خواننده ی زمانه ای بود که تقریبا هیچ خواننده ی حرفه ای حق خوانندگی نداشت
دیپلوم داشت معلم روستا بود ادیب و شعرشناس نبود شعر را حفظ می کرد یا از روی متن می خواند در جمع شعرشناسان ، بت سازی نکنید
Amir arta Habibi در ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۲ - در رثای ابوالحسن مرادی:
چرا رودکی از این چهار قوم بهره جسته است؟ فزونی نفوس یا دوری آن ها از هم ملاک شعر وی بوده است؟
در جواب آقای گیلانیان اگر شما تفحص تاریخی انجام بدهید ری تلاقی مذاهب بوده در عصر رودکی و اهل سنت حضوری بسیار قوی از لحاظ جمعیت و عالمان داشته اند. بافت واحدی نداشته است.
افشین محمدی در ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲۷:
این غزل مولانا بسیار پر رمز و راز است، وقتی مولانا می گوید: ماومنی پاک رفت،مآءمنی خشک شد. گشت پری آدمی صورت انسان پری....اشاره دارد به این آیه ی قرآن در آخرالزمان: قل ارایتم آن اصبح مآؤکم غورا فمن یاتبکم بمآء معین....بگو ( ای پیامبر) آیا ندیدید اگر در سحرگاهی مآؤالنسل شما خشک شد و فرورفت ( پس آنگاه پایان کار جهان فرا رسید) کیست دوباره عالم و آدم را از نو از مآءمعین می آفریند.....آن پری کز رخش گشت بشر چون پری....نفس باد صبا مشک خواهد شد....عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد..... آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست. عالمی دیگر بیاید ساخت وزنو آدمی. دوش دیدم که ملآبک میخانه زدند. گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند....منظور از ( می ) در غزلیات حافظ و مولانا و شمس تبریزی و خیام و باباطاهر فخرالدین عراقی، همان ( مآءمعین) در قرآن است که حافظ می گوید: فرق است میان آب خضر که ظلمات جای اوست. تا آب ما که منبعش الله اکبر است. و خیام می گوید: می را که خرد همیشه دارد پاسش. او چشمه ی خضر است و منم الیاسش من قوت جان قوت زوانش خوانم. چون گفت خدا، منافع الناسش....کماقال عزوحل: قل ارایتم آن اصبح مآؤکم غورا فمن یاتبکم بمآء معین.....سرسبز گشت عالم زیرا که میرآب. آخرزمانیان را غآب حیات داد
محمدامین شفیعی در ۲ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۱:
در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش
این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم
🌹
Amir arta Habibi در ۲ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۴۷ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۹:
چرا در متون کهن به جای د ذ بکار برده می شده؟ نبید نبیذ. استاد استاذ
علی خالقی در ۲ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثنویات » شمارهٔ ۳۶:
بی شک یکی از شاهکارهای استاد سخن است . درس زندگی و روش رسیدن به خوشبختی است ، راه را نشان میدهد و راست و بی حاشیه به سراغ وظیفه ما در دنیا می رود . اگر خواهان خوشبختی هستید اگر میخواهید بدانید در دنیا به دنبال چه امده اید اگر می خواهید به هر چه در دلتان است شامل مادی و معنوی دست یابید راه ساده را سعدی نشان داده است لیاقتتان را بالا ببرید در واقع شما در دنیا نمی توانید به هیچ کس کمک کنید فقط می توانید با انجام تمام امورات ستوده شده لیاقت خود را افزایش دهید مثلا اگر به شخصی کمک می کنید دیدتان باید این باشد که این برای افزایش لیاقت خودتان است و در واقع هیچ کمکی در جهت افزایش لیاقت شخص مقابل نیست . یک نوع خودخواهی ستودنی است
Amir arta Habibi در ۲ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۴۵ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۴:
مورد و انجیر و کلوخ
توضیحات در مورد این سه مورد می خواهم
Amir arta Habibi در ۲ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۴۱ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:
در جواب دو تا دوست محترم. اصل فعل اتچیدن است که شاید تعریب شده باشد.محکم کردن و فشردن
Amir arta Habibi در ۲ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۲:
در جواب کسانی که در پی تقدیس زدایی ناصرِ خسرو هستند عرض کنم که ایشان هم مشروب خورده و این حجت و اینا همش جعلی است.اتفاقا به نسبت مردم زمانه نرمال هم نبوده.
Amir arta Habibi در ۲ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۲:
در جواب کسانی که در پی تقدیس زدایی ناصرِ خسرو هستند عرض کنم که ایشان هم مشروب خورده و این حجت و اینا همش جعلی است.اتفاقا به نسبت مردم زمانه نرمال هم نبوده.
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۲ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۲۹ در پاسخ به سید عباس جلادتی دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید و قطعات عربی » شعر ۷ - فی الشیب:
سلام و عرض ادب و سپاس از یادآوریتان
در باره أطیبان معانی مختلفی در دهخدا آمده است که اولینش همان چیزی است که فرمودید؛ ولی کوششم بر این بود که نزدیکترین معنا را برای این بیت انتخاب کنم
اطیبان . [ اَطْ ی َ ] (ع اِ) خواب و نکاح . (السامی فی الاسامی ). خواب و نکاح و گویند: خوردن و نکاح . (مهذب الاسماء) پیه و جوانی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
و مواردی دیگر
بزرگمهر در ۲ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۴۴ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:
در بیت اول رقیب میتواند حجابهای باشند که مانع راه سالک باشد. در غنچه بودن گل هم پنهان بودن روی گل از عاشقان راه اوست.
تفسیر شما هم میتواند برداشتی باشد ولی آنقدر مطلق نیست که ....
محمدامین شفیعی در ۲ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:
دلم ربودهٔ لولیوَشیست شورانگیز
دروغوَعده و قَتّالوَضع و رنگآمیز
فرشته عشق نداند که چیست، قصه مخوان
بِخواه جام و شرابی به خاکِ آدم ریز
پیاله بر کفنم بند، تا سحرگهِ حَشر
به مِی ز دل بِبَرَم هولِ روزِ رستاخیز
الهام در ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۶:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۲۱: