گنجور

حاشیه‌ها

امین تـــوکلی فـــرد در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱:

سلام
و در تاییـــد گفت دوستان ، کاج چشم ما هم این بینـــد ...
هرکه گوید : کجا رفت ؟ خدا را حافظ !
گو به زاری سفری کرد و برفت از بر ما

رحمن ایزدی فر در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷:

دوستان سلام. واژه ی «اگر» در مصراع اول بیت دوم را چه معنی می کنید؟

اکبر کارشناس ادبیات در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۱ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:

از اول راهنمایی عاشق ادبیات بودم ودل نوشته هایی هم دارم بیشتر از 30ساله با ادبیات عشق ورزی میکنم آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید به تمام دوستان و اساتید یه توصیه ی کوچولو میکنم مهم نیست منظور وحشی یا هر شاعر دیگه ای مونث باشه یا مذکر مهم اینه که اگر عاشق شدی ثابت قدم باش به قول حقیر عشق یعنی چون محمد پابه راه وحشی وخیلی های دیگه برای دل خودشون شعر گفتن همینه که شعرشون به دل میشینه وقتی من نمیتونم از دل دیگران خبر داشته باشم ترجیح میدم به جای قضاوت‌های رنگارنگ فقط بخونم و لذت ببرم وبا یه تفکر مثبت خودم رو با اینجوراشعار به عشق و درنهایت به خالق عشق نزدیکتر کنم

lمحمد در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۴۶ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۴:

راستش خیلی قشنگ بود جان می دهد برای مناجات و ابتهال. البته از نظر من

احمد در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴:

درحیرتم که بجای غبار ره بنشان چه بنویسم تاحق مطلب را بجاآورده باشم ، بهتر نیست هرکس غبار تن خود را درجویبار معرفت خود بپالاید و فقط نظاره گر اقیانوس بیکران معرفت حضرتش باشیم وتوشه ای درحد وسع خود از آن برگیریم..

میهاربا در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱۵:

با سلام
در مورد این غزل می خواستم متذکر بشم که داریوش خواجه نوری اجرای فوق العاده زیبایی در آلبوم کلبه از این ترانه داشته که شنیدنش خالی از لطف نیست.
ما که دوران دانشجویی مون به گوش دادن از اجراهایی که از آثار بزرگانی چون مولانا حافظ شاملو و.... گذشت.

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:

این شعرو پیشنهاد میدم باصدای جناب ناظری گوش بدین تااز زندگی لذت ببرین

سحر در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:

جناب بی دین شما می توانید با تفاسیر هوشمندانه تان منظور حافظ از میکده را میخانه ی زمینی و مشروب را حتی شامپاین تصور کنید.ما نیز با تصورات عرفانی مان از حافظ خوشیم.

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۰:

عچب شعری سروده است این عطار نیشابوری

ali در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:

باسلام .واقعا یکی ازهنرمندانه ترین شعرهای مولوی .اما منظوراصلی شعردرچی؟

آونگ نقاش در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۲:

دقت شود که ظاهرا "جای خالی" در زمان حافظ هم یک معضل بوده : از چار چیز مگذر گر عاقلی و زیرک ... امن و شراب بی‌غش معشوق و جای خالی

hamid در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:

این شعر و استاد یونس دردشتی اجرا کرده ÷یشنهاد می کنم حتما گوش کنید...

مرتضی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:

همانطور که فرهاد گفته، شاه بیت غزل تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین / همۀ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی
کمان کشیده و تیر در مصراع اول خواننده را به یاد کمان ابرو و تیر مژگان یار می اندازد که در ادبیات بسیار از آن استفاده شده است. این یار، مسلح به این سلاح، کمان را کشیده و آمادۀ تیر اندازی است (ابروی کشیده هم نشان زیبایی است). اگر ابتدا تیر و کمان معمولی را در نظر بگیریم، طبیعی است که شخص مورد هدف غمگین و ناراحت شود. این برداشت در مصراع اول به دست می آید. اما در مصراع دوم فضا کاملا عوض می شود. دلداده نمی خواهد تیر دلدار به خطا رود. اگر مطلع غزل را در نظر بگیریم و بدانیم که خواهش گوینده از یار این است که نگاهی به وی انداخته و دردهای او را از این راه دوا کند، معنی مصراع دوم واضح تر می شود. گوینده از مخاطب می خواهد که با آن کمان ابرو و تیر مژگان جز به دلداده به جایی نظر نیفکند. این تیر هم در واقع در قلب عاشق می نشیند و او را بی تاب می کند.

امیرمسعود در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۳:

ضمن تشکر از زحمات گردانندگان این سایت ادبی، در چندین نسخه از دیوان لسان الغیب بیت آخر را به این شکل دیده بودم: "نه حافظ را حضور درس قران" و از این حیث که درس با قران از لحاظ کلامی نزدیکتر می باشد زیباتر به نظر می رسد.
با آرزوی موفقیت

مجید در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۱۷ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد سوم » بوسه نسیم:

این شعر زیبا را با آواز بی نظیر استاد بنان در لینک زیر می توانید بشنوید.
پیوند به وبگاه بیرونی

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۴۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۲۸:

این اشعار به زیبائی عدم دلبستگی به اعمال را نشان میدهد که یکی از مهمترین منازل سیر الی الله است در واقع عجب وخود پسندی مانند آتشی که هیزم را می خورد اعمال حسنه را نابود می کند لذا همیشه باید بنده به فقر ذاتی خود اقرار نمایدتا انشاالله مورد رحمت بی منتهای الهی قرار گیرد.

esmail در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۰۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » گئتمه ترسا بالاسی:

با سلام .این دو بیت از استاد نیست چون نسخه صوتی که در دست بنده است استاد به صراحت میفرمایند که مادرشان این ابیات را درکودکی استاد زمزمه میکرده واستاد این غزل را از این دوبیت اقتباس کرده ا ند

به اقای احسان در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:

البته که نظر یک چیز ماواری ان که فکر میکنیم هست. چیزی از جنس خیال کشف و خیلی بالاتر از این ها. نظری که هر انسانی به اندازه ظرفیت وجودی خود قابلیت درکش رو داره اما مسیرش دشوار است و پر پیچ و خم.
پاک شو اول و پس دیده بر ان پاک انداز

میم . ح . صاد در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

یک دست جام باده و یک دست " زلف " یار ...
رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست...
این شعر را با صدای علیرضا عصار از دست ندهید ...

امید در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

می فرماید:
مستی عشق نیست در سر تو
رو که تو مست آب انگوری

۱
۴۷۹۱
۴۷۹۲
۴۷۹۳
۴۷۹۴
۴۷۹۵
۵۷۰۷