گنجور

حاشیه‌ها

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:

برخی می گویند مراد خواجه از دیر مغان همان خورآباد ( خرابات) است، و درست میگویند گمان نمی برم دیر مغان در اندیشه حافظ ارتباطی به آتشکده داشته است ( وصد البته آتشگاه جای می گساری نبوده و نیست از هیچ نوع آن)
مغان پیشوایان آیین کهن مهر بوده اند، که پیش از ظهور حضرت زردشت دین بیشتر مردم ایران بوده است پایه های این آیین چنان استوار بود که پیامبر دین بهی نمی توانست یکباره آنرا ازمیان بردارد ، مهر به یکی از بزرگترین ایزدان کیش نو تبدیل شد و برخی از زیباترین سروده ها ی اوستا به ستایش مهر دارنده دشتهای فراخ، نگهبان پیمانها و مرزو بوم ایران اختصاص داده شد.
فراگیر شدن این کیش در روم و تاثیر ژرف آن در مسیحیت بیرون از موضوع شعر حافظ است.
امیختن مغان و موبدان پعداز اسلام و از روی سهل انگاری گاه شاعرانه رخ داده است .
سعدی جهاندیده و دنیا گشته بی گمان تفاوت کلیسا و آتشکده را می دانسته است، با این همه می فرماید :
گر به مسجد روم، ابروی تو مهراب من است
ور به آتشکده ، زلف تو چلیپا دارم
منم این بی تو که........ ( از دیگر معانی چلیپا آگاهی دارم از جمله زلف یار به اعتبار شاید همین بیت و الله اعلم )
دیر گرچه امروز به محل زندگی و عبادت راهبان مسیحی گفته میشود معنای مجلس عارفان و اولیا نیز از معانی آن است.

محمدرضا موسوی مقدم در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰:

به نقل از شرح مرحوم حسین‌علی هروی:
خواهی که بر نخیزدت از دیده رود خون
دل در وفای صحبت رود کسان مبند
رود در مصرع نخست به معنی رودخانه و در مصرع دوم به معنی فرزند است
=========================
گر جلوه می‌نمایی و گر طعنه می‌زنی
ما نیستیم معتقد شیخ خود پسند
در برخی نسخه‌ها چنین است:
گر طیره می‌نمایی و گر طعنه می‌زنی
مانیستیم معتقد شیخ خود پسند
طیره به معنای آشفته‏، عصبانی و طیره نمودن به معنای تحریک کردن به عصبانیت و غضب‌ناک کردن

محمدرضا موسوی مقدم در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰:

ترک ما سوی کسی نمی‌نگرد
آه از این کبریا و جاه و جلال

غزل در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۸:

مصرع اول بیت چهارم بعد از "او" نباید "و" اضافه بشه؟

مجتبی در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۵۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۶ - حکایت:

آن صاحبدل به احتمال قوی شیخ ابوالحسن خرقانی می باشد که مرقد ان عارف ربانی در خرقان واقع در 40 کیلومتری شهرستان شاهرود است

دکتر زری جزایی در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۹ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » شاهد افلاکی:

بسیار دلپذیر است . فوق العاده لدت بردم . روان این شاعر بزرگ میهنم در آرامش باد که متاسفانه از زندگی کوتاهش جز رنج و درد چیزی نصیبش نگردید.
با گرامیداشت خاطره این هنرمند بزرگ
دکتر زری جزایری . استاد جراحی قلب و ریه
میشیگان

فروغ در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۱ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:

با سلام
بیت 5 مصرع 2، افتاد به اشتباه افتد نوشته شده است.

مهرنوش در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۰ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱:

پیشنهاد:
بیت 5 مصرع اول: اغی گل--> ای گل
بیت 5 مصرع دوم: تا چرا این‌همه فریاد و فغان...( 'چرا' احتمالا باید اضافه شود.

مهرنوش در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹:

بیت هفت مصرع اول: همی دانم--> همی رانم

سراب کرمانی در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۳:

گویی بنویس آنچه دلت راست کین صفحهء پر حاشیه برجاست
گویم که فقط حیف که "خواجو" در حاشیه افتاده و تنهاست...

الماس در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۳۲:

صبح امیدی که پنهان است دردلهای شب
می شود طالع ازان چاک گریبان غم مخور
عالی بود. امیدوارم که خدا همراهی کند.

علی در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۷ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:

والا نمیدونم چی بگم ،به نظر من اب نه بو داره ،نه رنگ ونه مزه .

علی حلمی در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:

ناگهان جرقه ای انقلابی دردرون انسان به وجود میاورد وانسان به وجود سودایی پی میبرد که ساخته منیت های ذهنی بوده وچیزی جز دل دوزخی وچشم جیحون برایش حاصلی نداشته ودراین وقت است که سیلابی اثاران سودارامیبرد وخود سوداراچون کشتیی شکسته درقلزم خون می اندازد ودراین مرحله تبدیل ها شروع میشود وانسان بسطوح بالاتری از اگاهی صعود میکند وبه دریایی بیکران از شعور میرسد که دیگر دهان بندها خود پیام اور زیبایی غشق وارامش ابدیند

محسن در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۷:

دردی به عنایتی دوا کن صحیحتر است چون نگه با عنایت بهتر هم خوانی دارد تا با ارادت

فرزاد شهرازیان در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۳:

در پاسخ به آقای ابراهیم پور باید گفت ترتیب دو بیت اول به شکل فعلی مناسب تر است چرا که اگر دقت شود از نظر معنایی باید بیت اول گفته شود تا بتوان به بیت دوم اشاره کرد

شرح سرخی بر حافظ در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳:

موضوع این غزل نه به نماز مربوط است نه به قرآن . حافظ شنیده است که شاه شجاع برای تصرف دگر باره ی شیراز به سال 767 ق می آید . آزار و اذیت شاه محمود برادر شاه شجاع به قدری مردم را اذیت می کرد که همه آنان دست به دامان شاه شجاع شده بودند که آنان را از آزار و اذیت شاه محمود که متعصب سخت مذهبی بود و بسیار خسیس و ممسک نجات دهد و حافظ با شنیدن آمدن شاه شجاع به سویشیراز این غزل را سروده است . :
بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم
شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد
در بیت اول هم منظور از خم ابرو صورت زیبای شاه شجاع است که به زیبایی مشهور جهان بود . نه این که چشم و ابروی دختری از شیراز باشد .

شرح سرخی بر حافظ در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳:

حافظ شراب می خورده یا نمی خورده ؟ نماز می خوانده یا نمی خوانده ؟ دانستن این ها که مسایل شخصی حافظ است چه دردی را درمان می کند جز این که ذهن را از دیوان به مسایل بی مورد سوق دهد . موضوع این است :
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را
بقیه را رها کن ...
یا در مورد شهریار : ایشوت تریاکی قهاری بود !! بود که بود کاش تو هم تریاکی بودی ولی شهریار بودی ؟؟1 شاید اولی باشی ولی دومی از محالات است . با سپاس

حسن در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ رهی معیری » منظومه‌ها » راز شب:

بسیار آهنگ زیبا و موضوع جالبی دارد
واج آرایی خیلی قشنگ است
من واقعا از این شعر لذت بردم
خدا رحمتش کنه

نعیم در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۴۲ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵:

در بیت ششم، اگر لزومی به گذاشتن علامت سئوال باشد، شاید بهتر باشد بعد از «چه کنم» گذاشته شود نه در آخر مصرع.

اینجانب در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۱ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸:

در بیت آخر اشتباه تایپی وجود دارد
" شینیده ای " را لطفا درست کنید

۱
۴۷۹۳
۴۷۹۴
۴۷۹۵
۴۷۹۶
۴۷۹۷
۵۷۲۵