گنجور

حاشیه‌ها

شروین پاداش پور در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۳۷ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش شانزدهم » بخش ۳ - الحکایه و التمثیل:

آقا یکی تحویل بگیره !!!!
________________________
بله امین گرامی .در مورد "کاس" و "هم" با شما هم عقیده م ولی صابخونه انگار نیست !

شروین پاداش پور در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۹:

امین گرامی!
شما بزرگوارین :)

فرزاد در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۴ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دل‌آزار:

واقعا یادش بخیر، من با این شعر خاطره ها دارم، بادکلمه داریوش، اون زمان که هنوز سی دی و غیره نبود، یه کاست داشتم که این شعر رو ضبط کرده بودم، یادش بخیر.

ناز بانو در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۹:

سماع آرام جان زندگانست

غلامعلی حامدبرقی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:

با عرض سلام و احترام:
مصرع اول بیت ماقبل آخر ناموزون به نظر می رسد: " جز کارو بار دوست ندانیم دگر کار" و یا "جز کارو بار دوست ندانیم کار وبار" لطفا" درصورت صلاحدید تصحیح فرمایید

کمترین در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:

برادر بزرگوار حسین گیلانی .آیا بندگان پاک خداوند که به تایید قران پاک دین بودند و در روزگار دقیانوس در غاری به خواب رفتند که جایگاه عبادتشان بود همان اصحاب کهف را میگویم مهرپرست نبودند ؟ یعنی در پادشاهی دقیانوس که نامش زار می زند یک پادشاه رومی است که میدانیم پیش از دین مسیحیت نخست مهردین بوده اند و پیشتر چند خداپرست چه کسی در کوه و غار نماز میخوانده است ؟ به روشنی آشکار است که اصحاب کهف یک گروه مهردین و میتراییست بوده اند که مومن بوده اند و درست کار و خداوند رحمن و رحیم قران به آنها هم مهر تایید زده است .برادرم امروز هم که با نام خداوند سر همدیگر را مسلمانان می برند و بسم الله موقع بریدن سر هم یادشان نمی رود نه این است که اسلام آلوده شده است نه این ما هستیم که نور مبارک ختمی مرتبت را برنمی تابیم . به چشم مومن به خداوند و پروردگار کیهان در هر نیاییدنی پرستش الله جل ذکره هست . از دیو نترس دیو به سینه من و شما خلیده است و گرنه سرما تنها نبودن گرماست .

تاوتک در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹۷:

دفتر باره خیلی زیباست مثل شکم باره!واشاره است به عطارد که کاتب گردون است و ستاره ی اهل ادب

تاوتک در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹۹:

شکل امروزی خان و مان خانمان است اما جدا از این ترکیب قبلا بصورت تک هم به کار میرفته چنانچه فردوسی میفرماید
همه پادشاهید بر مان خویش

تاوتک در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۱:

زآخر برویم ما به آغاز اشاره دارد به اینکه آدمی در دنیا دیرتر از دیگر پدیده ها ظاهر شده اما علت غایی کائنات است و اصلا برای اوست که جهان آفریده شده است

محمد در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

ببخشید یه سوال داشتم.
بیت سوم مصرع دوم را من نمیتونم بخونم. میشه بگید هم چگونه باید آن را خواند و هم اینکه معنی آن چیست؟
با تشکر

یدابا مصاع در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۵۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۸۲:

نگشتم یک دمی مو شاد ازاین دل

داتیس خواجه ئیان در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:

ای کاش سایت گنجور اِعراب گذاری را اضافه کند. بسیار بسیار لازم است. نمی‌شود ادب فارسی را بدون اعراب‌گذاری به مخاطب معمولی و بدون تخصص منتقل کرد و دافعه ایجاد می‌کند.
در این غزل، بیت آخر بین فرو و شد باید فاصله باشد:
«مِی چو فرو شُد به کام، عقل به ناکام رفت» را مقایسه کنید با دشواری خواندن می چو فروشد! (از فروختن می‌آید) و اصل خواننده غیرمتخصص به دشواری آن را در می‌یابد..
یا مثلأ بیت قبلی:
راه به جایی نبُرد هر که به اَقدام رفت.. این دو اعراب نشان می‌دهد که: (در راه دوست باید با سر بروی، اگر کسی با پاهاش بره (اَقدام= پاها) رهرو معمولی است و آتش عشق در او اثر نکرده).
عمیقأ خواهشمندم اِعراب گذاری را اضافه کنید به سایت و ساز و کاری هم برای اصلاحات بگذارید که خیلی سریعتر بشود اصلاح کرد مثل همین فاصله میان فرو و شد.
باز هم ممنون از گنجور. هر غزلی را می‌خواهم اینجا جستجو می‌کنم.

حسان خان در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:

در بیت ششم 'لیکن' دو بار نوشته شده‌است. این را لطفا درست کنید.

سجاد در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۴۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵:

شاید به هم مرتبط نباشن ولی یاد " به لطف خال و خط از عارفان ربودی دل..." از حضرت حافظ افتادم !!

سرواد دوستی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:

در بیت سوم هم " گر " و هم " اگر " روایی دارند منتها با " اگر " شعر روان تر ادا خواهد شد .
چندان فرقی بین فعولن و مفاعیل نیست منتها دوستمون آقای باربد از یک نظر حق دارند و اون اینه که ردیف غزل چون یکی از مهمترین عوامل موسیقیایی شعر محسوب میشه بنابراین مصاریع مردف ملاک بهتری هستند برای استخراج وزن و بحر .
یکی از شیرین ترین غزلیات سعدی است !!!!!!

دکتر فیض اله نوروزی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۳ - در وداع ماه رمضان:

اولین بار حدود 40 سال قبل این شعر را از زبان پدر بزرگم (پیر مردی 80 ساله ساکن روستا بی سواد اما اهل دل ) شنیدم. که به نظر می رسد روایت قابل قبولتی است. چرا که مثلا غم خوردنی است نه بردنی و ... یا نوروز فصل نیست بلکه روز است و ....
بلبلی زار زار می نالید
در فراغ بهار فصل خزان
گفتم اندوه مخور که بازآید
روزنوروز لاله و ریحان
گفت ترسم بقا وفا نکند
ور نه هر سال گل دهد بستان

juki در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » گردش دوران [۵۶-۳۵] » رباعی ۴۳:

با سلام
مصرع آخر سوالی هست
می سازد و باز بر زمین می زندش؟
نه عزیز جان او هدف دارد و با توجه به این که انسان نیز آیتی از آیات اوست(هر آیتی را یک سره برداریم، یا از خاطره‏ها ببریم بهتر از آن یا همانندش را می‏آوریم.بقره/106.)

juki در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:

با سلام و عرض احترام
برای اون بزرگوارایی که مثل آقای راقب به معنا توجه دارند ، نه صرفاً ظاهر،که ابهامی نیست و به قول حضرت مولانا :دانه معنی بگیرد مرد عقل - ننگرد پیمانه را گر گشت نقل....
ولی اون عزیزانی که ظاهر رو می بینن اگه مصرع آخر رو با حالت سوالی بخونن(که همینطور هم باید باشه)قضیه حله.
می سازد و باز، بر زمین می زندش؟
(نقل آقای علی سمراد عزیز)

یدابا مصاع در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۷۲:

مولانا میگه =هر کسی از ظن خود شدیار من

یدابا مصاع در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۶۸:

جمع اور هیزم اتش زن خودت سوز/شدی دیوانه عقلت مانده سوسوز

۱
۴۷۹۳
۴۷۹۴
۴۷۹۵
۴۷۹۶
۴۷۹۷
۵۷۰۷