گنجور

 
سعدی شیرازی
 

آن را که غمی چون غم من نیست چه داند

کز شوق توام دیده چه شب می‌گذراند

وقت است اگر از پای درآیم که همه عمر

باری نکشیدم که به هجران تو ماند

سوز دل یعقوب ستمدیده ز من پرس

کاندوه دل سوختگان سوخته داند

دیوانه گرش پند دهی کار نبندد

ور بند نهی سلسله در هم گسلاند

ما بی تو به دل برنزدیم آب صبوری

در آتش سوزنده صبوری که تواند

هر گه که بسوزد جگرم دیده بگرید

وین گریه نه آبیست که آتش بنشاند

سلطان خیالت شبی آرام نگیرد

تا بر سر صبر من مسکین ندواند

شیرین ننماید به دهانش شکر وصل

آن را که فلک زهر جدایی نچشاند

گر بار دگر دامن کامی به کف آرم

تا زنده‌ام از چنگ منش کس نرهاند

ترسم که نمانم من از این رنج دریغا

کاندر دل من حسرت روی تو بماند

قاصد رود از پارس به کشتی به خراسان

گر چشم من اندر عقبش سیل براند

فریاد که گر جور فراق تو نویسم

فریاد برآید ز دل هر که بخواند

شرح غم هجران تو هم با تو توان گفت

پیداست که قاصد چه به سمع تو رساند

زنهار که خون می‌چکد از گفته سعدی

هرک این همه نشتر بخورد خون بچکاند

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | غزلیات قدیم | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

سینا سرلک » دلبر طناز (نکوداشت استاد فرامرز پایور) » ساز و آواز گوشه درآمد، بیات راجه، فرود

سینا سرلک » دلبر طناز (نکوداشت استاد فرامرز پایور) » ساز و آواز گوشه عشاق، قرچه، رضوی، فرود

برگ سبز » شمارهٔ ۲۳۳ » (شوشتری) (۰۹:۵۰ - ۱۵:۲۹) نوازندگان: جلیل شهناز (‎تار) خواننده آواز: عبدالوهاب شهیدی سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: آن را که غمی چون غم من نیست چه داند

گلهای رنگارنگ » شمارهٔ ۲۳۳ » (سه گاه) (۰۷:۲۰ - ۰۸:۳۵) نوازندگان: جلیل شهناز (‎نی) خواننده آواز: قوامی (فاخته‌ای)، حسین سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: آن را که غمی چون غم من نیست چه داند

گلهای رنگارنگ » شمارهٔ ۵۶۴ » (سه گاه) (۱۸:۱۱ - ۱۹:۰۹) نوازندگان: حبیب‌الله بدیعی (‎ویولن) خواننده آواز: محمودی خوانساری سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: آن را که غمی چون غم من نیست چه داند

یک شاخه گل » شمارهٔ ۳۶۶ » (ابوعطا) (۰۸:۱۷ - ۱۰:۳۷) نوازندگان: نجاحی، مجید (‎سنتور) خواننده آواز: محمودی خوانساری سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: آنرا که غمی چون غمِ ما نیست چه داند

غلامحسین بنان » آشنایی با شیوه آواز استاد غلامحسین بنان - سه گاه و چهارگاه » ضربی چهارگاه

سالار عقیلی » جان سرگردان » ساز و آواز ۱

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 714 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 726

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مهرای در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۴۶ نوشته:

البته به شوخی شما گفتید راه آبی زدن میان پارس و خراسان دغدغه سعدی بوده! شایدم این شک درست باشد از شما. ولی بدانید آن موقع خراسان زمانه خوارزمشاهیان در واقع خراسان بیشتر شامل ایران میشد و مرز دریایی هم داشت و اصلا معنای خوراسان یکی اش شرق است و اینکه کشتی از فارس در جنوب به شرق ایران رود عجیب نیست مثل بنادر مکران و کراچی.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امین کیخا در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۰۸ نوشته:

مهرای جان مانند نام مهربانت به نرمی انتقاد کردی درود به تو

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امیرحسین در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۴۹ نوشته:

با درود و سلام و عرض ادب به سروران ارجمندم . با کمی توجه و عنایت ، به وضوح مشخص است که جناب سعدی هم دقیقا اشاره فرموده که : قاصد از پارس با کشتی ، روانه ی خراسان می شود... هر گاه : ( گر چشم من اندر عقبش سیل براند ) ! یعنی به واسطه ی سیل اشکم ... رودی ایجاد میشود و قاصد از ان طریق ، با کشتی به خراسان روانه خواهد شد ! از این ... زیباتر... ؟؟؟! سپاس از خوانش یاران و سرورانم :) <3

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

رحمن ایزدی فر در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۰ نوشته:

دوستان سلام. واژه ی «اگر» در مصراع اول بیت دوم را چه معنی می کنید؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

عمار در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۳۳ نوشته:

پارس=ایران امروزی
خراسان=افغانستان امروزی
در این بیت "قاصد رود از پارس به کشتی به خراسان"

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

شباهنگ در ‫۷ سال قبل، یک شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۹ نوشته:

خراسان مرز آبی نداشته و مکران بخشی از خراسان نبوده. شاعر شدت و حدت آب دیده را به سیلابی تشبیه کرده که قاصد به آن می تواند راه خشکی پارس تا خراسان را بجای اسب با کشتی طی کند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

بابک در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۴۲ نوشته:

رحمن ایزدی فر،
اگر در اینجا = که

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

کسرا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۰۳ نوشته:

مثل دیگر شعرهاش... این هم عالیست... عالی و غمگین...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

۷ در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۳۲ نوشته:

قاصد رود از پارس به کشتی به خراسان
گر چشم من اندر عقبش سیل براند
مات مات.گیریم همه خراسان رفت زیر آب و کراچی دنده عقب گرفت و چسبید به مکران و چابهار!در آن صورت قاصدی که از پارس با کشتی به خراسان برود چه کار شاقی انجام داده؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علی در ‫۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۴۶ نوشته:

آن را که فلک زهر جدایی بچشاند صحیح تر هست ظاهرا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امیر در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۸ نوشته:

درود علی گرامی نچشاند صحیح است زیرا سعدی می فرماید:کسی که همیشه وضعیت خوش و خرمی داشته باشد و مفهوم عملی و حسی از جدایی و فراق نداشته باشد وقتی به وصالی می رسد نمی تواند شیرینی حقیقی ان را درک کند زیرا او سختی و غمی را تجربه نکرده پس نمی تواند شیرینی وصال را بچشد زیرا هر روزش وصال است. مقدار یار همنفس چون من نداند هیچ کس
ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

احمد در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۴ نوشته:

با سلام،
تو یکی از گوشه های آواز بیات ترک(یا بیات زند) به روایت علی اکبر خرم قزوینی، از یکی از ابیات این شعر استفاده میشه. ایشون میخوند :
سوز دل یعقوب ستمدیده ز من پرس
کاندوه دلِ سوخته را سوخته داند.
من البته هیچ تخصصی در شعر ندارم، فقط خواستم این نظر رو به اشتراک بذارم از جهت افزودن بر مطالب گفته شده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.