گنجور

حاشیه‌ها

نام؟ در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵ - کنج ملال:

اونچه که میتونم از این مصرع بفهمم اینه شایدم دقیق نباشه.
به کاسه بگو اب حرامت (شراب) را به خماران بنوشان. البته این معنای ظاهری بیته.

نام؟ در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰ - چشمه قاف:

خیلی زیباست. در تمام ابیات می توان وحدت وجود را دید.

hamid در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۳:

در دستگاه ماهور -شکسته ماهور

hamid در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۳:

سلام این غزل رو استاد تاج اصفهانی به همراه نی استاد کسائی تار استاد جلیل جهناز در برنامه رادیویی اجرا کرده اند باتشکر

محسن در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۳ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹:

البته به نظرم «تراوش» در این رباعی معنایی گسترده و آشکار دارد و نیازی به این همه نکته‌سنجی شیمیایی نیست. اتفاقن اگر نیک بنگریم، هر یک از ما کوزه‌ای هستیم که از ظاهرمان نمی‌توان به باطن‌مان پی برد و باید تراوشی کنیم، یعنی حرفی بزنیم یا رفتاری کنیم که دیگران دریابند ما کوزۀ عسل هستیم یا شوکران.

امید در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

دوستان من بیاد ندارم جناب حافظ خود را عارف اعلام کرده باشد. به نظر حقیر ایشان معلم عشق هستندو تنها کسانی که بهره ای از عشق برده باشند سوز و گداز گفته های حافظ به کارشان می آید. ضمن بررسی میتوان دید هر جا صحبت از می و مستی میفرماید در همان مصرا یا همان بیت از عشق سخن می گوید. به تعبیر این حقیر عشق را مایه سر مستی میداند. آدم عاشق را متفاوت و از خود بیخود چنان مست میداند.
دوستت دارم حافظ ای معلم عشق.

علیرضا دهقان در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:

بیت پنجم مصرع دوم
که گر زپای در آیم صحیح تر است

کمترین در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:

حسین جان من البته نادانسته بسیار دارم . معتقدم که همه بدی ها از هم می زوهند و همه نیکی ها از هم به این ترتیب درخت نیکی و درخت بدی درست می شود که در گیتی و بهشت ریشه می دواند . شجره طیبه یا شجره خبیثه و یا درخت طوبی و شجره زقوم . شنیده ام خانه های نیکان شاخه های درخت طوبی به آن سر می کشند و درک همین حالا جهنمیان را در بر گرفته است . سلم بر جان پاکت .

ثمانه در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۰۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در ستایش شمس‌الدین محمد جوینی صاحب دیوان:

در مصرع "مرا رفیقی باید که بار برگیرد" فکر میکنم وزن شعر رعایت نشده و بایستی اینگونه باشد :
" مرا رفیقی بباید که بار برگیرد "

حسین گیلانی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:

ممنون از نظر لطف شما. خدا همه ما را نجات دهد. دوست دارم کلیدی عجیب از قران را باشما در میان بگذارم و نظرتان را بدانم که منشا برخی تحقیقات اینجانب بوده. ایه(مثل کلمة خبیثة کشجره خبیثه اجتثت من فوق الارض ما لها من قرار مثل کلمه خبیثم مانند گیه خبیث است که از زمین درامده و ارام و قرار ندارد) بعد از مدتها تحقیق پیرامون این آیه به این نتیجه رسیدم که این آیه غیر از تشبیه ظاهری به گیاهی خاص اشاره می کند که با شناخت این نماد می توان به همه ادیان و عرفان های شیطانی پی برد. نماد فراعنه در دیوار های اهرام، نماد میترائسیم در طاق بستان، نماد بودا و کریشنا در هند و نماد بهاییان . یافتید؟ نیلوفر آبی گیاهی که از بالای زمین در آمده چون ساقه اش در آب است و ارام و قرار ندارد چون روی آب است و با جریان آب به هر سو می رود. حال دانستید علت دشمنی من با میترائسیم و.... را. آنجا که ظاهر سخن چون نیلوفر آبی زیباست ولی بی ریشه است و قصدی جز تیشه زدن به اعتقادات موحدانه ما را ندراد.

کمترین در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:

درود حسین جان . من به روش گفتگوی شما احترام می گزارم ( می گذارم ) . اینکه اهریمن دشمن انسان است درست است و کینه کشی او پایان ندارد . من پیش شما فروتنی می کنم . اینکه اصحاب کهف / cave / کاو هم جزو مهردین های شاهنشاهی روم بوده اند را هاشم رضی بزرگوار فرموده اند در کتابی به نام حکمت خسروانی برهان هایی آورده است که راست می نمایند . خداوند قران در صفحه دوم قران می فرماید مومنان به آنچه به تو ( مصطفی ص ) و آنچه پیش از تو آمده است ایمان دارند . یعنی شگفت نیست که خداوند رحمن و رحیم قران همه مومنان را ارز شناس باشد . کتاب مولانا را هم با گاز انبر بر می داشتند که مبادا ژیژ و نجس نشوند ! خداوند ولی کسانی است که ایمان می آورند و آنها را از غسک به روشنایی راستادهی می کند . کاش من و شما در تاریکی های گیتی سرگردان نمانیم .

سام در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:

دیدگاه های جالبی بود
. . .
ﻫﺮ ﮐﻪ ﺭﺍ ﺍﺳﺮﺍﺭ ﺣﻖ ﺁﻣﻮﺧﺘﻨﺪ ، ﻣﻬﺮ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﻫﺎﻧﺶ ﺩﻭﺧﺘﻨﺪ

علی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:

سلام
چه خوب میشد تفسیری از ابیات این بزرگان نیز در قسمتی ارائه می شد تا ما مغبچگان بتوانیم کمی بیشتر از این دریای معرفت بهره مند شویم.

عدنان در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۱۵:

چیست این عشق که در منجیل جان
میکشاند عقل را پای بر زنجیر دل

م.خ. در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۵۵ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۷۸ - ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی:

در خط اول
«آن بحر اندوه آن را سختر از کوه»
با حذف space
را سختر به راسختر تبدیل شود

حسین گیلانی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:

با سلام مجدد. اشتباه نکنید من طرفدار نظریه(لا اکراه فی الدین) هستم ولی حاضر نیستم دلایل عقلانی را فدای تفاسیر ذهنی کنم و توجیهات احساسی را بر عقل ترجیح دهم. من با چند دلیل واضح ارتباط حافظ با میترائیسم و شب یلدا و پیر مغان را بیان کردم و شما یکباره تهمت میترائیسم را بدون هیچ دلیل واضح به اصحاف کهف زیدید. من از آنچه اکنون در ابیات حافظ وجود دارد نتیجه گیری می کنم و شما از تاریخ تحریف شده. و البته من بیزارم از هر که به اسم دین را بی دین می خواند و حتی در مورد خودم ادعای ایمان ندارم ولی باید بدانیم دشمنی داریم مشترک به نام شیطان . و تحقیق کردن و آزاد گذاشتن اندیشه در یافتن ردپاهایش به نظرم اشکالی ندارد حتی اگر مورد شک حافظ باشد. چرا هر زمان که سخن از سکولار بودن است آزادی اندیشه مطرح است ولی هر زمان می خواهی رد پای شیطان را بیابی خشک مذهب می شوی؟ این هم از ترفندهای شیطان است که کسی ردپایی از او پیدا نکند؟

علیرضا پیشگو در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۶:

این شعری است که در قسمت پایانی سریال روزی روزگاری بسیم بیگ میخواند

حمید در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷:

سلام . خیلی ممنونم . خدا خیرتان دهد .

رامین کیا در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۵۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲۶ - داستان آن شخص کی بر در سرایی نیم‌شب سحوری می‌زد همسایه او را گفت کی آخر نیم‌شبست سحر نیست و دیگر آنک درین سرا کسی نیست بهر کی می‌زنی و جواب گفتن مطرب او را:

تا بجوشد زین چنین ضربِ سَحور در دُر افشانی ز بخشایش بُحور بحور. ب ُ : ج ِ بحر. دریاها.

صفورا یوسفی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۰۲ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » حکایت کوف » حکایت کوف:

فکر کنم «ایستی آخر ز قوم سامری» درست باشه.

۱
۴۷۹۲
۴۷۹۳
۴۷۹۴
۴۷۹۵
۴۷۹۶
۵۷۰۷