دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۲۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱:
جناب کیخا ، و می زده از برای آنچه در انگلیسی
هنگ اور میگویند و ما به نادرست خمار میخوانیم
و خماری نشانگان محرومیت از خمار شکن است!!
و دو دیگر که از مرضیه و می زدگی اش یادکنیم
می زده شب چو ز میکده با ز آیم و.....
و سدیگر پناه به کوی دوست بریم و نیاز از او جوییم.
چه حتا به زندان که اندری به دوست می اندیشی که دوست آزادی است آفتاب است
به قول شیخ:
صبح می خندد و من گریه کنان در غم دوست
ای دم صبح! چه داری خبر از مقدم دوست
و ببخشایید پراکنده گویی ام.
حسین در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۵۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۰:
سلام.من نمیدونم چند نفر نویسنده و چند نفر مدیر این سایت زیبا هستند.ولی از همین جا به همتون خسته نباشید میگم.دست گلتون درد نکنه. واقعا کاری که شما میکنین کمتر از کار شاعرا نیست.به امید روزی که که این 3 درصد کتاب خون تبدیل بشه به 97 درصد.بازم ممنون موفق باشین
مرتضی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶:
ببخشید. که رو از شرم آن خورشید بر دیوار می آورد
مرتضی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶:
فروغ ماه می دیدم ز بام قصر او روشن/ که رو از شرم آن خورشید در دیوار می کرد.
ایهامی که در این بیت بیان شده زیبا و قابل تامل است. زمان غروب خورشید را در نظر بگیرید که افتاب روی دیوار و بر لب بام است. در این موقعیت یار بر پشت بام قصرش ظاهر می شود. چنان زیباست که خورشید از شرم آن زیبایی رو به دیوار می آورد و توان تابیدن ندارد.
به تعبیری دیگر، مهتاب را بر دیوار ببینید. این فروغ ماه از شرم آن خورشیدی که درون قصر است رو به دیوار آورده است.
شیرازی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۵:
من اگر رند خراباتم و گر حافظ شهر . . .
کلمهء حافظ یعنی از بر دارندهء قرآن که خود ب خود در طایفهء زاهدان قرار میگیرد و از همین رو در مقابل رند خرابات آمده است.و وجود کلمهء حافظ طنز بیت را بیشتر میکند.
در نسخه های سایه و نیساری هم حافظ درج شده.
و در کل همگی بر برتری نسخهء خانلری (این شعر) حکم میدهند که حافظ آمده.
پرهام در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۹:
درود.
این غزل به زیبایی هرچه تمام تر توسط آقای حمیدرضا نوربخش خوانده شده است. پیشنهاد می کنیم نیوش جان کیند.
محمدعلی معیری در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
بسم الله الرحمن الرحیم
روی عن ابن عباس عن امیرالمومنین علی بن ابی طالب
انا النّقطه الّتی تحت الباء و سرّ الباء
سعید در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴۹:
در بیت نهم، "محرم گنج تو گردیم،چو ویرانه شویم" درست هست...لطفا اصلاح بفرمایید..ممنون
بابای ماهور در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۶:
من در جایی دیدم که "هر کس که پری خوتر در شیشه کنم زودتر"، رو اینگونه آورده: "هر کس که پری خوتر در شیشه کنم زو طرح" !!!
زهره در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۲۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۷ - آرزوی پرواز:
در مصرع "بدن خردی نیاید از تو کاری" به نظرم "بدان" درست است یعنی "بدان خردی نیاید از تو کاری"
ابوالفضل در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹۵:
ای صفر اعتبار خیال جهان پوچ
شرمی ز خود شماری چندین هزار و هیچ!
چندین هزار صفر در کنار هم باز هم صفر و هیچ هستن! و صفر از این که خودش را چندین هزار ببیند و باز هم هیچ باشد شرمنده است. (کنایهای هم هست به خودخواهی و خودنمایی)
این غزل معرکه است!
ناشناس در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۳:
این مدل را محمود کریمی در محرم بسیار زیبا برای ابی عبدالل خوانده
محسن در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵۴:
واقعا شور انگیزی توی این شعر و این سبک از اشعار حضرت مولانا موج میزنه
فوق العاده است
سهیل قاسمی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۸:
عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است
صنعت لف و نشر مرتب.
درویش (فقیر) را به خاطر "کم" داشتن سرزنش کردن کار بدی است.
توانگر (غنی) را به خاطر "بیش" داشتن سرزنش کردن کار بدی است.
و کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم. مطلق یعنی هرگز. یعنی به هیچ وجه. یعنی تاکید کرده که عیب فقیر و غنی نکنیم. دیدگاه مترقی و روشنی است. هنوز که هنوز است اغنیا به چشم زالو و بی درد و مستکبر نگریسته می شوند. کاری که شاعر آن موقع با قطعیت نادرست دانسته بود
مژده.ح در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰:
با عرض سلام .در بیت ذیل
باران مشکبوی ببارید نو به نو /وز برگ بر کشید یکی حلهٔ قصیب
به نظر می آید به دلیل آنکه حله قصیب نامفهوم است حله قشیب کتابت شده است که به گمان بنده چنین می رسد شاعر از واژه ی قصب به معنی پارچه کتان بر وزن قافیه ،قصیب ساخته و برف را به جامه ی کتان تشبیه کرده است . تقاضا دارم از ادب دوستان که در این زمینه نظر دهند
رو سیاه در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیببندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:
خدا رحمت کند محتشم را و خوش به سعادتش کاش ما هم کاری بکنیم که آقا امام حسین رو خوشحال کنیم . دوستان واقعا دنیا ی کوچیک و بی ارزش زمینی ارزش گناه کردن را نداره از آقامون بخوایم به ما هم نیم نگاهی بندازه هر چند لیاقتشو نداریم اما کرم آقامون خیلی بیشتر از این حرفاست . تو یه کتابی خوندم امام زمانمون خیلی تنهاست و دلش می خواد پیش ما بیاد و بهمون سر بزنه اما خودمون و گناهانمون حجابیم پس شما رو به خدا بیان دل آقامونو به دست بیاریم و از دیدارش سعادتمند بشیم. التماس دعا
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۲ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۸:
خنیاگر گرامی، من در باره سد وصد اندیشیده و بدین جارسیده ام : گویا از برای گمراه نشدن است که 100 را صد مینویسیم تا با سد اشتباه نشود چنانکه شصت 60 و شست ، ور نه 100 سال را سده میگوییم و جشن سده که پنجاه شب و پنجاه روز به نوروز است.
دو دیگر که غزل خواجه را به درستی باز نویسی فرموده اید و نبشتارتان خود خنیاست، خامه تان روان و پرتوان باد، بیش باد کم مباد.
خنیـاگر در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۸:
با بیانِ پوزش و شرمندگی باید بگویم که بَند (بیتِ) واپسینِ «این غزل» از زیرِ کِلکام گریخته و پاک شده بود؛
...
حافـظ، صبور باش که در راهِ عاشقی
آن کس که جان نداد به جانان نمیرسد
خنیـاگر در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۸:
من تنها نیمنگاهی به آغازِ غزلی که در این تارنما نوشته شده است انداختم و دریافتم که نادرست است، و نگارشِ نخستین و درستِ آن نیست.
اکنون که [پس از نوشتنِ دیدگاهِ نخستام] خواندمش، از همان دو سه بَندِ نخست، دریافتم که چرا آن بانو، «این غزل» را به «صلابت و توازنِ دیگر غزلهای خواجه حافـظ» نمیدانستند، و اکنون دریافتم که سخنِ ایشان یکسر درست است، چون آن نگارشی که از «این غزل» در این تارنما نوشته شده است، «نگارشِ درستِ این غزل» نیست، و اگر من هم آن را میخواندم و کسی هم به من نمیگفت که از آنِ «خواجه حافـظ» است، به هیچ روی آن را از آنِ هیچ سُرایندهی ناموَر و سرشناسی نمیپنداشتم.
امیدوارم آن دوست دوباره بازگردند و نگارشی که من از «این غزل» دارم و نوشتهام را بخوانند. بسیار دوست دارم که پس از خواندنِ این نگارش، دیدگاهِ ایشان را بدانم ...
niyaz در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۸۶: