دکتر ف.ق در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
با سلام
باید در موزد این غزل نظری هم به داستان شیخ صنعان انداخت که رو به سویدیار قیصریه کرد که تمام اهل آن کافر بودند . در بیت اول اشاره دارد که شیخ ما به میان کفار آمد پس یتران طریقت بفرمایید حالا چاره ی کار ما چیست .بیت دوم نیز در ادامه یآن می آورد که ما مریدان بدون حضور شیخ خود چگونه می توانیم بسوی کعبه قدم برداریم و...در بیت سوم نیز واژه خرابات دقیقا به میخانه اشاره می کند و اینکه ما نیز در میخانه ی کافران با پیرمان هم منزل شویم زیرا در روز ازل تقدیر ما را چنین رقم زده اند .
سودابه مهیجی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۷:
بنده هم معتقدم لطف چاره گر ،باید عقل چاره گر باشد،باتوجه به مضمون و سابقه ی واژه عقل در غزلیات مولانا.
امیر در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۳۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۷ - آرزوی پرواز:
من نمی دونم چرا ولی یه حس عاشقانه نسبت به پروین دارم.
بیت "من اینجا چون نگهبانم و تو چون گنج" درست تر است که به صورت "من اینجا چون نگهبانم تو چون گنج" اصلاح شود.
امیر شفیق در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۳ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:
فکر کنم وزن شعر اشتباهه
دکتر ف. ق در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
سلام خدمت همه ی حافظ دوستان عزیز . بنده در اینجا با نظر دکتر ترابی و فرهاد کاملا موافقم و البته به نظر سایر دوستان نیز با دیده ی احترام می نگرم . شاید دوستان محترم با دستور زبان جدیدی که در دانشگاه های ما ( صرفا رشته های زبان و ادبیات فارسی ) تدریس می شود کمتر آشنا باشند . به هر حال نمی خواهم وارد بحث دستور شوم زیرا اشعار خواجه چنان انسان را مسحور می کند که وارد سایر شدن حکم بردن پای ملخ به پیشگاه سلیمان را دارد .
به هرجهت در بیت مورد بحث ( ... کس نمی بینم ز خاص و عام را ) اگر ترجمه دکتر ستار زاده مطالعه شود پرده از راز درون راء کاملا برداشته می شود و صد البته بحث ها کوتاه که : راء مربوط به کس می باشد نه خاص و عام . به تقدیر کس را نمی بینم و لذا محصول بیت این می شود که : از خاص و عام کسی را محرم راز دل دیوانه خود نمی بینم ....
دوستدار بهار در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۴۱ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۳۲ - سرچشمهٔ فین:
واژۀ "شمر" معنی "جوی آب" میدهد.
ف. ق در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
در مورد شیخ جام :
دکتر ستازاده در پاورقی آورده اند : شیخ الاسلام احمد نامقی جامی معروف به ژنده پیل که درسنه 451 متولد شده و در 536وفات یافته است . و جامی در نفحات الانس شرح حال مفصلی از او نگاشته که مجموع از خشکی و تعصب او حکایت می کند و ذوق لطیف و حال و وسعت مشربی که از یک نفر صوفی باید انتظار داشت فاقد است . و غالب اوقات او به امر معروف و نهی از منکر گذشته است و در رعایت ظواهر شرع مبالغت تام داشته و مخصوصاً مزاحم میخواران بوده و خم و خمخانه می شکسته است ...
ف. ق در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
در بیت پنجم نیز هنری را بصورت یاء وحدت به معنی یک نوع هنر باید تلفظ کرد و مقصودش به بازی گرفتن نام و ننگ در پیری نیست . ( با عرض پوزش از شادان کیوان ) مقصود حافظ عزیز اینست که تو که در جوانی به وصال معشوق خود و جانانت نرسیدی حالا در زمان پیری و سپیدی موی و روی هنری از خود نشان بده تا بلکه یک نام و ننگ ( شهرت و آوازه ) عاشقانه به دست آوری . به اصطلاح گوشه چشمی از خود نشان بده خم ابرو و گیسوی کمندی را به کار بگیر تا به شهرت و نام و آوازه در عشق دست یازی .
با نگاهی بر شرح دکتر ستارزاده
فضل الله شهیدی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۳۲ - تهدید فرستادن سلیمان علیهالسلام پیش بلقیس کی اصرار میندیش بر شرک و تاخیر مکن:
بنام او
ای تو در بیگار خود را باخته
دیگران را تو ز خود نشناخته
تو به هر صورت که آیی بیستی
که منم این والله آن تو نیستی
یک زمان تنها بمانی تو ز خلق
در غم و اندیشه مانی تا به حلق
این تو کی باشی که تو آن اوحدی
که خوش و زیبا و سرمست خودی
مرغ خویشی صید خویشی دام خویش
صدر خویشی فرش خویشی بام خویش
ابیات بسیار جالبی است در باره اینکه هر کسی واحد ومنحصر به فرد است امااز نظر روانی بادیگران چنان آمیخته ایم که وجدت خودرا باخته ایم واز خود بیگانه گشته ایم ما در میان جمع گم شده ایم. طوریکه چه بسا خودرا از دیگران باز نمیشناسیم
گفته میشود ضلالت یعنی گم شدگی آیا میتوانیم توجه کنیم که اغلب ما طوری وابسته به خلق هستیم که استغنای ما و فردیت ما دراین وابستگی گم شده است بیگانگی از اصل خود بیگانگی از پروردگار را بدنبال دارد
توضیح بیشتررا میتوانید در این وبلاگ ملاحظه فرمائید
پیوند به وبگاه بیرونی
ف. ق در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
در بیت پنجم نیز هنری را بصورت یاء وحدت به معنی یک نوع هنر باید تلفظ کرد و مقصودش به بازی گرفتن نام و ننگ در پیری نیست . ( با عرض پوزش از شادان کیوان ) مقصود حافظ عزیز اینست که تو که در جوانی به وصال معشوق خود و جانانت نرسیدی حالا در زمان پیری و سپیدی موی و روی هنری از خود نشان بده تا بلکه یک نام و ننگ ( شهرت و آوازه ) عاشقانه به دست آوری . به اصطلاح گوشه چشمی از خود نشان بده خم ابرو و گیسوی کمندی را به کار بگیر تا به شهرت و نام و آوازه در عشق دست یازی .
عیسی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
چو منصور از مراد آنان که بر دارند، بر دارند// بدین درگاه، حافظ را چو میخوانند، می رانند.
در برخی از متون عرفانی یا وقایع نگاری عرفان ( مثل مقالات شمس)، بسیاری از عرفا از چنین کاری که منصور انجام داده است، انتقاد کرده اند. برخی دیگر نیز چنین رفتارهایی مشابه منصور داشته اند. مثل جمله ای که بایزید بر زبان راند( منبع: مثنوی) که البته فرصت بازگشت داشت و به زیرکی مفری یافت. درمورد این بیت، بنده فکر می کنم بایستی چنین ترجمه ای کرد:
آنانی که مثل منصور دست از مقصد خود برمیدارند و به بیراهه می روند، بهای سنگینی خواهند پرداخت. بهمین جهت من حافظ باید مراقب باشم که مرز گمراهی و کمال بسیار باریک است و نباید تحت تاثیر تشویقات دیگران قرار بگیرم.
عیسی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
پیوند به وبگاه بیرونی
کتاب "حافظ چه می گوید" به قلم احمد کسروی.
در پاسخ به سرکار خانم اعتمادی و اون کتابی که فرمودید، بایستی عرض کنم که دفاع غلط از تخریب بدتر است. من اون کتاب رو مطالعه کرده ام. نوشتن کتاب و بیان یا القای عقیده بوسیله متن مثل مشافهه نیست که بتوان منکر بیان شد. متن کتاب سند تفکر و هویت نگارنده است. با کاسه داغتر از آش شدن و به قول شما تبرئه نگارنده به این خاطر که شاید نگارنده در موضوعات دیگری حرف های قابلی هم زده باشد و خوب البته هر انسانی حرف های قابلی برای زدن دارد، نمیتوان رنگ زشتی را که وی بر چهره غزلیات حافظ پاشیده، پاک کرد.
بزرگان به ما توصیه می کنند در حین عصبانیت و تشویش خاطر سعی نکنیم که تصمیم بگیریم، چه رسد به اینکه در اثر تمایلات شبه روشنفکری و به این خاطر که با حرف متفاوت زدن بخواهیم که دیده شویم، بر گونه های تاریخ سیلی زده و روحیه و شخصیت اثبات شده بزرگان فرهنگی خود را زیر سئوال ببریم و تمام این چیزها را مکتوب کنیم.
بدیهی است هرجا که ایهام هست، مغلطه نیز هست. بنا به فرمایش حضرت امیر، بجای اینکه " طرفدار طرفدار حق" باشیم، " طرفدار حق" باشیم. دراینصورت می توانیم با شجاعت سخن برانیم و نه با جسارت و توهین و طعنه پراکنی و از موضع بالا سخن گفتن و با عینک " انا افهم و انت لایفهم" بر دیگران نگریستن.
ف. ق در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
سلام در مورد ام الخبائث :
یعنی مادر و منشأ تباهی ها و صفت خمر است و اصل آن متخذ از حدیث نبوی است: الخمر ام الخبائث و من شربها لم یقبل الله منه صلاة اربعین یوما و ان مات و هی فی بطنه مات میتة جاهلیة. (ß مجمع الجوامع، الجامع الکبیر، سیوطی، صفحه 410) یعنی خمر ام الخبائث است و هر که بنوشدش خداوند چهل روز نماز او را نخواهد پذیرفت و اگر مست بمیرد، همانا به مرگ جاهلیت مرده است.
بنابر این حدیث و ذکر کلمه ی ام الخبائث مقصود شاعر از بیان کلمه ی صوفی شخص پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم می باشد . یعنی این بیان ایشان که شراب را ام الخبائث نام نهاده اند برای ما از بوسه فرزند دختر لذت بیشتری دارد یعنی هر قول و گفته رسول اکرم ص لذیذ است و این فرمایش هم لذیذ و شیرین است .
ف. ق در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
سلام و خسته نباشید .
در مورد صوفی توضیح مختصری لازم است داده شود که در ذیل آورده می شود:
صوف در لغت پشم گوسفند را گویند ، و چون طایفه صوفی اکثر پشم پوش بودند به صوفی مرسوم شده اند .
در ضمن از عادات شعری است که به صوفیان زراق و مرایی یعنی به سالوسانی که تظاهر به صوفیگری می کنند ، تعریض کنند . اما به صوفیان اهل مشرب هیچ گونه جسارت نمی کنند چون این گروه اخیر همیشه مقید به حال خود بوده و به طعن و تعریض کسی اعتنا نمی کنند .
فرّخ در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۳۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶۳:
در بیت 5، صیدگاه بجای صیدگان:
ز صیدگاه جهان بیشکار میگذرد
فرّخ در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۳۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۷۹:
در مصراع اول بیت 12، فرو بجای فرود:
فرو رود به زمین هر که از ره باطل
فرّخ در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۰۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳۱:
لطفا مصراع اول بیت سوم به:
هر که بیرون ننهد پای خود از حلقه ذکر
اصلاح گردد.
فرّخ در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۴۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۲۹:
بگمانم مصراع1 بیت 3 اینگونه صحیحست:
بیش ازین نیست که هرکس که توانگر باشد
سینا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۵۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۷:
بیت چهارم مصراع دوم
که شد لاله رنگش به کردار قیر
اصلاح شود به
چو شد لاله برگش به کردار قیر
با تشکر
دکتر ف. ق در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰: