گنجور

حاشیه‌ها

ستاره در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:

با سلام و عرض ارادت خدمت اساتید ادبیات پارسی
ممکن است مصرع دوم بیت اول را برای بنده معنا بفرمایید؟
به همچنین، بیت آخر را.
پیشاپیش سپاس گذارم.

فرزین نشاطی در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۰۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید:

در این حکایت , مولانا با بازی با کاراکتر ها و شخصیت ها میخواهد درس شناخت نفس را بما بیاموزد . کاری با تاریخ , پادشاهان , مسجد , کون و شهر سبزوار و شیعه و ابوبکر و ...... ندارد .
وقتی خوارزمشاه می گوید : همگی تان را که با مذهب هم هویت شده اید و سرتان را از دم تیغ خواهم گذراند اشاره به عشق دارد . می گوید یک ابوبکری که اینجا نماینده عشق است پیدا کنید تا سبزوار را که نماینده من ذهنی است ببخشم . جالب اینجاست که عشق ( ابوبکر ) را در خرابه ای پیدا می کنند که از هرگونه آبادی من دار خلاص شده است .

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۲۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۶۳:

با سلام . در بیت دوم مصرع اول به جای واژه "طرف" ، "طوف" درست تر نیست؟؟

کیادرویش در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۸:

آنقدر زیبا بود که 5 دفعه خواندمش

مهدی مقدم در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳:

در جواب آقا جمال باید عرض کنم که بیت 6 سوالی است و مخاطب آن معشوق یا "تو" می باشد و خوبان در این بیت جدا از معشوق اند. اما بیت 7 مخاطب عام دارد و معشوق یا "تو" نیز جزء خوبان است.
البته این برداشت من از توضیحات و متن کتاب دکتر خطیب رهبر می باشد.

منتظر باران در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۴۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹ - گل پشت و رو ندارد:

طنین گرامی!
فکر کنم مصراع دوّم پرسشی است که از حریفان می شود.
ای حریفان! مگر چشم ساقی می در سبو ندارد که با شهریار بی دل سرگرانی می کند و به او جرعه ای نمی دهد، یعنی نگاهش نمی کند.

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷:

سوگ به معنای عزاداری است ولی سوک به معنای گوشه و کنج می باشد . سوق عربی هم از این لغت است چون سوق یک گوشه از کوی و برزن است . امروز شاید سوک برای spike برابر سازوار و در خوری باشد .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷:

شهربند یعنی مانده و محصور در یک شهر .ولی از روی همین می توان لغت خانه بند را هم ساخت یعنی حصر خانگی . شار هم معنای شهر را می دهد پس شارینیدن یعنی متمدن کردن و شارینش تمدن می شود

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵:

از کینه چند واژه ی زیبا داریم یکی کینور kinwar به معنای منتقم و دیگر کینوری که انتقامجویی است سدیگر لغت بیشکین که حکیم نظامی بکار برده است و به معنای انتقام گرقتن بیش از اندازه است یعنی برابر دقیق واژه ی over-retaliation . تا اینجا که آمدیم بیشمهر را هم باید بنویسیم بیشمهری تا اندازه ای معنی ایثار میدهد .چون مهر یا میثر معنای پیمان هم میدهد .

جمشید پیمان در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:

حافظ در بیت سوم منظورش را بسیار روشن ارائه کرده است و نیازی به تفسیر و تاویل نیست. در اینجا فقط یک بیتِ شاهکار از حافظ را می آورم که در آن مقصود بیت سوم این غزل را با زبان و بیان دیگر و در اوج زیبائی و منتهای تاثیر گذاری ادا کرده است:
گرچه گردآلود فقرم شرم باد از همّتم
گر به آب چشمه ی خورشید دامن تر کنم.

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۱۸ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:

این شعر را استاد شهرام ناظری در آلبوم کیش مهر یه زیبایی خوانده اند و آقای مسلم رسولی تنظیم دوباره‌ی زیبا تری بر این شعر ارائه کرده اند

محمد طهماسبی در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:

از اساتید محترم خواهشمندم در باره عبارت :
دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند
توضیح دهند :
به نظر حقیر دارای دو معنی است /

محمد طهماسبی در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:

در ارتباط با بیت نهم لسان الغیب ، استاد حسین محمدی ( پیر طریقت سلسه شاه نعمت الله ولی در خراسان) متخلص به آشنا میفرمایند :
قامت ناساز و بی اندام ما هم آن اوست
پس چه غم تشریفش ار کوتاه یا کوتاه نیست

نیما در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۱۹ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۱۰۹ - بینی جهان را خود را نبینی:

این شعر زیبا را با صدای زیبای دکتر محمد اصفهانی بشنوید:
www.youtube.com/watch?v=nB8jUsHgQj0

علی در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۳:

معتقدم چنین تشابهاتی بین غزل حافظ و سعدی کاملاً اتفاقی است. این تشابه که "امیر" ذکر کرده فقط در صورت کلام است و معنای دو بیت مورد استفاده توسط دو شاعر کاملاً متفاوت است. سعدی می گوید: "در سراپای وجودت هنری نیست، که نیست" یعنی تمام هنرها را در خود داری.
حافظ می گوید "در سراپای وجودت هنری نیست که نیست" یعنی جز آن چه گفتم هنر دیگری نداری.
آن یکی شیری است اندر بادیه، آن یکی شیری است اندر بادیه!
حافظ بیش از چهار هزار بیت سروده که صرفاً دوازده مصراعش شاید بتوان گفت مانند برخی اشعار مورد استفاده ی سعدی است. این شد تأثیرِ سخنِ سعدی بر شعرِ حافظ؟؟؟

علی در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:

بی انصاف مصحح یک بیت اساسی این غزل را خورده:
خوش آن نظر که لبِ جام و روی ساقی را
هلالِ یک شبه و ماهِ چارده دانست

مسعود حاتمی در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴:

دوستان کسی مفهوم دقیق بیت اخر را میدونه؟
یاد باد انکه به اصلاح شما میشد راست
نظم صد گوهر ناسفته ک حافظ را بود

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:

به رسم پیشداشت و هدیه یک رشته وازه هم تقدیم به شما دکتر ترابی بزرگوار
چاکر که در بیت سوم از پایان هست یک لغت زیبای دیگر هم دارد .زواره که نام برادر ناخوب رستم است از همین واژه است یعنی پیشکار و خدمتکار و به عبارتی سرویس دهنده ! که در یک لغت اگر بخواهیم جمع کنیم می شود ندیم . فردوسی با گزینش نام زواره این برادر ناخوب را زیردست و خدمت رساننده نامیده است . حالا چاکر که زاور می شود یک خوبی دیگر هم دارد .زاور با سَروَر وارون آن است همخوان و هماهنگ است از نظر صوتی . زاویدن هم که میشود خدمت رسانی یعنی همان to serve , پس به server اینترنت هم می گوییم زاویر ! ساختن صفت فاعلی با er ویژه ی انگلیسی نیست فارسی هم نمونه های زیادی دارد یکی از آنها دبیر است . زاویر هم بر ساخت و به دنبال آن درست شده است . زاو به معنی نیرو هم می باشد که با توجه به اینکه چند لغت برای نیرو داریم ایدون ( فعلا ) نیازی به این معنای زاو نداریم ولی to serve لغت ریشه دار مناسبی نداشت که به این ترتیب پیش کش می شود .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:

درود دکتر ترابی همیشه نوشته های گهربارتان را می خوانم .خوشهالم که شما هم نمونه ای از این واژه ی گمنام را به یاد دارید .

حنا در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:

تعداد ابیات واقعا کمه یا خودتون کمش کردین؟

۱
۴۷۳۸
۴۷۳۹
۴۷۴۰
۴۷۴۱
۴۷۴۲
۵۷۰۹