گنجور

حاشیه‌ها

عرفی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۱:

اما محتوای بیت و کل غزل: از نگاه عامیانه ی بنده مولوی در این غزل بحث انسان کامل و تطورات ظهوری و شهودی را بیان کرده است. چه کمال نبوی و چه کمال ولایی؛ و کمال دین نهایی الهی را که به اکمال نبوت و اتمام ولایت است گوشزد کرده و از غیبت دو سویه نبوت و ولایت(که مصداقشان به لف و نشر مرتب در زمان ما حضرت عیسی و حضرت مهدی است) سخن گفته و به یک گونه راه را نشان داده که در سیر منازل سلوکی سماوی، غیبت ظاهری آدمی را نباید ناامید گرداند چرا که اصل قضیه آمده است.
ممکن است گفته شود این تحلیل، یک تحلیل تاویلی است و ما را به اسماعیلیون و اعوان حسن صباح ملحق گردانید. ولی حقیقتی است که مولوی نه اشعری و نه جنبلی است و ظواهر اشعارش که موهم این داستان است بای رد گم کنی و مدارا با سنیان بلاد روم و ترکیه بوده و باطن و ذات مقاصد و مرادات مولوی بر تاویل صحیح و محوریت هستی بر گرداگرد سه ولایت طولی(ولایت الهی، نبوی و ولوی) می گردد. زیاده جسارت شد.

عرفی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۱:

بنده با فکر ناقص خود چیزی غیر از برداشت آقای غیاثی از بیت دوم دارم. صلح کلی و همه خدایی یک چیز است و تایید اعتقادات ناصحیح چیز دیگر. مولوی مصلوب شده عیسی را قبول ندارد و از بر چرخ کشیدنی که در بیت دوم گفته حتی اشاره ای هم بدان ندارد. بر چرخ کشیدن همان بر آسمان کشیدن است که طبق اعتقاد اسلامیان و از جمله مولوی، عیسی به صلیب کشیده نشده و به چرخ چهارم برده شده است(چرخ چخارم غیر از آسمان فلکی چهارم کنونی است. چرخ چهارم و غیر چهارم بسان دزوخ و مینو در همین زمین فعلی ما قرار دارد) مقصود اینکه از دید امثال مولوی، حضرت عیسی زنده است و در انتظار هبوط در آخرالزمان...

عرفی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:

مولوی بلخی سخت ریزه خوار حضرت سنایی است و تمام این غزلش شرح حدیث مشهور سرور اولیا، حضرت علی مرتضی که فرمود: موتوا قبل ان تموتوا و تفصیل بیت مشهور آدم اولیا که: بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر می زندگی خواهی/...الی آخر

جهانگیر در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۹:

از این صدها صدای گنگ سر در گم دلم تنگه
از این خواننده های سر درون خُم دلم تنگه
از این تک بیت بی احساس آدمهای تکراری
از این اشعار زشت بیخود از مردم دلم تنگه
دلم یک نغمۀ شهناز و سوز ساز میخواهد
دلم یکدم سبکباری چنان پرواز میخواهد
ازین آب یخ بی مزه تهرون دلم تنگه
از این بوی بد دود ته شمرون دلم تنگه
دلم برف سفید رنگ موی زال میخواهد
دلم یک لحظه دیدار رخ با حال میخواهد
برای یک نفس آرامش بی دلهره امشب
دلم از لهجۀ حافظ،غزل، آواز میخواهد.

من در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۴ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:

بیت اول محتشم رو امام علی بهش تو خواب یاد دادن و بند 11رو حضرت فاطمه باددادن واقعا مرد بزرگیه...

طاهره در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

گویی ولی شناسان رفتند ازاین ولایت

فریدون در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۳ - در معنی آنک من اراد ان یجلس مع الله فلیجلس مع اهل التصوف:

دانه چون آمد به مزرع کشت گشت

سعید سلطانی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۵۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۲۷:

چقدر زیبا و عمیق ، در عین کوتاهی...
جناب ابوسعید عارف کاملی هستند ... :)

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶:

باریدن و باران و باشتن همه با هم در پیوند هستند در لری هنوز وشتن را بکار می برند .وشتن در فارسی معنای رقصیدن میدهد ولی وشتن لری همان باشتن و یا باریدن است .مثلا وشت باروت به لری یعنی بارش گلوله های تفنگ و یا وشت باران یعنی باریدن و ریزش دانه های باران . اگر بخواهیم یک لغت water و یا واسر آلمانی را با یک لغت پارسی یکی بگیریم باید با وار در واران یا باران یکی دانسته بشود . یعنی دو لغت آب و تش به معنای آب هیچکدام با واتر و واسر همریشه نیستند ولی وار در واران و باران همریشه ی این لغت ها است .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۲۸ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵:

لطیف به پارسی گش می شود و گشی به معنای لطافت است . برابر دقیق واژه ی delicate می شود دارمه که از پهلوی دارمگ گرفته شده است و به معنای لطیف و ظریف است .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۲۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵:

زور به معنای فریب فارسی است ولی امروز در پارسی به کار نمی آید در قران هم آمده است .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱:

به به . دکتر ترابی مهربان . همین شاخه شاخه کردن وقتی از دهان بزرگان باشد هنری است . درود به جان پر فروغت .

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰:

بیت آخر به گمانم بدین صورت درست تر مینماید:
سعدیا، گر به تو دردیست ( درد است) به درمان برسی.
آنکه دردی نکشد، لایق مرهم نشود.
والله اعلم...

علی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰:

بیت آخر اشکال ویرایشی دارد که خواننده را گمراه می کند. صحیح آن به این شرح است:
سعدیا گر به تو دردست به درمان برسی
هر که دردی نکشد لایق مرهم نشود؟

سیاوش در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۲۳:

به نظر میرسد که در بیت چهارم ؛فردا بگیرد دامنت...؛ صحیح تر باشد.

امین در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸:

چند سال پیش که از طرف یکی از دوستان خود ضربه خورده بودم به فال حافظ مراجعه کردم تا نظرش بدانم قبل از آن با این غزل آشنایی نداشتم کتاب را باز کردم و این غزل جوابم آمد.

مژده.ح در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۸ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰:

تکمیل می کنم :در کتاب رشته ادبیات پیام نور نظم ا بخش1 مصراع دوم وز برف برکشید یکی حله ی قصیب تایپ شده و در قسمت توضیحات ذکر شده است قصیب در اینجا بی معنی است احتمالا بایست قشیب باشد

پگاه در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۳:

بیت 9 معنیش چیه؟

مژده.ح در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۳ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰:

مصراع دوم آن در بعضی از نسخه ها بدین صورت است: از برف برکشید یکی حله ی قصیب که به نظر بنده یعنی ریزش باران جامه ی کتان برف را از تن زمین بیرون کشید(برف به جامه کتان تشبیه شده که بر تن زمین است)

امید در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵:

ما هم به جانم وندی شرمن از قول سعدی می گوییم :
"ای زبردست زیر دست آزار
گرم تا کی بماند این بازار
به چه کار آیدت جهانداری
مردنت به که مردم آزاری "

۱
۴۷۳۹
۴۷۴۰
۴۷۴۱
۴۷۴۲
۴۷۴۳
۵۷۳۳