حسین چرخ انداز در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
دوستان گرامی
عریزان پارسی دوست
ای غزل از جمله غزلهای پر معنی و عمیق استاد حافظ می باشد که با انتخاب عالی توسط استاد شجریان و گروه (استاد علیزاده استاد کلهر و همایون نازنین)به زیبایی اجرا شده
اولین بار پس از زلزله بم در سالن وزارت کشور
که درآمد حاصل از برگزاری کنسرت برای ساخت باغ هنر بم اختصاص یافته بود
شمس الدین غازی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۶:
بیچاره در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:
بخشی از مصاحبه استاد حسین علیزاده که که نشان میدهد شعر «گر ز حال دل خبر داری بگو / ور نشانی مختصر داری بگو» احتمالاً از مرحوم علی حاتمی است:
« تمام موسیقی ها جوهره اش و کلامش از خود حاتمی بود که برای دل شدگان ساخته بود. البته بعداً که آقای شجریان این ها را اجرا کرد مقداری شعرها را تغییر داد. یعنی او و مرحوم حاتمی پس از مشورتهایی که با هم داشتند، اشعار را به فریدون مشیری دادند و مشیری هم از نظر فن شعری یک مقداری تغییر داد. البته کلام حاتمی بسیار زیبا بود. این حسن را هم داشت که محاوره ای تر بود و شبیه تر بود به تصانیف دوره قاجار. یک کار بزرگی هم حاتمی کرده بود و 500 واژه ای که در دوره قاجار در صحبت های روز مره به کار می رفته را هم در دیالوگ ها و هم در اشعاری که برای تصنیف هایش ساخته بود استفاده کرد. من می توانم بگویم که تم های اصلی فیلم دل شدگان را از شعر های حاتمی گرفتم. این اشعار خود به خود یک زمینه ی موسیقیایی برای من به وجود می آوردند.
محمد از اهواز در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
گاوی ست در آسمان و نامش پروین
یک گاو دگر نهفته در زیر زمین
چشم خردت باز کن از روی یقین
زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین
خیام
فرزام در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۳۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۵ - صفت اجنحهٔ طیور عقول الهی:
چنانچه استاد محمد جعفر محجوب فرموده اند "خٓلٓق " به معنای کهنه است . پیش کفرش جمله ایمانها خلق یعنی کفر او از هر ایمانی تازه تر و پسندیده تر است
سیاوش در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۱:
در مصرع آخر به اشتباه انوری را انروی تایپ شده است.
امیر در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:
جناب هالو عزیز
عاقلان نقطه ی پرگار وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند
عشق به حسین عشق به آزادگی و مقابله با ظلم و نپذیرفتن ذلت است
حافظ سراسر عشقه پس انقدر سطحی و عقلانی به اشعارش نگاه نکن
اگر عاشق بودی اونوقت متوجه میشدی این غزل چقدر دیوانه کنندست
پس به دیگران احترام بزار و احتمال بده که تو چیزی نفهمیدی ار این غزل
در ضمن عشق به حسین که عشق به همه ی خوبیاست و با مسایل سیاسی قاطی نکن که تو سیاست همه دینو اونجور که میخوان معنی میکنن
ممنون
محمد رضا در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
در :اینجا به عنوان داخل یا درون استفاده شده بطور مثال...در کوی نیک نامان/داخل جمع انسان های خوب
امین کیخا در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۵۹ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:
برای رمه گاهی فردوسی فسیله را بکار می برده است . که عربی است جالب اینکه به فارسی سیله یعنی رمه ! ولی اینکه کدام زبان از کدام گرفته درست نمی توانم بگویم .بهر سو افزودن یک لغت بر سر واژگان پارسی یک روش برای عربی کردن آنها بوده است مثلا نشاط که باید از شاد باشد و نیز نخوت که از خودی و منی کردن است . ( هر دو لغت از محمد مقدم هستند ) ولی درباره ی فسیله و سیله باید بیشتر سنجید و باریک بینی کرد .
محسن در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۷۵ - فرق میان دانستن چیزی به مثال و تقلید و میان دانستن ماهیت آن چیز:
بیت دوم مصرع دوم نوشته شده: «کس نداند جز بثار و مثال»
درستش اینه: کس نداند جز به آثار و مثال
حسین ملیحی شجاع در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۷:
شان عرفا این است که هرگز غم بر خود راه نمیدهند و دنیا را هرگز در سکون نمی بینند و دنیا را همواره در تغییر دانسته باده را مخصوص انسان های غمگین و افسرده و خود را از می خوشتر میدانند این غزل از عالی ترین اشعار مولاناست
عیسی سجودی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:
اخرین مصراع. تیغ سزاست هرکه را درک سخن نمی کند. صحیح است
حسین در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
ذوق زده شدم از ااظهار نظرهای اساتید گرامی! یادم می آید در عهد جوانی هنگام دریافت آموزش موسیقی به روش سینه به سینه استاد دو بیت اول این شاه غزل را به عنوان شاخص گوشه کرشمه برایم میخواند من در خود ذوب میشدم تا او نفهمد. جانم! باید عاشق باشی (چه زمینی و چه آسمانی ) تا علاوه بر مغزت به گوش جانت توانی نیوشیدن . از اعجوبه ای چون سعدی غیر از این نشاید . از این موجزتر و جامع تر و کاملتر کسی نتواند گفتن مگر خود شیخ اجل!! خدایش رحمت کنااد.
آرش طوفانی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۳۷ - باز جواب گفتن آن کافر جبری آن سنی را کی باسلامش دعوت میکرد و به ترک اعتقاد جبرش دعوت میکرد و دراز شدن مناظره از طرفین کی مادهٔ اشکال و جواب را نبرد الا عشق حقیقی کی او را پروای آن نماند و ذلک فضل الله یتیه من یشاء:
مولانا در تناسب مضمون بیت 21 این حکایت، در جایی دیگر می فرماید:
« آنچه برّد بحث را عشقست و بس
او ز گفتگو شود، فریاد رس!»
حسین بدیعی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲:
بیت سوم باید چنین تصحیح میشد: مگر آفتاب با او.... هرچند که فروغی و همهی نسخههای موجود اگر ... آورده باشند.
خسرو در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
زیبایی قصه در اینه که قدیم ها شب ها قصه می گفتند که شب کوتاه به نظر بیاد . حافظ میگه با قصه عشق شب طولانی میشه
محسن خادمی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۷۱ - شکایت قاضی از آفت قضا و جواب گفتن نایب او را:
معنی برخی لغات دشوار:
بی دل: در اینجا یعنی بی خبر، ناآگاه
- بیت سوم اشاره با این مَثَل مشهور دارد: القاضیُّ جاهلٌ ما بین العالَمَین: قاضی جاهلی است میان دو عالِم.
علّت: بیماری.(علت پوشیده مدار از طبیب. ناصرخسرو) علّتی: فرد مبتلا به بیماری
ضَریر: کور. نابینا
رِشوَت: رشوه، مزد نابه جا، مزدی که به کسی دهند تا کاری به ناحق کند.
چاشنی گیر: مزه چش، آنکه طعام یا شراب را بازچشد تا طعم آن معلوم کند.
محمد از اهواز در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۴۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۱:
دیر کهن درسته
صادق هدایت هم در ترانه های خیام دیر کهن رو درست میدونه
احمد شاملو هم در با صدای خودش چندی از اشعار خیام رو دکلمه کرده که دیر کهن رو استفاده کرده
دیر مغان که اصلن نمیشه حالا اگه گفته میشد مغاک شاید کمی قابل فکر بود
دیر فنا هم غلطه
فردا که از این دیر فنا درگذریم؟ :-D
به معنی توجه کنید
از دیر فنا درگذریم!
محمد متدین در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۳۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
تن آدمی منظور خود بدن و جسم هست
آدمیت خود ما هستیم... نه بدن ... اونی فانی نیست و از ذات خود خداست
حضرت سعدی می فرمایند:
اگر آدمی به چشم است ....
می خوان مطلبو برسونند که مقام ما خیلی بلند مرتبه تر از تنی هست که مثل حیوان می خوابه و می خوره و غریزه داره ...
اگر این درنده خویی ز طبیعتت بمیرد
همه عمر زنده باشی به روان آدمیت
امین کیخا در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۸ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴: