آبان دخت در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۶ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
البته با خواندن نظر جناب آصف حرف ایشان را تایید میکنم.
چون شعر مخاطب دوم شخص حاضر دارد و فروشی صحیح است.
آبان دخت در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
مصرع: به خدا که خون رز را به دو عالم ار فروشیم به نظر اشتباه میاد و معنی اون با مصرع بعد در تضاد هست.
گمان میکنم "فروشند" صحیح تر از "فروشیم" هست.
اگر خون رز را به بهای دو عالم بفروشند، هر دو عالم را میخریم و بهایش را میدهیم.
امیر در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۳۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱ - مکتب حافظ:
روحت شاد استاد شهریار که روح هنری - میگن غزلیات حافظ و سعدی عالیه ولی من غزلیات استاد شهریارو خیلی خیلی دوست دارم
ناشناس در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۰۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴ - جلوه جواله:
دوبیت نزدیک به همین قافیه و ردیف براتون می نویسم تقدیم به دلسوختگان . لطفا دنبال منبع نگردید چون منبع من خودمم. لحظه ای جلوه نمودی و نماندی گل من / چشم ها را به ره اشک نشاندی گل من /حرف ها داشت شب تار من و نور رخت ... ادامشو اگه خواستین میذارم...
شیرازی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۰۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱ - یکشب با قمر:
چندی قبل در بی بی سی فارسی گزارشی رو دیدم ک در روزهای آخر عمر قمر عوامل رادیو ب خونش رفته بودن و الهه(خواننده)همین شعر رو در حضور قمر میخوند و صدای هق هق گریه های قمر هم میومد.
به صفحه فارسی بی بی سی مراجعه کنید.در ضمن آخرین مصاحبه اش هم بود که همش گریه میکرد و توان جواب دادن به سوالا رو نداشت.
جالب توجه کسی ک میگه این شعر رو شهریار بعد از مرگ قمر گفته!!!
سروش در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۴۷:
البته شعر در گویش محلی به این صورت درمیاد:
دلا از دست تنهایی بجونم
ز آه و ناله ی خود در فغونم
شوان تار از درد جدایی
کره فریاد مغز استخونم
شارح در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:
باسلام،خدمت برادر ناشناس،اینجا بحث بحث ادب وعرفان است نه دعوای لفظ.اینجانب از نقد شما خوشم آمد ولذا برآن شدم که شعر مرسولیم را مدافع باشم مشروط برصحتش.این شعر که وزن درستی ندارد وازنظر گونه شاید در ردیف اشعار نیمایی باشد.بله،قبول دارم که این شعر،شعر حقیقی شاعر(ملقب به جندی)نیست.متأسفانه این شعر را به شاعر نسبت داده اند وبنده باخبر نبودم تا اینکه تحقیق کردم.شعر اصلی از اسطوره ی معاصر شعر قدیم (منسق)ملقب به قاضی ومتخلص بدان(که الآن درقید حیات نیستند)واز اهالی اوز،فارس است.شعر او درحقیقت با این مطلع شروع می شود:ای خرم سان دیده بیا خرممان باش،رخ را توبیارا شب وروزم رمضان باش.وبااین بیت پایان می یابد:ای حضرت باری لب ما پر زشکر کن،قاضی!ره ایزد زن وسرمش جهان باش.ودرواقع ازنظر وزن ودرون مایه حافظ گونه سروده شده است.والسلام
امین افشار در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴۱:
اگر مرا تو ندانی... بپرس از شب تاری
شبست محرم عاشق، گواه... ناله و زاری
چه جای شب؟؟ که هزاران نشانه دارد عاشق...
کمینه... اشک و رخ زرد و لاغری و نزاری
چو ابر... ساعت گریه، چو کوه... وقت تحمل
چو آب... سجده کنان و چو خاک... راه به خواری
ولیک این همه محنت، به گرد باغ... چو خاری
درون باغ... گلستان و یار و چشمه جاری
چو بگذری تو ز دیوار باغ و در چمن آیی
زبانِ شکر گزاری، سجودِ شکر بیاری
که شکر و حمد... خدا را!! که برد جور خزان را!!!
شکفته گشت زمین و... بهار کرد بهاری
هزار شاخ برهنه... قرین حله گل شد
هزار خار مغیلان... رهیده گشت ز خاری
حلاوت غم معشوق را... چه داند عاقل؟
چو جوله ست نداند، طریق جنگ و سواری
برادر و پدر و مادر تو... عشاقند
که جمله یک شدهاند و سرشتهاند ز یاری
نمک شود... چو درافتد هزار تن... به نمکدان
دوی نماند در تن، چه مرغزی چه بخاری
مکش عنان سخن را، به کودنی ملولان
تو تشنگان مُلک بین، به وقت حرف گزاری
شهروز در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹:
سلام بر شیخ همیشه زنده
سعدی علیه رحمه
بزرگ مرد تاریخ ادبیات ایران کهن
عاشق شعر های سعدی م
سالهاست سالها
این غزل را در البوم "در خیال " از استاد شجریان گوش بدهید حتما به غیر خدا دیگر توجه نمی کنید
باور کنید
خدایا
هادی صفری اقدم در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۴ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۱:
حاشیه نوشتن که سخت نیست، بیایین من بنویسم: حاشیه حاشیه حاشیه
هاشیه هاشیه هاشیه
هادی صفری اقدم در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۳ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۱:
حاشیه
دکتر غلامعلی حامدبرقی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳:
fبا عرض سلام و احترام در مصرع دوّم بیت ششم بجای کلمۀ تیر ، تیره تایپ شده است .قوّت پرواز چون تیر از کمان داریم ما
دکتر غلامعلی حامدبرقی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳:
با سلام واحترام در مصرع دوّم بیت ششم کلمۀ تیر تیره تایپ شده است : قوّت پرواز چون تیر از کمان داریم ما
زهره نامدار در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۳۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۲۹ - نشستن بهرام روز سهشنبه در گنبد سرخ و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم چهارم:
در بیت:در تمنای آن حدیث گزاف
سر نهادند مرم از اطراف، کلمۀ مردم، مرم آمده.
در ین در نشان دهد که کدام
.کلمۀ دری
بهمن هاشمی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۱ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:
به نظر من بزرگان با آگاهی کامل نسبت به مسائل شریعت و در جهت باز شدن دید انسان ها نسبت به زندگی و نسبت به انسان های دیگر و اینکه تصور نکنند هرکه جز آنهاست گمراه و خود در راهند و اینکه هدف از خلقت انسان معرفت به دوست بوده و در این راه انسانیت شرط اول و امانت خداوند است ، گفتارهای مختلف در قالب شعر و یا متون دیگر بیان میکنند و معمولا در قالب متون عرفانی ( البته نباید دچار اشتباه شد و متون عرفانی را جدا از شریعت و یا آداب دینی دانست بلکه شیوه ای لطیف و بردل نشین و روحانی در راه خداپرستی و دوست شناسی می باشد ) بوده است.به نظر من نظر جناب هاتف از این ترجیح بند احترام به انسان های دیگراندیش و دانستن این موضوع که انسان های دیگر در راه های دیگر نیز می توانند با خلوص نیت به دوست راه یابند و از نفسانیت و وساوس شیطانی در امان باشند همانگونه که قرآن از زبان شیطان می گوید " به عزت و جلال تو قسم که خلق را تمام گمراه خواهم کرد - مگر آن دسته از بندگانت که دل از غیر بریدند و برای تو خالص شدند "
احمد در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۷۰:
اصلاحیه 2:
هم کشته شود در آخر از خنجر عشق
امین در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰:
بسیار زیبا
ناشناس در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۸۴ - شاهد و شمع:
عبدلی مرد
بشارتی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۵:
بی ارتباط نیست:
از کنار من افسرده تنها تو مرو
دیگران گر همه رفتند خدا را تو مرو
اشک اگر می چکد از دیده تو در دیده بمان
موج اگر می رود ای گوهر دریا تو مرو
ای نسیم از بر این شمع مکش دامن ناز
قصه ها مانده من سوخته را با تو مرو
ای قرار دل طوفانی بی ساحل من
بهر آرامش این خاطر شیدا تو مرو
سایه ی بخت منی از سر من پای مکش
به تو شاد است دل خسته خدا را تو مرو
ای بهشت نگهت مایه ی الهام سرشک
از کنار من افسرده ی تنها تو مرو
پویا در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷: