گنجور

حاشیه‌ها

حجت در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۸ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در مدح پادشاه دکن گفته:

چو پادشاهی اقلیم صورت و معنی
زیاده دید از ایشان بمیر میران داد
غیاث ملت و دین کافتاب دولت او
ز خاک یزد ضیا تا به عرش یزدان داد
سمی والد سامی محمد عربی
که داد رونق دین و رواج ایمان داد
این قصیده در مدح میر میران یزدی، حاکم یزد که سیدی معروف از نسل شاه نعمت الله ولی است بوده است. در خود قصیده هم معلومه. نه شاه دکن!!!!!!!!!

جهانگیر در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱:

با درود لطفا اصلاخ بفرمایید:
به درویش بخشیم بسیار چیز
ز دارنده چیزی نخواهیم نیز
چو اسکندر این نیکوییها بگفت
دل پادشا گشت با داد جفت

جهانگیر در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۲ - در نعت نبی علیه السلام:

لطفا اصلاح کنید:
بدو داد دادار پیغام خویش
بپیوست با نام او نام خویش

حجت در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۸ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۲ - دوازده بند در مرثیهٔ شاهنشاه مغفور شاه طهماسب صفوی انارالله برهانه:

شاه جنت بزم رضوان حاجب غفران پناه
سدرهٔ ماوای معلی آشیان طهماسب شاه
اصل مساله شاه و رعیت چیز خوبی نیست و شاه ها غالبا پفیوز بودن. ولی من واقعا شیفته شاه طهماسبم. کسی که 54 سال حکومت داری کردو نه تنها کشوری آشفته و تازه تغییر مذهب داده و در معرض حمله 3 دولت با رویکرد مذهبی مخالف (عثمانی، اوزبک، گورکانی) را توانست با شجاعت و درایت و خرد شخصی خود حفظ کند، بلکه عصر او به درخشان ترین عصر هنری و فرهنگی و مذهبی ایران تبدیل شد.

ﻓﺎﻃﻤﻪ در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۵۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۵ - این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سروده‌ام:

ﺑﺎﺑﺎ ﺭﻓﺘﻲ و ﺩﺧﺘﺮ 14 ﺳﺎﻟﺘﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﺬاﺷﺘﻲ اﻭﻧﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﺪاﺣﺎﻓﻆﻲ

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:

بیت اخرش فوق العاده ست
به قول خود حافظ در جایی دیگه
غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد

نوری سیدی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۶ - این قطعه را برای سنگ مزار خودم سروده‌ام:

خداوند بیامرزدش.بانو عالی سروده،واقعیتها همین است وبس.کلام واقعی کلام نورالهی است،مرگ برای همه یکی است،پاسخ تمام مشکلات درخداوند نهفته است...این سروده را دوران دبیرستان دبیرادبیاتم بسیارتعریف کرده بود که ازآن به بعدجویای آن بودم،باخط درشت وزیبا این شعررانوشتم وبه چند نفر وچندمکان هدیه دادم.عالـــــی بود.....

سمیع در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱:

جنون هم جهدها باید که دامانش به چنگ افتد دری صد پیرهن تا پیکر عریان شود پیدا

aydinsaheli در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۰۲ دربارهٔ قاآنی » مثنوی شمارهٔ ۱:

اشتباه نوشتاری :
ﮐﺴﯽ "حز" ﺣﺴﯿﻦ ﺍﻫﻞ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺩ ﻧﯿﺴﺖ
صحیح:
جز

aydinsaheli در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ قاآنی » مثنوی شمارهٔ ۱:

شعر اول با این بیت پایان می یابد:
ﻧﻪ ﻫﺮﮐﺲ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻮﺩ ﻧﺎﻡ ﻧﯿﮏ
ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﯿﮏ
و آنچه در ادامه آمده شعر دیگری است:
ﺑﺎﻧﻮﯼ ﺷﻪ ﻗﺒﻠﻪٔ ﺍﻫﻞ ﺣﺮﻡ
ﮔﻠﺒﻦ ﺭﺿﻮﺍﻥ ﮔﻞ ﺑﺎﻍ ﺍﺭﻡ...

مهدی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

سلام به همه دوستان
اول از نظر آقای بهروز تشکر می کنم من تابحال این تحلیل رو نشنیده بودم و برای من دلنشین بود ممنونم بهروز جان
دوم اینکه در مورد این غزل یه نقل قول عرض میکنم امیدوارم که بسنده باشه.
از آقای سهیل محمودی شنیدم(مجری محترم رادیو) که سال 62 (امیدوارم سالش رو من درست گفته باشم) در همایش حافظ شناسی که با حضور اساتید بزرگ و حافظ شناسان فرهیخته برگزار شده بود در مورد این غزل بحث شد و تقریبا اکثر بزرگان شعر و ادب و حافظ شناسان اتفاق نظر داشتند که این غزل در وصف حضرت سید الشهدا می باشد.
من چیزی دیگه اضافه نمیکنم فقط امیدوارم لااقل خودمون رو در تحلیل شعر از این بزرگان جلوتر نبینیم
حق یارتون دوستان

کامران فتاحی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰:

بیت اول این شعر آورده نشده است :
ماییم و شب تار و غم یار و دگر هیچ
صبرکم و بی تابی بسیار و دگر هیچ
در بیت دوم نیز ترتیب مصرع ها جابجاست :
ماییم و لبالب شدن از یار و دگر هیچ
منصور ان الحق زدن از دار و دگر هیچ
در بیت سوم مصرع اول چنین است :
گر راه به مرهمکده ی عشق بیابی
بیت پنجم در این غزل چنین است :
در حشر چو پرسند که سرمایه چه داری ؟
گویم که غم یار و غم یار و دگر هیچ
در مصرع اول بیت آخر :
عرفی به غلط شهره شهرست ببینید
صحیح است .

خالدی ف در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۸:

ترحم بر پلنگ تیز دندان ستمکاری بود بر گوسفندان

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۱۸:

کنون نه آن فرمانروایان اند و نه آن فرمانبرداران. آنچه منفعت بود آن کند.

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۰ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۵ - آرمان شاعر:

وین سرپوش سیاه بختی

مرتضی قمشه ای در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۷:

ضرورت ندارد که نقاش ازل را در شرح همه ابیات این غزل دخالت مستقیم دهیم. مولانا در ابتدای غزل از جان عاشق صحبت می کند نه از نقاش ازل. بنا بر این فاعل ابیات ابتدایی غزل همان جان عاشق است (یعنی جان انسان عاشق). مولانا در ابتدای غزل قصد دارد که ما را متوجه توانایی های انسان کند نه توانایی های خداوند. خداوند قادر متعال است و این را همه میدانند. مطلبی که یاید یاد آوری شود توانایی های انسان است. مولانا می خواهد بگوید که اگر انسان عاشق شود می تواند آدم و آدمیت را متحول کند. مولانا خود از آن دسته انسانهای عاشق است که توانسته است ادمیت را متحول کند. خلاصه مطلب آنکه شعر مولانا بیشتر انسان محور است تا خدا محور. مولانا که انسانی خاکیست خدا را در خاک جستجو می کند. انسان محل تجلی خداوند در عالم خاک است از آنجهت که خدا روحش را در خاک آدمی دمیده است . یعنی: بیرون ز شما نیست - شمایید - شمایید.

داریوش ابونصری در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۵۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۳ - سخن دقیقی:

یکی سرو آزاده بود از بهشت
به پیش در آذر آن را بکشت
این بیت به اینگونه باید باشد:
یکی سرو آزاده بود از بهشت
به پیشِ درِ آذر اندر بکشت
آذر اندر یعنی چیزی که در آن آتش است و یعنی آتشکده اگر آنطور که نوشته شده آنرا بخوانیم "به پیشِ درِ آذر" معنایی ندارد.

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۴۱ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸:

دو لغت در پهلوی هست که در ریختار عربی ( ن ) بر سر آن افزوده شده است یکی شاد و دیگری خوت ( خود به دری امروز ) در عربی نشاط و نخوت شده اند و نشاط به معنای شادی و فعالیت است و نخوت به معنای خودی کردن و منی کردن . در باره ی ( نتیجه ) هم گروهی بر این باورند که با کارواژه ی تزیدن در پهلوی همبستگی دارد .نخوت را بهرام فره وشی نوشته است و نتیجه را محمد مقدم .

وفا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۰:

بخشی از این غزال توسط هنگامه اخوان به زیبایی اجرا شده است با عنوان "باز آمدم"
پیوند به وبگاه بیرونی

امین در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳۴:

بنام شایان
سلام
بآختگان قلمه ی جان
کآنچه شـده شایدست و کِشتن دان ، بایـد
باری ، نقــد و قـواره ی ماست . . . ورای دل اغیار
بروال یار

۱
۴۷۰۲
۴۷۰۳
۴۷۰۴
۴۷۰۵
۴۷۰۶
۵۷۱۰