مژگان در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
دوست عزیز راهنما چطور میگویید محسن چاوشی حتی یک بیت از معنا را نفهمیده؟؟؟ آیا شما البوم من خود سیزدهم ایشان را شنیده اید؟ اگر توجه کنید به شعرهای این البوم که از اشعار قدیم و کلاسیک هستند میبینید که ایشان کاملا با شعرهای کلاسیک ازتباط برقرار کرده اند و کاملا معنای شعر را میدانند چون بقدری خواندن این شعرها سخت است که تا ما نتوانیم معنای انرا بفهمیم امکان نداره رو خوانی آنرا درست بخوانیم اساتید ادبیات فارسی از شیوه درست خواندن ایشان بسیار تعریف کرده اند.که این به فهم اشعار برمیگزده.شما شنلخت درستی از ایشان ندارید که اینگونه میگویید.این که در شادی مردم شریک بشیم اون هم با اشعار قدیمی چه اشکالی میتونه داشته باشه؟؟؟؟ من خودم توسط چاوشی با بسیاری از اشعار مولانا آشنا شدم و بسبار علاقه مند شدم و بسیاری از شعرهای دیگرش را هم با شوق و ذوق خوانده ام .از محسن چاوشی بسیار سپاسگزارن که نرا با مولانا شاعر بزرگ فارسی زبان بیشتر آشنا کرد.
عشق ِ صائب در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷۹:
بیت سوم در دیوان صائب:
کند به حرف درستی شکسته ما را
کسی که توبه ما را به یک اشاره شکست
سید علی اصغر سجادی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷:
زنده یاد استاد ایرج بسطامی در آلبوم بداهه خوانی و بداهه نوازی در ابتدای امر این غزل را با صدای محشر خود بصورت آواز در مایه پیش درآمد اصفهان اجرا کردند.
حمید شیروانی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۵۷ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
سلام ؛عرفا منبعی بغیر از وحی و کلام خداوند متعال و ارشادات معصومین علیهم السلام ندارند. در اینجا نیز سنائی (ره) توصیفات خداوندی از خود را بصورتی کاملا زیبا و بلیغ بیان نموده است. درخواست دوری از دوزخ یکی از هزاران فرازی است که در قرآن کریم به سالک راه حق آموزش داده میشود.
امین کیخا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۳ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴:
خدمت به پارسی زاو zaw می شود که در نام زواره برادر رستم هست .یعنی فردوسی ناگفته زواره را با گزینش نامش سیاه کرده است و خدمتکار و ندیمش خوانده است . زاو گویا شکاف هم هست ولی بهتر است به کار نرود چون برای خدمت در تنگنا هستیم .
زاویدن / to serve
زاور / servant
زاویر / service provider in internet technology
امین کیخا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۰۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳:
از خوی باید به دو کارواژه ی خویستن و خوییدن هم نگاهی بیندازیم . برای نمونه خویسته معنای معتاد را می دهد . خویکار را هم داریم . از آنجایی که خوی به معنای عرق را هم داریم که در بلوچی هم کاربری دارد و با hydrous لاتین همریشه است بهتر است که خویستن را برای خوی به معنای خلق و خوییدن را برای تعریق بگذاریم .
ابوذر در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۳۱:
سلام دوستان واژه ی دستوری ب معنی اجازه هم هست
امین کیخا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۵۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۲۴:
چک پارسی است و پیشتر به ثبت رسیده است . به لری به معنای نقد است با فتحه روی چ و بسیاری که از چک هیچ نمی دانند و در کهنسالی شان آنها را دیدم چک را برای نقد بکار می بردند . در کتابی هم دیده بودم که نوشته بود چکه بوده است یعنی یک ه در پایان داشته است در پارسی های کهنتر ولی من در مکنزی و فرهوشی ندیده ام این لغت را و پاک فراموشیده ام که کجا دیده ام این واژه را .
عبدالغفار در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸۹:
فرد 5 مصرع دوم باید چنین باشد :
زگرد ماست اگر دامنت گرفت شکن
ناشناس در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
به پای آبله رفتن ....
م ح در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:
باسلام خدمت شما من در رابطه با نظر آقا یا خانم م ب می گویم شما چرا نمی روید و زندگانی حافظ را بخوانید ؟ اگر او مسلمان نبوده پس چرا قرآن میخوانده و آن را حفظ بوده است؟ مگر خودتان که احتمالا مسلمانی می روی کتاب مثقدس انجیل یا تورات را بخوانی و آن را حفظ کنی ؟
محسن کسایی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۹ - خواستن موبد شهرو را و عهد بستن شهرو با موبد:
سلام،
در بیت 18 :
ندیدی (تو) مرا روز جوانی
میان کام و ناز و شادمانی
در بیت 20 :
ز عمر (خویش) بودم (در) بهاران
چو شاخ سرخ بید از جویباران
در بیت 26 :
زمانه زرد گل بر روی من (ریخت)
همان مشکم به کافور اندر آمیخت
در بیت 46 :
(به) شوهر بود شهر را یکی شاه
بزرگ و نامور از (کشور) (ماه)
در بیت 47 :
(شده) پیر و بفسرده ورا تن
به نام نیکیش خواندند (قارن)
در بیت 48 :
چو با جفت عنین خویش پیوست
چو شاخ خشک گشته سرو او (پست)
مهدی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۱۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴ - یاران دغل:
به نظر می رسد این شعر در پاسخ به انتقاداتی باشد که بر شعر دیگری از شهریار وارد شده است....
در آن شعر با این مطلع
امشب از دولت می دفع ملالی کردیم
این هم از عمر شبی بود که حالی کردیم
در انتها چنین نقل می شود که
شهریار غزلم خوانده غزالی وحشی
بد نشد با غزلی صید غزالی کردیم
این غزل در این مجموعه به شماره 94 ثبت گردیده است
مهدی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵:
بیت پنجم، به آیه ی 7 سوره ی نمل تلمیح دارد:
«إذْ قالَ مُوسی لِأَهْلِهِ إِنِّی آنَسْتُ ناراً سَآتِیکُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ آتِیکُمْ بِشِهابٍ قَبَسٍ»
و نیز به آیه ی 10 سوره ی طه:
«إذ رأی ناراً فقالَ لِأَهْلِهِ امکُثوا إنّی آنَستُ ناراً لَعَلّی آتیکُم مِنها بِقَبَسٍ أو أجِد علی النّارِ هُدًی»
که مربوط به ماجرای موسی قبل از ورود به مصر و آغاز نبوت اوست.
اما «لمع البرق من الطور» (درخشیدن برق در کوه طور) در ابتدای بیت پنجم، مربوط به ماجرای درخت شعله ور نیست، بلکه مربوط به ماجرای میقات موسی و خداوند، پس از خروج از مصر، در کوه طور است که موسی طالب دیدار خداوند بود و در پاسخش، برقی درخشید و کوه را متلاشی کرد.
سندباد در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱۵:
وزن عروضی، مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن هست. مفتعلن مفاعلن اشتباه است.
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
اردبیلی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۲۴:
بقیصر سپارد همه یک بیک
ازین پس نوشته فرستیم و چک
نتیجه میگیریم چک واژه ای اصیل پارسی است
امین در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹ - گل پشت و رو ندارد:
چندی پیش این شعر را از رادیو پیام شنیدم کسی اسم خواننده اش رو میدونه؟
خیلی آهنگ و ریتم قشنگی داره
حسین ملیحی شجاع در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند:
لاتکلفنی فانی فی الفنا
کلت افهامی فلا احصی ثنا
کل شیء قاله غیرالمفیق
ان تکلف او تصلف لا یلیق
معنی کلمه به کلمه به در خواست غلام عزیز: لا تکلفنی بر من تکلیفی وا مگزار
فانی فی الفنا : من در فنا و نیستی هستم
کلت افهامی: چیزی نمی فهمم
فلا احصی ثنا:احصی از احصا و بر شمردن میاید نمی توانم ثنای او را برشمارم
کل شیء: همه چیز ء قاله غیرالمفیق: مفیق از افاقه ریشه میگیرد همه اشیا گفتاری غر مفید دارند
تکلف به زحمت افتادن وتصلف لاف زدن
لا یلیق : لایق نیستند
ناشناس در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
سلام
بنده فکر میکنم، منظور از خر، نفس است. خر بنده ام یعنی بنده ی نفس هستم.
باز خر ما را ازین نفس پلید / کاردش تا استخوان ما رسید
شیخ محمد معین آذر در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۹: