گنجور

حاشیه‌ها

بهنام در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت می‌راند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر می‌کرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بی‌کدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوم‌اند ملعون نه‌اند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب:

ضمن احترام به نظرات دوستان، در مورد این بحث نکات زیر به نظر من می رسد:
• مقایسه ی قرآن و شیوه رفتارهای ائمه با نوشته های سایر افراد خواه عارف، خواه فیلسوف، صحیح نیست. کتب آسمانی مانند قرآن، متصل به خدا هستند و الزامی ندارد سایر کتابها نیز بر همان شیوه نوشته شوند. جهت توضیح مشکلات لازم است برخی کتب مانند کتابهای پزشکی، روانشناسی و در حوزه دین نیز توضیح المسایل ها بی پرده به مسایل جنسی بپردازند. این امر را نیز نمی توان محدود به قشرهای خاص نمود، حتی اگر یک نویسنده رمان لازم بداند که جهت ارایه مفاهیم مورد نظرش از واژه های جنسی استفاده نماید، حداقل نباید مورد شماتت قرار گیرد.
• با وجود تفاوت جایگاه قرآن با سایر کتب، در آن کلماتی مستقیم و بی پرده مانند پوشاندن فروج و گاه داستانهایی مانند داستان لوط که در جهت منع رفتارهای اشتباه جنسی است نیز وجود دارد.
• به نظر من این شعر پورنونگاری یا هرزه نگاری نیست و تنها ذکر کلیات (و نه جزییات) یک داستان و آن هم به جهت رسیدن به نتیجه گیری مورد نظر شاعر است. در پورنونگاری ها جزییات فراوانی از اندام، حالات، رفتارها و . . . ارایه می گردد تا باعث جذب مخاطب گردد که در این داستان چنین نیست. در این نوع نوشته ها به دلیل بالابردن کشش داستان، بیش از اشاره به اندامها یا حالتهای جنس مرد، به زن پرداخته می شود، اما در این شعر اشاره مستقیم بکار رفته به اندام جنس نر و فعل هایی که نمایانگر عمل آمیزش است، می باشد.
• اصطلاحات نامناسب: ظاهرا اصطلاحات بکار رفته در این شعر برای دوره ما مناسب نیست. در غیر این صورت مردم آن دوره مولوی را طرد می نمودند. طبیعتا مردم آن زمان بسیار مقید بوده و تمایل نداشتند که فرزندانشان پورنونگاری خوانده و از شیوه زندگی سالم فاصله بگیرند. به نظرم در دوره ما به دلایل مختلف از جمله به جهت کاهش بار معنایی کلماتی که آنها را نامناسب فرض می نماییم، شروع به استفاده از کلمات دیگری نموده ایم (ضمن عذر خواهی مانند باسن، آلت، سرطان سینه به جای اصطلاح صحیح سرطان پستان و ...). یکی از علل راحت تر به کار بردن این کلمات جایگزین، مصرف کمتر آنها و در نتیجه بار وقیحانه کمتر آنها از دید ماست. طبیعتا بکاربردن معادل خارجی برخی کلمات (مثلا سکس انگلیسی یا آلت عربی و ...) و بعضا ترجمه معادل خارجی برخی کلمات (مثل رابطه که ترجمه relation می باشد) نیز همین گونه است. حال اگر چنین معادل سازی هایی که البته ایرادی نیز به آن وارد نیست وجود نداشت، مثلا در هنگام مراجعه به پزشک به جای پرسیدن از شرایط رابطه جنسی از شرایط سپوختن یا گان یا هر اصطلاح دیگری که رایج باشد، پرسیده می شد. آیا پزشک خود را نیز باید مانند مولوی شماتت کنیم.

مهدی سعدیخانی در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

من واقعا متحیرم از اینکه حضرت حافظ جه زیبا خدا را نشان داده و او را وصف میکند. خدایش بیامرزد.

Mujaheed Tatar در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۲:

شعر سوم جزء دوم
نقد چندین گنج در کنج ردایم بسته است

دخو نادری در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۱۸ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۸۷ -صفت اعمال بصره:

یعنی چی کشتی غرق کنن که رود خونه میگیره ! ولی مثل اینکه اینجا کشتی غرق کردن که راه رودخانه باز شه ؟

دخو نادری در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۸ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۷۷ - خوراک مردمان لحسا:

نمی شه گفت این قرمطیان بازمانده های زرتشت بودن چون زرتشتی ها اینچنان گوشت نمی خوردند !

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲:

ناشناس آشنا، یکی از بیت های گم شده این غزل از صبر می گوید
صبر و ظفر هردو دوستان قدیمند
بر اثر صبر نوبت ظفر آید.
شکیبا با شید.

Mazdak در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۴۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۸:

دور میدانم که این چامه بدینگونه از خیام باشد . بیت نخست قافیه ندارد ( گذران ردیف است چون دو بار تکرار شده، گرچه در دو جایگاه دستوری گوناگون : زاب و فرمان)

بی ستاره در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸:

درود بر ایران مهرورزان.در شرح بر بیت تخلص،توهم حجاب از کجا ناشی شده است؟انچه از قراین ابیات پیشین و از سیاق ذهن و ذووق حافظ بر می اید،باید موجب رنجش و کناره جویی بی مهری و کم لطفی یا بی وفائی و بی صداقتی دلبران و ماهرویان باشد که در باغ عشقشان گیاه مهر و وفا و صدق کمتر می روید.

مَصی در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۷ دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۴۱ - نوای طاهره:

این شعر برای طاهره قره العینه. بهایی ستیزها بیخود وقتشون رو تلف نکنن و بحر طویل ننویسن...

کیوان در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

از شعر برداشتهای متفاوتی می شود. من هم به نوبه ی خودم فکر نکنم منظور حسین و یا کسی دیگه ای باشه. و اینکه حضرت حافظ بر درگاه الهی ارادت داره بر هیچ کس پوشیده نیست قرآن هم کلامی از سوی خداست حالا ربطش به ائمه چیه من نمیدونم من خودم شخصا ائمه رو خدا نمیدونم ولی بعضی از دوستان مثل اینکه برعکس شده خدا رو ول کردن چسبیدن به بنده خدا متاسفانه
بی دین هم به معنای مطلق این نیست که شخص خداناشناس باشه مگه خداشناسی فقط از راه دین میشه برادران عزیز؟ یا مگه فقط اسلام انسان رو به خدا میرسونه؟ داستان موسی و شبان رو بیاد بیارید
با این درگیری ها فقط فضای ادبی مسموم میشه
موفق باشید

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۰۹ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰:

ساقی / سرده ( مولانا ) / چمانی ( ابوالقاسم پرتو در شورخدا )

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۰۱ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:

زار برابر ضعیف و خوار است وقتی که بدانیم نی به پهلوی معنای پایین میدهد آن وقت می بینیم که نزار و نژند چقدر زیبا هستند .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۵۸ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:

دارمگی هم یعنی نازکی برابر delicacy

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:

مالش یعنی تنبیه
پیشمال و پسمال هم معناهای دادگاهی داشته اند که امروز کمرنگ شده است

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:

اگر پادافره به معنای کیفر باشد شاید آفرهیدن را بشود برای جنایت گذاشت به این ترتیب از بزیدن و گناهیدن جدا باشد

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۵۳ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱:

درد سر در پارسی درست برابر کَس - تت در فرانسه است یعنی دردسر را فرانسوی ها سرشکن می گویند

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۵۱ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰:

حدیث به عربی جز معنی ای که ما به کار می بریم به معنای جوان هم هست . به فارسی حدیث که گفته پیامبر باشد را سروا می گفته اند .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۳۸ - قاهره:

کنستانتیپول منظورش بوده یعنی همان استامبول امروزی که از راه آب به شمال افریکا می پیوندد .حکیم دانا بوده است و دو سخنی در میان گفته هایش نیست .

نوشا در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۵ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۴۴ - امتحان کردن شیرین فرهاد را در عشق:

بسیار عالی .... لطفا بگویید مصرع دوم این بیت یعنی چه ؟
یکی از تیشه تاج غم به سرداشت
یکی پهلو دریده از پسر داشت

زهرا در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۱ دربارهٔ رهی معیری » منظومه‌ها » خلقت زن:

اقا امیر اگر زن نبود هیچ گاه مردی نیز وجود نداشت پس حرفتان رااصلاح کنید

۱
۴۶۶۶
۴۶۶۷
۴۶۶۸
۴۶۶۹
۴۶۷۰
۵۷۱۰