نجلا ابراهیمی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸ - در شکایت از حبس و بند و مدح عظیم الروم عز الدوله قیصر:
به نظر بنده ناقوس در گذشته به زنگی گفته می شد که در دست راهبان و کشیشان مسیحی بوده و به نوعی زنگ اخبار به شمار می رفت و بعدها این زنگ بدین شکل امروزی استفاده شد؛ با این توصیف، بوسیدن این ناقوس خیلی امری بعیدی نبوده است.
دخو نادری در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۶ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۴۱ - قیروان، سلجماسه و اندلس:
سقلیه سیسیل است(دهخدا)
دخو نادری در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۴۳ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۳۸ - قاهره:
منظورش از قسطنطنیه کجاست ! و اینکه با کشتی تا خود قاهره اومدن ! که البته زمان زیاد باید ببره
دخو نادری در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۷ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۳۶ - بازگشت به بیت المقدس:
عزیز مصر عجب ادمی خری بوده ... زده کلیسا رو خراب کرده ... همین کارارو کرده سد سال بعد زدن همه رو کشتن ...
دخو نادری در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۲ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۳۵ - سفر به حجاز:
مثل این که طرف با مکه حال نکرده ! زود اومده دستشو زده و برگشته و یک خط تو سفرنامه اش نوشته ! بیشتر عشق بیت المقدس بوده ...
محسن خادمی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۱۳:
لطفاً مصرع آخر اصلاح شود:
مؤمن شد و خلق کافرش می خوانند
دخو نادری در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۳۲ - بیت المقدس:
٬صدا از آن جا برمی آید. من آن جا شدم اما چیزی نشنیدم.٬ نشون میده انسان پرسشگری بوده ...
میاحیان در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدیدکنندگان را:
هرکس مرا بشاخت عاشقم شد هرکه عاشقم گردید عاشقش شدم و هرکه راعاشق شدم او را کشتم و خود خون بهایش هستم . آب آن کوزه که جوی شد را تکلیفی جز به کان انالیه راجعون چیز دیگری است؟آیا جز خدای ، الله. تبارک و تعالی که از روح جاودان خود بر کالبد خاکیم دمید به جز جاودانگی ، در هر دو شکل پاداش و جزا . پیام دیگری برایمان به ارمغان گذاشته است؟ . اصل ما جاودانگی شده است از نفخت من نفسی است . آلوده اش نکنیم چرا که جاودانه ایم .آمین یا رب العالمین.
arabi.۱۸ در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ شیخ بهایی » نان و حلوا » بخش ۱۳ - علی سبیل التمثیل:
در بیت آخر به نظر "سنگِ رو" صحیح است و نه " سنگ و رو"
سنگِ رو سنگی است که در نمای ساختمان بکار میرود
فرّخ در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۵۹:
لطفا مصراع دوم بیت 5 تصحیح گردد:
که لال را ز ده انگشت ترجمان باشد
دخو نادری در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۲۹ - حیفا:
منظورش از ریگ مکی چیه ؟ و کلا منظور از این جمله زرگران عجم چیه ؟ کسی میدونه این تماسیح و کنیسه کجاست ؟
دخو نادری در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۲۷ - زیارت قبور انبیای بنی اسرائیل:
به نظر میرسه نوشته ها اسلامی ذوالکفل را پیامبر بنی اسراییل می دانند و نوشته های یهودی او را پیامبر مسلمانان ! ولی در هر صورت من نتوانستم روی نقشه مقربه این پیامبر را پیدا کنم. همچنین در مورد هود پیامبر. ولی به نگر میرسد که آرامگاه شعیب امروزه در نزدیکی nir eliyahu قرار گرفته. (البته اگر این آرامگاه همانی باشد که ناصر خسرو بازدید کرده چون آرامگاه های بعدی که دیده در شمال و شرق قرار گرفته (یه جورایی یعنی دنده عقب زده). با توجه به مسیری که رفته و روایات آن زمان و باور درزی ها آرامگاه شعیب در kfar zeitim است. اربل هم همان Arbel است در نقشه گوگل به دنبال Arbel Ancient Synagogue بگردید.
Shmuel Ben Shimshon in 1210
هم 100 سال بعد که به این ناحیه رفته اشاره داشته که ..
“…And we went up to the Arbel and there is a big synagogue built by Nitai the Arbelite.” Some say that the graves of Jacob’s children - Dan, Levi, and Shimon and Adam’s son Seth can be found here”.
reference: پیوند به وبگاه بیرونی
و نگر از آن دریا هم Tiberias است ...که آرامگاه مادر موسی در Maimonides است. خلاصه از دوستان کسی از آرامگاه هود و ذوالکفل نشانی پیدا کرد به ما هم بگوید.
مبتدی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
؛؛؛فرهاد: چون مثنوی به معنا بسی والاتر از قرآن است؛؛؛
فرهاد جان؛ پسر بابا؛ نازنین؛ آیا معنی قرآن به به تمامی دریافته ای و تفسیر مثنوی را پشت سر گذاشته ای که در این جایگاه نشسته و چنین فتوا می دهی ایراد بر این و آن می گیری؟
مبتدی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او:
جدول نماد شناسی داستان:
شاه=1- سالک 2- روح 3- عشق 4- مسلم 5- فرا من یا فرا خود
کنیزک= 1- نفس 2- نفس 3-مولانا 4- دین 5- من یا خود
طبیبان دربار= 1- عقل گرایان 2- عقل جزئی 3- درس مدرسه 4- دینا محوران 5- روان مشعر
طبیب الهی= 1- پیر- ولی - عقل کلی 2- عشق 3- شمس تبریزی 4- پیامبر 5- روان نامشعر یا الهام یا دریافت غیر حسی و عقلی
زرگر= 1- تعلقات درونی 2- تن 3- علوم دنیایی 4- کجروی در دین 5- نهاد
مبتدی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان:
مولانا در این حکایت شیرین ضمن محکوم کردن قیاس می خواهد نکات عرفانی خاصی را بشرح زیر متذکر شود.
1) طوطی : (3) نماد مقلدانی که سخن اولیا الهی را تکرار می کنند بدون آنکه حقیقت آن را دریابند. (تاجدینی ، 1382؛ 656-654 )
گفت را آموخت زان مرد هنر
لیک از معنی و سرّش بی خبر
از بشر بگفت منطق یک به یک
از بشر جز این چه داند طوطیک
هم چنان در آینه جسم ولی
خویش را بیند مرید ممثلی
از پس آینه عقل کل را
کی ببیند وقت گفت ماجرا (مثنوی دفتر پنجم بیت های 8و35،14)
2) بقال : کنایه از مراد و راهنمایی سالک الی الله است.
3) روغن گل: کنایه است از مبانی و ارزش های طریقت
4) موهایی که از سر طوطی می ریزد: کنایه است از حیثیت و ارزش ظاهری مرید که قرآن از آن به عنوان ریش یاد می کند و می فرماید:
یا بنی آدم قد انزلنا علیکم لباساً یواری سوآتکم و ریشاً
ای فرزند آدم، لباسی برای شما فرو فروستادیم که اندام شما را می پوشاند و مایه ریش و زینت شماست (سید حسین حق شناس، 1384 ؛27 )
جسین شطی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:
سلام
وزن اشتباه میباشد
وزن صحیح:
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
شهاب در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۹:
سلام یه سوال داشتم اگه ممکنه راهنمایی بفرمایید:
در بیت یکی مانده به اخر که گفته شده:
تازیان را غم احوال گران باران نیست
پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم
چون در مصرع اول تازیان امده پس احتمالا باید به قرینه همان طور اقارضا هم فرمودن پارسیان می امده. اما همانطور که مشاهده میکنیم پارسایان امده.
حالا سوال من این که ایا ممکن بوده حضرت حافظ در دیگر ابیات هم اگر کلمه ی پارسایان را اورده منظورش پارسیان بوده نه انسان های پارسا؟
ممنون
بیات در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱:
بیت ما قبل آخر را اینطور بنویسید:
من از تو روی نپیچم...
رضا در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
از بیت پنجم به بعد مصرع ها جابجا شده است
امیر در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۳۹ دربارهٔ رهی معیری » رباعیها » لعل ناب: