نصراله خرد در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۵۱ - حلقۀ زلف:
سطرسوم مصراع دوم == بوی عطرش بمشمم... = جائی دیده ام
محسن در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۴۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش:
گرو بود سرم:
منظورش اینه که فکرم درگیر اون یاره
کاظم ایاصوفی در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:
بیت چهارم بهتر است تشنه است نوشته شود نه تشنست
محمد هارون صادقی در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۰:
با عرض سلام و تقدیم احترامات الیوم پنجشنبه مورخ 13 حمل سال 1394 خورشیدی غزل مطرح مورد برسی گرفته شد که در مصرع چهارم اشتباهی کتبی محسوس است که چنین تحریر شده است.
عون شمع جنبش مژه ها را رخت برد.
در حالیکه اصل آن چنین است.
چون شمع جنبش مژه ما را زخویش برد
امیدوارم در قسمت تصحیح آن اقدام نموده ممنون سازید.
سیاوش در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:
با احترام
من واقعاً از حاشیه های دوستان چیزی نفهمیدم
مجید در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۶ - در بیان آنک حال خود و مستی خود پنهان باید داشت از جاهلان:
با سلام
به قول دکتر محمد جعفر مصفا تمام بدبختی ما إز دست ًخودً است
ما کرفتار زندان خود ساخته ذهن خود هستیم
ما إنسان های کرفتار هویت فکری هستیم
این أوصاف که خود را با أنها وصف می کنیم تقبلی و جعلی و ذهنی است واقعیت ندا رد و أکر بتو انیم خود را إز شر این أوصاف برهانیم به رهائی خواهیم رسید
خویش را صافی کن إز أوصاف خویش
تا ببینی ذات باک و صاف خویش
تماشاگه راز در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۱۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵:
که در پیرامن شمعش، نیارد بود پروانه
بهرام مشهور در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۴۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۹۶:
جناب جمشید پیمان درست نوشته اند : هم یار طلب کنی و هم سر خواهی ؟ سئوال می کند یعنی هم خدا را می خواهی هم خرما را ؟ این که نمی شود ( آری خواهی ولی میسّر نشود ) در واقع مهتاب خانم آنچه را که شما خود درست نوشته بودید به غلط خود شما را دچارش کرده اند پس هرچه سریع تر همان متن درست خود را جایگزین فرمائید .
بهرام مشهور در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۹۹:
یکی از عالی ترین رباعیات ایرانی را آورده اید ولی با غلطی که در آخرین مصرع آن ، دچارش شده اید ، معنی عمیق فلسفی آن را چیز دیگری کرده اید ! آقایان ! شاعر می گوید کار بزرگی است رسیدن به ایمان ( ولاجرم یقین ) جان کلام شعر در بیت آخر است : تا ایمان کفر نشود یعنی انسانی ایمانش به خدا و دین مثلاً در اثر گرویدن به مادی گرایی یا ماتریالیسم از بین نرود و کفر نشود و این کفر دوباره بعد از دوره ای که به هر علّتی بر او بگذرد ( و برهر کسی یک چنان تحوّلی نخواهد که گذشت) دوباره او به ایمان دوباره به خدا برسد ، آن فرد حقیتاً مسلمان ( در اینجا با ایمان ) نشود پس مصرع آخر را لطف کنید و به این ترتیب درستش کنید : این بنده حقیقتاً مسلمان نشود . ملاحظه می فرمائید میان آنچه شاعر آن را فقط منتسب به خود می داند و یا حد اکثر عده ای روشن اندیش و فیلسوف نظیر خودش ، با آنچه شما به غلط به همه منتسب کرده اید ( یک بنده یعنی هر بنده ای )تفاوت و تناقض وجود دارد آیا به نظر شما همه یعنی همه مردم با ایمانند و بعد کافر می شوند و دوباره مسلمان می گردند ؟؟!! یا فقط کسی یا کسانی نظیر ابوسعید ابی الخیر ؟ پس احساسات را کناری بنهید و از روی خرد ( منطق ) بیت را تصحیح فرمائید با تشکر
بهرام مشهور در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۶:
مصرع دوّم از بیت نخست را اینگونه نیز می نویسند : خوشدار دمی که با طرب می گذرد
بهرام مشهور در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۰۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۷:
در بسیاری از اشعار حکیم عمر خیّام نیشابوری ، سایه ای از آفریننده می بینیم
بهرام مشهور در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴:
این رباعی با همین متنی که گنجور نوشته کاملاً درست است
محمد غافری در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۵۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۷ - انجام شاهنامه: از رنج شصتوپنج تا هفتادویک، یاری دیلمی و قتیب، ستایش محمود و تخم سخن:
ولی به شکل :
از آن پس نمیرم که من زنده ام
که تخم سخن من پراکنده ام
که در همین متن حاضر هم می بینید آمده است.
از لحاظ معنا و محتوی یکی است
سعید در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۴۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او:
درود بر مولانا
Sad Sweetheart در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۵۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸ - مقام انسانی:
سلام
شهر بسبار زیبایی بود
آفرین بر جناب شهریار
بنده ی حقیر یک شعر بسیار بسبار زیبا
و تقریبا با همین وزن را میشناسم آن هم غزل شماره ی بیست و پنج
از حضرت شیخ بهایی لطفا سری هم به این غزل شگفت و بسبار زیبا
بزنید
آرزوی رستگاری
Sad Sweetheart در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳:
سلام. درجواب جناب suri : در بیت آخر این غزل مصرع دو م منظور از تو جناب سعدی است به معنای این که: ای سعدی آنگاه تو دچار اشتباه شده ای که به خود نظر کنی (خودخواهی کنی)
Sad Sweetheart در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳:
سلام. درجواب جناب آقای فرزاد : در بیت آخر این غزل مصرع دو م منظور از تو جناب سعدی است به معنای این که: ای سعدی آنگاه تو دچار اشتباه شده ای که به خود نظر کنی (خودخواهی کنی)
علوی در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۷ - شرح انما المؤمنون اخوة والعلماء کنفس واحدة خاصه اتحاد داود و سلیمان و سایر انبیا علیهمالسلام کی اگر یکی ازیشان را منکر شوی ایمان به هیچ نبی درست نباشد و این علامت اتحادست کی یک خانه از هزاران خانه ویران کنی آن همه ویران شود و یک دیوار قایم نماند کی لانفرق بین احد منهم و العاقل یکفیه الاشارة این خود از اشارت گذشت:
بیت 9 به دو صورت دیگر نیز قرائت شده :
جان گرگ و جان سگ از هم جداست / متحد جان های مردان خداست
مبین در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۸ - حکایت کردن شاپور از شیرین و شبدیز:
اشتباهات زیادی وجود دارد
حسین در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹: