گنجور

حاشیه‌ها

روفیا در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱:

کل غزل گسترده ضرب المثل no pain no gain است .

روفیا در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:

بیت دوم :
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
باشد که از خزانه غیبم دوا کنند
اشاره به ایه
وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ
از سوره الحجر دارد .
تنها خزانه غیب معدن لطف ، زیبایی خوبی ، هنر موسیقی ، طب ، روانشناسی ، تکنولوژی و هر چیزی که فکرش را بکنیم است .
نشانم داده اند اندر خرابات
که التوحید اسقاط الاضافات
البته اسقاط الاضافات به معنای دور ریختن اضافات نیست . بلکه به معنای دور ریختن این فکر است که خزانه دیگری غیر از خزانه او هم در این گیتی وجود دارد .

علی زاهد پور در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۵۵ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در ستایش محمّد شاه :

با سلام
واقعاً دست شما درد نکند که زحمت کشیده اید و این همه دیوان شعر را در سایت گرد آورده اید؛ به ویژه آنکه واقعاً هم کم غلط است.
د پنج بیت مانده به آخر این قصیده، آمده است: «نظم تو آیین ببین ...» که به نظر می رسد صحیح آن چنین است: «نظم نوآیین ببین ...».
با تشکر

آرین نوبخت در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۹:

به نظر بنده شعر راجب به ظهور ناجی عالم می باشد و ظهور مردمانی خدا جو و خدا پرست که با توجه به ایه شریفه زمین را به ارث میبرن قبل از وقوع قیامت.

ابوطالب رحیمی در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶:

در مصرع اول بیت دوم به جای "زمین" واژه "چمن" مناسب تر است و در اکثر دیوان های حافظ هم "چمن" به کار رفته است: "در آن چمن که نسیمی وزد ز طره ی دوست..."
در مصرع "قلندران حقیقت به نیم جو نخرند ..." در خیلی از نسخه ها "قلندران طریقت" یا "روندگان طریقت" نیز استفاده شده است.
بیت زیر نیز در اکثر نسخه ها وجود دارد که در اینجا نوشته نشده است:
نبسته اَند در توبه حالیا برخیز // که توبه وقت گل از عاشقی ز بیکاریست"

روفیا در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱:

سلام دوستان
واژه گفتن به نظر می آید با وازه سانسکریت گاتا و لاتین quotation هم ریشه باشد .
ولی در دیکشنری اتیمولوزی و ویکی پدیا چیزی که این مطلب را تایید کند نیافتم .
اگر کسی منابع کامل تری دارد لطفا مرا بهره مند کند .

میثم در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:

در پاسخ به علی: باده در مسرع اول استعاره از دیدن جمال زیبای حق است که باعث شادی و مستی هوشیارگونه دارد.
در مسرع دوم حرام اشاره به مستی زمینی که از مسکرات پیدا می شود دارد که انسان رو از هوشیاری ساقط و از خدا دور می کند

مُرادیار در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

پیشنهاد میشوددوستان به جای طرح چنین مباحث پیش پا افتاده وکم سود به طرح نکته های ذوقی وجمال شناسا نه بپردازند ازجمله مقایسه این غزل با غزل ممتاز سایه :
کنار امن کجا کشتیِ شکسته کجا
کجا روم من از اینجا به پای بسته کجا
زبام ودر همه جا سنگِ فتنه میبارد
کجا به در برمت ای دلِ شکسته کجا
فروگذاشت دل آن بادبان که می افراشت
خیال بحر کجا این به گل نشسته کجا
چنین که هر قدمی همرهی فروافتاد
به منزلی رسد این کاروانِ خسته کجا
دلا حکایت خاکسترو شراره مپرس
به باد رفته کجاو چو برق جسته کجا
خوش آن زمان که سرم درپناهِ بالِ تو بود
کجا بجویمت ای طایرِ خجسته کجا
چه عیش خوش زدلِ پاره پاره می طلبی
نشاطِ نغمه کجا چنگِ زه گسسته کجا
بپرس سایه زمرغانِ آشیان برباد
که میر وند ازین باغ دسته دسته کجا

غلامرضا حیدری در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:

برقع به معنای روبند یا روسری است.

غلامرضا حیدری در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

در بیت سه مصرع دو اشاره ی بسیار زیبایی به محراب و ابرو داشته ، و وجه شبه هلالی بودن هر دو می باشد.

غلامرضا حیدری در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲:

خانم مینا بیان داشتند که شاعر ازخودش تعریف کرده ، آری بلبلی که برای معشوق ازلی می خواند دیگر کسی مانند او خوشگوی نیست البته دربیت بعد نهایت تواضع خویش را نشان میدهد و سر در قدم یار می نهد.

غلامرضا حیدری در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱:

آنچه در این غزل بیشترلذت بخش بود مصرع دوم بیت دوم بود:«تامعشوق سخن نگوید دهان او دیده نمی شود»

رضا آفاق در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰:

به نظر من که صد البته آسمانی ست. ماندگاری و طراوت همیشگی اشعار سعدی خود ش گواه این ادعاست.
اصولا به نظر من شاعرانی مثل شیخ اجل و امثال اون, قاصدا اشعارشون رو طوری بیان میکنند که هر کسی میتونه زمینی یا آسمانی برداشت کنه. ولی جالبتر اینه که برای اونهایی که آسمانی برداشت میکنن, کنایه ها و اشارات و رموزی قرار داده که در اصل فقط بین خودشون رد و بدل میشه و هر دو, یعنی هم کسی که برداشت زمینی داره, وهم کسی که آسمانی, با خوندن غزل به حظ کافی میرسن...

رضا آفاق در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۱:

سلام.
به نظر من مثل باقی غزلهای شیخ, زیبا,عاشقانه و البته آسمانی است...

منیر فیضی در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۵۵:

در این رباعیِ، محتوای عمیق فلسفی و عرفانی نهفته است. ببینید ما در زمان و مکان قرار داریم و خارج از آن نمی توانیم باشیم ! به این معنی که هر چه می اندیشیم و درک می کنیم، محدود به زمان و مکان است، چیزی که خارج از حیطه ی این دو مقوله باشد ذهن مان، بطورِ عادی، از در یافت دقیق آن چیز عاجز است. پس برای همین هم حق باری تعالی از "غیب"، سخن گفته است و از ما خواسته تا به آن ایمان بیاوریم بی آنکه با آن به مجادله بر خیزیم. چرا ؟ برایِ اینکه توان دریافت موضوعاتِ خارج از زمان و مکانی که ما در آن قرار داریم و از طریق حواسِ ما قابلِ درک می باشند آسان نیست. لذا، ایمان به غیب که همان باطنی این زمان و مکان است را ازما خواسته است.
"ازل" را شروع زمان پنداشته ایم و "ابد" را انتهای آن، حال آنکه به قول حکیم فرزانه جناب استاد دینانی <> لذا، به قول " خیام " اسرار " ازل " در پرده ی معما باقیست، زیرا ذهن ما از در یافت آن عاجز است، اما، حقیقتی است که بدون شک وجود دارد.
در بیت دوم، دقیقاً، اشاره به " گفتگویی" نموده از پشتِ پرده، که پرده هم همین، زمان و زمانیات، مکان ومکانیات می باشد، که بوسیله ی حواس ظاهری ما قابلِ دریافت است. اما، حقایقی در پشت این پرده وجود دارد که خارج از حیطه ی زمان و مکان است و تا زمانی که ما مقید به این حواس ظاهری باشیم، آن حقیت از چشم ما پنهان است.
"من" و "تو"، "این" و "آن" تا زمانی مطرح است که ما از پشتِ پرده ی "ماده" و "مادیات" که محدود در زمان و مکان است سخن بگوییم، وقتی اگر بتوانیم خود مان را ازین حالت خارج نمائیم و به باطنی آنچه را که ظاهر آنها را از طریق حواس مان دریافت می کنیم، راه یابیم، آنگاه خواهیم دید که دیگر نه "منیست" و نه "تویی"، نه "اینست" و نه "آن"، پس چیست که همه هیچ است ؟ فقط " او " است که "هست" و جز "او" هیچ چیز نیست ..... !!!

اسد در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست:

سلام
محبت امیر المؤمنین نشانه تشیع نیست اما این تعبیر مولوی لا اقل طعنه به اهل سنت و خلفا هست که می‌گوید " ای پس از سوء القضا حسن القضا" یعنی خلافت سه خلیفه اول را به سوء القضا تعبیر می‌کند و از بد حادثه می‌داند.

نوید در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲۹:

خیلی باحاله

امین کیخا در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹:

از همین بن stance که با ایستادن پارسی یکی است وازه ی ستند را هم ساخته اند که به معنای stand-by است .

امین کیخا در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹:

با سپاس از روفیا
existence را هم در کتاب ایستادن در آنسوی مرگ نویسنده بجای وجود برون ایست ترجمیده است .

علی قانعی در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۱۸ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - این توحید به حضرت غزنین گفته شد:

در بیت8 / رشته مرجان می تواند استعاره از اشک خون آلود باشد

۱
۴۶۰۹
۴۶۱۰
۴۶۱۱
۴۶۱۲
۴۶۱۳
۵۷۱۵