گنجور

 
سعدی شیرازی
 

هر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود

تا منتهای کار من از عشق چون شود

دل برقرار نیست که گویم نصیحتی

از راه عقل و معرفتش رهنمون شود

یار آن حریف نیست که از در درآیدم

عشق آن حدیث نیست که از دل برون شود

فرهادوارم از لب شیرین گزیر نیست

ور کوه محنتم به مثل بیستون شود

ساکن نمی‌شود نفسی آب چشم من

سیماب طرفه نبود اگر بی سکون شود

دم درکش از ملامتم ای دوست زینهار

کاین درد عاشقی به ملامت فزون شود

جز دیده هیچ دوست ندیدم که سعی کرد

تا زعفران چهره من لاله گون شود

دیوار دل به سنگ تعنت خراب گشت

رخت سرای عقل به یغما کنون شود

چون دور عارض تو برانداخت رسم عقل

ترسم که عشق در سر سعدی جنون شود

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » شب وصل » ساز و آواز (قرچه، رضوی،...)

محمدرضا شجریان » شب وصل » ساز و آواز (هر لحظه در برم)

محمدرضا شجریان » شب وصل » ساز و آواز ۲ اسپاتیفای

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 697 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 755

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

zahra در ‫۹ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۵۳ نوشته:

غزلی کاملا زمینی و احساسی
نکات قابل تامل بیشتر در بیت 3 که حریف را بهتر است هم پیاله معنا کنیم و بیت 5 جنبش اشک و تشبیه آن به سیماب که البته سیماب در ادبیات فارسی نماد لغزندگی و بی قراری دارد بهتر است اینگونه معنا شود که حتی لحظه ای اشک من آرام نمی گیرد به مانند سیماب که جای شگفتی نیست اگر بی قرار است .
زعفران چهره و لاله گون بودن هم همان استعاره های همیشگی در ادبیات فارسی برای زردی چهره و قرمزی گونه است

 

محسن کوچکی در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۳:۰۱ نوشته:

با سلام
نکته ی ظریف و زیبایی در بیت هفتم نهفته است که نباید از آن غافل شد.امیدی که شاعر از دوست دارد که با آمدنش چهره اش را سرخ وبشاش گون کند و جز دیده ی با اشک خونین هیچ کس خواسته اش را اجابت نمی کند .سعدی به شکل هنرمندانه ای لاله گون شدن چهره را که ناشی از دو حس متضاد است به دیده و دوست نسبت می دهد.
نکته ی دیگر نسبت دادن دوست به دیده است که با توجه به نکته ی فوق به نظر نمیرسد تعریض و کنایتی در کار باشد

 

امیرحسین در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۲۸ نوشته:

در بیت چهارم به جای "کوه محنتم" "کوه محتشم" هم ذکر شده

 

حسن در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۵ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۱ نوشته:

این غزل روا روزی هزار بار باید با صدای استاد شجریان شنید.به نهایت میرسونه زیبای این غزل سعدی رو

 

کیانوش در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۹ نوشته:

درود،
در زیبایی و دلبرانگی این غزل شکی نیست ولی در عجبم از اصرار سروران و صاحبنظران بر زمینی بودن آثار شیخ اجل! نمی دانم این که (شاید) معلوم شود که این اشعار هیچ پایه ی معنوی و فرازمینی نداشته اند چه ارمغانی برای ما دارد؟!
توصیه می کنم غزل 33 حضرت سعدی را مطالعه نمایید. از نظر بنده گواه جالبی بر رد این ادعاست ...

 

فیروزه سعادت یار در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۳۳ نوشته:

جز دیده هیچ دوست ندیدم که سعی کرد
تا زعفران چهره من لاله گون شود
جناب آقای کوچکی ِ بزرگوار
سلام
سرخ و گلگون کردن چهره، در این بیت کار میزبان یا شاعر نیست که مثلا خودش چهره را برای رسیدن دوست گلگون کند. بلکه بیانگر تنهایی و انتظار بیش از حد عاشق است که علاوه بر این که دوست به او سرنمی زند، تنها اشک خون هست که چهره اش را گلگون می کند.یعنی اگر معشوق یا دوست بیاید، چهره از دیدنش شاد و گلگون می گردد حالا هیچ دوستی سر نمی زند. فقط دیده، یا چشم، دارد مهربانی می کند و دلش برای شاعر، سوخته و دارد از این عشق و تنهایی خون می گرید تا چهره ی زردِ شاعر ِ عاشق را قرمز کند!
یک نوع زیبایی خاص در این بیت است که هم پارادوکس و هم حسن تعلیل و هم ذمّ شبیه به مدح است.
حسن تعلیل برای اینکه علّت گریه کردن و اشک خون ریختن را مهربانی و دلداری چشم گفته است. پارادوکس یا متناقض نما را هم که درمی یابید؛ تناقض غصّه و تنهایی و گلگون چهره شدن!
ذم، برای اینکه ما حس می کنیم دارد مهربانی و خوبی گریه را می گوید اما اشک خون ریختن، کجا خوب است؟!

 

فیروزه سعادت یار در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۳۴ نوشته:

خیلی زیباست:)

 

فیروزه سعادت یار در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۳۷ نوشته:

بله آقای کیانوش درست می فرمایند اصلا زمینی نیست.
اگرچه از نشانه های زمینی برآمده و به استعاره، یادآور مجازهای زمینی است.

 

رضا آفاق در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۳ نوشته:

به نظر من که صد البته آسمانی ست. ماندگاری و طراوت همیشگی اشعار سعدی خود ش گواه این ادعاست.
اصولا به نظر من شاعرانی مثل شیخ اجل و امثال اون, قاصدا اشعارشون رو طوری بیان میکنند که هر کسی میتونه زمینی یا آسمانی برداشت کنه. ولی جالبتر اینه که برای اونهایی که آسمانی برداشت میکنن, کنایه ها و اشارات و رموزی قرار داده که در اصل فقط بین خودشون رد و بدل میشه و هر دو, یعنی هم کسی که برداشت زمینی داره, وهم کسی که آسمانی, با خوندن غزل به حظ کافی میرسن...

 

رضا آفاق در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۰۶ نوشته:

نفرمایید استاد.
شرمسار شدم از خواندن پاسخ شما
و صد البته غمگین و آزرده.
ابدا مراد اینجانب خدای نکرده نکوهش انسان محترمی چون شما نبوده و سرزنش شما از جانب خودتان نیز به هیچ وجه برای بنده قابل تحمل نیست.
حقیر هم به نوبه ی خود مراتب عذر خواهی را به جای آورده و از حضور محترم حضرت عالی پوزش می طلبم.

 

غلامی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۳۰ نوشته:

با سلام
امیر حسین نوشته است در بیت چهارم به جای کوه محنتم ، کوه محتشم هم آمده است، در هیچ نسخه ای محتشم نیامده ، آمده بود هم کاملا بی معنی بود.این اشتباه از نادرست خوانی استاد شجریان به ذهن مخاطبان رسوخ کرده است.

 

علی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۴۲ نوشته:

جناب ادب دوست، توصیه میکنم پیش از ابراز تاسف، در املای فارسی خود دقت کنید. سابقه صحیح است.
علاوه بر این، جای تعجب است که ما بدون دقت به هیچ نکته ی دیگری تنها به قضاوت و صدور گزاره های قطعی اصرار میورزیم!

 

ادب دوست در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۳۹ نوشته:

علی آقای دقیق،
ابراز تاسف از بد خوانی آقای شجریان، قضاوت و صدور گزاره قطعی محسوب نمی شود. حرف ق و غ در بسیاری از کلید برگها خاستگاه واحدی دارند و امکان سهو القلم، بسیار، سپاس از یاد آوری

 

نی ما در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۳۱ نوشته:

"محنتم" البته که بصورت "محتشم" هم در برخی از نسخه ها ذکر شده است، برای نمونه :
غزلهای سعدی / به تصحیح دکتر غلامحسین یوسفی / چاپ اول / انتشارات سخن / ص 253
بنا بر این نسخه، جناب شجریان هم صحیح خوانده اند ...

 

۷ در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۱ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۲۸ نوشته:

فرهادوارم از لب شیرین گزیر نیست
ور کوه محنتم به مثل بیستون شود
کوه محنت=غم بسیار و سنگین
اگر شجریان محتشم خوانده دیگر خیلی تو ذوق میزند چون میشود کوه باشکوه و انگار مسابقه بین کوهها هست نه بیان غم.البته گناه این بر گردن پیراستار نسخه ای هست که از روی آن خوانده شده و کمتر شجریان
جز دیده هیچ دوست ندیدم که سعی کرد
تا زعفران چهره من لاله گون شود
زعفران در اصل زفران بوده که عربی شده
نام دیگر فارسی آن جادی میباشد و به دلیل تقویت نیروی جنسی شادی آور است همچون دارچین
گر کسی را زعفران شادی فزاید گو فزای
چون تو با غم خو گرفتی زعفران کس مخور

 

بی سواد در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۱ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۰۱ نوشته:

جناب 7،
برابر پارسی زعفران به گمانم کرکوم است، با صدای پیش ، در زبان ایتالیایی کرکوما زرد چوبه را میگویند.

 

۷ در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۱ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۴۱ نوشته:

اگر کرکوما به ایتالیایی هست و به معنی زردچوبه،حدسم این هست به انگلیسی هم زردچوبه معنی میدهد نه زعفران و شاید حرف صدادار آخر را ندارد.
اگر کلمات دیگر هم باشد من نمیدانم ولی جادی را یقین دارم

 

۷ در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۱ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۵۳ نوشته:

نتیجه جستجوی مترجم گوگل:
زردچوبه به انگلیسی=Turmeric
زرد چوبه به ایتالیایی=curcuma

زعفران به انگلیسی
1. saffron
2. crocus
زعفران به ایتالیایی
zafferano
زعفران به آلمانی و فرانسوی
Safran
زعفران به اسپانیایی و گالیسیایی
azafrán

 

بی سواد در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۱ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۰۴ نوشته:

درود بر 7 گرامی،
کروکوس انگلیسی به گمانم گشته همان کرکوم خودمان است.

 

۷ در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۰۶ نوشته:

من هم اینک این تصنیف رو گوش میکنم که استاد شجریان کوه محنتم را کوه محتشم خواند و تعنت را هم نادرست خواند.
ta'annot نه ta'annat
در قیاس با فوتبال کوه محتشم یکراست کارت سرخ دارد

 

۷ در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۴۲ نوشته:

محمد معتمدی جانانه خوانده:
پیوند به وبگاه بیرونی

 

حامد در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۴۷ نوشته:

شاید منظور استاد شجریان طعنَت باشه، یعنی طعنه ای که شخص مقابل میزنه (طعنهء تو!)
البته من خیلی وارد نیستم، فقط برداشت شخصی خودم بوده به عنوان یک شنونده

 

مهران در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۰۶ نوشته:

اونجوری که من قبلن خوندم گویا کوه محتشم کوهی در شیراز بوده و بنابرین اگر محتشم باشه از نظر معنایی ایرادی نداره چون حضرت سعدی کوه محتشم را در مقابل بیستون برای فرهاد اورده

 

نرم افزار CRM در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۴ نوشته:

گنجور عالی هستی ممنون

 

دانلود آهنگ در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۵ نوشته:

دل برقرار نیست که گویم نصیحتی
این مصرع واقعا عالی هست

 

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۸ نوشته:

قابل توجه استاد الاساتید حضرت آقای شمس الحق
بوسعید مهنه در حمام بود
قایمیش افتاد و مردی خام بود
شوخ شیخ آورد تا بازوی او
جمع کرد آن جمله پیش روی او
شیخ را گفتا بگو ای پاک جان
تا جوانمردی چه باشد در جهان
شیخ گفتا شوخ پنهان کردنست
پیش چشم خلق ناآوردنست
این جوابی بود بر بالای او
قایم افتاد آن زمان در پای او
چون به نادانی خویش اقرار کرد
شیخ خوش شد، قایم استغفار کرد
خالقا، پروردگارا ، منعما
پادشاها، کارسازا ، مکرما
چون جوانمردی خلق عالمی
هست از دریای فضلت شبنمی
قایم مطلق تویی اما به ذات
وز جوانمردی ببایی در صفات
شوخی و بی‌شرمی ما در گذار
شوخ ما را پیش چشم ما میار

 

محمد طهماسبی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۴ نوشته:

با درود خدمت همه
نظر اساتید را در مورد کلمه محنتم و محتشم خواندم و بسیار از نظرات شما بهره بردم ، تا جایی که در سواد اندک بنده هست و تا اندازه ای که مفتخر بودم و آثار خسرو آواز ایران را به گوش جان شنیدم ، دریافتم که استاد شجریان به سه دلیل ممکن است کلماتی را نا همگون با آنچه ما شنیده ایم ادا کنند ، اول و مهمتر از همه استفاده ایشان از نسخ متفاوت است نظیز حافظ به سعی سایه که تا حد زیادی با نسخ معتبری چون قاسم غنی متفاوت هست و این نکته در آثار خصوصی خسرو آواز به کرات دیده میشود ، دوم گاهی به دلیل حفظ ریتم و آواز و سوم گاها کلمه ای را سهوا اشتباه ادا میکنند ،که البته در کنسرتها ویش می آید ، مانند کلمه دل به جای شب در کنسرت سپیده ، حال با توجه به نظر شما اساتید محترم این پرسش پیش روی من است که اگر کلمه محتشم در نسخه ای و یا تصحیحی آمده باشد معنی مسرع چگونه میشود ، سپاس و با آرزوی تندرستی فخر هنر ایران حضرت استاد محمد رضا شجریان که سلامت آفاق در سلامت اوست

 

علی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۴۷ نوشته:

این غزل رو نیز استاد غلامحسین بنان در همایون با همراهی عباس زندی و نصرالله زرین‌پنجه خونده.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.