گنجور

حاشیه‌ها

کمال در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵۸:

تَغَرَّبْ عَنِ الأَوْطَانِ فِیْ طَلَبِ العُلَی
وسافِرْ ففی الأَسْفَارِ خَمْسُ فَوَائِـدِی
تَفَرُّجُ هَـمٍّ، واکتِسَـابُ مَعِیْشَـةٍ
وَعِلْمٌ ، وآدابٌ، وصُحْبَـةُ مَاجِـدِی
امام علی(ع)
در اینجا گفته می‌شود که در سفر پنج فایده است‫.‬ تفرج می‌کنید، اکتساب در‌آمد می‌کنید، علم پیدا می‌کنید، آداب زندگی می‌آموزید و به همنشینی بزرگانی نائل می‌شوید‫.‬

روفیا در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹:

سلام دوستان
واژه جوهر در مصرع سوم معادل فارسی کلمه لاتین substance می باشد و substance از دو پاره sub + stance به معنای زیر + ایستادن تشکیل شده به معنای چیزی که آن زیر ایستاده است . یعنی چیزی که همه چیز روی ان ایستاده است یعنی قائم بر اوست .
نظامی در مخزن الاسرار می گوید :
زیر نشین علمت کائنات
ما به تو قائم چو تو قائم به ذات
ای کاش ما هم می توانستیم دفتر هستی هر موجودی را ورق بزنیم و چیزی را که آن زیر ایستاده ببینیم .
کسی کز معرفت نور و صفا دید
به هر چیزی که دید اول خدا دید

روفیا در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۱:

سپاسگزارم استاد گرامی .

روفیا در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۶:

سپاسگزارم ساحل گرامی
براستی واژه فرهنگ خود دنیایی است و از دو بخش فر+هنگ به معنای اهنگ و قصد حرکت به سوی فره ایزدی تشکیل شده است .
بی جهت نیست که گام نهادن در وادی فرهنگ و ادب پارسی نوعی سیر و سلوک است نه تنها یادگیری وزن و قافیه و عروض .

مجتبی خراسانی در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۳۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶۴:

موسی اگر شنیده هم از خود شنیده است
«‌انی انا اللهی‌»‌که به ایمن نگفته‌ام
اشاره دارد به ایه ای از قران کریم که: مشاهده نوری بر شجره توسط حضرت موسی ع و شنیدن خطاب انی اناالله.
و بیدل می فرماید: حضرت موسی ع خطابی از دیگری نشنیده و ان چه شنیده از اعماق روح ناخوداگاه او بیرون امده است.
در بیت مطلع هم اشاره ای به حدیث: من عرف الله کل لسانه (هرکس خدا را به راستی بشناسد زبانش از سخن گفتن باز می ماند)
هر که را اسرار حق اموختند...
حدیث نگفتن کنایه ای به این نکته ی نغز می باشد که سر
توحید را تبیین کردن امکان پذیر نیست.
حافظ هم به زیبایی فرموده:
چه گویمت که ز سوز درون چه می‌بینم
ز اشک پرس حکایت که من نیم غماز
العاقبة للمتقین والسلام

مجتبی خراسانی در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۰۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲۲:

غزلی است عرفانی که جنابش جهان هستی را انعکاسی از جمال ازلی دانسته.
با اجازه ی اساتید...عرضی مرتکب شوم: (خدا بخیر کند)
در میان سرایندگان صوفی مشرب پس از جلال الدین محمد کسی را به شور و شیدایی بیدل نمی توان یافت.
البته حقیر حصر عقلی نکرده ام. به این معنا که مطلق عرض کنم که بعد از جلال الدین محمد ، میرزا عبدالقادر بیدل.

مجتبی خراسانی در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۳۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷۲:

این غزل نیایشی است به درگاه ذات باری تعالی.

مجتبی خراسانی در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۲۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۵:

می‌پرست ایجادم نشئهٔ ازل دارم
همچو دانهٔ انگور شیشه در بغل دارم
هم چنان که مستی باده بالقوه در انگور است و انگور شیشه در بغل دارد (باده به همراه دارد) مستی بیدل نیز ذاتی است. این گونه عرض شود بهتر است: مستی از ازل با او ملازم بوده است.
جلال الدین ملا محمد بلخی هم بیتی دارد در موید فرمایش بیدل که متاسفانه حضور ذهن ندارم!

مجتبی خراسانی در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۱۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱۲:

فطرتم ریخت برون شور وجوب و امکان
این دو تمثال در آیینهٔ من بود مقیم
به گشاد مژه‌ام انجمن آرای حدوث
به شکست نفسم آینه پرداز قدیم
پیش ز ایجاد به امید ظهور احمد
داشت نور احدم درکنف حلقهٔ میم
استادی به حقیر می فرمود:
بیدل در این سه بیت تصورات لاهوتی خود را بیرون می ریزد.

مجتبی خراسانی در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۵۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲۵:

آدم که بیدل شد از همه چیز سر در می آورد

مجتبی خراسانی در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۵۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲۵:

یَا غَایَةَ آمَالِ الْعَارِفِینَ
در اواخر محرم الحرام بود که سخت بیمار شد و شدیدا تب کرد و چند روز بعد خوب شد و غسلی کرد و نمازی گزارد و شکر خدا را بجای آورد.
همه فکر کردند که دیگر بیماری سراغش نخواهد رفت. اهل و عیالش شاد بودند ولی او خود از آنچه قرار بود اتفاق بیفتد با خبر بود. آدم که بیدل شد از همه چیز سر در می آورد. روز چهار شنبه چهارم ماه صفر باز هم تب کرد و افتاد به بستر بیماری و پنجم صفر سال 1133 هجری قمری با همه خداحافظی کرد و رفت آنگونه رفت که حتی خودش هم با خبر نشد و از خود فقط زخم هایش را باقی گذاشت. بیدل که خوابید تازه انگار زخم هایش بیدار شده باشند شروع کردند به جلوه فروشی که ما چنینیم و چنانیم. زخم هایش آنقدر زخمند که پس از این همه سال سرخ مانده اند و هیچ کس جگر رویایی با آن ها را ندارد تا بپرسد که شما از دل کدام تیغ مبارک تراویده اید و از کدام نشئه ی فارغ از مرهم می آیید.
بیدل که چشمش را بست و دلش وا شد از بالینش یک غزل پیدا کردند و یک رباعی و این آخرین پاره های جگر بیدل بود که از دهانش بیرون ریخته بود و روی کاغذ را رنگین کرده بود. و آن رباعی این بود:
بیدل کلف سیاه پوشی نشوی
تشویش گلوی نوحه جوشی نشوی
بر خاک بمیر و همچنان رو بر باد
مرگت سبک است بار دوشی نشوی
ایینه اش زلال باد.

مجتبی خراسانی در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۴۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴۷:

یَا غَایَةَ آمَالِ الْعَارِفِینَ
در اواخر محرم الحرام بود که سخت بیمار شد و شدیدا تب کرد و چند روز بعد خوب شد و غسلی کرد و نمازی گزارد و شکر خدا را بجای آورد.
همه فکر کردند که دیگر بیماری سراغش نخواهد رفت. اهل و عیالش شاد بودند ولی او خود از آنچه قرار بود اتفاق بیفتد با خبر بود. آدم که بیدل شد از همه چیز سر در می آورد. روز چهار شنبه چهارم ماه صفر باز هم تب کرد و افتاد به بستر بیماری و پنجم صفر سال 1133 هجری قمری با همه خداحافظی کرد و رفت آنگونه رفت که حتی خودش هم با خبر نشد و از خود فقط زخم هایش را باقی گذاشت. بیدل که خوابید تازه انگار زخم هایش بیدار شده باشند شروع کردند به جلوه فروشی که ما چنینیم و چنانیم. زخم هایش آنقدر زخمند که پس از این همه سال سرخ مانده اند و هیچ کس جگر رویایی با آن ها را ندارد تا بپرسد که شما از دل کدام تیغ مبارک تراویده اید و از کدام نشئه ی فارغ از مرهم می آیید.
بیدل که چشمش را بست و دلش وا شد از بالینش یک غزل پیدا کردند و یک رباعی و این آخرین پاره های جگر بیدل بود که از دهانش بیرون ریخته بود و روی کاغذ را رنگین کرده بود. و آن رباعی این بود:
بیدل کلف سیاه پوشی نشوی
تشویش گلوی نوحه جوشی نشوی
بر خاک بمیر و همچنان رو بر باد
مرگت سبک است بار دوشی نشوی
ایینه اش زلال باد.

ھادی موسوی (بوشیگان) در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۱۸ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » تصنیفها » مرغ سحر (در دستگاه ماهور):

در اینکه این شعر استاد عالی مقام سیاسی بوده شکی نیست ، نیاز واقعی مملکت ما آنروزھا آثار فاخری از این دست بود که ھنرمندان عزیز ما در این زمینه واقعا سنگ تمام گذاشته اندو از این حیث ما باید به این عزیزان افتخار کنیم ، در باره "خاک توده " باید بگویم این ترکیب کاملا صحیح بوده و در نسخه اصلی نیز ھمین است.

آماریس در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۰:

منظور از می، شراب ناب الهی یا همون درک و آگاهی هایی هست که در طول زندگی به انسان الهام میشه. ما با توکل کردن به خداوند و تسلیم بودن در برابر حق که اساس اسلام هم بر همین است، میتوانیم از می الهی بنوشیم. به عنوان مثال همین اشعار شاعران بزرگی مثل خیام، زمانی که بر زبان آنها جاری میشه، به گونه ای ایشان را مست و سرخوش میکنه و به همین دلیل به می تشبیه میشه. ساقی یا خدای احد و واحد، همواره از این می در جام (جسم) آنها میریزد و با این شراب کثرت و قلت (یعنی پارچه پارچه کردن انسانها و جهان هستی) از بین رفته و فرد به وحدت وجودی میرسد. تنها در چنین کیمیایی میتوان این خاصیت را پیدا کرد.

کیمیا در ‫۱۱ سال قبل، شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۳ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۳:

این غزل آدمو مبهوت میکنه
گفتا جویی نیرزی گر زهد و توبه ورزی / گفتم که توبه کردم از زهد و پارسایی

ناشناس در ‫۱۱ سال قبل، شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷۹:

بیت 9
غلط: توند
درست: تواند

فرزین در ‫۱۱ سال قبل، شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۳ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مخمس:

آدمیان را در پی قافیه و ردیف
مزا در پی این که کیست حریف
چرا که منزل ما هست این زمین
زمین ارزنیست در کائنات ، همین
به وجبی کرد خدا را ، دین بندگان
بهایی را گفت که چیست رمز آن
...
...

خسرو در ‫۱۱ سال قبل، شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵۹:

ای جان جان جانم تو جان جان جانی
بیرون ز جان جان چیست آنی و بیش از آنی
عطار

سید حسام علوی در ‫۱۱ سال قبل، شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۰۲:

در بیت اول نفخه باید به نفحه تغییر یابد

نگار جون در ‫۱۱ سال قبل، شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:

این شعر عالیه و من عاشقشم و با خوندنش گریم میگیره ...

۱
۴۶۱۰
۴۶۱۱
۴۶۱۲
۴۶۱۳
۴۶۱۴
۵۷۱۵