محمود در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۱۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » تکه ۲۵:
واقعا اشعار ابو سعید ابو الخیر بسیار زیباست بنده تازه به عمق مفهوم اشعار این استاد مخصوصا اشعار ایشان در مورد ((درد)) پی بردم که واقعا عین حقیقت هست.
احد محمودی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۴:
شاعر لب ودهان محبوب را به دُرج عقیق تشبیه کرده وبا آوردن جملۀ مُهر وفا نشکستم ،اشاره ای به مُهر درج دارد .در بیت تداعی معانی مشابهت وجود دارد .
احسان در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱:
منظور از شستن دست بی نمک در آب در یا ها چیست؟
با تشکر از سایت خوبتون
حسین فقیهی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۰:
با سلام و احترام به جمع فرهیخته ی این تالار.
من نمی توانم ناخرسندیم را از هتک حرمت های پی در پی به ساحت بزرگان پنهان کنم.
ادب ریشه در ایرانیت ما دارد عزیزان. گیرم که به محال بزرگی سهوی روا داشته در خطاب کسی که جای فرزند است. نواختن او به الفاظ درشت و غریب آیا روا و نشانی به جاست؟
چه آمده بر سر فرهنگ روادارانه ی ما که خود را شایسته می دانیم بر چهره ی بزرگان چنگ بیندازیم و رقم مغلطه بر دفتر آفتاب کشیم و گاه و بیگاه و روا و ناروا کاستی و سستی و رخوتمان را به پای کشف و شهود و عشق و سکر و مستی بنویسیم و گستاخانه دفتر عقل و خرد را به آتش موهوم عشق و مستی شایسته ی فنا بدانیم.
این همه دقت سوزی و عافیت طلبی از سر رعونت اگر نباشد و بی پروایی در برابر اهل ادب و فضل پس چیست؟
خاضعانه تقاضا می کنم از نوآموزان و رهپویان عرصه معرفت که با جرعه ای بدمستی نکنند و بدی نیفزایند و شهد اگر نمی افشانند زهر نپراکنند که این رسم بزرگی نیست.
یا حق
ناشناس در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸:
این غزل بسیار زیبا را همایون شجریان به زیبایی هر چه تمام برای یادبود استاد پرویز مشکاتیان به آواز خوانده است و هم چنین سیامک آقایی بسیار دلنواز سنتور نواخته است
پیوند به وبگاه بیرونی
بهرام بحری در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:
زنده باد استاد شجریان که این شعر را بی نظیر اجرا نمودند.
ناشناس در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴:
این غزل بسیار زیبا را همایون شجریان به زیبایی هر چه تمام برای یادبود استاد پرویز مشکاتیان به آواز خوانده است و هم چنین سیامک آقایی بسیار دلنواز سنتور نواخته است
پیوند به وبگاه بیرونی
ناشناس در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:
این غزل بسیار زیبا را همایون شجریان به زیبایی هر چه تمام برای یادبود استاد پرویز مشکاتیان به آواز خوانده است و هم چنین سیامک آقایی بسیار دلنواز سنتور نواخته است
پیوند به وبگاه بیرونی
جلال در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰:
سلام بر دوستان
یک نکته جالب : این غزل تنها غزل حضرت حافظ است که بر وزن مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) سروده شده- فتدبر
مجید در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۱۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم:
"به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت" را لطفا توضیح دهید.
مجید در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۰۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم:
کلمه "کدخدا" در بیت "ابر ده و... به که بر میگردد؟ ممکن است مقصود آفریدگار باشد که پس از آفرینش هستی بر همه چیز از جمله دوازده برج فلکی و هفت آسمان یا هفت سیاره فرمانروایی می کند ویا نه مقصود زمین است(با توجه به گنبد تیز رو در بیت قبل) که به سبب وجود انسان در آن و با دانشی که در او تعبیه شده فرمانروای اسمانها و بروج فلکی است یا خواهد بود. اگر اشتباه می گویم لطفا دوستان عزیز اصلاح بفرمایند سپاسگزارم.
جلال در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:
سلام بر دوستان
در مورد شیطان حرف بسیار است که اگر ایشان نبودند حضرت آدم در فردوس برین می ماند
و اینکه شیطان در قرآن به چه معانی مختلفی آمده حرف بسیار است و در گنجور نمیگنجد
اگر اشتباه نکنم شیطان در قرآن به هشت معنی مختلف آمده که همه ی آنها شیطان رجیم نیست- مثلا یکی از معانی شیطان بدن انسان است که حضرت آدم بخاطر بدن و مقتضیات بدنش به آن میوه ممنوعه و به حضرت حوا نزدیک شد- فتدبر
حسن در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۹:
شعر بسیار پر معنی در قیاس کسی که به حضور رسیده وکسیکه راهرا بیراهه رفته
قانع در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:
واقعن بسیار سخته کسی رو شایسته اجرا و خواندن این غزل بسیار زیبا از مولانا پیدا کرد
میتونم با جرات بگم که آقای همایون شجرینا جز معدود افرادی هستند که شایسته اجرای این غزل هستن
حتم دارم اگر مولانا امروز در بین ما بود نیز واقعن این امر رو مورد تایید قرار میداد.
محمد رضا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۶ - بردن پدر مجنون را به خانهٔ کعبه:
کار با درست نوشته شدن شعر بدلیل تایپ بد یا خوب ندارم هیچ کاری هم به حاشیه دعوای شعری ندارم. فقط می خوام بگم این عشق مجنون و فرهاد برای این جگر سوزه و اشک آوره که نه مجنون به لیلی رسید و نه فرهاد به شیرین ، علت ماندگاری داستان هایی این چنین نکته در همین یک امر داره وبس. در همه تراژدی های ادبی جهان این نرسیدن هست که داستان رو جاودان کرده.
سیدمحمد در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۰۹ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » مخمّسات:
اول اینکه بله بنده هم دیدم . وزن مصرع اول مشکل دارد . مفعول مفاعیل مفتعیل فعولن در کل وزن مخمس است.
نکته اینجاست که مشخصا شاعری چون شاطرعباس نازنین با این صراحت به صرافت نمی افتد پس این بیش از هرچیزی به یک اشتباه نگارشی تایپی شبیه است که امیدوارم مسئولین سایت اصلاح کنند. اما نکته بعد اینکه بیاییم بجای اینهمه درشت نویسی و افاضات و اضافات خیلی روان حرف بزنیم. از یک طرف اینقدر ادبی و پر ملات از یک طرف میبینی نوشته اند ذن و گمان!!!!
از این ادیب، عجیب نیست؟
روان بگوییم و درست بهتر است از ثقیل و غلط.
یا علی
ه.م.هورا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۵ - آرمان شاعر:
قصیده اجتماعی خوبیست...
ولی بنظرم که در معاصر نمیبایست یک شعر اینقد با زبان قدیمی گفته شود
هادی مومنی...خشت
hafez در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
با سلام. این شعر از طرف عارف بی نشان شیخ حسنعلی اصفهانی در کتاب نشان از بی نشانها جلد دوم تایید شده است. دیگر هیچ جای بحثی نمیتواند باشد. چون که در آنجا این موضوع آشکار شده است. شعر دیگر مولوی
هر آنکس را که مهر اهل بیت است
ورا نور ولایت در جبین است
غلام حیدر است مولای رومی
همین است و همین است و همین است
روفیا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲ - داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را میکشت از بهر تعصب:
چون که یک بشکست هر دو شد ز چشم
مردم می پندارند میتوانند به مقام عشق برسند در حالی که یکی از شیشه ها را میشکنند .
چون دو تا می بینند یکی را دوست دارند و از یکی نفرت دارند .
مولانا می گوید دویی وجود ندارد . همه هستی یک چیز است و تو در ان مقام نیستی که گزینش کنی و یکی را بشکنی . اگر یکی را شکستی همه را شکستی و همه را از دست دادی :
پادشاهان مظهر شاهی حق
فاضلان مرآت اگاهی حق
خوبرویان آینه خوبی او
عشق ایشان عکس مطلوبی او
گر به جهل آییم آن زندان اوست
ور به علم آییم آن ایوان اوست
ور به خواب آییم مستان وییم
ور به بیداری به دستان وییم
ما کییم اندر جهان پیچ پیچ
چون الف او خود چه دارد هیچ هیچ
جلال در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۰: