بهرام مشهور در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱:
مصرع اوّل بیت نخست نیز باید چنین درستی پذیرد :
کنون ای سخنگوی بیدارمغز
یعنی سخنگو سرِهم است زیرا در غیر این صورت یعنی سخن گوی می تواند به غلط سخنِ گوی خوانده شود
بهرام مشهور در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۴۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱:
خواهشمندم مصرع دوّم بیت نخست را تصحیح بفرمائید همانگونه که خود بهتر از من می دانید یکی داستانی غلط است زیرا ی مختومه که ناظر بر تعداد باشد ( در اینجا همان یک ) هرگز برای توصیفِ دو بارِ یک بکار نمی رود و بعنوان مثال همین فردوسی در جایی می فرماید یکی کوه بُد نامش البرز کوه به خورشید نزدیک و دور از گروه که گمان دارم شما خود در بخش داستان زایش زال به همین گونه آن را آورده باشید یعنی یک کوهی بود نام آن البرز کوه بود و فردوسی هرگز نفرموده یکی کوهی بود ... پس در اینجا یکی داستانی کاملاً غلط است و درست آن : یکی داستان می باشد یعنی یک داستانی . پس تا اینجا که تصحیح فرمودید حال می رسیم به تذکر دو نفر از خوانندگان محترمتان که گفته اند بیرای غلط است و درست هم گفته اند و اصلاً نیازی نبوده که شاعر برای تنظیم وزن شعرِ خود کلمه را خراب کند پس سرانجام درست این مصرع چنین می شود :
یکی داستان بیارای نغز ملاحظه می نمائید که وزن آن نیز کاملاً درست است
ناشناس در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۲:
آواز استاد شجریان در ابوعطا مرا به اینجا کشاند
از دست ندهید این آواز بی نظیر را مخصوصا مصرع "چرا به گوشه چشمی به ما نمی نگری"
خسرو در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:
برای آقای امیر که برای درک و تحلیل بیت:
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم
به دنبال اسطوره ی آفرینش انسان و دمیده شدن روح در انسان و ... رفته است،
بایستی توضیح داد که خاک در مصرع اول مفهوم کمی (گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من) و در مصرع دوم مفهوم کیفی (از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم) دارد. دانستن همین نکته برای درک فرم و محتوای این بیت و لذت بردن از آن کافی است.
خسرو در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ رشحه » شمارهٔ ۲۳ - غزل جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم :
وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم
این بیت زیبا از مهرداد اوستا چقدر شبیه است به بیت:
دلم شکستی و عهد تو سنگدل نشکستم
ز من بریدی و مهر از تو بیوفا نبریدم
خسرو در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۳:
از این غزل زیبا، محمد علی کیانی نژاد تصنیفی فوق العاده ساخته که با همکاری حسین بهروزی نیا، شهرام میرجلالی، مرتضی اعیان، پدرام درخشان و با صدای زویا ثابت در اوایل دهه ی هفتاد در استرالیا اجرا شد. پیشنهاد می کنم حتما گوش کنید.
ناشناس در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:
آقای مثلا دکتر حامد!!!
حیف از این دنبالهی دکتر که به خود چسپاندهاید! آقای نامحترم مقام بزرگ شهریار چیزی نیست که با اراجیف شما آلوده شود. دریا با آب دهان سگان آلوده نخواهد شد.
"حیدر بابا"
کمال در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۲۸:
باسلام،ودوردبردوستدارانbaba,taher درضمن تبریک روزولادت حضرت فاطمه الزهرا(س)، بقول معرف چیزی که ازاین دوبیت دستگر م شد، حاشیه هاازامروز،ویوم قیل اژآن است درسایت گنجور&باتشکر ازدست اندرکاران سایت فوق & ج : 6207
صهیب در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۶:
مصرع دوم بیت پنجم، در چاپ مسکو چنین آمده است:
هنر برتر از گوهر ناپدید
بیژن در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترجیعات » ترجیع بند - ما گوشه نشینان خرابات الستیم:
ساقی بده آن می که ز جان شور برآرد / بر دار اناالحق سر منصور برآرد
باید به این شکل باشه:
ساقی بده آن می که ز سر شور برآرد / بر دار اناالحق سر منصور برآرد
باتشکر
رحیم غلامی در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۱۸ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - ایضاله:
با سلام بله در دیوان عراقی این طور آمده است:
یارب این بوی چنین خوش ز گلستان آید
رحیم غلامی در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۰۸ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
با سلام. روایتی دیگر از بیت پنجم هست:
به نور طلعت تو دیده ام جمال ترا
به آفتاب توان دبد کآفتاب کجاست
سعید در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۲۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:
بیت چهارم دارای ارایه اشنایی زدایی است.چرا که باد صبا که نشانه ی پیک صادق است غیرصادق معرفی شده است.
علی در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۵۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۷:
بنظر میرسد مصرع اول اینگونه باشد
نه بر اشتر برسوارم نه چواسترزیربارم
دراین مصرع نقطه های ش در تحریر جابجاشده است.
محمد ایلخانی زاده در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۳۵ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد سوم » نغمهٔ حسرت:
اگر ردیف داشتیم بود شعر زیبا تر میشد
روفیا در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۳۹ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۵۹ - جواب:
من کیم تا پیشت اعلامی کنم ...
ناشناس در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۳۳ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۳۷ - جواب:
چنان کان گبر یزدان و اهرمن گفت
مر آن نادان احمق او و من گفت
به ما افعال را نسبت مجازی است
نسب خود در حقیقت لهو و بازی است
سعدی گرامی این مطلب را اینگونه بیان می کند :
در این نوعی از شرک پوشیده هست
که زیدم بیازرد و عمروم بخست
گرت دیده بخشد خدواند امر
نبینی دگر صورت زید و عمرو
یعنی ان چه در دستور زبان می خوانیم با عنوان فاعل در حقیقت شرک الود است .
فاعل علی الاطلاق اوست . ما نه ضریب هوشی مان را انتخاب کردیم ته علاقه مان به موسیقی نه رنگ چشم و نه تجرببیات زندگیمان .
اگر بگویید من خودم انتخاب کردم که مهاجرت کنم و در هاروارد درس بخوانم من می گویم بی نهایت پارامتر در درون و محیط شما شما را به سوی این تصمیم سوق داد .
پس در نهایت شما مفعول هستید نه فاعل .
ولی توجیه نمی کند که پس ما دیگر هر کاری کردیم کردیم و فعل خداست و ما بی گناهیم . بلکه بدون شک گزاره هایی درست و گزاره هایی غلط هستند و کار نمی کنند و کار ما کشف درستی و نادرستی گزاره ها در حد توانمان است .
و هر کس گزاره های درست و غلط مهم تری را کشف کند از موهبت زندگی بهره مند تر میشود و بهایش را هم می پردازد چرا که هیچ چیز در این جهان مجانی نیست و اینگونه عدل خداوند هم مفهوم می یابد .
سید امیر در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴:
با سلام. در نسخی که بنده دیدم آمده است:
پسر نوح با بدان بنشست
خاندان نبوتش گم شد
سگ اصحاب کهف روزی چند
پی نیکان گرفت و مردم شد
با تشکر
فاطمه در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۲:
مصرع دوم بیت اول رو من به صورت:
تو فارغی و به افسوس میرود ایام
هم شنیدم
سیاوش بابکان در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳: