گنجور

حاشیه‌ها

عنایت الله در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۳۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۶ - این قطعه را برای سنگ مزار خودم سروده‌ام:

واقعا خیلی شعر پر معنی و خیلی اساس است.. این شعر انسان را به یاد مرگ می اندازد و میفهماند که چاره ای ندارند در مقابل مرگ .. و پند و اندرزهایی هم است در این شعر زیبا ... ببیند این بستر و عبرت گیردید... خیلی زیبا خدا بیامرزدش...

صابر در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵۹:

ضمن عرض خسته نباشید، مصرع اول با جای «اه» باید «وه» باشد. لطفا اصلاح کنید

امید طبیب‌زاده در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲۱:

وزن این شعر قطعاً «مفتعلن فاعلن//مفتعلن فاعلن» است. یعنی دوری است، رجوع شود به توضیحات ذیل غزل 3027

امید طبیب‌زاده در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲۶:

وزن این شعر دوری است و این نکته حتماً باید به این شکل تصریح شود: مفتعلن فاعلن//مفتعلن فاعلن. رجوع شود به توضیحات ذیل غزل شمارۀ 3027

امید طبیب‌زاده در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲۷:

وزن این شعر دوری است و این نکته حتماً باید به این شکل تصریح شود: مفتعلن فاعلن//مفتعلن فاعلن. وزن دوری وزنی است که در پایان هر پاره (نیم مصراع) می توان یک کمیت کوتاه اضافه داشت، بی آنکه وزن به هم بخورد. مثلاً در مصراع «یافت فراغت ز رنج وز غم درمان پری»، پس از «رنج» یک کمیت کوتاه اضافه می آید، مانند اینکه بگوییم: «مفتعلن فاعلاتُ»! در واقع چون وزن دوری است، آن کمیت کوتاه اضافه در پایان نیم مصراع از تقطیع ساقط است. در مصراع «ما و منی پاک رفت ماء منی خشک شد» نیز پس از «رفت» با همین کمیت کوتاه اضافه مواجهیم که آن هم از تقطیع ساقط است ، به همان دلیلی که ذکر شد.

امید طبیب‌زاده در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲۸:

وزن این شعر عبارت است از «مفتعلن 4 بار»، منتها گاهی شاعر بنا به اختیار تسکین، بجای دو کمیت کوتاه از یک کمیت بلند استفاده کرده است.

احمد در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:

من این غزل را اول بار با صدای آقای مختاباد شنیدم و حظ وافر بردم.
به دوستان توصیه میکنم بنیوشند.

امید در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹:

بطور کلی حافظ در بیت چو پرده دار...... این پرده داری را نکوهیده میداند و استعاره از دین پیشگانی است که با شمشیر سخت گیری و عیب جویی عشاق را می کاهند و هیچکدام از مثال های جناب مسکین عاشق در این مورد مصداق ندارند کما اینکه حضرت سیدالشهدا سعی زیادی داشت که بنماید راه نجات است و پذیرای همه بود و معصومین به خاطر این مکارم اخلاقی ایشان را سفینه النجاه خواندند, معصومین دیگر هم هیچگاه پرده داریشان با شمشیر عتاب نبوده است و کسی را از کشتی نجات پیاده نکرده اند ,

امید در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹:

با احترام در نقد نظرات مسکین عاشق در خصوص "" چو پرده دار بهشمشیر می زند همه را کس مقیم اهل حرم نخواهد ماند"" عرض میکنم که این شعر دلالت بر نوعی گلایه از کسانی است که سد راه معبود می شوند و از نظر تاریخی-سیاسی این شعر متعلق به عصری است که حافظ نگاه منتقدانهای به شرایط سیاسی دارد و در واقع ایننگرش منتقدانه به دکان داران دین همواره در اشعار حافظ موج میزند , در سراسر این غزل حافظ سعی دارد نوید بخش آینده ای بهتر باشد و به اعتقاد من در تفسیر این بیت می توان داستان موسی و شبان را شاهد مثال آورد به نحوی که موسی زمانی که قصد دارد به عنوان پرده دار شبان را از حریم الهی دور نماید مورد عتاب قرار میگیرد.

بهمن در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳:

اشکال نظرات مخالف و موافق در این است که دوستان فکر میکنند حافظ تمام غزل هایش را یک روزه سروده - در حالی که اگر حساب کنید حدودا هرماه یک غزل سروده است و در طول عمر درازش عجب نیست که باور های مذهبی اش و اعتقداتش تغییر کرده باشد
همه ما این ها را تجربه کرده ایم - مدتی نماز خوانده ایم و مدتی تعطیل کرده ایم - به زیارت رفته ایم و به زیارت نرفته ایم
حافظ هم یک انسان مثل ما بوده - بعلاوه یک قریحه خداداد

م ض در ‫۱۱ سال قبل، شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۲:

باسلام
متاسفانه جمله آخر خانم شکوفه در شان این مقال نیست.

نیما در ‫۱۱ سال قبل، شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۳:

استاد لطفی آخر اجرای سال 91 اصفهان با این شعر بداهه نوازی کرده اند بقدری شعر زیبا و تاثیر گذار بود که از صبح تا شب در گوشم میخواند و آرامش خاصی برایم به ارمغان می آورد
هنگام نواختن دف هم که دیگر غوغا میکند نمیفهمم چه میزنم و چه زمزمه میکنم وقت چگونه میگذرد...

امین افشار در ‫۱۱ سال قبل، شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸۸:

درود بر همه گنجوران
سپاس بی پایان پروردگار بی همتا را برای آفرینش زیبایی حیرت انگیز و عشق شورانگیزی که از چشمه جوشان سینه ی دردانه گران سنگی همچون مولوی بیرون می تراود و زلال معرفتش جان های شیفته و جستجو گر را سیراب و مست می گرداند تا ابد. همانند دیگر دلشدگانش شوق و سرگشتگی فراوان، جز ستایش و حیرت سخنی دیگر برایم باقی نگذاشته است.

سینا راد در ‫۱۱ سال قبل، شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۱۷:

با سلام
مصرع اول از نظر ردیف نادرست به نظر می رسد!
تا جایی که در خاطر دارم مصرع اول را چنین خوانده ام:
«نه فکر به غایت جمال تو رسد»

روفیا در ‫۱۱ سال قبل، شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:

ایا کسی که دوستدار ایران زمین است و برای نگهداران اصالت ایرانی احترام فراوان قائل است خاطر عزیزان ایرانی را هر چند از ورای نقاب ناشناس مکدر می سازد ؟!

روفیا در ‫۱۱ سال قبل، شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:

ایا ما واقعا در مقامی هستیم که درشتی و تند خویی کسی را مورد عفو ملوکانه قرار دهیم ؟!
یا فقط می توانیم هنر کرده ان را یعنی دلایل ان را بفهمیم ؟!

روفیا در ‫۱۱ سال قبل، شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:

از حضور ارزشمند طرفین این گفتمان جالب پرسشی دارم :
ایا این که بگوییم " اگر من به جای فلان کس بودم فلان کار را می کردم " درست است ؟!
ما که هرگز به تمامی به جای او نبودیم !
بودیم ؟!
چگونه می توانیم بگوییم اگر به جای او بودیم چه می کردیم ؟!

محمد در ‫۱۱ سال قبل، شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۰۶ - در ستایش صفوه الدین بانوی شروان شاه:

با سلام. لطفا اشعار خاقانی را در صورت امکان اعراب گذاری کنید زیرا اشعار خاقانی را بدون اعراب گذاری نمیتوان صحیح خواند. با تشکر

روفیا در ‫۱۱ سال قبل، شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۹:

تا نه هر بی خبری وصف جمالت گوید
سنگ تعظیم تو در راه بیان اندازم
کسانی مقلد هستند و به تقلید از این و ان در مدح زیبایی او مدیحه سرایی می کنند ولی به تحقیق جمالش را ندیده اند .
سعدی میگوید برای اینکه این بی خبران را از میدان به در کنم از بزرگی و جلال و شکوهت سنگی ساخته بر سر راه انان می اندازم .

ناشناس در ‫۱۱ سال قبل، شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:

سیاوش بابکان گرامی
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت ...

۱
۴۵۶۹
۴۵۷۰
۴۵۷۱
۴۵۷۲
۴۵۷۳
۵۷۲۷