گنجور

حاشیه‌ها

ارسلان بلوچ در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰:

شراب چو لعل روان بخش یار
شراب مصفا چو روی نگار
بیا آن شرابی چو آب حیات
که یابد ز بویش دل از غم نجات

ژینوس در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۲۱ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳۴:

ای دل به تنهایی عادت کن چون از تن ها {یعنی بدن ها آ دمها }بلا خیزد سعادت آن کسی دارد که از آدم ها بگریزد

روفیا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴:

کجا شهوت دل مردم رباید
که حق گه گه ز باطل می نماید

روفیا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴:

جهان جمله فروغ نور حق دان
حق اندر وی ز پیداییست پنهان

روفیا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴:

ظهور جمله اشیا به ضد است
ولی حق را نه مانند و نه ند است

روفیا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴:

آزمودم مرگ من در زندگیست
چون رهم زین زندگی پایندگیست

روفیا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴:

زنده کدامست بر هوشیار
آنکه بمیرد به سر کوی یار

روفیا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴:

از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است
وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است

روفیا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴:

سلام پرده نشین گرامی
نکته ای که به میان آوردید خاطرات زیبایی از خردی ام را زنده کرد .
در یک سریال تلویزیونی به نام پولیانا روشنایی کوهستان دختری بس شاد و سرزنده برای تعطیلات به ارتفاعات کوهستان نزد پدربزرگش سفر کرد .
این دختر پرشور در همنشینی با مردم کوهستان دریافت که هر کدام ترس ها و دردهایی در زندگیشان تجربه می کنند .
یکی از آنها بانوی کهنسالی بود که به گمانم از یکشنبه ها نفرت داشت چون یکشنبه ها روز ملاقات او با پزشک معالجش بود .
پولیانا بازی بسیار هوشمندانه ای آفرید که به زودی در سراسر دهکده مرسوم شد .
او به پیرزن یاد میدهد که در نفرتی که او از یکشنبه ها دارد یک نکته امید بخش وجود دارد و آن اینست که یکشنبه ها بیشترین فاصله را با یکشنبه بعد دارد !!
پس از گذشت سی سال از آن روزها من معنای فلسفی عمیق پشت این بازی را میفهمم .
...
هر چیزی در درون خود ضد خود را نهان دارد ...
زیبایی در درون ترس از زوال زیبایی را ...
نازیبایی در درون حس امنیت ...
امید در درون بیم را ، بیم از احتمال نرسیدن ...
وصل در درون ترس از هجر ...
و هجر در درون امید وصل را ...
هرچه نادان تر باشیم کمتر لذت می بریم کمتر هم درد میکشیم !
هر چه داناتر باشیم بیشتر لذت می بریم ولی نگران از دست دادن دانایی مان هستیم ...
نیست در دایره یک نکته خلاف از کم و بیش ...
این حقیقت خوانایی شگفت انگیزی با عدالت خداوندی دارد .
در نظام و ساختار آفرینش ذهنمان به گونه ای طراحی شده است که به هر کجا و در هر زمان درد و دستاورد با هم برابر هستند !
اینکه ما می پنداریم بعضی کامیاب و برخی ناکام و پاره ای ستمگر و عده ای ستمدیده هستند و روزگار نسبت بدانها بی تفاوت است تنها ساده اندیشی ماست و همواره هر پدیده ای در درون خود ضد خود را حمل می کند اگر ما خوب بیندیشیم .
مقام خوف آنرا دان که هستی تو در او ایمن
مقام امن آنرا دان که هستی تو در او لرزان

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۴۷ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۲۰:

باسلام .به نظر می آید هجره غلط املایی است .وصحیح آن حجره است ، که میتواند به اتاق ،جایگاه ، خلوتگاه ، یاحتی چنانکه مرسوم ومعمول است به محل کسب وکار معنی شود .وحجله بیشتر دور از ذهن است .

کسرا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵:

این اثر واقعا معرکست...
پیشنهاد میکنم گوش جان بسپارید به آواز استاد شجریان در برنامه 180 گلهای تاره که در باب این شعرست...
زنده باد عشق

کسرا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

گلهای رنگارنگ برنامه شماره 345
با اجرای شهیدی و الهه
زیباست این شعر

مهدی حیدری در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۹:

@مهدی برات زاده
تفاوت دارد دوست عزیز.
وفات دارای ایهام بوده و می تواند دو معنی داشته باشه: «وفات» به معنای مردن و «وفات» به معنای وفای تو. که به نظر می رسد سعدی بزرگ دومی را قصد داشته است.
مفهوم آن است که پس از آن که تو وفا کنی، عمری دیگر مورد نیاز است. چرا که این عمر در امیدواری هدر رفت. برای وصال عمری دیگری لازم است.
و اتفاقاً همین ایهام زیباست که اصلاح شعر را ضروری می سازد.

عماد در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۸:

تا در میان نیاری بیگانه‌ای نه یاری
درباز هر چه داری گر مرد اتفاقی
خلاصه هر چه داری رو کن اگر مردی یا هر چه داری بریز رو تخته

عماد در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۶:

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی
این برنامه سازان رادیو و تلویزیون مدیون سعدی هستند و گرنه چه چیزی داشتند که همیشه آخر بنالند که حالا وقت نیست ولی به جان شما ادامه دارد

عماد در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۳:

دیده فرودوختیم تا نه به دوزخ برد
باز نگه می‌کنم سخت بهشتی وشی
موجب فریاد ما خصم نداند که چیست
چاره مجروح عشق نیست بجز خامشی
چند توان ای سلیم آب بر آتش زدن
کآب دیانت برد رنگ رخ آتشی
آدمی هوشمند عیش ندارد ز فکر
ساقی مجلس بیار آن قدح بی هشی

همه عالم نگران تا نظر بخت بلند
بر که افتد که تو یک دم نگرانش باشی

بابک در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:

دوست گرامی حسام،
"حسام نوشته:
در بیت پنجم کاملا مشخص میکنه که روز محشور رو اصلا قبول نداره و کاملا تمسخر مشخصی داری که میگه با خوردن چند می میتونه ترس روز رستاخیز رو از یاد ببره !"
شاید به این دلیل:
رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید
بیابد پاکی مطلق در او هر چه پلید آید
چو عارف را و عاشق را هر ساعت بود عیدی
نباشد منتظر سالی که ایام عید آید
"مولانا"

عماد در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۰:

تا به امروز مرا در سخن این سوز نبود
که گرفتار نبودم به کمند هوسی
بلای عشق را جز عاشق شیدا نمیداند
به دریا رفته میداند مصیبتهای توفان را

عماد در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۰:

همین ستادند از فعل ستدن به معنی گرفتن
داد و ستد

معین نوغانی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

اگر امکانش هست برای تلفظ درست مصرع دوم بیت آخر هر چه سریع تر راه حلی را منظور کنید.
با تشکر

۱
…
۴۵۷۲
۴۵۷۳
۴۵۷۴
۴۵۷۵
۴۵۷۶
…
۵۸۱۶