محمدحسین در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۱۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵:
سبک هندی زیباترین سبک ادبی می باشد
Kalo در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۴۷ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:
حالا مگه معشوق مذکر چشه؟
من همجنسباز نیستم اما دوران دانشجویی عاشق یه پسر دانشجو بودم.
وقتی هم از هم جدا شدیم تا یک سال دپرس بودم.
سهیل قاسمی در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸۷:
دی باده مرا بُرد زِ مستی به در ِ یار
امروز چه چاره؟ که در از دار ندانم
«دار» به معنی خانه است. دیروز باده مرا در حال ِ مستی به در ِ یار برد اما امروز چه کنم که در را از خانه نمی توانم تشخیص دهم!
از چهره ی زار ِ چو زر م بود شکایت
رَستَم زِ شکایت چو زر از زار ندانم
چهره ی چون زر وجه شبه اش زردی رنگ زر است!
رَستَم زِ شکایت یعنی بی خیال ِ شکایت شدم! شکایت را رها کردم (از شکایت رها شدم!)
مانند ِ ترازو و گَز ام من؛ که به بازار
بازار همی سازم و بازار ندانم
بازار همی سازم یعنی معامله ها را جوش می دهم. گَز ابزار ِ اندازه گیری یِ طول (مثلن برای پارچه) است و ترازو ابزار ِ اندازه گیری یِ وزن. می گوید مثل ِ ترازو و گَز، کار ِ بازار را راه می اندازم اما بازار ندانم
در اصبع ِ عشق ام چو قلم. بی خود و مضطر
طومار نویسم من و طومار ندانم
اصبع یعنی انگشت
مانند ِ قلمی هستم در انگشتان عشق که بدون این که خودم بدانم و به فرمان نویسنده (عشق)، چیزهایی می نویسم که خودم نمی دانم چیست
سهیل قاسمی در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸۷:
جولاهه ی تر دامن ِ ما تار بِدَرّید
می گفت ز ِ مستی که تَر از تار ندانم
جولاهه اینجا به معنی عنکبوت یا «تار تَنَک» است. عنکبوت برای تنیدن ِ تار از مایع ِ لزجی که از خودش خارج می کند استفاده می کند.
تَر دامن هم صفت ِ مشخص ِ عنکبوت است هنگامی که دامنش از ماده ی لزج و چسبناک ِ تار تنیدن تر است و هم «تر دامن» به معنی گناهکار و ناپاک به کار می رود.
می گوید که عنکبوت ِ تر دامن ِ ما زد تار را پاره کرد. و می گفت که از مستی «تَر» (مصالح ِ ساخت ِ تار) را از «تار» تشخیص نداده است!
صفایی در ۱۱ سال قبل، سهشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:
بیت اول مصرع دوم...
چکنم که هست اینجا گل باغ اشنایی
بیت هفتم مصرع دوم
که برون مگر چه کردی
بیت نهم مصرع اول
دردیر را زدم من که یکی زدر در امد
دکتر ترابی در ۱۱ سال قبل، سهشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:
تا به امروز پای از گلیم درویشی خویش فراتر ننهاده ام.
دکتر ترابی در ۱۱ سال قبل، سهشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:
جناب گهرویی،
آفرین بر شما که از دل شیر و سخن آتشین گفتید
از یاد آوری یار و دوست سپاس میدارم؛ ارچه
( سلسله موی دوست و یار هردو حلقه دام بلایند )
دودیگر ، ( دوما !!) آ لودن واژگان فارسی به تنوین شایسته
گنجور ، «سخن سرایان پارسی گوی» نیست.
سدیگر، مانای دروغ، لاف و گزاف را نیک میدانم
دروغ ، سخن ناراست است، خلاف حقیقت
لاف ، خود ستایی است به دروغ ، دعوی باطل و
گزاف، بسیار ، بی اندازه
لاف دروغ ؟ یا لاف گزاف داوری با سخندانان است.
مگر که لاف راست هم داریم !! و این کمترین از آن
آگاهی ندارد.
و سرانجام ، تا به امروز پای از گلیم خویش فراتر
ننهاده ام ، و بر سر آن نیستم.
باشد که شما نیز چنین کنید .
کسرا در ۱۱ سال قبل، سهشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴ - انتظار:
دکلمه و آواز این شعر در برنامه ی جاویدان ... گلهای تازه شماره 20
چنگیز گهرویی در ۱۱ سال قبل، سهشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
اقای رسته .در مورد مصرع دوم بیت دوم اظهار نظر نموده اید .به ابات ذیل توجه بفرمایید تا سر حافظ را نه به عم خویش بلکه از درون حافظ استحصال نماییم .چه بسا ناراحتی مولانا از همین موضوع بوده است .هر کسی از ظن ...وز درون من نجست اسرار من .حال به این اشعار که جوشیده چشمه خورشید درخشان حافظ است نظری افکنید .زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست ...*ای که در زنجیر زلفت جای چندین اشناست ...*زلف دل دزدش صبا را بند بر گردن نهد ...*و ز زیر زلف ذو.تا چون گذر کنی بنر . که از یمین و یسارت چه سوگوارانند ..........................8کس نیست که افتاده ان زلف دو تا نیست ....*حلقه زلفش تماشاخانه با دصباست .جان صد صاحبدل انجا بسته یک مو ببین .* و بر افشان تا فرو ریزد هزاران جان ز هر مویت .* سخن کوتاه زلف یار اینجاست انجا که سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت .زلف جایگاه و مامن عشاق میباشد و هیچ گونه لف و نشری هم به کار نرفته.هیچ گونه ایهامی دیده نمی شود و ایهام هم مانند لف و نشر اشتباه استنباط شده است با دلایل شواهد و قراین دال بر ایاهام در شعر و جمله موجود باشد که چنین نیست .بربندید و بر بست با بستن نیز دو معنا دارند بر بندند یعنی دل کندن و اهنگ رفتن . ساده ساده پری رویان وقتی مینشینند غم را مینشانند وقتی ستیز میکنند ....و وقتی دل بر میبندند و میروند دل عاشقان را به دست غم و اندوه میسپارند همان گونه که صیید بهبه فتراک زین میبندندو به دنبال میکشند انه نیز دل ها را به دنبال خود میکشانند .وقتی زلف را باز میکنند این جانها رها میشوند .وقتی یک لحظه با ما مینشینند بلند میشوند.وقتی بلند میشوند و میروند اما نهال شوق و خوستنشان در خاطر رویش میکند و...
سجاد در ۱۱ سال قبل، سهشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۹:
اینهمه حرف و استدلال !
حافظ عارفی بود واصل و تماما در مقام شهود حرف زده ...
پای استدلالیان چوبین بود
پای چوبین سخت بی تمکین بود!
گرچه آدمی از استدلال ناگریز است اما شرح چنین مقالی از منظر جمال آفتاب مرحوم طباطبایی خوشتر است.
شایق در ۱۱ سال قبل، سهشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰:
با سلام سعدی در این غزل تقابل عشق و عقل را بیان میکند عقلی که حسابگر است و در این فکر است که مبادا ابرویم برود و مبادا فردا خرجی کم بیاورم بس کمک نکنم مبادا فردا مریض شوم و احتیاج به بس انداز د اشته باشم مبادا مردم بگویند دیوانه است و مبادا .... اما عشق این حرفها سرش نمی شود فردا ان اتفاقی می افتد که قبلا برایم رقم خورده است و فردا هر چه بادا باد عاقل دنبال بل میگشت دیوانه با برهنه از رود گذشت
چنگیز گهرویی در ۱۱ سال قبل، سهشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:
در بیت مذکور منظور از لاف .کسی که دم از عشق میزند و ادعای عاشقی دارد گله و شکایت و ناله ای از یار ندارد
علیرضا صفائی در ۱۱ سال قبل، سهشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷:
با عرض ادب
توضیحات مفصلی را دوستان نوشتند ولی بد نیست همراهان عزیز این شعر زیبا را با صدای استاد سالار عقیلی بشنوید انصافا خیلی عالی کار کردند.
علیرضا صفائی در ۱۱ سال قبل، سهشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۱:
با سلام و ادب
این تصنیف زیبا توسط استاد سالار عقیلی در آلبومی به نام تمنا منتشر شده است خوب است دوستان حتما این اشعار زیبا را با صدای استاد عقیلی گوش نمایند.
علیرضا صفائی در ۱۱ سال قبل، سهشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱۵:
با سلام
از اشعار نغز حضرت مولانا همین باغ تماشا است که این تصنیف زیبا به همین نام با صدای استاد حسام الدین سراج اجرا شده است
جهان در ۱۱ سال قبل، سهشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۹:
خر که به شعر سعدی در حالتست و مستی
گفت ذوق نباشد تو را آوخ که خرتر از خری
ا. در ۱۱ سال قبل، سهشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۴۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۴ - مدح ابوبکر بن سعد بن زنگی:
بر طفل و برنا و پیر صحیح تر میباشد
mobintbh در ۱۱ سال قبل، سهشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۳ - آموختن وزیر مکر پادشاه را:
میشه لطفا سعی کنید علاوه بر خلاصه ی داستان معنی بعضی ابیات مثل کم کش ایشان را که کشتن سود نیست ...دن نداری بوی مشک و عود نیست مصراع دوم خیلی واضحه ولی مصراع اول یکم مبهمه اینکه چرا باید کم بکشه؟
چنگیز گهرویی در ۱۱ سال قبل، سهشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:
از کلیه مشتاقان و علاقه مندان تمنا دارم .گر معنی و درک و فهم بیت اول اسان مینمایدبرداشت خود را جهت استفاده حقیر مرقوم بفر مایند
ابوطالب در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ عراقی » عشاقنامه » آغاز کتاب » بخش ۵ - در نعت خلفای راشدین: