گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

هین کژ و راست می‌روی باز چه خورده‌ای بگو

مست و خراب می‌روی خانه به خانه کو به کو

با کی حریف بوده‌ای بوسه ز کی ربوده‌ای

زلف که را گشوده‌ای حلقه به حلقه مو به مو

نی تو حریف کی کنی ای همه چشم و روشنی

خفیه روی چو ماهیان حوض به حوض جو به جو

راست بگو به جان تو ای دل و جانم آن تو

ای دل همچو شیشه‌ام خورده میت کدو کدو

راست بگو نهان مکن پشت به عاشقان مکن

چشمه کجاست تا که من آب کشم سبو سبو

در طلبم خیال تو دوش میان انجمن

می‌نشناخت بنده را می‌نگریست رو به رو

چون بشناخت بنده را بنده کژرونده را

گفت بیا به خانه هی چند روی تو سو به سو

عمر تو رفت در سفر با بد و نیک و خیر و شر

همچو زنان خیره سر حجره به حجره شو به شو

گفتمش ای رسول جان ای سبب نزول جان

ز آنک تو خورده‌ای بده چند عتاب و گفت و گو

گفت شراره‌ای از آن گر ببری سوی دهان

حلق و دهان بسوزدت بانگ زنی گلو گلو

لقمه هر خورنده را درخور او دهد خدا

آنچ گلو بگیردت حرص مکن مجو مجو

گفتم کو شراب جان ای دل و جان فدای آن

من نه‌ام از شتردلان تا برمم به های و هو

حلق و گلوبریده با کو برمد از این ابا

هر کی بلنگد او از این هست مرا عدو عدو

دست کز آن تهی بود گر چه شهنشهی بود

دست بریده‌ای بود مانده به دیر بر سمو

خامش باش و معتمد محرم راز نیک و بد

آنک نیازمودیش راز مگو به پیش او

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

سینا سرلک » جرس » نهان مکن

محسن چاوشی » من خود آن سیزدهم » کو به کو

سیاوش شایگان » تک آهنگ های سیاوش شایگان » راست بگو

مهدی ساکی » کماکان » حلقه به حلقه

علی اکبر شکارچی » عاشقانه » تصنیف عاشقان

پرواز همای » تک‌آهنگهای پرواز همای » باز چه خورده ای بگو

پرواز همای » باز چه خورده‌ای بگو » باز چه خورده‌ای بگو اسپاتیفای

فرمان فتحعلیان » مست و خراب » مست و خراب اسپاتیفای

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۰۳ نوشته:

محسن چاوشی عالی

 

ناشناس در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۰۹:۳۵ نوشته:

محسن که می خونه حال و هوای شعر برای شنونده ملموس تر میشه.
ولی یکی از ابیات توی متن شعر شما نبود.

 

سپیده در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۸:۴۴ نوشته:

فتبترک الله احسن الخالقین
آفرین و صد آفرین بر حضرت مولانا...
و صدهزار آفرین بر چاووشی...مردی که یاد بزرگان را به روشنی زنده کرد

 

mohammad در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۲۸ نوشته:

ناز نفس مولانا و چاوشی
لطفا کسانی که با ادبیات آشنایی دارن تفسیر این شعر رو هم بذارن
ممنون از همگی

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۷ نوشته:

محمد این شعر را می وشتند و می رقصند گفتنی نیست قربانت بشوم برادر

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۳۲ نوشته:

ای جان جان جان جان

 

مینا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۱۵ نوشته:

خفیه مصدر پنهان شدن و پوشیدگیست

 

مینا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۱۹ نوشته:

شتر دل مانند بز دل امروزی به معنی ترسنده به کار رفته

 

حسین رستمانی در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۲۶ نوشته:

کار دلم به جان رسد ، کارد به استخوان رسد ...

 

فریبرز در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۴۵ نوشته:

صد رحمت و صد آفرین، بر شعر او؛ صدای این.

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۵۰ نوشته:

درود بر تو ای فریبرز با فر برز و بلندت

 

محمد علی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۴ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۵۴ نوشته:

این شعر رو محسن نامجو جوری خونده که اگه گوش کنید دیگه به یاد نمیارید که کسی به نام محسن چاوشی خواننده بوده

 

علی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۴۵ نوشته:

دکتر زرین کوب یکی از محقق هانیه که خیلی درباره ی مولانا اطلاعات جمع کرده...و من جایی از مقالشون ندیدم که بگن با رقص شعر میگفتن
این پوشیده نیست که در دیدار با شمس تبریزی فی البداهه شعر میگفتن و میخوندن اما این هم پوشیده نیست که مولانا سال های سال از شمس دور بود

 

مهدی محمّدی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۵۰ نوشته:

.. چون خمشان بی گنه، روی بر آسمان مکن ..
#MCh

 

مهزیار حق شعار در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۳۶ نوشته:

سلام.
معنی مصرع دوم این بیت چیه؟ کسی میدونه؟
عمر تو رفت در سفر با بد و نیک و خیر و شر
همچو زنان خیره سر حجره به حجره شو به شو

 

حصین در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۴۳ نوشته:

محمد علی لطفا سکوت.خودت خوب میدونی که چاوشی سالار هر چی خوانندس چه برسه به محسن نامجو و امثال اون.البته قصد بی احترامی ندارم اما چاوشی رو باید با اساتید بسیار بزرگ تاریخ موسیقی ایران مقایسه کرد که باز هم مشاهده میشه چاوشی سالاره.بالحق که هیچ کس از مادر زاده نشده و نخواهد شد که مانند چاوشی این کلمات را اینگونه ادا کند.سالار خسته ، حنجره زخمی تغزل ، پادشاه آواز:محسن چاوشی

 

احمد در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۲ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۶:۱۵ نوشته:

چه حیف که صدای عرفانی فرمان که بر این شعر عرفانی تر از آن صدا نشسته کمتر شنیده شده !

 

نغمه در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۳۶ نوشته:

فرمان فتحعلیان این غزل رو خیلی خوب اجرا کرده.. بسیار شنیدنیه..

 

علی در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۳۱ نوشته:

نام علی اکبر شکارچی را سرچ کنید و کاست عاشقانه را دانلود کنید خیلی زیبا خونده تلفیق با ملودیهای لری

 

شاهرخ در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۵۸ نوشته:

عمر تو رفت در سفر با بد و نیک و خیر و شر..............
همچو زنان خیره سر حجره به حجره شو به شو..................میگه در طول عمرمان ، دائم دیگران را قضاوت میکنیم (فلانی خوبه فلانی بده )........... روی اتفاقات اسم مورد نظر خودمون رو میگذاریم (( خیر و شر )) .......... کلا" از سیستم مقایسه روانی استفاده میکنیم .................... و در محضر زندگی و خدا این کتر از هرزگی نیست ............چون هر بار این کار رو میکنیم،
خیره سری و فساد بر میانگیزیم

 

شاهرخ در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۰۰ نوشته:

..........
و در محضر زندگی و خدا این کمتر از............

 

منصور بنانی در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۳۸ نوشته:

در این غزل تجربه آگاهی ورای فکر (خود متعالی) در مقابل افکار مقایسه گر، رقابت جو، غیبت کننده و اسیر خود باختگی به قضاوت ها (خود کاذب) بیان شده است.
معانی لغات و ابیات:
خفیه: نهان و پنهانی، مخفی. ؛ کدو و می: در قدیم در کدوی خالی و خشک شده، شراب می انداخته اند. کدو در اینجا به معنای کوزه و کدو کدو یعنی چندین کوزه. ؛ شوبه شو: شوهر به شوهر ؛ لقمه هر خورنده را، درخور او دهد خدا : به احتمال زیاد اقتباس از آیه ششم، سوره هود است: ( و ما من دابه فی الارض الا علی الله رزقها: هیچ جنبنده ای در زمین نیست مگر آنکه روزی او بر خداوند است.). شتردل: ترسو ؛ حلق و گلو بریده با، کو برمد از این ابا: بریده باد حلق و گلوی کسی که از این آش، فراری باشد! (ابا به معنای آش است. چنان که مخفف آن در شوربا و... آمده است.) ؛ دست بریده‌ای بود، مانده به دیر، بر سمو: دیر صومعه معنی شده و سمو با ضمه س و م، به معنای بلندی و سکو. در جای دیگر دیر به معنای دیرگاه آمده است.
کلمات کلیدی: مولوی، اصالت انسان، توهم خود، مراقبه.
منابع:
1-سایت گنجور: غزل 2154 دیوان شمس اثر مولانا
2-کتاب انسانم آرزوست (شرح غزلیات مولانا)؛ اثر بهاء الدین خرمشاهی
منصور بنانی آدرس تلگرام پیوند به وبگاه بیرونی

 

لیلا رابربند در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۷ نوشته:

منظور دوستان از رقص و سرودن اشعار همان غرق بودن حضرتش در جذبه است .حضرت مولانا اکثر اوقات از این عالم جدا و در جذبه ی نور حق مغروق بودند .
صدای تق و تق بازار مسگر ها . چرخیدن و رقص حضرت که ساعتها طول کشید و ایشون رو از این عالم خارج کرد رو هم دوستان مشرف هستند

 

مهدی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۶ نوشته:

با سلام
سرکار لیلا خانم. چرا حرف بی ربط میزنی ؟ غرق در نور حق .....
یعنی چه این خزعبلات ؟ فقط شما فهمیدی منظور از رقص مولانا چیزی هست که گفتی ، و ما تا الان فکر میکردیم مولانا باباکرم میرقصیده ! نگو غرق در جذبه نور حق بوده ..... و ما خبر نداشتیم.
چرا چیزی میگید که هیچ اطلاعی از اون نداری و بی جهت فضل میفروشی. یعنی چه که مغروق در جذبه نور حق ؟
شما از کجا میدونی مولانا از این عالم خارج شد ؟ تو بلیط خروجش رو صادر کردی ؟ ساعتها رقص در بازار مسگرها و ....
چرا این بزرگمرد رو اینقدر تنزل میدید ؟ ساعتها رقص ....
تو براش زمان گرفتی که دیدی ساعتها باباکرم رقصید ؟
اصلا تو رو چه با این افکار عقب مونده و متحجر به مولانا ؟ غرق در جذبه ی نور حق !!!!!
خدایی خودت میفهمی چی گفتی ؟ چرا اینقدر سطحی هستید؟

 

۸ در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۲ نوشته:

جناب آقا مهدی
داستان سماع جنابشان در بازار و به دام انداختن
" زر کوب " در بسیاری از تذکره ها آمده است.
این که " والس " یا تانگو " و یا بابا کرم خودمان بوده است ، به درستی نمی دانیم میبایدتان تا از اهل سماع بپرسید که شمارشان بی شمار است.و دیگر که بر لیلا نتازید و عفت کلام و حرمت قلم را پاس بدارید.

 

پوریا در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۴ نوشته:

ببخشید ولی مولانا که از ما بهترون نبوده که همین جوری برقصه و شعر بگه و تمام قافیه ها و وزن شعر درست جور در بیاد و اینقدر هم عالی بشه؟ درسته حالا رقصی بوده و سماعی ولی این درست نیست از مولانا یک بت و یک از ما بهترون بسازیم، ایشون هم انسان بوده و قطعاً ساعت ها نمیتونه فقط دور خودش بچرخه و سماع برقصه. اگه مولانا فقط میرقصیده پس چجوری به این درجه از عرفان رسیده؟ با رقص؟ اگه بارقص تانگو یا سماع یا زرکوب یا هرچی میشه به عرفان و خدا رسید پس بهتره ممنم برم رقاص شم. ما ایرانی ها کلاً داستان دوست داریم. مثلاً داستان باباطاهر عریان که میگن پرید توی استخر و به عرفان رسید. پس اگه این جوری بود تمام شیرجه زنای تاریخ عارف بودم. برادران خواهران این جماعت با دانش و علم به اینجا رسیدن به عرفان نه با رقص و نه با شیرجه و نه با چیز دیگری. نه پیامبر بودن نه معجزه گر. فقط با دانش به شناختی از خدا رسیدن. درست مثل دکتر الهی قمشه ای که عارفه. ایشون با رقص به اینجا رسیدن؟ یا شیرجه توی استخر آب یخ؟

 

پوریا در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۷ نوشته:

ببخشید اما با کی حریف بوده ای درست نیست،
درستش اینه: با که حریف بوده ای بوسه ز که ربوده ای.

 

محمدرضا در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۱ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۲ نوشته:

عمر تو رفت در سفر یعنی حال و روز من در تمام عمرم همش گفتم فردا اجاره خونه ام چی میشه،کارم چی میشه بچم چی میشه کاسبی ام چی میشه ،ذهن لعنتی ما همش درگیر این سفر کردنهاست از این مشکل به اون مشکل و مولانا میگه بس کن دیگه و راضی باش به اتفاقاتی که هر لحظه برات میفته.البته برا من که سخته ولی تمرین میکنم.

 

فرزین در ‫۲ سال قبل، چهار شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۴ نوشته:

@پوریا
پیشاپیش از تندی و تیزی سخنم که تندروهای مذاهب بیش احساسش خواهند کرد شرمسارم، اما، باید پرسید از پوریا که مگر پیامبران چگونه بوده اند که در دیده ی شما از ما بهترانند ولی حضرت مولانا که مدعی هیچ برتری و بهتری نبوده اند، از ما بهتران نیستند و اگربپذیریم با ما مساوی تران هستند، ازخود حضرت پوریا ، بدتران و پست تران هستند؟!!!، معجزه ی آخرین پیامبر، آنکو که احتمالاً پیامبرمحبوب و مطبوع خود شما نیز باشد ، قرآنی است که معجزه است چون کسی مثالش نتواند آورد و پیامبر را از ما بهتران میدانیم چون معجزه کرده است، ای کاش میتوانستیم در طول تاریخ بشریت یک نفر دیگری که توانایی سرایش حضرت مولانا را داشته بیابیم، تنها و تنها یک نفر از میلیاردها میلیارد انسانی که تا کنون بر زمین زاده شده و مرده اند چنان که پیامبران زاده شده و مرده اند.... تا به این ترتیب ، حداقل جنگ بر سر اینکه ایشان (حضرت مولانا) به کدام کشور تعلق داشته اند میان کشورهایی که از قضا تنها دو کشور هم نیستند، پایان میگرفت.... یعنی التماس دارم که شما بیشتر پیدا کنید، اگر از این معمولیها زیاد سراغ دارید... لطفتان از جانب مردمان دوستدار ادب و ادبیات و سرایش ورقصندگی و... ساکن در سرتاسر کره زمین، به شما اطمینان میدهم که به چند هزار برابر ارزش ارج نهاده خواهد شد...

 

فرزین در ‫۲ سال قبل، چهار شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۹ نوشته:

به پوریا:
درون این شعر وزین و وزن موزون چه بود؟!
بجز لغات پیش پس؟ هست اگر دگر بگو دگر بگو
لیک مجو که جسته اند و جسته ام نبود یک نفر چو او
و بهترین و برترین هم او بود و نیست به از او جز او

 

مجید مریخی در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۰۶ نوشته:

به فرزین میگویم و دیگران چون پوریا و پیشینییش نیز بخوانند
حال که چنین بی محابا و از سر غرور چند کلام از اینجا و آنجا خوانده بر سر دین و مذهب که پیداست ارزنی از آن آگاهی نداری میتازی می گویمت فقط در این باب و فقط در این باب اگر میخواهی بدانی سه کتاب بحر در کوزه و سر نی و پله پله تا ملاقات خدا هر سه از تالیفات محمد حسین زرینکوب در شرح احوال مولانا را بخوان تا شاید وشاید اندکی با مذهب مولانا آشنا شوی که البته پیش بگویم که بعید است چرا که اول شرط خرد ادب است که نداری
تو را چه شده است و به کدامین وجود مینازی که چنین در شانی که بدان راهی نیست جز برای آنکه در وجود محض وجودی از خود نمی بیند سخن میرانی؟
من و تو ودیگران چیستیم در این گوشه ی خانه در زمینی بدین فراخی که خود ذره ای است ناچیز در کهکشان و آن کهکشان از ذره ای ناچیز تر است در برابر گوشه ای خرد از پهنای آسمانی ملیاردها سال نوری افق دریافت فعلی آنست و باز خالقش فرموده تمام آن متاعی است قلیل!
حال کوچکی بدین خردی در باب خلق و خالق و رسول آن خالق از کدام گوشه ی کدام ذهن اینگونه تندی میکند؟
این سه کتاب بخوان و بخوان وبخوان تا بدانی

 

یوسف در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۴ نوشته:

نامجو هم در آلبوم دماوند این شعر رو خونده اونم گوش کنید هین کژ و راست

 

رونین در ‫۱ سال قبل، چهار شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۶ نوشته:

دوستان یحتمل ورژن محسن نامجوشو گوش ندادن که از محسن چاووشی میگن، آن صدا، سه تار و این اشعار، الله اکبر الله اکبر

 

لیلا رابربند در ‫۱۱ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۲ نوشته:

@مهدی
حال متکلم از کلامش پیداست
جناب مولانا بر خلاف دیگر شعرا درجه عرفانشون بالاتر از مرتبه ی شاعریست بله ایشون مجذوب بودند با هزاران دلیل خارج از این عالم همونطور که با خواندن اشعارشون خارج میشیم از این عالم ، نوع نگاهشون بیانگر تفکراتشون بوده ، مضاف براینکه شماهم از رقص چیزی نمی دونید و هم از ادب

 

لیلاج در ‫۶ ماه قبل، چهار شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۰۸ نوشته:

هیچکس به زیبایی همای این شعرو نخونده.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.