گنجور

حاشیه‌ها

شایق در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

با سلام ( فی منظرک النهار واللیل ) یعنی وقتی چشم به مویت می افتد تو بنهانی در بشت این مو ( هو الباطن او بنهان است )و وقتی چشم به رویت می افتد تو مثل روز روشن و درخشاتی و همه را نور می بخشی ( هو الظاهر او اشکار است ) بستگی به کسی دارد که تو را می نگرد همه می نگرند بعضی جز سیاهی چیزی نمی بینند و بعضی جز روشنی نمیبنند

روفیا در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴:

سلام آقای ید ا ... قایدی گرامی
گمانم در نیم بیت چهارم مقصود از شاهد زیبا رویی باشد .
یعنی اگر اهل عاشقی شدی برای فتوا دادن نیاز به دو شاهد نداری . بلکه دیدن یک زیبا و مشاهده یک زیبایی برای صدور حکم از سوی تو کافیست .
این از خواص شگفت انگیز زیبایی است .
عاشقان را شد مدرس حسن دوست
دفتر و درس و سبقشان روی اوست
خامشند و نعره تکرارشان
میرود تا پیش تخت یارشان
سلسله این قوم جعد مشکبار
مساله دور است اما دور یار
...

شایق در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱:

با سلام سعدی در مصرع اول بیت اول اشاره به ایه قران (هو الظاهر و الباطن او هم ظاهر وهم باطن است ) زلف اشاره به بنهانی او دارد که مانند شب است و بناگوش اشاره به ظهور او را دارد که مانند روز است و در روز اشیا در دید است با توجه اندکی او را قبل و بعد و با اشیا می بینی و همه جا را مملو از خدا می بینی و اگر بی دقت بگذری هیچ چیز جز فنا و نابودی نخواهی دید

مسعود در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

سلام شعر مولانا+صدای ناظری فارسی زبان و فارسی فهم را به جاهایی میبرد که بعید میدانم به کس دیگری وصال دهد! بگذریم در خصوص بیت آخر که اتفاقا دغدغه خیلی ها هست دو نظر دارم ؛ اول این که احتمال دارد منظور از کم تندی همان کمتر تنیدن و داخل شدن است ؛ همان که می گویند دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد.....یعنی با اختلاط کمتر با انسان ها راه سعادت باز می شود و نیاز به حرافی نیست. نظر دوم که البته فقط یک گمانه است این که شاید بجای کم تندی ، کم طلبی ،درست باشد!

بابک در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵:

نکته بین !!!! گرامی،
"زعقل اندیشه ها زاید که مردم را بفرساید
گرت آسودگی باید برو عاشق شو ای عاقل"
تفسیر و ترجمه شما پر ز اشکال و مشکل زاست،
چرا که شیخ با عقل عقل را رد نکرده! بلکه بیان کرده که از عقل اندیشه هایی چنین نیز برآید که مردم (حال یا آدمیان، یا چشمان) را بفرساید :
-دکتر جوزف مِنگله را شنیده اید با مردمان چه می کرد؟ آیا توسط غیر از عقلش بود؟
-یا قومی که همواره به فکر حیله و دسیسه و کلاه برداری باشند؟ آنان توسط کدام پاره از وجودشان برنامه و نقشه ریزند تا دیگری را به خاک سیاه نشانند؟ به غیر از عقول مبارک؟
-این بمبهای اتمی و هیدروژنی و غیره که پانزده هزارش فعلاً نزد از ما بهتران به انتظار فلاکت آوری نشسته اند چه؟ موجودی غیر از عقل آنان را زاییده؟.....
*رساله عقل و عشق شیخ بزرگوار را خوانده اید؟
چنانچه بخوانید خواهید دید که نه تنها عقل را رد نفرموده که از آن بجای خود نیز ستایش کرده، ولی اشاره به این نیز فرموده که وجودی والاتر از عقل که همانا عشق بود راه چاره باشد.....
از رساله مذکور:
"...بقدر وسع در خاطر این درویش می آید که عقل با چندین شرف که دارد نه راه است که چراغ راهست....
و خاصیت چراغ آنست که بوجود آن راه از چاه بدانند و نیک از بد بشناسند و دشمن از دوست فرق کنند...
نقلست از مشایخ معتبر که رو ندگان طریقت در سلوک به مقامی برسند که علم آنجا حجاب باشد، عقل و شرع این سخن به گزاف قبول کردندی تا به قرائن معلوم شد که علم آلت تحصیل مراد است نه مراد کلی، پس هرکه به مجرد علم فرود آید و آنچه بعلم حاصل می شود در نیابد همچنانست که به بیابان از کعبه بازمانده است...."
-----
-در باب صوفیان و استعمار و کشور هند و دگر نقاط که فرمودید، مسلمانان اقلیتی از جمعیت هند را تشکیل داده و صوفیان خود اقلیتی ناچیز در آن اقلیت. و این کفایت تسلط استعمار پیر را نمی داد، پس از طرق دیگر چون سیاست و تجارت و مذهب وارد شدند، که همواره گفته اند زر و زور سیاست کنند...

محمد از اصفهان در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

باسلام. این اثر خاطره انگیز علیرضا افتخاری با آهنگسازی محمدجلیل عندلیبی و نی نوازی محمدعلی کیانی نژاد را هم از سایت شب عاشقان بشنوید و محظوظ شوید:
پیوند به وبگاه بیرونی

شایق در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:

با سلام وسلام ویژه خدمت دو سرور گرامی در قران کریم خداوند در مورد قتل عمد سه گزینه بیشنهاد میکند 1 - کشتن قاتل 2- گرقتن دیه 3- بخشیدن بی قید و شرط و خداوند خود گزینه سوم را بیشنهاد میکند و برای کسانیکه به گزینه سوم عمل کنند باداش عظیم قرار داده و وعده داده که اجر فراوانی خواهند داشت حال تصور کنید شخصی جوان بیست ساله رعنای خود را توسط یک فرد جانی وبی همه چیزی از دست داده است فردی که از نظر ما به هیچ دردی جز مردن نمی خورد اما خداوند خواستار بخشیدن اوست و اینکار عطمت بخشش در کارهای نابخشودنی را نشان میدهد و چنین بخششی چه ظرفیت عطیمی میطلبد و بنابراین عاشق خدا بودن یعنی بخشیدن بی قید و شرط همدیگر

ابراهیم در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۲۸ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:

دوست گرامی آقای محسن پولادی حاشیه پایین لباس بزرگان تریج قبا خوانده میشده که شما مرقوم فرموده اید تیلیش قبا، البته بابت جسارتم پیشاپیش معذرت خواهی میکنم.

سعید قاضی در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲:

استاد عبدالوهاب شهیدی در گل های تازه شماره یک با همراهی پیانوی استاد جواد معروفی این شعر را بصورت آوازی در دشتی اجرا کرده اند. بسیار زیباست.
البته استاد شهیدی مصرع اول بیت دوم را اینگونه خوانده اند:
میان انجمن از لعل او چو یاد آرم....

نازنین در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹:

اگر به دست کند اینجا به چه معنی است؟

عین. ح در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲۴:

در مصراع اول بیت هشتم به جای «تعلق‌زا» باید «تعلق‌زار»‌ باشد

نازنین در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:

بیت (اگر برهنه نباشی...)به چه معناست و ربطش با ابیات قبل و بعد چیست؟

پدرام در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الزاهد والضیف » بخش ۱ - باب زاهد و مهمان او:

سپاس گزارم
خیلی دنبال متن اصلی کلیله و دمنه گشتم

کسرا در ‫۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۰۹ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:

به نقل از پدرم... پدر بزرگ مرحومم عاشق این غزل بوده و با این غزل به آرامش میرسیده...
روح همه رفتگان مخاطبان خوب گنجور شاد...

آرش غنی زاده در ‫۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۵۲ - ضیمران:

و دیگر آنچه که می توانم گفت آنکه در بیت
هرکسی کاز دور آن اکلیل گل را دید گفت
لوحش‌الله کاین شجر تاج ازگل رعناگرفت
بنده جایی دیده ام که به جای کلمه ی تاج ، باج آمده است که به نظر زیباتر و برازنده تر می نماید .
درود و سپاس .

آرش غنی زاده در ‫۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۵۲ - ضیمران:

اشتباه دیگر در این بیت است .
تا نپنداری که چون بالاگرفت از لطف بید
آن محبت را فراموش کرد و استغناگرفت
فراموش در وزن سکته ایجاد می کند و باید فرامُش باشد .

آرش غنی زاده در ‫۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۱۷ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۵۲ - ضیمران:

با تشکر وقدر دانی از زحمات دوستان فرهیخته که چنین مهمی را فراهم کردند . علاوه بر جابجایی کلماتی که در مصرع اول بیت چهارم دیده می شود و صحیح این است که بخوانیم . تابش خورشید را دید از ورای شاخ و گفت . بیتی از این شعر نیز از قلم افتاده است .
بید پای ضیمران شد ، ضیمران رخسار بید
زین تعاون گیتی آمنا و صدقنا گرفت .

چعفری انی در ‫۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۴۰ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳ - نقطه خال تو:

کلمه فقیه بسیار جالب و درست می باشد معنی مصرع با این کلمه کامل است

سمراد در ‫۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:

وزن این سروده
تَن تَن تَنا تَنا تَن تَن تَن تَنا تَنا تَن
- - ن- ن- - - - ن- ن- -

رضا در ‫۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۳۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۴:

کوشش بی جا مکن در راه وصل
هر زمان کز خود گذشتی واصلی

۱
۴۴۸۶
۴۴۸۷
۴۴۸۸
۴۴۸۹
۴۴۹۰
۵۸۰۷